شوخی شوخی کاکولد شدم

سلام اسمم بهنام خاطره ای که تعریف میکنم مال سال قبل هست
۱۰ سال از ازدواج من و راحله گذشته بود حاصل ازدواج ما یه دختر ۵ ساله بود که تقریبا همش خونه پدر زنم بزرگ شده بود من ۴۰ سال و راحله ۳۵ سال ۵ سال اختلاف سنی داریم راحله از اول ازدواج خیلی داغ و هاته دقیقا مثل خودم که البته تو سکس به هم کم نمیزاریم حتی فیلمهای پورن قبل از سکس نگاه می کنیم البته اندام راحله بی نظیر نگم ولی کم نظیره ،پوست بدنش مثل گچ سفید و کون خیلی بزرگ و تقریبا نیم دایره ای کمر باریک و ممه های نسبتا بزرگ و شق که دل هر مردی رو می‌بره قیافه خیلی جذاب که حتی بدون آرایش فوق العاده زیباست این مشخصات باعث شده همیشه من تو سکس کم بیارم داغی و تنگی کوس راحله همیشه باعث میشه من خیلی زود ارضا بشم معمولا بعد از ارضا شدن من اون خود ارضایی می کنه . چندین سال که به این منوال زندگی می کردیم راحله از این موضوع شکایتی نداره چون واقعا همدیگه رو دوست داریم همیشه شوخی های سکسی می کنیم یا من از اینستا برایش جکها و عکسهای سکسی میفرستم یا اون.
بعضی وقتها وقتی بازار میریم با هم شوخی می کنیم یا اون دختر ها به من نشون میده یا من مردهای خوشتیپ رو نشونش میدم تو پوشش لباس آزادش گذاشتم واسه همین تو مهمونی ها سکسی ترین لباسها رو می پوشه چون بهش اطمینان کامل دارم تو رفت آمد شبانه با دوستاش مشکلی ندارم
خلاصه زندگی ما همیشه زبانزد همه تو فامیله
این اتفاق مال یک سال پیشه که من و راحله به باغی که از خدا بیامرز پدرم مونده ،برای کندن آلبالو به باغ رفتیم طبق معمول دخترم آتوسا رو پیش مادر زنم اینا گذاشتیم و وسایل و لوازم برداشتیم به باغ رفتیم
تیر ماه بود هوا خیلی گرم بود راحله و من لباس عوض کردیم یه شلوارک پارچه ای صورتی گلدار پوشیده بود و یه تی شرت چسبان سفید رنگ که معمولا تو باغ هیچی از زیرشون نمی پوشه . اندامش تو اون لباسها واقعا معرکه بود کون گرد و پر حجم قشنگ دیده میشد که به چاک کونش می رفت و نوک ممه های گرد و شقش زیر تی شرت خودنمایی می کرد موهای کوتاه و مش شده راحله صحنه خیلی سکسی بهش میداد دوست داشتم این صحنه رو .راحله تو خودنمایی و لوندی نظیر نداشت
باهم رفتیم داخل کلبه باغی که داخل باغ درست کرده بودم
از پشت بغلش کردم راحله کونشو به حالت دورانی به کیر سایید از پشت ممه هاشو تو کف دستام گرفتم فشارش دادم تا لبام به پشت گردنش رسید آه و نالش بلند شد کیرم حسابی سیخ شد از کیر گرفت برام جق زد
شلوار کشی رو پایین کشیدم به سمت تخت خواب هلش دادم تا رسید به لبه تخت خواب ، به حالت داگی استایل گرفت
وای تو این مدل واقعا کونش خیلی دیدنی میشه یه کم با کونش ور رفتم کیرمو تنظیم کردم شروع به تلمبه زدن کردم راحله تو سکس خیلی وحشی میشه داد میزد بزن بزن محکم تر زن جندتو بکن منم بیشتر حشری میشدم تا یک دقیقه به زور خودمو نگه داشتم ولی حرفهای سکسی راحله و کوس داغ و تنگش باعث شد زود آبم بیاد و بریزم تو کوسش
راحله طبق معمول ضد حال شد و رو تخت افتاد گفتم :می خوای با انگشتم ارضات کنم چپ نگاه کرد و گفت نمی خوام پاشو بریم آلبالو بکنیم با یه خلق بدی پاشد و شلوارک رو بالا کشید چون از زیر شورت نپوشیده بود خیسی کوسش شلوارک رو نم داد
درختهای آلبالو آخر باغ چسبیده به دیوار آقا عباس همسایه باغ بغلی بود
باغ ما و عباس آقا ته یه جاده خاکی بود که به غیر از ما و اون کسی رفت آمد نمی کرد از این نظر خیلی راحت بودیم
عباس آقا یه مرد خجالتی که زنش ۳ سال پیش تو کرونا فوت شده بود و چون مرد مودب و بی آزاریه همیشه احترام خاصی بهش داریم عباس آقا با اینکه ۵۰ سالشه و زور یه اسب رو داره یادمه یه بار ماشینم وقتی دنده عقب میرفتم تو گل فرو رفت صداش کردم به تنهایی پشت ماشین رو بلند کرد و از گل در آورد اون روز راحله از زور عباس تعجب کرده بود همیشه به من میگه کاش زور عمو عباس رو داشتی منم به شوخی بهش می گم خب اگه دوسش داری برو باهاش ازدواج کن اونم همیشه یه بیشعور میگه و میخنده
اون روز من و راحله داشتیم آلبالو می کندیم و شوخی می کردیم درخت‌های آلبالو ما چسبیده به دیوار خونه عباس آقا هستش ما فکر میکردیم عباس آقا خونه نیست واسه همین حرفها و جوکهای سکسی میگفتیم و میخندیدیم
عباس آقا یه یاالله گفت و از در خارج شد
راحله که هیچ وقت به یاالله گفتن عباس آقا توجهی نمی کنه چون می‌دونه اصلا نگاش نمی کنه. ما تا اونو دیدیم بلند سلام کردیم اونم جواب سلام داد و رفت گوشه ای ظرفاشو کنار حوض آب می شست
تو نیم ساعت ما سه تا درخت رو کندیم و تمومش کردیم راحله گفت این تازه نصف سطل هم نشد چکار کنیم خیلی کم بود
عباس آقا بلند شد بهم گفت بیاید اونطرفتر
من چند تا درخت دارم اونا رو هم بچینید
عباس آقا چند سالی میشه که حتی زمستونا هم تو باغ می مونه چون گاو و گوسفند داره مجبوره تو باغ بمونه با اینکه ۵۰ سالشه ولی بدن ورزیده ای داره قیافش یه خورده شبیه محمود کریمی مربی فوتبال می مونه و خیلی دست و دلباز است اکثرا شیر و لبنیات رو ازش میخریم که به ما نصف حساب می کنه
من و راحله به اتفاق عباس آقا به اون طرف باغ که چسبیده به باغ ما بود رفتیم و درخت‌ها توهم رفته بودن و کلی آلبالو بود من از عباس آقا تشکر کردم سرش رو انداخت که بره راحله با شیطنت خاصی گفت : عباس آقا آلبالو زیاده اگه شما هم کمک کنید بچینیم نصفشو به شما میدهیم چون ماهم دست تنهاییم
عباس آقا که سرش پایین بود گفت کمک می کنم ولی نمی خواد همش مال شما من زیاد اهلش نیستم
رفت پشت درخت‌ها مشغول کندن آلبالو شد از اینکه به راحله اصلا نگاه نمی کرد راحله خیلی راحت بود راحله به شوخی می رفت کنار عباس کار می کرد و به من چشمک میزد منم با اشاره چشم و ابرو می گفتم بیا اینور اونم آبرو هاش بالا امی انداخت و جواب منفی می داد شیطونیش گل کرده بود من نمی دونم چطور به اون اندام حتی یک نگاه هم نمی کرد
یه فکری زد سرم واقعیتش خیلی دوست داشتم یه امتحان بگیرم رو کردم به راحله گفتم من برم روستا سطل بخرم مثل اینکه سطل نداریم عباس آقا گفت شرمنده ما هم نداریم پسرم اومد همشو با میوه برده
حرفشو قطع کردم گفتم نه بابا ممنون به راحله نگاه کردم انگار اون دو دل بود ولی چیزی نگفت تو چشماش شک و تردید رو میتونستم ببینم ولی خیلی دوست داشتم ببینم این عباس اینطوری هست یا نه .
از نقشم خوشم اومد ولی راحله تو دو راهی بود بهش یه چشمک زدم و رفتم . روستا از باغ ما نیم ساعتی با ماشین فاصله داشت یعنی یک ساعت رفت و برگشت وقت می برد زمان خوبی برای راحله بود خیلی دوست داشتم ببینم چی میشه قلبم تند تند می زد
رفتم ماشین رو روشن کردم از کنار باغ رد شدم اونا حین رد شدن ماشین متوجه رفتن من شدن منم دویست متر پایین تر رفتم ماشین رو زیر یه درخت سر پیچ جاده متوقف کردم و اومدم و برگشتم ۵۰ متر مونده به اونا رفتم زیر یه درخت نشستم و زیر بوته های علف پنهان شدم.
راحله و عباس آقا تو فاصله یک متر از هم داشتن آلبالو می چیدن قد راحله نسبت به عباس آقا کوتاه تر بود دستش به بالاتر تر نرسید صداش کرد و گفت : عمو عباس میشه بی زحمت اون شاخه رو بیارید پایین تر قدم نمی رسه عباس رفت پشت راحله شاخه رو کشید پایین راحله دستش رو برد بالا و مشغول کندن شد حالتی که ایستاده بودند نیمرخ بودن من راحت میتونستم فاصلشون رو ببینم راحله یه کم عقب تر اومد عباس آقا سرش به طرف پایین بود نمی دونستم به کون راحله خیره شده یا چیز دیگه و چند بار به اطراف نگاه کرد من زود سرم رو پایین آوردم عباس آقا آروم خودشو به راحله چسبوند قلبم داشت تند تند میزد هم دلم میخواست که کار همون جا تموم بشه و هم دلم می خواست سکس راحله رو با یه مرد دیگه ببینم صحنه عجیبی بود . کیرم داشت یواش یواش بلند میشد
راحله میوه ها رو می چید و هم می شد تو سطل می ریخت نمی دونم چی شد عباس یه کم رفت عقب ،حسابی کیر عباس سیخ شده بود شلوارش خیمه شده بود از نیم رخ معلوم بود که خیلی بزرگه عباس دوباره چپ و راست رو نگاه کرد کیرشو به راحله چسبوند راحله عین هیپنوتیزم شده ها از جاش تکون نمی خورد دو سه دقیقه کیر عباس به راحله چسبیده بود راحله دستشو به عقب برد کیر عباس رو گرفت . وای چند بار به کیر عباس دستشو کشید باور نمی کردم راحله اینقدر زود وا بده ولی هرکسی هم بود شاید اینطور میشد عباس یه شلوار کردی پوشیده بود و راحله هم از پایین شلوار شورت نپوشیده بود کونش قشنگ جلو عباس آقا دلبری می کرد عباس آقا هم که پنج سال بود کوس ندیده بهترین زمان عمرش بود عمرا چنین موقعیتی و چنین زنی گیرش بیاد
عباس آروم دستاشو آورد جلو و پهلوهای خانمم رو گرفت راحله خم شده بود مثلاً داشت آلبالو ها رو از برگهای درخت تمیز میکرد .عباس آقا دلشو به دریا زد از بند کش شلوار راحله گرفت و آروم به طرف پایین کشید کون سفید و بزرگ راحله جلو عباس آقا خودنمایی کرد که یهو راحله مثل یه کسی که برق گرفته بلند شد و به طرف عباس برگشت
عباس سرشو پایین آورد و آماده شد به یه سیلی از راحله بخوره منم همچین فکر کردم اما راحله صورتشو بطرف عباس آقا برد و لباشو تو لبای عباس آقا چفت کرد عباس که خوابشم نمی دید
دو دستشو تو لمبه های کون راحله بود راحله هم روی پنجه های پاش خودشو بلند کرده بود و یه دستش روی کیر عباس آقا بود یه دستش هم روی سینه عباس گذاشته و لب حواله می داد و عباس هم مثل آدم ندیده ها لبهای غنچه ای راحله رو می خورد راحله یه چیزی به گوش عباس گفت و دوباره جلو عباس به شکل رکوع دولا شد عباس شلوارشو کشید پایین ،کیرش مثل فنر بیرون پرید از اون فاصله کلفتی و بلندی کیرش قشنگ معلوم بود به حدی سیخ شده بود که رنگ قرمز شده بود مثل کیر اسب بود با خودم گفتم کس تنگ راحله این کیر رو نمی تونه بخوره واقعا بزرگ بود راحله هنوز کیر عباس رو ندیده بود ولی چون لمسش کرده بود میدونست که چی گیرش اومده
عباس تا زانو شلوارش رو پایین کشید و لمبه های راحله رو گرفت و باز کرد کیر رو تنظیم کرد به کم جلو هل داد راحله یه جیغ ضعیفی زد و جلو پرید عباس گفت عزیزم الان جا باز میکنه نگران نباش مرحوم خانمم هم اولش درد داشت
من فکر کردم که می خواست تو کونش کنه ولی راحله از کوس دردش گرفته بود
راحله گفت پس نگهش دار من خودم بیام عقب
راحله کیر عباس رو گرفت و خودش رو آروم آروم عقب می برد گاهی هم دردش میگرفت خودشو جلو می کشید عباس از شدت لذت سرش رو به طرف آسمون گرفته بود شاید .‌.
دیگه کیر کلفت عباس تو کوس راحله راحتتر عقب و جلو می رفت ولی چهار پنج سانتی بیرون می موند من که دیدم دیگه تو این دنیا نیستن بلند شدم رفتم جلوتر تو فاصله ۲۰ متری دیگه قشنگ صدای آه و ناله‌هاشون خوب شنیده می شد دیگه عباس داشت تلمبه میزد راحله دیگه موتورش گرم شده بود از شدت لذت داد میزد محکم بزن بزن بزن
با خودم گفتم الانه که عباس خالی کنه چون راحله خیلی خوب بلده تو سکس جندگی کنه
من از شدت شهوت نمی تونستم به کیرم دست بزن چون برای منم یه لذت خاصی داشت عباس گفت پاشو بیا بغلم
عباس کیر رو بیرون کشید کیرش مثل یه دسته کلنگ سفت شده بود سر گردش مثل توپ باد کرده بود راحله که تازه کیر عباس رو دیده بود چشماش چهارتا شد یه چیزی گفت که من نشنیدم
عباس آقا از زیر کتف های راحله گرفت و خیلی راحت بلند کرد راحله که وزنش ۷۰ کیلویی میشه راحت از زمین بلندش کرد راحله فورا پاهاشو دور کمر عباس آقا حلقه کرد و دستاشو دور کمر اون حلقه انداخت یه کم خودشو بالا کشید و کیرشو به زیر تنظیم کرد و اومد پایین کیر دراز کلفت عباس آقا تو بدن راحله محو شد فقط بیضه ها بیرون موند راحله پشتش به طرف من بود عباس دستاشو زیر باسن راحله گذاشته بود و زنم رو بالا پایین میکرد دوباره سرعت گاییدن زیاد شد و راحله دوباره وحشی شد تند تند می گفت بکن بکن بیشتر تو رو خدا آبت نیاد جووون…
و کلی حرفهای سکسی و تحریک آمیز من داشتم نگاه می کردم بزور خودم رو نگه داشتم که آبم نیاد عباس آقا هم می گفت: دارم میکنمت چه کوسی داری دختررر باید به منم بدی از این به بعد . این کوس گاییدن داره اوفففف
دیگه بیخیال اطراف شده بودن صدای شلاپ شلاپ بدنشون و آه و ناله خیلی راحت شنیده می شد فقط چون زیر درختچه‌های آلبالو بود و تو سایه بودن از دور دیده نمیشدن
ده دقیقه تقریبا تو اون حالت سکس می کردن راحله یه آه بلندی کشید و بدنش لرزه گرفت و سرش کنار شونه عباس افتاد ولی پارتنرش هنوز ادامه می داد تلمبه های خیلی محکمی میزد انگار میخواست تموم نشه چون فکر می کرد فرصتی نداره راحله گفت تمومش کن الان شوهرم میاد عباس گفت عزیزم یه کم دیگه صبر کن الان میاد اوففف چی داغه توش
چی بودی تووو
راحله خودش یه کم عقب تر برد و به پایین کیر عباس نگاه می کرد که داشت جرش میداد کیر کلفتش وقتی پایین حرکت می کرد یه خورده از پرده واژن رو پایین می آورد بخاطر کلفتی کیرش بود منم داشتم کیرم رو می مالیدم تا می خواستم ارضا بشم دست می کشیدم
دیگه شدت تلمبه زدن عباس بیشتر شده بود داد زد داره میاد داره میاد
راحله با عشوه گفت بریز توم بریز تو آبشو می خوام
عباس آقا که منتظر این بود یه فشار به بدن راحله آورد و محکم بغلش کرد چند تا آااه بلندی کشید و آروم گرفت و شروع کردن به بوسیدن همدیگه هنوز راحله تو بغلش بود کیر عباس شل شد و از کوس راحله افتاد پایین
دیگه تموم شده بودن از پشت تله چوبها که پشتشون قایم شده بودم سریع برگشتم و خودمو به ماشین رساندم .
ماشین رو روشن کردم کولر رو هم زدم ده دقیقه صبر کردم و به راه افتادم تا به ورودی باغ رسیدم دو تا بوق زدم که بفهمن من رسیدم
رفتم پیششون عباس آقا سه متر اونطرفتر آلبالو می چید و راحله نشسته بود با کفشش ور می رفت.
تا رسیدم راحله گفت پس سطل نگرفتی؟
گفتم رسیدم چند جا پرسیدم یا نداشتن یا کوچک بودن نشد دیگه
عباس آقا گفت باشه فردا بیایید بچینید سطل من خودم میارم
دیگه راه افتادیم به سمت خونه باغ خودمون من پشت راحله می رفتم اون کونش جلوم بالا پایین میشد منم حشری بودم تا رسیدیم خونه راحله خودش رو انداخت رو تخت یه آه بلندی کشید و گفت : اوففف چقدر خسته شدم بهنام بسه دیگه بریم شهر من نیاز به دوش فوری دارم
گفتم: کجا کارت دارم پس من چی؟
خودمو انداختم روش و غرق بوسه کردم
دستم روی کوس تپل گذاشتم و مالیدم
راحله گفت بخدا خستم نا ندارم برای شب
گفتم: نمیشه الان می خوام
شلوارک رو کشیدم پایین جفت پاهاشو گذاشتم رو شونه هام که کوسشو بلیسم
کف دستش رو گذاشت روی کوسش گفت: اذیت نکن نمیشه گفتم چرا نمیشه عشقم
گفت: کثیفه بزار بعد از حموم گفتم: من کثیفشو دوست دارم جووون نکنه عباس ریخته توش
گفت: خفه شو بیشعور مگه من جندم
دستش رو به زور کشیدم پایین اوف چی شده بود هنوز کبودی و قرمزی کوس تپلش روش مونده بود انگشتم رو کردم توش چوچولشو لیس زدم صدای حشری راحله بلند شد : نکن گفتم داخلشو لیس نزنی
گفتم جوون پر آب شده زبونمو بردم توش هنوز آب عباس داخلش مونده بود مزه متفاوتی دیگه داشت حس اینکه آب کیر و کوس مخلوط میخورم حشری تر میشدم
راحله به خودش میپیچید با خودم گفتم بهترین زمانه که بهش بگم چون وقتی راحله حشری میشه هرچیزی بخوای برام میگه
گفتم: جووون چی گشادت کرده حسابی کوبیده ها سرخ سرخ شده کوست
گفت: اوفف دوست داری دادن زنتو؟
گفتم: اره دوست دارم فقط به عباس آقا بدی منم تماشا کنم آه آه
یه آه‍ بلندی زد و انگشتاشو برد لای موهام سرمو تو کوسش فشار داد گفت: بخور بخور آب کیر بکن زن جندتو نوش جان کن
من اومممم می کردم تند تند لیس می کشیدم با دستش کیرمو می مالید گفت: اوف چی بود اون کیررر دو برابر مال تو بود زن جندتو با کیر کلفتش گایید
حسابی حشریم می کرد همش از دادنش تعریف می کرد و لذتی که برده بود
گفتم برگرد میخوام ایندفعه من از کون بکنمت تا حالا بهم ندادی ولی دیگه وقتشه
با عشوه خاصی گفت نه نه درد دارم اونجوری دوست ندارم الان از کوس بکن کونم به وقت خوب برات گذاشتم
گفتم : کی؟
پاهای خوش حالتشو انداختم روی شونه هام و یه فشار کوچیک همش رفت تو گفتم چی گشاد شده
راحله تو گوشم گفت : اونجا دیگه مال شوهر جدیدمه
حسابی حشریم کرد دوباره گفت: میخوای بدونی کی می تونی تو کونم بکنی :
گفتم جووون کی
گفت: وقتی ک عباس جوون تو کوسم کرد اجازه میدم تو هم تو کونم بکنی
گفتم جووون عاشقتم تلمبه های شدیدتر زدم عرض دو دقیقه ارضا شدم منم ریختم توش
راحله اوفف کرد گفت : امروز بهترین روزم بود دستشو گذاشت روی کوسش رفت دستشویی .
موقع برگشتن به خونه یک کلمه هم حرف نمی زدیم در واقع از هم خجالت می کشیدیم به آینده مبهم فکر می کردیم راحله اخماش تو هم بود جرات نمی کردم چیزی بگم ما شوخی های سکسی رو به واقعیت تبدیل کردیم دیگه ممکن بود این زندگی رو از دست بدیم افسار اسب شهوت از دست ما رفته بود و مارو به نام کجا آباد می برد تو این افکار بودیم رفتیم دخترم آتوسا رو از خونه مادرزنم گرفتیم و رفتیم خونه . تا رسیدیم خونه نوبتی دوش گرفتیم
یک هفته گذشت راحله گفت نمی خوای بری باغ ؟ درخت‌ها آبیاری میخوان. منم من من کردم گفتم حوصله ندارم اگه میای باهم بریم
راحله یه کم نگاه کرد و گفت باشه آتوسا رو ببریم خونه مامانم با هم بریم
تو راه به نیم رخ زیبای راحله نگاه می کردم فکر کنم داشت دوباره برنامه می ریخت نمی دونم آخرین حرفش که گفت کیر عباس تو کوسم و کیر تو تو کونم چقدر جدی بود ولی از این زن بعید نبود
تا رسیدیم لباسامون رو عوض کردیم و منم رفتم سر آبیاری درخت‌ها چهار ساعت طول کشید وقتی برگشتم اصلا راحله رو نشناختم یه میکاپ غلیظ کرده بود چشمهای درشت و عسلی رنگش مثل ستاره می درخشیدن محو زیباییش شدم گفت چرا معطلی ؟
گفتم جووون فدات بشم بغلش کردم بدنش نرم مثل خمیر بود سینه هاشو مالیدم
یه شورت توری پوشیده بود با یه تاپ بالای نافی سوتین هم که طبق معمول نداشت هیکل ورزشکاری راحله حسابی دیوونم کرد
گفتم میشه الان گفت: نه شب بعد از شام
دوباره یه وسوسه ای اومد سراغم یه باشه گفتم رفتم بیرون چند قدم زدم به خونه باغ عباس آقا رسیدم و صداش کردم و اومد بیرون
گفتم عباس آقا ما یه شام مختصری درست کردیم راحله گفت شما رو هم دعوت کنم اگه زحمتی نباشه ممنون میشیم
اول منن من کرد بعدش گفت باشه مزاحم میشم برگشتم به راحله گفتم که عباس آقا رو دعوت کردم راحله گفت دیوونه چرا با من هماهنگی نکردی
گفتم خب شوهر جدیدت باید بیاد پیشت مثل همیشه دیوونه گفت رفت سراغ کارش تهیه شام
شب شد راحله یه دامن بالای زانو پوشید و تاپ بالای ناف یعنی من که شوهرش بودم حشری میشدم چه بقیه صدای زنگ اومد رفتم در رو باز کردم عباس آقا با کلی لبنیات شیر و کره و ماست اومد تو .بوی سیگار وقتی وارد شد با خودش اومد من سیگاری نیستم ولی همیشه راحله میگه سیگار بکش من از بوش خوشم میاد .
عباس آقا یه یالاه گفت و وارد شد. خونه باغ ما کوچیکه فقط اندازه اتاق سه در چهار یه تخت خواب یک نفره که دوتایی می خوابیم خلاصه عباس آقا اومد نشست و با هم مشغول صحبت شدیم یه گوشه چشم هم به راحله می انداخت راحله هم سفره رو چید پشتش رو به عمد به عباس می کرد چون دامنش کوتاه بود و شورت توری پوشیده بود کوس و کونش قشنگ دیده می شد راحله هم دلبری می کرد عباس آقا یه شلوار پارچه ای پوشیده بود ولی اون مانع دیده شدن کیر سیخ شدش نمی شد شام خوردیم دوباره راحله سفره رو با همون وضعیت جمع کرد دیگه عباس آقا دوزاریش افتاده بود برای چی اومده واسه همین اون احتیاط قبلی رو نمی کرد راحله به من چشمک زد رفت نشست کنار ش این زن یه شیطون تمام بود با شوخی گفت عباس آقا اجازه هست چیزی بپرسم
چرا ازدواج نکردی؟ عباس گفت حوصله خانمهای دیگه نداشتم خانمم احساس میکنم زنده هست راحله دستش رو روی ران عباس آقا گذاشت و گفت خب باید نیازت رو برطرف کنی اینطوری نمیشه که
راحله شروع به مالیدن پای عباس کرد دوباره حس بی غیرتی داد بهم کیرم داشت سیخ میشد عباس سکوت رو شکست و گفت راحله خانم از مهندس زشته این کار نکنید بی زحمت
راحله که حشر کورش کرده بود دستش رو برد روی کیرش گذاشت گفت: مهندس همه چی رو می‌دونه امشب باید به من هر دوتاتون حال بدید
تا این رو گفت زیپ شلوارش رو پایین کشید سر کیرش رو در آورد گذاشت دهنش و شروع به میکس زدن کرد و با چشماش خمارش به من نگاه میکرد رژ لبش سر کیر عباس رو کلا سرخ کرده بود وقتی دهنش رو می‌برد پایین تر دهنش حسابی باز می شد واقعا کلفتی کیر تو دهنش معلوم بود چون وقتی برای من ساک میزنه لباش غنچه میکنه
عباس آقا دست هم نمی زد هنوز تو باورش نبود که این زن من اینقدر بی حیا و حشری باشه
راحله با انگشت اشاره منو دعوت کرد که پیشش برم. شهوت منم هیپنوتیزم کرده بود رفتم از پاهاش گرفتم کشیدم به سمت خودم شورتشو رو درآوردم مشغول لیس کشیدن کوسش شدم آه عمیقی کشید و تند تند براش ساک زد عباس دکمه های پیراهنش رو باز می کرد منم تی شرت زنم رو در آوردم شورتش رو هم کندم به دامن کوتاه موند فقط که سکسی ترش می کرد
منم لخت شدم عباس هم شلوار و شورتش رو در آورد دیگه هیچی جلودار نبود عباس آقا که تا حالا همچین چیزی تو عمرش ندیده بود نمیدونست چیکار کنه فقط موهای کوتاه راحله رو نوازش میکرد معلوم بود که حسابی عاشقش شده
راحله بلند شد و لبه های چوچول کوسشو باز کرد آروم آروم نشست روی کیر عباس دو سه بار پایین بالا کرد تا تهش نشست روش من بلند شدم کیرمو به صورتش گرفتم برام ساک زد راحله تو بغل عباس نشسته بود من این دفعه از نزدیک میدیدم تا می خواست آبم بیاد زود می‌رفتم عقب که نیام
راحله تو اوج بود عباس چشماشو بسته بود از لذت ،عباس بالاتنه شو به زمین گذاشت و خوابید دستش رو سینه های راحله بود میمالید رفتم پشتش گفتم عشقم الان میشه تو کونت بکنم راحله یه آها گفت روی سینه عباس خوابید پاهاشو زیرش جمع کرد رفتم پشتش یه تف زدم کیرم آروم فرو کردم توش
حسابی داغ داغ بود از شدت شهوت راحله جیغ می کشید تند تند میگفت بکنید زن جنده تون رو بکنید چند تا تلمبه زدم کیرم داخل بدن راحله به کیر عباس ساییده می شد لذتشو ده برابر بیشتر می کرد
تا می خواستم آبم بیاد درش می آوردم بعد دوباره می کردم تو اوفففف چی لذتی برای هر سه تا مون بود عباس آقا از لذت چشماش سفیدی رفته بود راحله هم همینطور
عباس آقا شروع به قربون صدقه رفتن هردومون کرد من که دیدم داره میاد درش آوردم رفتم عقب تر نگاشون کردم
راحله کوسش رو بصورت دورانی روی کیر عباس می سایید و آه و ناله میکرد قربون صدقه کیرش می رفت
بعد راحله بلند شد حالت داگی یا همون سجده مدل رو تختخواب خوابید راحله گفت نوبتی بیایید بکنید
اول من رفتم دو دقیقه وحشیانه بهش تلمبه زدن کوسش خیلی گشاد شده بود تا می خواست آبم بیاد رفتم کنار عباس اومد
عباس مثل وحشی ها تند تند تلمبه میزد رفتم با نوشابه که کنار بود کیرم رو شستم اومدم دادم برام ساک زد راحله تند تند ساک می زد و اومممم بلندی که شبیه نعره بود می کشید
نوبت من شد دوباره رفتم پشتش دیگه نتونستم تحمل کنم ریختم توش ارضا شدم یه دونه از سیگارهای عباس رو برداشتم رفتم بیرون آتیش زدم صدای شلاپ شلاپ ادامه داشت راحله رو خیلی دوست داشتم به خواسته هاش رضایت میدادم
سیگار تموم کردم یه آب زدم صورتم رفتم تو راحله پتوی تختخواب رو تو چنگش گرفته بود عباس هم که تند تند می کوبید راحله بدنش لرزید و همزمان عباس هم به نعره کشید ریخت تو کوسش انگار نمی خواست یه قطرش تموم بشه با فشار همشو پمپ می کرد تو .آب منی من و عباس از کوس راحله از کنار کیر عباس می ریخت بیرون
رفتم پشتش شروع کردم به لیس کشیدن کوس راحله اولش چندش اومد ولی یواش یواش خوشم اومد طعم تخم مرغ خام می داد راحله کونشو بالا پایین کرد همش اومد تو دهنم قورت دادم عباس هم از ته کیرش گرفته بود راحله براش ساک می زد
اون شب تا صبح دو راند باهم و چهار راند هم عباس گایید و رفت راحله فرداش خیلی پر جنب و جوش بود واقعا از این همه انرژی که داشت حسودیم میشد من که تا یک هفته کیرم بلند نشد ولی بعد از اون از کون هم می کردم که این هم باعث شد راحله بیشتر حشری تر بشه
الان یکساله که وقتی میریم باغ سه نفره سکس می کنیم و قرار شده راحله به عباس هم کون بده که بعید میدونم زنده از زیرش در بیاد

نوشته: بهنام

بازدید 4,429

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

34 پاسخ به “شوخی شوخی کاکولد شدم”

  1. سعی کن تحقیر کردنه شوهره کاکولد رو توسط زنش توی داستانات بیشتر کنی.

  2. خیلی خیلی زیبا نوشتی ولی انتخاب عباس اقای ۵۰ساله اصلا جالب نبود .اگه یه اقای مهندس یا پزشگ یا دندانپزشک حدود سنی ۴۰نتخاب کرده بودین خیلی بهتر بود .

  3. خیلی خالی بندی بود ، حتی از فیلم های برزرس هم فانتزی تر و غیر قابل باور تر بود

  4. ۲۷۴ بار اسم عباس آقا تو این داستان اومد . اول ۳ سال بود زنش مرده بود وسط داستان ۵ سال کس نکرده بود . حالا از کجا میدونی تو این ۵ سال کس نکرده بود ؟؟؟گند بزنن این داستان های کسشر رو

  5. از فاصله پنجاه متری با چشم دیده و ابعاد کیر عباس آقا رو به دقت در اورده

  6. کیرم تو عباس حرومزاده خودتون دو تا سکس کنین مشکل کیرتو زود تر برطرف کن و راحله رو فقط خودت بکن

  7. قسمت اولش خوب بود واقعا داستان اما قسمت دوم ضعیف بود، اولش میخورد واقعی باشه ک خیلی ام اتفاق می افته

  8. بعد از چند سال زندگی با زنت دیگه تو سکس اون حالو نمیدهحتی اگر زنت بهترین کوس باشه و حالا یک تنوع برای هم خودت و هم خانمت لازمه که خدایی نکرده خیانتی رخ ندههم از سوی مرد و هم زن و اینجوریکه سکس ضربدری میادو باید گشت دنبال ادم مورد اعتماد و خیلی از مردا هستنکه از کاک اولد دفاع میکنن ولی وقتی میخوان حرفشو بزنن یجورایی میگن بی غیرتیه و چهو چه که اصلا اینجوری نیستو بعضیا واقعا با نفر سوم بهترین سکسو دارن و تجربه هم کردن👙👠💄

  9. خدا شانس بده خوش بحال عباس مگه میشه؟ مگه داریم؟ چرا همچین زوجی گیر ما نمیاد

  10. اینقدر داستانت قشنگ بود که من امروز دوباره خوندمش. نمیدونم واقعی بود یا تخیلی یا ترکیبی از دوتاش ولی خیلی قشنگ بود. خیلی دوست داشتم خانم من این مدلی رو هم تجربه میکرد با یکی دیگه از دوستام. فقط آخرشو دوست نداشتم که زود خودتو قاطیشون کردی. میذاشتی چندین بار دیگه تکرار کنن. اینکه هردوشون استرس اینو داشته باشن که تو متوجه نشی تودش خیلی به هیجان کار و شهوت هر سه تون اضافه میکرد. خصوصی پیام بده کارت دارم.

  11. نمیتونم باور کنم ولیکن داستان ت خوب بود چون منو خیلی تحریک کرد و باهاش جق زدم 😍

  12. ی دختر بین ۳۰ تا ۳۵ از شیراز بیاد با من این حس لذت‌بخش رو تجربه کنیم من خودم ۳۹ ساله مجرد شیراز هستم

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید