سکس اتفاقی طاها و محسن

سلام من طاها هستم دقیق الان عضو سایت بکن تو شدم امیدوارم از خاطره ام خوشتون بیاد
من طاها 18 سالمه اهل شیراز هستم نمیگم خوشگلم ولی پوست سفیدی دارم من یه رفیق دارم به اسم محسن که خیلی قبلاً منو می‌مالید.
ولی چند وقته رفته تهران من خیلی سعی میکردم که ساک زدن و کون دادن رو انجام ندم و فراموشش کنم ولی یه شب که مثل همیشه سگمو دیر وقت می برم بیرون بگردونم مثل همیشه تو کوچه ها می‌رفتیم اتفاقی چشم خورد به یه مردی که آشغال جمع میکرد یه پارچه جلو صورتش پوشانده بود یکم ازش فاصله گرفتم ولی تو دلم افتاد یکم کیرشو ساک بزنم خیلی استرس داشتم به زور خودم رسوندم بهش و گفتم ببخشید خونه ما این نزدیک یکم کارتون هست میخواین ببرین به خودم میگفتم نیومد بیخیالش شد کیرشو ساک میزنم انگار معتاد بود چون صداش یه جور بود گفت خونت نزدیکه گفتم آره بردمش بین چند تا درخت یه جا تاریک که کسی نمیاد واقع.ا
بعدش وایسادم گفت کجاست زود جلوش خم شدم خیلی دوست داشتم دید بزنه کونمو بعد بلند شدم گفتم من یه چیزی نیاز دارم گفت چی خیلی تردید میکردم بگم ولی آخر گفتم میخوام کیرتو بخورم که خواست بره اونجا تاریک بود خلوت دستم بردم داخل شلوار گفتم لطفاً نرو نیاز دارم یکم مالیدم تو دستم بزرگ میشد جلوش زانو زدم سعی کردم آبش نیاد خیلی کم بخورم بعد چسبیدم به درخت گفتم لاپایی بزن کیرش خیلی بلند لاغر بود پاهام جفت کردم داشت عقب جلو میکرد که آبش ریخت لای پام انگار تحمل نداشت دیگه خلاصه حس جذاب وجدان بهم دست داد بدون خداحافظی رفتم

نوشته: طاها

بازدید 7,526

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

12 پاسخ به “سکس اتفاقی طاها و محسن”

  1. مردم قاطی کردنا تا وقتی ابشون بیاد داشتان تفت میدن ابشون که اومد دری وری میگن 😂😂

  2. عمویی همین فردا صبح وسایلت را جمع کن ، ترمینال بلیط بگیر و زود برگرد شیراز ، برو عمو جون تا کار دست خودت ندادی، حالا فردا داستانت خوانده بشه فکر کنم مدال فوشکش عظیم را بچه های سایت به نام تو بزنن

  3. شب جمعه ای کونت داره گیج میزنم. اون بطری عرق را از کونت دربیار از بی کیری داری کس مینویسی

  4. در جوابhttps://www.bokon.to/profile/Yemardetanhaباید بگم محسن اینو بیرون کرده داره ننشو میگاد

  5. طاها تو ۳ سطر اول یاد امتحان ریاضیش افتاد سرو تهشو هم اورد بره مشقاشو بنویسهطاها صب کن بزرگ شی بعد بنویس، طاها درکت میکنم اگه نمیگفتی ۱۸ سالته بکن تو عضوت نمیکرد، طاها عنوان داستانو که نوشته، انگشت تو کون خوابش برده بیدار که شده به یاد زباله گرد محلشون دوباره جق زده، طاها ارتباط هر جمله از اثر هنریت مث ارتباط گوز و شقیقست، طاها برات ناراحت شدم عمویی که حس “جذاب وجدان” گرفتی، محسن کاکو اگه کامنت منو میخونی کون طاها رو تو کف کیرت نزار، کونش آب انداخته داره هذیان میگه

  6. احمق عقب افتاده این چیه ننویسی سنگین تره یا دلت میخواد فحش بارت کنن از فحش خوشت میاد

  7. انقدر بهش بد و بیراه نگید، جذاب وجدان میگیرید ها 😁 وجدانتون جذاب میشه ها

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید