عرفان و پسر همسایه (۲)

با سلام خدمت دوستان عزیز بکن تو

نظراتتونو خوندم و خواستم یکی دیگه از خاطراتمو واستون بنویسم بازم اگه غلط املایی چیزی داشت ببخشید به بزرگی خودتون .

۱۵ سالم شده بود و از هر فرصتی که با محمد داشتیم واسه سکس استفاده می کردیم پسر خیلی دهن قرصیه و هنوزم کسی از این جریانات بویی نبرده .

تو این دوسال تنها تغییرات من یکمی توپر تر شدن بود ولی محمد روز به روز خوشتیپ تر میشد و به لطف ورزش عضلانی
یه روز محمد گفت که ماه بعد چند روزی میره مسابقه بوکس یه شهر دیگه گفت که برم کلاسشون ثبت نام کنم تا بتونم باهاش برم با اصرار محمد ثبت نام کردم ولی میترسیدم از کتک خوردن ولی اون عین خیالش نبودو وسط رینگ همو پاره میکردن بیشتر حواسش بهم بود و نمیذاشت کسی نزدیکم بشه و بیشتر با خودش تمرین میکردم .
تو این یه ماه که باشگاه می رفتیم فرصت سکس فقط یه بار پیش اومد چون زیاد تنها نبودیم و فقط یه بار خونشون خالی شد و جای دیگه هم نداشتیم
یه روز تو خونه دراز کشیده بودم که در زدن و رفتم دیدم محمده گفت پسر مژدگونی بده که پس فردا قراره بریم
_محمد اگه بگن مسابقه بده من نمیدما
+تو دوتا مشت درست حسابی نمیتونی بزنی مسابقه نمیدی نترس فقط قراره با من بیای
_پس اجازه اومدنمو خودت بگیر از بابام

اومد خونه و بعد کلی خواهش که گناه داره بزارید بیاد قرار نیست مسابقه بده تونست راضیشون کنه و من تو کونم عروسی بود .
رسید روز رفتن با محمد رفتیم جلو باشگاه سوار مینی بوس شدیم و با استاد و باقی بچه ها راهی شدیم یه شهر دیگه زیاد دور نبود کلا یک ساعت و سی دقیقه طول کشید تا برسیم و تو راه کلی بگو بخند و رقص بالاخره رسیدیم به خوابگاه و استاد از بچه ها پول جمع کرد واسه شامو رفتن .
منو محمد گوشه اتاق یه تخت دو طبقه بود اونو برداشتیم و دوتایی رو یکی دراز کشیده بودیم و حرف میزدیم که باز استارت شهوت شروع شد زیر پتو بودیم و کسی نمیدید دستمو بردم تو شرتشو کیر خوابیدشو مالیدم لامصب خوابیدشم دو برابر مال من بود.
میخندیدو دستمو پس میزد و در گوشم میگفت کثافت بخدا فردا میزنن صدا سگ بدم و منم گوش نمیدادم و میمالیدم قشنگ کیرش سیخ شده بود که استاد درو باز کرد و با ساندویچ و یکمی خرت و پرت اومد تو و محمد و من موندیم تو کف.

شامو خوردیمو بازم بچه ها تا دیر وقت به بگو بخند و رقصیدن ادامه دادن که صدا اتاق بغلی که از یه شهر دیگه اومده بودن در اومد و مجبور شدن بخوابن

روی تخت دراز کشیده بودم که محمد اومد از چشماش میشد شهوتشو خوند کنارم دراز کشید و دستشو انداخت دور گردنم دستمو از رو شلوار گذاشتم رو کیرش یه نگا بهم کرد و پاشد رفت طرف در که منم پشت سرش رفتم .
استاد: کجا به سلامتی؟
+میریم دستشویی زود برمیگردیم
#فقط زود باید بخوابی که فردا اماده باشی
یه چشم گفت و ما رفتیم

تو راهرو بهش گفتم محمد حالا کجا بریم گفت حالا بیا ببینم کجارو پیدا میکنم رفتیم و به دستشویی سرک کشیدیم که دیدیم نمیشه میفهمن چند تا دستشویی بود که دیواراش یکم بالاتر از سینه بودن و دونفری میرفتیم میدیدن اومدیم و از راه پله رفتیم بالا طرف پشت بوم که درش بسته بود گفتم محمد همینجا خوبه فقط آروم بکن که صدامو نشنون
تو این دوسال عادت کرده بودم به سایزش ،شلوارشو تا زانو داد پایین و نشستم رو زانو و لیس میزدم کلاهکشو و محمدم حال میکرد با دست اشاره کرد که بلند شو ،بلند شدم و شرتو شلوارمو دادم پایین و لای کونمو باز کردم یکم تف زد سر کیرشو گذاشت دم سوراخم اروم کرد تو عجب حال میداد اروم اروم تلمبه میزد و از شانس گوهمون دیدیم که استاد از جلو راه پله رد شد و رفت پایین محمد کشید بیرون گفت بریم بفهمن پدرمونو در میارن با یه ضد حال رفتیم تو اتاق و رو تخت دراز کشیدیم که استاد اومد گفت کدوم گوری بودین محمد پیچوند و استاد رفت خابید ولی من و محمد هنوز دلمون میخاست سکس نیمه کاره رو تموم کنیم پشتمو کردم بهش بعد چند دیقه دیدم یکم از شلوارمو داد پایین خودمو یکم جابجا کردم و شلوارو شرتو تا زانو زدم پایین محمد با دست خیسش انگشتم میکرد و من زیر پتو جلو دهنمو گرفته بودم یکم انگشت کرد و بعدش کیرشو میمالید رو سوراخم منم لاشو باز کرده بودم یکم فشار داد و تا نصف رفت توم درد میکرد ولی من عاشق این دردم اروم جوری که متوجه نشن عقب و جلو میکرد چند دقیقه بعد تا ته فشار داد تو کونم و ابشو خالی کرد خیلی حال داد بهم و همونجوری کشیدیم بالا خابیدیم .

صب ساعت ۹ رفتیم به سالن که نزدیک خوابگاه بود و محمد مبارزه کرد و دو بار برد ولی فینال رو باخت و یکمی ناراحت بود یه جورایی خودمو مقصر می دیدم بخاطر باختش ساعت ۴ بود گفتم محمد کلیدو بگیر از استاد بریم خوابگاه کارت دارم فهمید چی تو سرم میگذره گفت از دست تو یه قیافه ناراحت به خودش گرفت رفت طرف استاد ،استادم بغلش کرد و یکم بعد دیدم با کلید اومد انگار دنیارو داده باشن بهم بدو بدو رفتیم طرف خوابگاه .

رفتیم تو اتاق درو قفل کرد گفت بیا یه جوونی به این عشق خستت بده یه لب ازش گرفتم و تیشرتشو در اوردم بازم لبشو بوسیدم و از سینش لیس زدم سیکس پک هاشو لیس زدم و شلوارو دادم پایین گفت عرفان زود باش شرتشو کشیدم پایین و از تخماش یه لیس زدمو کیرشو تا نصف کردم دهنم نیم خیز بود هنوز که با خوردنم کم کم کامل سیخ شد و فقط میتونستم به زور کلاهکشو بکنم دهنم گفت پاشو دیگه صبرم تموم شده بلند شدم تیشرتمو در آوردم و شلوارو شرتو با هم از پام دراورد دراز کشیدم اومد روم اونقدر شهوتش زده بود بالا که واسه اولین بار سوراخمو لیس زد ولی فقط چند ثانیه، کیرشو تنظیم کرد و تا ته کرد توم دستاش کنارم بود و پاهاش کنار پاهام تنها وزنی که روم می افتاد موقع تلمبه زدنش بود تند تند تلمبه میزد و من لا کونمو باز کرده بودم که بیشتر بره تو بعد از چند دیقه خسته شد گفت پاشو سرپایی میخوام پاشدم و دوتا دستمو گذاشتم رو دیوار بازم کرد تو کونم و با یه دستش واسم جق میزد خیلی حس خوبی داشت
تند تند کرد و قبل من ابش اومد و تو کونم خالی کرد و چند ثانیه بعد اب منم که فقط یکم بود اومد ریختم تو دستم دمه‌ گوشم میگفت اگه میشد تا اخر عمرم کیرمو از کونت در نمی اوردم .

مرسی که تا اخر خوندین این هم یکی از خاطرات خوبمون بود که خواستم باهاتون به اشتراک بزارم…

نوشته: عرفان

بازدید 2,530

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

10 پاسخ به “عرفان و پسر همسایه (۲)”

  1. خیلی قشنگ بود واقعاجزو داستان هایی بود که خیلی حال کردم باهاشاینکه پاتنرت فقط دیدگاه سکسی بهت نداره خیلی خوبههم حواسش بهت هستهم دوست دارههم اینکه درکت‌ میکنهامیدوارم رابطتتون همینطور پایدار بمونهمراقب همدیگه باشین و اجازه ندین حواشی و مشکلات لطمه ای به رفاقتتون بزنه!

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید