یه روز از روی کنجکاوی با شماره تلفنش تلگرام درست کردم
رمز تلگرام که اومد، اون توی اتاق دیگه بود رمز را زدم و تلگرام اون هم برام نصب شد،
شب موقع خواب تلگرامشو چک کردم هیچ چیز مشکوکی نداشت، تا اینکه صبح حدود ساعت پنج یه پیام براش اومد، وقتی باز کردم نزدیک بود قلبم بایسته، یه پیام عاشقانه براش اومد و در آخر از خانمم خواسته بود که عکسی را که دیروز گرفته براش بفرسته
جالبه که این آقا روز قبل مهمان ما بود، با اینکه متاهل بود ولی چند بار خانه ما مجردی آمده بود دوست خودم هم بود ولی چون آدم مذهبی بود بهش شک نکرده بودم البته فامیل خانم بود و از قدیم رفت و آمد داشتن حتی خونه بقیه خواهر برادری زنم هم میرفت.
نزدیکهای ظهر خانمم جواب پیامش را داد عکس را هم براش فرستاد، و گفت خیلی دلم میخواسته کنارت بنشینم ولی حیف که نمیشد،
تا چند روز هیچ عکسالعملی نشون ندادم ولی خانمم شک کرد که تلگرامش را هک کردم چون تمام مخاطبین من هم در تلگرام اون بود و جریان را با شخصی در میان گذاشته بود و اون هم بهش گفته بود شوهرت هکت کرده ، خیلی ترسید زنگ زد به من بیا خونه، رفتم و بی مقدمه ازم سکس خواست ، من هم قبول کردم ، وسط کار ،بحث به هک کشید و نهایتا بهش جریان پیامهای تلگرامش را گفتم، نزدیک بود سکته کنه، و شروع کرد گریه کردن، و حتی گفت میخوام
خودمو بکشم، خیلی با هم حرف زدیم از ترس اینکه مبادا خودشو بکشه بهش گفتم می بخشمت ولی دیگه دنبال این کارا نرو،
چند بار هم پیام دادم به پسره و تهدیدش کردم و فحش خواهر مادر بهش دادم ولی اصلا جواب نداد،
از این قضیه سالها گذشت، و من گرفتار حالتی شدم که هیچوقت قبل از آن نشده بودم، موقع سکس با همسرم فقط حس کاکولدی داشتم و بدون این حس اصلا میل به سکس نداشتم، و همیشه هم حرف کاکولدی و فانتزی را در سکس مطرح می کردم ولی بعد که ارضا میشدم پشیمون میشدم، ولی با گذر زمان فانتزیها بیشتر میشد و سالها طول کشید تا خانمم موقع سکس منو همراهی کنه ولی با این حال هنوزم از من مطمئن نبود چون تجربه قبلی را داشت، همیشه بهش میگفتم کاش هیچ وقت تو نمی فهمیدی هک شدی و رابطه تو و اون ادامه دار بود ، هر چی اصرار میکردم بازم بهش برگرد قبول نمیکرد و میگفت غرورم اجازه نمیده میترسم منو پس بزنه،
و بعیده با دعوایی که باهاش کردی بخواد برگرده
ولی من موقع سکس دست بردار نبودم و مرتب ازش میخواستم بهش پیام بده، و فکر میکنم که این کار را کرده بدون اینکه به من بگه،
طرز لباس پوشیدنش عوض شده مانتو کوتاه و باز میپوشه شال را برداشته، گوشیش همیشه سایلنته، توی سکس فقط اسم اونو میاره، استوریهاش جدیدا همش عاشقانه شده، ازم کت و شلوار سکسی میخواد برای بیرون ، منم به شوخی بهش میگم به فلانی بگو برات بخره، چند باره بهم میگه دوس دارم تنهایی برم تور خارج از استان، ولی اگر خودم در جریان رابطش بودم بیشتر بهم خوش میگذشت ، اگر با سند فهمیدم یا خودش اعتراف کرد که باهاش رابطه داره میام همینجا براتون تعریف میکنم
نوشته: فرنوش
10 پاسخ به “دوست پسر خانمم”
افغاني جقي زاده ٣ ساله از كابل
تو اگه سلامت روان داشتی لااقل باید بین عنوان داستانت و نام نویسندش یه سنخیتی بود…
هر اتفاقی که افتاد واسه ما مهم نیست. نمی خواد بیای اینجا تعریف کنی.
تو مشکلت اسمتهبرو اسمتو بزار خسرو تا همه رو بکنیدوس پسر خانومت بهت میگه فرنوش بیا آبمو بنوش توام میریاسمت اگه خسرو بود بهت میگفت خسرو با کیر توی کس رو
بیا خصوصی تا بهت بگم راهش چیه
چراعادت شده زیر هر نوشته و داستانی ملت فحش کش هم میکنن؟ خوب این بنده خدا چیزی که به ذهنش میرسه نوشته. تو دوست نداشتی نخون . توهین و فحاشی داره جژئی از فرهنگ میشه.
چقدر ک س کشی مد شده . بعضی ها زن ها شونو میدن دم یه کیر دیگه و افتخار هم میکنن . ریدن تو داستان ها تون
وا حالا اون نشد یکی دیگهمگه آدم قحطی اومده؟
پیام بده
جدیدا کس شعر شده داستانه