کلید خونه ی داداشم (1)

سلام به همه ی مخاطبیین سایت بکن تو ؛ داستانی که میخوام واستون تعریف کنم کاملا واقعیه ؛ اسم من داریوشه و ۳۰ سالمه و مجردم ؛ یه داداشم دارم اسمش ماهانه که ۴۰ سالشه و ۱۵ ساله متاهله و دو تا بچم داره ؛ زنشم اسمش بهاره خانومه که یه زن سفید با سینه های سایز ۸۵ ؛ من از وقتی بهاره رو دیدم و عروس ما شد خیلی تو کفش بودم و دوست داشتم جای ماهان بودم و باهاش هر شب سکس میکردم ولی چه فایده که همش خیالات بود ؛ داداشم و زنش باهم مشکلات زیادی داشتن و همش قهر و آشتی بود کارشون و بهاره بعضی وقتها بهم پیام میداد که ماهان دیوونم کرده و خسته شدم ؛ منم همیشه حق رو به اون میدادم و میگفتم تحمل کنه زندگی سخت شده و همین که اجاره خونه نمیدین و همه جوره تامین هستید خداروشکر کنین ؛ یه روز ماهان بهم زنگ زد و گفت از طرف شرکتشون میخواد بره مشهد مرخصی و ۱۰ روز خونه نیستن و اگه سختت نیست شبها برو خونمون و به ماهی ها ی آکواریوم غذا بده و سه روز یکبارم به باغچه آب بده ، منم گفتم باشه ؛منم تو فکرم نقشه کشیدم که خوبه خونشون خالیه و میتونم مریم رو بیارم و بکنمش ؛ مریم دوست دخترمه که ۶ ماه پیش باهاش دوست شدم و فرصت و موقعیت سکس نداشتیم و فقط یه روز که ماشین دوستم دستم بود باهم رفتیم لواسون و کنار سد چادر زدیم و تو چادر لب بازی کردیم و نذاشت پایین تر برم ؛ روز رفتنشون فرا رسید و کلیدو داداشم آورد بهم داد و کلی سفارش کرد که یادت نره ها ؛ بهاره هم مثل همیشه خوشگل و تو دلی بهم گفت داریوش تو فریزر گوشت و مرغ و همه چی هست اصلا شبهام بمون خونه و نرو خونه پیش مامان و بابا ؛ منم گفتم چشم زن داداش ؛ اونها رفتن و من موندم یه خونه ی حیاط دار ۱۲۰ متری دوخوابه ؛ اولین کاری که کردم زنگ زدم مریم و گفتم داستان رو ؛ اونم گفت پریودم و امکانش نیست اگه پریودم نبودم امکان پیچوندن خونمون رو هم ندارم و بابام خیلی گیره ؛ منم اعصابم کیری شد و رفتم تو حیاطشون و خودمو با باغچه سرگرم کردم ؛ یهو چشمم افتاد به طناب لباسهای داداشم و دیدم یه شورت بندی توری زنونه از زیر یکی از لباسها زده بیرون ناخوداگاه تحریک شدم و شورت رو با خودم بردم تو اتاق و بوش کردم ؛ وای نمیدونین چه بوی خوبی میداد ؛ کیرم تو شورتم شروع کرد نبض زدن و تکون خوردن ؛ دستمو کردم تو شورتم و کیرمو درآوردم و شورتو مالیدم بهش ؛ انگار که داشتم بهاره رو میکردم و به آرزوم رسیده بودم ؛ لخت شدم و گفتم باید برم سراغ کمد لباس زیرهای بهاره و سوتینش رو هم بیارم که حس بهتری داشته باشم ؛ رفتم تو اتاق خوابی که با داداشم اونجا میخوابیدن ؛ کشوهارو یکی یکی باز کردم ؛ وای چی میدیدم یه کشو پر از شورت و سوتین های رنگ و وارنگ با مدل های جذاب سکسی ؛از کشو یه چند تا عکس گرفتم که ترتیب و چیدمانشون بهم نخوره ؛ بعدم سوتین ست این شورت بندیه رو پیدا کردم و چشمامو بستم و بهاره رو تصور کردم که پیشمه و کیرمو به سوتین و شورته انقدر مالیدم که آبم با شدت اومد و بهترین لذت عمرمو تا اون لحظه تجربه کردم ؛ رفتم یه دوش گرفتم و با حوله ی صورتی رنگی که هدس میزدم برای بهاره باشه خودمو خشک کردم و روی تختشون دراز کشیدم ؛ ساعت حدود ۲ صبح بود که تشنه شدم و رفتم سر یخچال آب بخورم ؛ دیدم رو تخت جام خوب نیست یه پتو و بالش برداشتم اومدم کف اتاق خواب یهو چشمم خورد به آلبوم عروسی داداشم ؛ بازش کردم و چی میدیدم خدایا ؛ عکسهای نیمه لخت و سکسی که باهم تو آتلیه انداخته بودن ؛ بهاره با سینه های سفید و بزرگ چقدر تحریک کننده بود ؛ تو یکی از،عکسهام که با یه ست توری بود کوس تپلش تا حدودی مشخص بود ؛ رفتم کشو رو بازکردم و یه ست فسفری رنگ رو انتخاب کردم و شروع کردم مالیدنش به کیرم و بو کردن اونها ؛ خدایا خیلی خوب بود اون لحظات ؛ آلبوم رو که داشتم میذاشتم سر جاش چشمم خورد به یه جعبه خالی کفش که زیر تخت بود ؛ وسوسه شدم ببینم توش چیه ؛ درشو که باز کردم دیدم توش چند تا فندک و گاز فندک و دوتا پایپ که یکیشون رژ لبی بود ؛ باورم نمیشد یعنی ماهان و بهاره شیشه میکشن؟!
دیدم تو پایپه یه ذره شیشه مونده و خودم قبلا تو شمال با بچه ها کشیده بودم و میدونستم مخدر سکسه؛ فندک رو روشن کردم اون پایپه که رژ لبی بود رو برداشتم و دوتا دود گرفتم که حس میکردم نشستم با بهاره شیشه میکشم ؛ کیرم داشت بیشترین لذت رو میبرد هم فاز سکس گرفته بودم هم تصور بودن در کنار بهاره ؛ چند تا دود گرفتم دیدم تموم شد شیشه و تا صبحش نخوابیدم و دوتا فیلم پورن هم گذاشتم و دوبار دیگه جق زدم روی شورت و سوتین های بهاره ؛فرداش هم از سرکار که داشتم میومدم از یکی از دوستام ۵ گرم شیشه گرفتم و رفتم خونه ی داداشم و شروع کردم کار دیشب رو تکرار کردن ؛ تصورش برام سخت بود ماهانی که سیگار نمیکشه چجوری شیشه میکشه اونم با بهاره ؛ دروغ نگم تو این ۱۰ روزی که خونه نبودن ۷ شبش من اونجا کارم شده بود شیشه کشیدن و سکس با لباس زیر بهاره ؛ که شب آخر بود و فرداش ساعت ۳ ظهر از مشهد میومدن یه اتفاق بد افتاد ؛ داشتم گاز فندک رو پر میکردم کپسول گاز افتاد روی پایپ بهاره و شکست ؛ عرق سرد تموم وجودمو گرفت و گفتم الان چیکار کنم ؛ پا شدم رفتم تو پارک محل و به یکی دو نفر سپردم که یه پایپ عروسکی میخوام و لولش این شکلی باشه و قدش هم اینقدر باشه ؛ تا اینکه ساعت ۱ شب ساقیه زنگ زد و گفت بیا بگیر ؛ رفتم بگیرم دیدم خیلی شبیه اون پایپس و رفتم سر کمد لوزم آرایش بهاره و لبام رو رژی کردم که تابلو نباشه که برشون داشتم ؛ یهو یه فکری هم به ذهنم رسید ؛ یه دوربین کوچیک که اندازه یه لامپ ۱۰۰ هم بود به وای فای خونشون متصل کردم و وصلش کردم به گوشیم که ببینم بدن لخت بهاره رو ؛ دوربینم گذاشتم بالای کمد و تو جعبه ی اسکوتر پسر داداشم و از تو سوراخش لنز دوربین به بیرون مشرف بود و تصویر خوبی هم میداد ؛ ساعت ۱۱ صبح جمعه بود که خونه رو مرتب کردم و دستمال کاغذی های استفاده شده رو ریختم تو کیسه و آشغالارو با خودم بردم انداختم آشغالی ؛ ساعت ۴ ظهر بود که داداشم زنگ زد ما یه ربع دیگه جلو در خونه ایم و بیا کلیدو بیار ؛ منم رفتم در خونشون و اومدن و بهاره رو دیدم دلم هوری ریخت که کاش واقعا زن من بود ؛ داداشم دعوتم کرد خونه و گفت دستت درد نکنه بابت این چند روز ؛ بهاره هم زیر کتری رو روشن کرد و گفت ماهان من تا کتری جوش میاد یه دوش بگیرم خسته ی سفرم ؛ بعدش رفت تو همون اتاق خواب معروف و حوله صورتیه و با یه سری لباس زیر که زیرش قایم کرده بودو برداشت و رفت سمت حموم ؛ توی حموم همش صدای برخورد ژیلت به دیوار و شیر حموم میومد ؛ منم پیش خودم گفتم امشب صد در صد یه سکس تپل دارن و تو گوشیم شاهد یه سکس قشنگم ؛ یه ربع بعد بهاره از حموم درومد و رفت سمت اتاق بچه ها که نزدیک حمومشون بود ؛ لباساشو پوشید و تنپوش حوله رو هم تنش کرده بود ؛ با موهای خیسش خیلی تحریک کننده شده بود و اگه ماهان نبود دلم میخواست بغلش کنم و کیرمو بکنم توی کوسش ؛ رفت تو اتاق خودشون و یه تاپ سفید با یه شلوار لی آبی زاپدار که پوست سفیدش از زیرش معلوم بود تنش کرد و رفت سمت آشپزخونه که چایی دم کنه ؛ ماهانم گفت من برم زود یه دوش بگیرم که خستگی از تنم در بره ، منم دیدم زشته تنها باشم با زن داداشم چون بچه هاشونم کوچیک بودن و از خستگی خوابیده بودن ؛ گفتم من میرم که داداشم گفت نه ۵ دقیقه ای میام و رفت حموم ؛ بهاره هم تو آشپزخونه داشت از سفرشون تعریف میکرد و میگفت خیلی خوش گذشته ؛ از زیر تاپش معلوم بود سوتینش قرمزه و یه بارم که دولا شد تا قندون رو از کابینت بیاره یه پاپیون قرمز کوچولو هم از پشت شلوارش زد بیرون که با اون سوتینه ست بود و این ست روقبلش دیده بودم تو این ۱۰ روزو کیرمم حسابی مالیده بودم به محل قرار گرفتن کوسش ؛ ۱۰ دقیقه بعد ماهان از حموم درومد اونم تو حموم صدای تق تق ژیلت زدنش به درو دیوار میومد که مطمئن شدم بعد رفتم برنامه دارن ؛ چایی رو که خوردم پا شدم سمت در خروجی و ازشون خداحافظی کردم ؛ اونهام زیاد اصرار نکردن که من بمونم
بعد رفتنم توی پارک جلو خونشون نشستم و رفتم تو برنامه ی دوربین و تصویر تو اتاق رو داشتم ولی صداشون واضح نبود و معلوم بود تو پذیرایی هستن ؛ حدود یه ربع بعد دیدم ماهان اومد تو اتاق خواب و مستقیم رفت زیر تخت و جعبه کفش رو گذاشت روی تخت و گفت بهاره بیا که ۱۰ روزه خمار سکس و شیشه هستم ؛ بهاره هم گفت منم همینطور اگه نمیترسیدی از جرمش و لو رفتن تو فرودگاه باید پایپ و جنس رو هم میاوردی با خودمون مشهد که تو کف نباشیم ؛ ماهان رفت رو تخت و لباساش رو درآورد به بهاره گفت در اتاق رو ببند و بیا پیشم بخواب ؛ تا اینکه وای خدا چی میدیدم ؛ یه فرشته ی سفید تو پر با یه ست توری قرمز که نوک ممه هاش سیخ شده بود و به جرات میتونم بگم سایزش به ۹۰ میخورد ؛ ماهان روی تخت خوابیده بود و کمرشو چسبونده بود به دیوار ؛ بهاره هم اومد تو بغلش و از پشت چسبیده بود به ماهان ؛ جعبه کفش هم روی یه چهارپایه پلاستیکی و ماهان به بهاره گفت بریز تو پایپ که میخوام بهترین سکس رو داشته باشیم ؛ بهاره هم با ناز شروع کرد پر کردن پایپ و آب کردن جنس و ماهان هم گوشیشو باز کرد و معلوم بود یه فیلم سوپر گذاشته که بیشتر تحریکشون کنه ؛ اول بهاره شروع کرد به کشیدن و ماهان هم از پشت بغلش کرده بود و داشت گوش و گردنش رو لیس میزد ؛ منم دیگه رسیده بودم خونه و رفتم توی اتاق خوابم و درو قفل کردم و لخت شدم و به سکسشون نگاه میکردم ؛ خودمو جای ماهان تصور میکردم و خیلی حس خوبی بود ؛ بعد دیدم ماهان داره میگه به منم شیشه بده ؛ بهاره هم از بغل لوله رو گذاشت دم دهن ماهان و با دستش فندک رو گرفته بود زیر پایپ با اون یکی دستش هم کیر ماهان رو میمالوند از رو شرت ؛ ماهانم با دست راستش پایپ رو گرفته بود و با دست چپش از بغل شورت بهاره کوسشو میمالوند و جفتشون رو ابرها بودن ؛ حدود ۳ ساعت داشتن میکشیدن و باهم ور میرفتن ؛ تا اینکه ماهان دست کرد تو سوتین بهاره و سینه ی چپش رو انداخت بیرون و شروع کرد مکیدن نوک سینش ؛ فکر کنم بیشتر از اونها من داشتم لذت میبردم ؛ بعد ماهان به بهاره گفت اون یکی سینت رو هم بنداز بیرون و نوک دو تا میمی هاشو گذاشت تو دهنش و مشغول مکیدن شد ؛ بهاره تو ابرها بود و ماهانم تو اوج لذت ؛ تا اینکه ماهان گفت کوستو میخوام و پایپ و فندک دست بهاره بود و تکیه داد به دیواره ی تخت و میکشید و ماهان هم رفت لای پای بهاره و شورتشو داد کنار و مشغول مک زدن چوچول بهاره شد و توی این لابلا هم چهارتا دود ماهان میگرفت و فوت میکرد تو کوس بهاره ؛ جفتشون تو اوج بودن که ماهان گوشی رو خاموش کرد و داشت به بهاره میگفت دوست داشتی مهرداد هم الان اینجا بود و ۳ نفری سکس میکردیم ، مهرداد همکارش بود که اونم قیافش میخورد شیشه بکشه و با زنش دو سه بار اومده بودن خونه ی ماهان اینها ؛ بهاره هم میگفت نه خوشم نمیاد فقط با تو حال میده ؛ ماهانم میگفت من مشکلی ندارما ولی بهاره میگفت نه بدم میاد ؛ بعدش ماهان گفت بهاره ۶۹ بشیم ؟ بهاره هم گفت باشه
رفتن تو حالت ۶۹ و ماهان با ولع کوس بهاره رو میخورد و بهاره هم کیر ماهان رو ؛ فکر کنم ماهان داشت ارضا میشد که گفت بهاره دیگه نخور و برو تکیه بده به تخت ؛ بهاره هم شورتشو درآورد و پایپ و فندک رو گرفت و رفت بالا و ماهان شروع کرد خوردن کوسش ؛ ده دقیقه ای ماهان خورد و بهاره هم میکشید ؛ یهو بهاره پاهاشو بست و شروع کرد لرزیدن و نذاشت ماهان ادامه بده ؛ فهمیدم ارضا شده ؛ ماهان هم سفت بغلش کرد و داشت قربون صدقش میرفت ؛ ۵ دقیقه بعد بهاره که حالش عادی شد رفت سراغ کیر ماهان و شروع کرد ساک زدن ؛ بعدش ماهان از زیر بالشت یه کاندوم درآوردو گفت با کاندوم که یه وقت بچه دار نشی ؛ بهاره هم گفت آفرین و حالت داگی شد و ماهانم تلمبه زنان تا اینکه آبش اومد و کشید بیرون و جفتشون تو بغل هم خوابیدن ؛ منم داشتم جق میزدم و آب منم با شدت اومد ؛ ساعت حدود ۱۱ شب بود که ماهان رفت حموم و بهاره هم مشغول جمع کردن وسایلای سکس و شیشه کشیدن بود که من حس کردم به چیزی مشکوک شده و یکی از پایپ هارو با دقت داشت نگاه میکرد و یه چیزهای نامفهومی زیر لب میگفت ؛ مطمئن شدم که شک کرده به عوض شدن پایپش و یه چیزهایی بو برده ؛ خدا خدا میکردم به ماهان چیزی نگه ؛ ساعت حدود ۱۲ بود که چراغ اتاق رو خاموش کردن و بهاره هم قبل خواب رفت حموم و یه شورت و سوتین سفید پوشید و همدیگه رو نوازش کردن و خوابیدن
ادامه ی این داستان رو اگه دوست داشتین مینویسم

نوشته: ماهان حشری

ادامه…

بازدید 8,253

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

18 پاسخ به “کلید خونه ی داداشم (1)”

  1. آخه کصکش کیرم تو داستانت چرا مواد کشیدن رواج میدی الان یسری که خلاف سنگین شون سیگاره فکر میکنن سکس با شیشه کشیدن بیشتر حال میده شیشه میره تو پاچشونحاجی به خزحولات این کونی کارتن خواب گوش ندین بار اول بکشی مطمئن باش دومین بار سومین بار چهارمین بارم کشیدی میره تو کونتون جون مادرتون امتحان نکنید

  2. واویلای همه بکن توون،خوب شد ادامه نداشت وگرنه معلوم نبود چه اتفاقات غیر مترقبه‌ دیگه‌ای میوفته…الآن یکی بگه اینو چجوری باید تصور کرد؟این این:«لباساشو پوشید و تنپوش حوله رو هم تنش کرده بود ؛»والا اگه منظورت از تنپوش حوله‌ای همون لباس حمامه که من هرچی فکر کردم کدوم مشنگی اول لباس میپوشه و روی لباسشم حوله حمام تنش میکنه؟!نفهمیدم،حقیقتا چیز عجیب غریبی از آب درمیاد،اگرم عجیب غریب نباشه حتما ترسناک میشه،مجسمش کن…بعدشم چرا سکس این دوتا زن و شوهر از سه بعد از ظهر تونسته طول بکشه تا یازده شب؟!!!اینا اگه تمام اسپریا و ژلای تاخیری و قرصای همه داروخونه‌ها رو هم باهم میزدن و میخوردن نهایتا دو سه ساعت دووم میاوردن اما اینهمه؟!!!در مورد داستان هم که یه داستان متوسط تا کمی سطح پایین…ها،یادم اومد،این چجور بقول خودت ژیلت کشیدنیه؟مگه رفتن تو حموم با تیغ ژیلت به نبرد قادسیه؟که اینهمه صدای برخورد ژیلت به در و دیوار میومده؟!!!🤔🤔🤔والا تا جاییکه دیدیم ژیلتو به بدن میکشن نه در و دیوار!و تازه …هیچی بابا ولش کن فایده نداره…هان،ننویس دیگه!

  3. حالا خوبه صداشون واضح نبود که همه‌ی کلمات رو شنیدی و تعریف کردی اگه واضح بود چی میشدجالبه واسه یه پایپ به کل محل سپردی برات پیدا کنند اما دوربین کوچیک با قابلیت اتصال به وایفای و ارسال آنی تصویر به گوشیت رو توی جیبت داشتیریدم به غیرت و خزعبلاتتون

  4. داداش کسکشت و زن جنده ش با شمشیر سامورایی پشمشونو میزنن که تق تق میخوره تو دیوار؟

  5. اونی که دادن دستت شیشه نبوده یه ماده ی خیلی قوی تربوده زده سیم کشی مغزت رو سوزونده

  6. واااای چی میدیدمو مرضضضض😐😐چه جمله ی منفوریه شما تو داستاناتون مینویسید؟ چی میدیدمو کیر خر ، کصمغزا

  7. همیشه برام سواله چرا میخونیم چرا فحش میدیم خب نخونیم خب فحش ندیم مگه چی میشهداستانت دوست داشتم فقط اگه ادامه دادی خیلی مواد داخلش ترویج نده همینطوری نصف جمعیت زیر 18 موادی شدن مرسی و بوس

  8. اعتیاد ب مواد چ گهی هست ک اینقدر با شوق و ذوق تعریف میکنی.گه خوبی خوردی عن آقا ک چهارتا بچه سال هم تشویق میکنی ب مواد کشیدن.عزیزان مخدر شیشه خونه خراب کنه.ب هیچ عنوان سمت مواد نرین ک بدبخت میشین

  9. هی از دیشب من دیدم انگار یه چیزیو گم کردم اما هرچی فکر کردم یادم نیومد،الآن اومدم کامنتای بچه‌ها رو خوندم یادم افتاد چیزی که یادم رفت مواد بوده(ممنون از کامنت اول Feri_Bokon1365sss عزیز که یادم انداختی) و اما مواد…ادمین جان من نمیدونم،نمیفهمم،اصلا نمیخوام بدونم و بفهمم که:برای نقض نکردن آزادی بیان چرا باید ترویج مواد و مواد کشیدن در داستانها آزاد باشه؟در حالیکه همه میدونیم چه زهرمار خانه‌خراب‌کنیه این مواد،ادمین عزیز لطفا شما که داستانها رو میخونی (لابد دیگه) به اینطور داستانها اجازه انتشار نده چرا که موضوع اصلا ساده نیست،ممنون میشم ترتیب اثر بدین و …مرسی ❤️

  10. کاملا مشخصه که یک بچه کونی هستی که اعتیاد به شیشه داری و ی زن داداش خانم و پاک دامن که بدبخت شده و عروس خانواده شیشه ای و لجن شما شده

  11. داداشم و زنش باهم مشکلات زیادی داشتن و همش قهر و آشتی بود کارشون و بهاره بعضی وقتها بهم پیام میداد که ماهان دیوونم کرده و خسته شدمبا هم مشکل داشتن ولی باهم شیشه میزدن و دلشون برای سکس باهمدیگه تنگ میشده!!!عجب!!!

  12. جالبه که ادمین اجازه‌ی انتشار داستانهاییکه وقیحانه داره از لذت مخدر و علی الخصوص مخدر ِ شیشه میگه رو میده

  13. مادر کسه مگه تو نگفتی یه گوشی گذاشتی ترو کمد که اندازه سوراخ مادرت فقط باز بوده ؟؟؟؟!!خب پ این همه ریزکاری از کجا میدیدی جغول کونی ؟؟؟اینایی که تو از سکس کردن داداش کسکشت تعریف کردی باید پنجاه تا دوربین باشه که

  14. کار به خوب و بدی داستان ندارم.فقط iq اونایی که فکر کردن ژیلت خورده به در و دیوار.ژیلت رو هر از چندی زدن به کاشی که موهاش در بیان از داخلش.یعنی خودتون این کار رو نکردید؟

  15. آخه لاشی کون تلق تولوق دوربینی که گذاشتی تو کل خونه می‌چرخید و همه چیو نشون میداد مادر خیابونیبعدش اگه صدا نداشتی اینهمه مکالمه رو دقیق از چوچول ننه لاشی دوزاریت فهمیدیابجیتو خرای آفریقا یگان لاشی پدر عملیمیخوای کون بدی درخواست کن ببین کی کون خر می‌زاره بیان ترتیبتو بدن مادر خیابونی عقده ای شیشه ای کون تلق تولوق

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید