کیر سخنگو

سلام . میدونم شاید براتون عجیب باشه شایدم نه . شایدم فکر کنید دیوونه شدین که یه کیر میتونه صحبت کنه . بهرحال , من کیر هستم و همین الان که خدمتتون دارم این جریانو مینویسم باید عرض کنم خدمت انورتون که من نماینده تمامی کیرهای جهانم . به نوعی میشه گفت که من یک کیر نوعی هستم . من یه کیر 10 سانتی از شرق آسیام . یا یه کیر صورتی و متعادل از کشورهای اسکاندیناوی . من یه کیر ذغالی دراز با سر صورتی از شاخ آفریقام . من یه کیر نوتلایی هستم از آمریکای جنوبی . کلفته کلفت . من یه کیر بی هویتم از جهان عرب . همه میگن گنده و دراز ولی خیلی معمولیم منتها تشنه به سوراخ . صاحبم همیشه دست به من دنباله سوراخه . مهم نیست مرد باشه زن باشه بچه باشه گاو باشه شتر باشه … سوراخ باشه حله . اما …

اما من یه کیر ایرانیم . من یه کیر بدبختم . من یه کیر عقده ایم . از وقتی که عملکردم شروع میشه و دور و اطرافم پر میشه از مو و دوتا فندقمو هم میپوشونه مدام مورد اذیت و آزار جنسی صاحبم قرار میگیرم . وقت و بیوقت منو میگیره و با اعمال شاقه مورد اذیت قرارم میده و انگار شب و روز نداره . هر وقت هر جا که شد باید شیر بدم . دائم هم که باید در حالت استوار باشم . معلوم نیست صاحب من با چه چیزی شق نمیکنه . از دیدن یه ناخن لاک زده شق میکنه تا باسن فربه یه پیرزن تو صف نون . سیستم تناسلی من کاملا بهم ریخته . بعد مدتها وقتی که زمان موعود میرسه و من به یارم میرسم از بس تجارب ذهنی مختلف داشتم که عنان کار از دستم در میره . یا اینقد تو بهت و دلزدگی فرو میرم که اصلا نای بلند شدن ندارم یا از شدت هیجان و شعف , عنان کار از دستم درمیره و قبل وصال یار از هم میپاشم .
من یه کیر ایرانیم . من تقریبا تمام عمرم رو داخل یه شورت بوگندو میگذرونم . هیچوقت نشده بغیر از حموم آزاد باشم . من همیشه دربندم . همیشه صاحبمو نفرین میکنم . تا حالا تو عمرم یک ساعت جلو نور آفتاب نبودم . اصلا هیچوقت بیرون نبودم .
من یه کیر ایرانیم . من همیشه بوی شاش و عرق میدم . منو هیچوقت بعد شاشیدن نمیشورن . هیچوقت شورتی که من توشمو تا حموم بعدی عوض نمیکنن . هیچوقت به من بها نمیدن . همیشه از بوی بدم خجالت میکشم .

من یه کیر ایرانیم که هرگز اونجوری که باید بهم نرسیدن . هیچوقت طعم یه سکس خوب رو نچشیدم . یا 5 دقیقه نشده ارضا شدم و یا با مصرف انواع قرص ها و اسپری ها و بعضا مخدراتی مانند شیره و ترامادول دوساعت پیاپی در آمد و رفت بودم . انگار صاحب من در هیچکاری جانب تعادل را رعایت نمیکند . نمیدانید پروستات چه درد دلهای حزینی نزد من میکند . بعضی وقتا شبها که صاحبم خواب است اشک میریزم و او به اشتباه فکر میکند که چرا اینقدر کم به من میرسد و نمیداند که درد من این است که چقدر به من بد میرسد .

من یک کیر ایرانیم …
(از نویسندگان مونث تقاضا میشود داستان کوس سخنگو را با توجه به تجارب و معضلات و مشکلات بنویسند )

نویسنده : کیرمرد(dickerman)

بازدید 19,207

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

30 پاسخ به “کیر سخنگو”

  1. سلام خانم های که به دنبال کار با درامد بالا میگردند و پاسپورت دارند خصوصی پیام بدهندحقوق ماهیانه بین 2 الی 5 میلیون تومان.بگم که کار اصلا سکسی نیست.

  2. سلام منو به خایه برسونداستانت مزخرف و بیمزه بود قلمت توی داستانی دیگه خیلی بهتره

  3. ای کیر سخنگو, درسته این مشکلات رو در ایران داری ولی به جاش امنیت داری. کیرای دیگه ی خاورمیانه امینت ندارن.

  4. چه درد دلی …ز دست دیده و دل هر دو فریاد …دیگه باید اینو هم بهش اضافه کنیم ?ذهن خلاقی داری توی طنز و چه چیزی بهتر از شادی و خنده …لایک دوست عزیز

  5. با این که خلاقانه بود خوشم نیومد از این یکی …راستی اون دلهره ادامه نداشت ؟؟؟

  6. سوژه به این قشنگی یه قسمت همش؟؟؟ بابا این دلهره خودش میتونه حداقل پنج قسمت باشهاز من میشنوی ادامش بده

  7. ماهان امیر عزیز اون داستان دیگه بسته شده . حالا نمیدونم بشه ادامشو داد یا نه میترسم ادامش بشه مثل ادامه خیلی از فیلمای وحشتناک مثل جنگیر که اولیش فوق العاده بود ولی هرچی بعدش ساختن به پای اولی نرسید . راستی سریالشو ساختن تا حالا دوفصلش امده توصیه میکنم ببین خیلی قوی با فیلمنامه درست و حسابی و با استانداردهای سینمایی ساخته شده تا سریالی .

  8. همینجوریش دختر ایرانی به زور ساک میزنه، حال از این نُطق کیری هم تاثیر بگیره دیگه واویلا!هرچن جای شکرش‌ باقی‌ست که از پیمودن آن تونل تنگ و تاریکِ یه طرفه و گرفتنِ آن بوی نامطبوع دِگر هیچ نگفتی.بسی مایه خرسندی‌ست که لاقل به این اشاره نکردی که:«من یه کیر ایرانی‌ام، آنگاه که در اوج جوانی بلخره موفق به رویارویی با دروازه‌ی کص میشوم و سرشار از شوق ورود،… مرا به جای فرسادن در گُلدان، اندرون گهُدان میفرسند که مبادا صاحبِ گلدان، پلمپ خویش را از دس بدهد.»

  9. کیری بود… بی منطق و مسخره و غیرواقعی … کیر خودت شاید این شکلی باشه… مال ما که سالاری میکنه و وضعش از خود ما هم بهتره… ولی در کل خارج از بحث شخصی، هم ایده ات تخمی بود و هم نوشتن و پروردن متن… کیرت اینجور که میگی ظاهرا قابل نیست، پس دیسلایک تقدیم کونت

  10. عابر 11 ممنون از نظر صاف و صادقت . انشالله وضعت بهتر شه و به کیرت برسه . پایدار باشی

  11. خونه به دیوار ارش یه خانواده ارمنی بودن که دخترشون یه سگ کوچولوی با نمک داشت به اسم فلفلی. ارش وقتی دختر همسایه تو حیاط خونشون سگشو بقل میکرد و صورتشو بهش میمالید ارش از پنجره اطاقش زل میزند به حیاط همسایه اه میکشید و ارزو میکرد ای کاش جای سگه بود ما هم البته با زدن حرفایی مثل هر کسی کو دور ماند از اصل خویش باز جوید روزگار وصل خویش!! و یا اگر درستو ادامه بدی به اونجاهام میرسی (یعنی الان از سگم کمتری!!) و کلمات محبت امیزی از این قبیل سعی میکردیم دلداریش بدیم!!!

  12. ممنون بانو ایول گرامی . درواقع به قصد طنز ننوشتم ولی خیلی ضعیف و خام و نپخته از کار درامد . از این بابت از شما و خواننده های گرامی برای چندمین بار عذرخواهی میکنم سعی میکنم بهتر بنویسم

  13. ومرد دارا از زبان دارایی اش مینویسدبر خلاف دوستان به نظر من ایده ای جالبی بود ( با این که بزرگ ترین معضل زندگی من کنار اومدن با دارایی هاست)می شد خیلی کارا باهاش کرد اصلا موضوع جون میده واسه اون مدل نوشتنایی که زیرمتن اونقدر قوی میشه که از خود داستان میزنه بیرون و کلی هم حرف واسه گفتن داره یه جورایی یه نقد اجتماعی مقبول واسه آدمای اینجا از آب در میومد فقط اگه اینقدر ساده و سرسری گرفته نمیشد و بیشتر و با حضور اصطلاحات و کنایه ها پرداخته میشد

  14. کی.ر بینوا چه سرگذشت پر غمی داری تو. من رفتم خارج و ک.یرم عاقبت به خیر شد.

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید