یادمه اولین بار خونه رفیقم بودم که گوشیم زنگ خورد… شماره غریبه بود … گوشی رو برداشتم متوجه شدم طرف دختره… از فامیلای خیلی خیلی دورمون بود. اونقدر دور که نه اسمشو می دونستم نه تا حالا دیده بودمش… اسمش “مونا” بود و شماره منو از تو گوشی خالش برداشته بود… خالش می شد زن پسر عموی من!! دیدم 17 سال بیشتر سنش نیست و واسه همین بهش محل نذاشتم و گفتم دوست دختر دارم و بهتره بره دنبال یکی دیگه… یه مدت گذشت و دیدم باز زنگ میزنه… هر دفعه که زنگ میزد یه خورده صحبت می کردیم و یه کم نصیحتش می کردم و می گفتم بهتره بجای زنگ زدن به من به فکر درس و مشق و کنکورش باشه.
ظاهرا نصیحت های من روش اثر کرد سه چهار ماهی دیگه زنگ نزد… ولی بعدش باز زنگ زدناش شروع شد
در کل به بهانه های مختلف زنگ میزد و حالمو میپرسید و … منم که با دوست دختر قبلیم کات کرده بودم از سر بیکاری و سرگرمی باهاش حرف می زدم! البته باهاش دوست نبودم و ابراز علاقه ای هم در میان نبود…
یه بار ازش خواستم بیاد سر قرار ببینمش… تا اون موقع فقط عکسشو دیده بودم… دیدم بععله… یه دختر قد بلند و خوشگل با کون برجسته و سکسی…174 سانت قدش بود… من با قد 175 سانت فقط دو سانت ازش بلند تر بودم.
راستش دلم واسش می سوخت. خیلی بچه بود. مشخص بود کم تجربست
نمی خواستم ازش سو استفاده کنم یا کاری کنم وابستم بشه. واسه همینم شماره شو بلاک کردمو نذاشتم بهم زنگ بزنه
این قضیه تا یه سال ادامه داشت… تا اینکه یه شماره دیگه غریبه زنگ زد و مشخص شد “مونا “کماکان هست و نمی خواد بی خیال من بشه .اون موقع 18 سالش شده بود و کنکورش رو تازه داده بود… من که اون زمان سینگل بودم باهاش دوست شدم. و ارتباطمون به صورت دوست دختر دوست پسری شروع شد…با اینکه اوایل به خاطر سیریش بازیاش خیلی ازش خوشم نمیومد ولی کم کم احساس کردم دارم وابستش میشم
چون هم خوشگل بود هم هر کاری می گفتم انجام میداد!! سرتون رو درد نیارم شوخی شوخی رابطه ما جدی شد رفتیم خواستگاری و نامزد کردیم
با اینکه امادگیشو نداشتم ولی قرار ازدواج گذاشتیم
بهترین دوران زندگی سکسی من به همین دوران برمیگرده
چون پرده داشت فقط و فقط از کون می کردمش
پرده رو گذاشته بودیم واسه بعد ازدواج… تو اون یه سالی که نامزد بودیم هفته دوسه بار تو خونه مادر خانم آینده ام تو یکی از اتاقای خونشون به بهونه درس یاد دادن با مونا سکس داشتیم…
چون قد بلند بود و چهارشونه کل وزن خودم رو می انداختم روش یعنی حتی دست و پاهامم رو زمین نبود و کل بدنم چفت بدنش بود و صد در صد وزن منو تحمل می کرد تو اون حالت ازش میخواستم کونش رو بالا پایین کنه… بنده خدا هم باید درد کیر توکونش رو تحمل می کرد ،هم وزن کل بدن منو همین که تو اون حالت مجبور بود کونشو بالا پایین کنه!!
البته عادتش داده بودم و مشکلی با اینجور کون دادن نداشت و حتی همزمان شنای سوئدی میرفت … خوب منم اونو به بهترین شکل ارضاش میکردم و با خوردن گوشش و مالیدن چوچولش به ارگاسم می رسوندمش
بهترین حالت وقتیه که کیرم تو کونشه و همزمان کسش رو می خورم و اونم از شدت لذت زورش چند برابر میشه و کونشو تند تند بالا پایین می کنه روی یه دستش شنای سوئدی میره … منم بی انصافی نمی کنم و کل وزنمو میندازم روش و در همون حالت موهاشم با دستام میگیرم و می کشم و یه دل سیر سواری میگیرم ازش
موقع ارضا شدن خودمم محکم میزدم رو کونش تا بازم تند تر کونشو بالا پایین کنه و تا قطره آخر خالی می کردم تو کونش البته این جور پوزیشن ها رو هر دختری نمیتونه… من 80 کیلو وزن داشتم و نامزدم 73 کیلو چون قد بلند و چهارشونه بود راحت میتونست اینجوری کون بده…
الان دیگه 6 سالی از اون سال ها میگذره
و ازدواج کردیم و یه پسر کوچیکم داریم… هر چند هنوزم هفته ای دوبار سوارش میشم و اونم مثل اسب مطیع سواری میده و کونشو برام تند تند بالا پایین می کنه و کون میده…
ظاهرا نصیحت های من روش اثر کرد سه چهار ماهی دیگه زنگ نزد… ولی بعدش باز زنگ زدناش شروع شد
در کل به بهانه های مختلف زنگ میزد و حالمو میپرسید و … منم که با دوست دختر قبلیم کات کرده بودم از سر بیکاری و سرگرمی باهاش حرف می زدم! البته باهاش دوست نبودم و ابراز علاقه ای هم در میان نبود…
یه بار ازش خواستم بیاد سر قرار ببینمش… تا اون موقع فقط عکسشو دیده بودم… دیدم بععله… یه دختر قد بلند و خوشگل با کون برجسته و سکسی…174 سانت قدش بود… من با قد 175 سانت فقط دو سانت ازش بلند تر بودم.
راستش دلم واسش می سوخت. خیلی بچه بود. مشخص بود کم تجربست
نمی خواستم ازش سو استفاده کنم یا کاری کنم وابستم بشه. واسه همینم شماره شو بلاک کردمو نذاشتم بهم زنگ بزنه
این قضیه تا یه سال ادامه داشت… تا اینکه یه شماره دیگه غریبه زنگ زد و مشخص شد “مونا “کماکان هست و نمی خواد بی خیال من بشه .اون موقع 18 سالش شده بود و کنکورش رو تازه داده بود… من که اون زمان سینگل بودم باهاش دوست شدم. و ارتباطمون به صورت دوست دختر دوست پسری شروع شد…با اینکه اوایل به خاطر سیریش بازیاش خیلی ازش خوشم نمیومد ولی کم کم احساس کردم دارم وابستش میشم
چون هم خوشگل بود هم هر کاری می گفتم انجام میداد!! سرتون رو درد نیارم شوخی شوخی رابطه ما جدی شد رفتیم خواستگاری و نامزد کردیم
با اینکه امادگیشو نداشتم ولی قرار ازدواج گذاشتیم
بهترین دوران زندگی سکسی من به همین دوران برمیگرده
چون پرده داشت فقط و فقط از کون می کردمش
پرده رو گذاشته بودیم واسه بعد ازدواج… تو اون یه سالی که نامزد بودیم هفته دوسه بار تو خونه مادر خانم آینده ام تو یکی از اتاقای خونشون به بهونه درس یاد دادن با مونا سکس داشتیم…
چون قد بلند بود و چهارشونه کل وزن خودم رو می انداختم روش یعنی حتی دست و پاهامم رو زمین نبود و کل بدنم چفت بدنش بود و صد در صد وزن منو تحمل می کرد تو اون حالت ازش میخواستم کونش رو بالا پایین کنه… بنده خدا هم باید درد کیر توکونش رو تحمل می کرد ،هم وزن کل بدن منو همین که تو اون حالت مجبور بود کونشو بالا پایین کنه!!
البته عادتش داده بودم و مشکلی با اینجور کون دادن نداشت و حتی همزمان شنای سوئدی میرفت … خوب منم اونو به بهترین شکل ارضاش میکردم و با خوردن گوشش و مالیدن چوچولش به ارگاسم می رسوندمش
بهترین حالت وقتیه که کیرم تو کونشه و همزمان کسش رو می خورم و اونم از شدت لذت زورش چند برابر میشه و کونشو تند تند بالا پایین می کنه روی یه دستش شنای سوئدی میره … منم بی انصافی نمی کنم و کل وزنمو میندازم روش و در همون حالت موهاشم با دستام میگیرم و می کشم و یه دل سیر سواری میگیرم ازش
موقع ارضا شدن خودمم محکم میزدم رو کونش تا بازم تند تر کونشو بالا پایین کنه و تا قطره آخر خالی می کردم تو کونش البته این جور پوزیشن ها رو هر دختری نمیتونه… من 80 کیلو وزن داشتم و نامزدم 73 کیلو چون قد بلند و چهارشونه بود راحت میتونست اینجوری کون بده…
الان دیگه 6 سالی از اون سال ها میگذره
و ازدواج کردیم و یه پسر کوچیکم داریم… هر چند هنوزم هفته ای دوبار سوارش میشم و اونم مثل اسب مطیع سواری میده و کونشو برام تند تند بالا پایین می کنه و کون میده…
نوشته: آرتین
7 پاسخ به “از کون سواری تا نکاح”
چطور هم کون میکردی هم کوس میخوردی
چطور هم کون میکردی هم کوس میخوردی
کیرت تو کونش باشه جطوری میخوای همزمان کسشو بخوری ؟ این چه وضع نوشتنه خخخخ
تمام مرزهای کس شر رو درنوردیدی
دقت کردید اینجا هر کی تا حالا طرفو ندیدن تو قرار اول طرف حوری بهشتی در میاد، کلا قیافه شخمیا هیچکدوم نصیب ابن جلائقه نمیشه.
دقت کردید اینجا هر کی تا حالا طرفو ندیدن تو قرار اول طرف حوری بهشتی در میاد، کلا قیافه شخمیا هیچکدوم نصیب ابن جلائقه نمیشه.
دقت کردید اینجا هر کی تا حالا طرفو ندیدن تو قرار اول طرف حوری بهشتی در میاد، کلا قیافه شخمیا هیچکدوم نصیب ابن جلائقه نمیشه.