سلام
داستان اولمه
من متاهلم و خیلی هم راضی ام از زنم و زندگیم همه مشکل من یا گیری که تو کارمه اینه که زود ازدواج کردم و جوونی نکردم
من مصطفی هستم و الان ۳۲ سالمه. آخرای سال ۹۶ یه فکری به کلم زد تا بتونم یه زن مطعلقه رو جور کنم با خودم حدس زدم که معمولا زنای مطعلقه برای درآوردن خرجیشون کار میکنن و یه سریا شون کار منزل هم انجام میدن
یه آگهی دادم تو دیوار که برای کار منزل به یه خانوم نیاز دارم البته نوشته بودم کمک به همسر در کار منزل
اسم مستعار طرفم مریم هست خلاصه مریم زنگ زد و صحبتها شروع شد و تلگرام و…
من براش عکسای برجستگی مامله رو البته با شرت میفرستادم براش
اما اون اصلا اهل عکس دادن نبود
ولی خیلی کنجکاو شده بود که بدونه اون زیر چیه که اینقدر برجسته است
۳ماه نکشید که راضبش کردم بیاد خونم
چون خونه ی من حیاط دار راحت با ماشین آوردمش و عقب نشسته بود
نزدیک خونه که رسیدیم بهش گفتم بره پایین که همسایه ها اگه دیدن شک نکنن
مخصوصا زن همسایه ی بغلی که خیلی با خانومم جوره
آوردمش تو خونه و اینگار که دنیا رو بهم دادن
با پرویی بغلش کردم و میبوسیدمش
بردمش تو اتاق به بهانه ی اینکه اتاقو نشونش بدم زیر گلوشو خوردم و از رو شلوا مالیدمش
دیدم خیسه خیسه در حد تیم ملی
کلا اینجوری بود مثل اینکه شدیدا خیس میشد
شرتشو درآوردم و گذاشتم لای پاهاش بعد لنگاشو دادم بالا و شروع کردم تلمبه زدن خیلی دردش اومو ولی لذت میبرد بهم میگفت این چیه دیگه خیلی بزرگه
حالا راست و دروغشو نمیدونم والا
آخه کیر ۱۵ تا ۱۷ سانتی چیه که بزرگش باشه
داستان اولمه
من متاهلم و خیلی هم راضی ام از زنم و زندگیم همه مشکل من یا گیری که تو کارمه اینه که زود ازدواج کردم و جوونی نکردم
من مصطفی هستم و الان ۳۲ سالمه. آخرای سال ۹۶ یه فکری به کلم زد تا بتونم یه زن مطعلقه رو جور کنم با خودم حدس زدم که معمولا زنای مطعلقه برای درآوردن خرجیشون کار میکنن و یه سریا شون کار منزل هم انجام میدن
یه آگهی دادم تو دیوار که برای کار منزل به یه خانوم نیاز دارم البته نوشته بودم کمک به همسر در کار منزل
اسم مستعار طرفم مریم هست خلاصه مریم زنگ زد و صحبتها شروع شد و تلگرام و…
من براش عکسای برجستگی مامله رو البته با شرت میفرستادم براش
اما اون اصلا اهل عکس دادن نبود
ولی خیلی کنجکاو شده بود که بدونه اون زیر چیه که اینقدر برجسته است
۳ماه نکشید که راضبش کردم بیاد خونم
چون خونه ی من حیاط دار راحت با ماشین آوردمش و عقب نشسته بود
نزدیک خونه که رسیدیم بهش گفتم بره پایین که همسایه ها اگه دیدن شک نکنن
مخصوصا زن همسایه ی بغلی که خیلی با خانومم جوره
آوردمش تو خونه و اینگار که دنیا رو بهم دادن
با پرویی بغلش کردم و میبوسیدمش
بردمش تو اتاق به بهانه ی اینکه اتاقو نشونش بدم زیر گلوشو خوردم و از رو شلوا مالیدمش
دیدم خیسه خیسه در حد تیم ملی
کلا اینجوری بود مثل اینکه شدیدا خیس میشد
شرتشو درآوردم و گذاشتم لای پاهاش بعد لنگاشو دادم بالا و شروع کردم تلمبه زدن خیلی دردش اومو ولی لذت میبرد بهم میگفت این چیه دیگه خیلی بزرگه
حالا راست و دروغشو نمیدونم والا
آخه کیر ۱۵ تا ۱۷ سانتی چیه که بزرگش باشه
نوشته: مصطفی
23 پاسخ به “لحظاتی باور نکردنی با زن متاهل”
فرفره هستی ایا یا کسی دنبالت کرده بود
جوونی کردی عزیزم، جیش بوس لالا
نشنال جئوگرافیه؟لحظاتی باورنکردنی با زن مردم
بله مستر کینکقراره«برسی سوانح هوایی: جنده روی باند»رو هم بذارن
و همچنین مورد باب اسفنجی هم بوده ، در اتاق از روی شلوار مالیدتشدوستمون کلا داخل شلوار بوده.بعد دیده خیسه خیسه در حد تیم ملی و کلا هم اینجوری بوده،مث اینکه شدیدا خیس میشده که خیس بوده :|من نمیدونم کی قراره نسل این داستانا منقرض شه؟
این فک کنم داشت مینوشت شاش داشت
میگ میگ
فک کنم وسطش ابت اومد دیگه ادامه ندادی
هم داستان و هم متن و املا بی نهایت احمقانه و بچگانه بود مرد متاهل 32 ساله
نه بابا، ۱۵ تا ۱۷ سانت برا ننهت چیزی نیست که !!!
مسعود هستمدنبال ی خانوم. خوش برخورد با ادب واسه ی رابطه خوب و پایداراز تهران یا کرج
زن مطعلقه؟؟!! (dash)
افسوس
من از ادمین جان تعجب میکنمکه این تلگراف ها رو آپ میکنه!!!
جق انزالی داری
واقعا باور نکردنی بود.آخه اس ام اس هم طولانیتر از اینه
واااااییی, چقد طولانی پر مفهموم بود خخخخ (dash)
همین امثال توی گوساله هستن که زن دارن.ولی بازم میرن دنبال گوه خوری.آقا.داداشا.پسرا.بخدا مثل این یارو پست نباشید.تا مجرد هستید هرکار دوست دارید انجام بدید.ولی متاهل شدید حتی فکر این کس شعرا هم به سرتون نزنه.مگه چند روز زنده هستید؟مگه چند بار قراره ازدواج کنید؟پس زندگی خودتون و چند نفر دیگه رو بخاطر اینجور شهوت های زود گذر خراب نکنید.بزارید امثال این گوساله های احمق تو فانتزی های خودشون بمیرن.احمث
کیرم تو خودتو داستانت اومدی جف بزنی گفتی با داستان نوشتن بزنی اخرشم مشخصه تا ابت اومد سری داستانو تموم کردیجلاق مجلوق بدیخت
نوش جونت حالشو ببر
کونی نتاهل بودنش در کجا مشهود و میسور بود؟!
خلاصه میگم: ریدم تو داستانت
چه کیری بود داستانت