شنیدن کی بود مانند دیدن

پدرام هستم سی و چهار ساله‌ که بعد از خدمت یه آتلیه زدم و شدم عکاس و فیلمبردار مجالس و بخاطر روشنفکری و امروزی بودن خانوادم دوران نوجوونی و جوونی خوب و لذت بخشی را گذروندم واسه نمونه یه مورد از برخورد پدر مادرم را واستون میگم معمولا بابام ساعت سه از سر کار می رسید خونه . یه روز تابستون توران مامانم واسه سر زدن به مادربزرگم ساعت هشت و نیم صبح از خونه زد بیرون حدود بیست دقیقه بعد از رفتنش داشتم خواهرم پرستو رو از کون میکردم و بهش میگفتم که دو ساله فقط دارم از کون میکنمت کاش زودتر شوهر کنی تا بتونم کست رو هم بگام و ببینم گاییدن کس چه مزه ای میده اونم گفت که قربون داداش با مرام و مسئولیت پذیر خودم برم که به خواهرش تعهد داره و با بسنده کردن به کون خواهرش دورِ کس کردن و گائیدن دختر لاشی های بیرون را خط کشیده . اون روز پرستو که دو سال از من بزرگتر و دانشجوی سال اول رشته حسابداری بود خونه رو با آخ جون آخ جون و با آه و ناله های سکسیش گذاشته بود رو سرش واسه همین هیچ کدوم متوجه برگشتن مامانم نشده بودیم موقع تغییر پوزیشن یه دفعه با توران چشم تو چشم شدیم و یه سکته ناقص زدیم ولی دیدیم که واکنش مامان فقط آرامش و لبخند بود و وقتی اضطراب منو پرستو رو دید اومد تو اتاق و گفت نترسین بچه ها به کارتون ادامه بدین چی از این بهتر که به جای اینکه بین دختر و پسرای بیرون وول بخورین و هزارتا مریضی بگیرین شهوتتون را توی خونه خودمون خالی میکنین و خیالمم راحت شد که پدرام هم مراقب پرده خواهرش هست .
چه خوب شد که امروز کارت بانکیم رو توی خونه جا گذاشتم و مجبور شدم برگردم خونه و این صحنه زیبا رو تماشا کنم . بعدش گفت ببخشید پرستو جون تو تا ظهر که بابات از سر کار برمیگرده واسه ادامه کون دادن به داداشت تایم داری ولی من باید زود برم چون مادربزرگ منتظر منه که ببرمش دکتر . لطفا اجازه بده یه کس فوری به داداشت بدم که بدونه هر وقت هوس کس کردن به سرش زد کس مامانش در اختیارشه و حسرت کس کردن به دلش نمونه تا خدای نکرده به سرش نزنه که بره بیرون از خونه دنبال کس بازی و کیرش همینجا توی خونه خودمون طعم کس رو بچشه و فعلا کس منم که با دیدن سکس شما تحریک شده یه کم کیر پسرم رو مزه کنه همون کیری که موقع زایمانم فقط یه دودول فندقی بود لای پای پدرام که از کسم خارج شد و کی فکرش رو میکرد که بزرگ بشه و باز برگرده سر جای اولش توی کس من و با کمال تعجب دیدیم که اومد جلو و کیر منو گرفت تو دستش و گفت ماشالا ! پرستو ، چه طوری این یه وجب کیر رو توی کونت جا دادی ؟ بعد با دستمال و اسپری کیرمو پاکش کرد و یه دقیقه واسم ساک زد بعدم شلوار و شورتش را باهم کشید پائین و خوابید لب تخت و لنگشو باز کرد و گفت یالا اینم کس . بکنش ببین طعم کس چه طوریه . بکنش ببین طعم کس مامانت چه فرقی با طعم کون خواهرت داره ؟ هر وقتم خواستی میتونی با خیال راحت آبتو تو کسم خالی کنی چون من لوله هام را چندین ساله که بستم . منم مشغول عملیات فتح المبین شدم و اینگونه بود که واسه اولین بار تجربه کس کردن را بدست آوردم . توران همون روز ، بابام که از سر کار اومد خونه و ناهار رو خوردیم سر سفره جلوی خود ما ماجرای سکس من با پرستو و خودش رو با آب و تاب و جزئیات کامل و مو به مو واسش تعریف کرد و من و پرستو سرمون را از خجالت انداخته بودیم پائین ولی اونم دقیقا مثل مامان با قضیه برخورد کرد و ما را به ادامه همین سبک زندگی لذت محور تشویق کرد و گفت من و مامانتون هم دو سه سالی هست که با دوتا خونواده دیگه مثل خودمون آشنا شدیم و گه گداری توی باغ خودمون با اونا و با خاله پوری و شوهرش گروپ سکس میزنیم و البته فی المجلس مشتری کون دخترش شد و پنج دقیقه نشد که توی هال و روی کاناپه ها من مشغول گاییدن کس مامانم بودم و بابا هم مشغول کردن کون پرستو و اینجوری شد که تابوی سکس با محارم تو خانواده ما شکسته شد و از اون پس دیگه سکس بین ما آزاد شد . اول از همه تخت یه نفره اتاق من تبدیل شد به یه تخت دو نفره شیک و بزرگ بعدشم چون این فضای جدید واسه هممون تازگی داشت دیگه از اون روز به بعد تا مدتها مامان توران خوشگلم شبا تا صبح توی اتاق من و پیش شاه دوماد تازه نفسش می خوابید و منو مهمون کس و کونش میکرد و پرستو هم رو تخت مامان و بابا ، با کونش از کیر باباش پذیرائی میکرد .
همین تضاد تربیتی و فکری و رفتاری ما از یه طرف و برخورد بد و توهین آمیز برخی از فامیلا و آشنایان خر مذهبمون با پوشش مامان و پرستو باعث شد تا من و خواهرم از همون سنین نوجوونی کلا از آدمای مذهبی و اُمّل و از باورهای خرافی و افکار احمقا نشون خصوصا از ریاکاری و تظاهر های منافقانه اونا متنفر بشیم واسه همین منم پلن زندگی خودم رو بر مبنای کسب لذت نامحدود و آزادانه از فرصتها و موقعیتها و امکانات خودم چیدم و چه قبل از ازدواجم و چه بعدش هیچ پایبندی به محدودیتهای عرفی و اجتماعی نداشتم و بجز کون دادن ، طعم همه نوع سکسی را چشیدم خصوصا سکسای ممنوعه و حرام که صد برابر بهم حال میداد مثل سکس خودم با زنهای شوهر دار چه مخفیانه چه جلوی خود شوهراشون ، سکس همزمانم با دو تا خواهر یا با یه مادر و دختر ، کردن کون پسر بچه های ابنه ای و بعد از ازدواجمم سکس من و یه‌ مرد دیگه با پریسا یا سکس پریسا جلوی چشمای خودم با دوست پسراش و البته باید بگم که بخاطر شغلم تمام این فرصتها مرتبا واسم پیش میومد و حالا همش رو واستون تعریف میکنم .
از بین تموم سکسای ممنوعه هم هیچ سکسی به اندازه سکس با محارمم بهم حال نمیده خصوصا وقتائی که مامان توران و پوری جون ، خاله سی و پنج سالم با هم لز میکنن و بعدش من و بابام اون دو تا رو تو پوزیشنای مختلف تریسامی mfm از کس و از کون میگائیم و آخر سکسم دو تا خواهر ، زانو میزنن جلوی ما و خاله پوری آب منیای بابامو میخوره و تورانم آب منیای منو.
بالاخره توی سن بیست وپنج سالگی با یه خانم خوشگل و خوش اندام بنام پریسا که شونزده سالش بود و تازه به عنوان کارآموز پیشم مشغول کار شده بود ازدواج کردم و طبقه بالای خونه پدرم ساکن شدیم .
خوبیش این بود که پریسا موقع ازدواج با من بچه بود و خیلی راحت تونستم علاوه بر آموزش نکات فنی وحرفه ای شغلم بهش ، ذهن و فکرش ، سبک زندگیش ، رفتارهای اجتماعی و حتی نوع لباس پوشیدنش رو اونجوری که دوست داشتم پایه ریزی کنم و در واقع با فرو ریختن همه تابوها و حذف همه باورهای محدود کننده و خط قرمزای عرفی از فکر و ذهنش اون رو اونجوری تربیتش کردم که خودم میخواستم بنابراین همه جوره باهام مچ بود و توی هیچ زمینه ای با من اختلاف نظر و سلیقه نداشت مثلا وقتی ازش خواستم که پوشش بیرون از خونش البته بجز آتلیه همیشه لباسهای کوتاه و چسبون و بدن نما با رنگ های شاد و تحریک کننده باشه و توی محافل خانوادگی هم بازترین و لختی ترین لباس های ممکن رو بپوشه اون یه پله هم فراتر از انتظار من لباس می پوشید و اینجوری شد یه همسر دلخواه واسه من
بعد از ازدواجمم پریسا رو واسه سکسهای ممنوعه با خودم همراه کردم و اونم پایه بود واسه سکس ضربدری من و خودش با عروس دومادا ، سکس خودش با دوست پسراش ، سکس دو کیره و همزمان با من و یکی از دوست پسراش و مهمتر از همه این بود که متقابلا با سکس من و کس های دیگه مشکلی نداشت و اصلا کلمه نامحرم و گناه و حرام واسش مفهومی نداشت و موضوع آزادی مطلق توی سکس کاملا واسش حل شده بود و با این سبک زندگی ، هر روز خاطرات دلچسب و شیرین زیادی واسمون ساخته میشد.
همینطور پریسا به یه همکار توانا و یه دستیار با استعداد واسه من تبدیل شد و بیشتر وقتا توی آتلیه ، کار ویرایش عکس و فیلما و گرفتن عکسهای پرسنلی را انجام میداد و من کمتر آتلیه بودم و بیشتر ، بازاریابی انجام میدادم یه روز صبح که پریسا رو دم آتلیه پیادش کردم واسه برداشتن یه نگاتیو مجبور شدم برگردم آتلیه که اهورا یکی از دوست پسرای پریسا رو دیدم و سوارش کردم و پرسیدم داری کجا میری که گفت عجب شانسی پریسا جون نیم ساعت پیش زنگ زد و گفته اینجا تا ساعت ده معمولا خبری از مشتری نیست و منم حوصلم سر میره پاشو با اون داداشت زودی بیاین اینجا منو بکنین . منم گفتم اتفاقا خودمم دارم میرم همونجا . وقتی من و اهورا رو با هم دید گفت پس داداشت کو ؟ منم با خنده گفتم داداشم رفته واسه یه کار اداری نمیتونه بیاد ولی بجاش پدرام جون رو واست آوردم منم خندیدم و گفتم پریسا جون ببخشید علیرغم میلم نمیتونم بمونم و باید برم و نگاتیو مورد نظرم را برداشتم و زدم بیرون و اونم در رو از پشت قفل کرد .
همون اوایل واسه توسعه کارم با چند تا از تالارهای شهرمون خصوصا باغ تالارهای بیرون شهر قرارداد داشتم و با معرفی مشتری که معمولا عروس دوماد بودن بهشون تا بیست در صد پورسانت میدادم واسه همین آبجی و مامانم رو هم واسه کمک توی مراسما با خودمون میبریم و توی تالار و مراسم هایی که مختلط نبودن پرستو کمک پریسا توی زنونه بود و مامانم توی مردونه کمک من . توی یکی از مراسم های عقد که هنوز مراسم شروع نشده بود داشتم میرفتم از توی ماشین یه باطری زاپاس دوربین بیارم بالا که صحبت های مامان رو با مدیر تالار شنیدم که داشت خایه مالی توران رو میکرد . گفتین اسمتون تورانه ؟ اسمتونم مثل چشماتون قشنگه که مامانم گفت برو سر اصل مطلب فعلا وقت لاس زنی و مخ زدن نیست اگه دوست داری بعد از مراسم میمونم پیشت تا صبح فقط اگه کس میخوای یه میلیون اگه کونم میخوای دو میلیون اونم گفت اگه دو تا کس و دو تا کون را باهم بخوام چی ؟ مامانمم گفت منظورت دخترم پرستوعه اینجوری میشه پنج تومن منتها میتونین یه کیر دیگه رو هم بیارین رفتم پائین و وقتی برگشتم بالا از لای پنجره اتاق مدیر دیدم نامحسوس دستش لای کون مامانمه که منم بلند صدا زدم توران جون !!!
از لذت بخش ترین و دوست داشتنی ترین لحظات شغل ما وقتائی بود که بعضی آدم پولدارا و گاهی هم آدمای تازه به دوران رسیده ازمون میخواستن که بعد از اتمام مراسم باهاشون بریم توی حجله و از عملیات پرده برداری آقا دوماد فیلم بگیریم که بخاطر خستگی عروس دوماد و خود ما اینجور موارد رو موکول می کردیم به روز بعد از عروسی و با پریسا میرفتیم واسه انجام کار . واسه ارائه این خدمات ، بصورت حرفه ای و دقیقا مثل استودیوهای پورنوگرافی از سکسشون فیلم و عکس می گرفتیم و با ویرایش و صداگذاری حرفه ای و با کیفیت بالا بهشون تحویل میدادیم و البته بابت همین یه تیکه فیلم پولهای خیلی سنگینی پرداخت میکردن و منم واسه اینکه حس قدردانی و عشقم را به خانمم ثابت کنم سریعا باهاش میرفتیم بازار طلا جواهر و هرچی دوست داشت واسش می گرفتم و کم کم یه صندوقچه طلا و جواهر واسه خودش دست و پا کرده بود و البته به آبجی و مامانمم پولای خوبی میدادم .
توی این جور سفارشا دیگه دیدن مراحل و صحنه های سکس زنده عروس دومادا واسمون عادی شده بود .
مراحل لخت کردن عروس توسط داماد ، انجام فیگورهای سکسی واسه عکس گرفتن از زوایای شهوت انگیز اندام و کس و کون عروس و حتی از کیر و خایه داماد ، ساک زدن عروس و کس لیسی داماد ، گاییدن کس آکبند عروس و پاره شدن پرده بکارت ، خروج کیر خونی داماد از کس عروس ، تراوش آب منی همراه با خون از کس عروس و نهایتا فیلمبرداری از ری اکشن چهره عروس موقع پاره شدن پرده کسش و از چهره دوماد موقع تلمبه زدن و ارضا شدنش تو کس عروس .
اینجور مواقع لمس بدن و اندام خصوصی عروس های لخت واسه گرفتن فیگور سکسی یا پوزیشن صحیح خیلی بهم حال میداد مثلا بستگی به پوزیشنی که واسه پاره کردن پرده انتخاب میکنند باید برای جانمائی عروس و داماد و اصلاح فیگور ، لنگ و رون و کون و گاهی پستون اونا رو لمس میکردم و پریسا هم به لمس کیر و خایه دومادا علاقه داشت .
مثلا وقتی پوزیشن میسیونری رو انتخاب میکردن واسه اینکه فضای بیشتری واسه فیلمبرداری از ورود کیر داشته باشیم عروس لخت رو به کمر خوابوندم لب تخت و پاهاشو گرفتم بالا و بهش میگفتم با دستاش پاهاش رو بگیره بالا و لنگشو از هم باز میکردم و به دوماد میگفتم اینجوری لای کس زنشو باز کنه و دوربین رو زوم کردم رو پرده بکارت عروس بعد به داماد میگفتم واسه جلوی کس زنش و یه پاشو بذاره لب تخت تا بتونم از لای پاهاش و از زیر تخماش از صحنه ورود کیرش به کس زنش فیلم بگیرم بعد پریسا میومد کیرشو میگرفت میذاشت دم کس عروس و بهش میگفت آروم آروم فرو کنه توش منم از زیر تخماش عمق این صحنه را فیلم می گرفتم بعدم بهش میگفتم کیرشو یه کم بکشه بیرون تا از کیر خونیشو از خونریزی کس عروس بتونم فیلم بگیرم .
من واقعا توی بهشت بودم و خودم خبر نداشتم تا اینکه کرونای لعنتی اومد و کلا مراسما تعطیل شد . هنوز توی شوک این موضوع بودم که مصیبت اصلی از راه رسید و پریسا جونم در حالیکه پنج ماهه باردار یه دختر بود در اثر ابتلا به کرونا فوت شد و دو سال طول کشید تا تونستم با این مصیبت کنار بیایم و دوباره برگردم سرکارم و دم پرستو و مامانم گرم که تو این دوسال افسردگی من نه گذاشتن آتلیه تعطیل بشه و نه گذاشتن به کیر من سخت بگذره و هر روز سعی می کردن با رقص و سکس من رو از فکر پریسا بیارن بیرون پرستو با اینکه دیگه خودش شوهر داشت ولی آتلیه رو اداره کرده بود تا من برگشتم سر کارم .
حدودا یه ماه بعد که برگشتم مغازه با یه خانم بیست ساله خوشگل شاسی بلند امروزی به‌ اسم هستی آشنا شدم و بعد از یه ماه رفت و آمد وقتی که دیدیم طرز فکر و سبک زندگیمون خیلی شبیه همدیگست باهم ازدواج کردیم . منی که معتقد به آزادی جنسی زن و شوهر و سکس بدون محدودیت بودم و خصوصا به سکسای ممنوعه تمایل داشتم دوست داشتم که هستی را هم مثل پریسا با خودم همراه و همفکر کنم واسه همین شروع کردم به مخ زنی و وقتی زیر کیرم بود و حشری میشد باهاش در مورد سکس تریسام و ضربدری و سکسای ممنوعه صحبت میکردم و با فضا سازی ذهنی و تجسم ، فانتزیهای جنسی رو توی ذهنش خلق میکردم و رشد میدادم ولی انگار ضمیر ناخود آگاهش از تابو شکنی ترس داشت و ذهنش بخاطر محدودیتهای تربیتی ، مقاومت به خرج می داد بعد از یه مدتی که دیدم تلاش هام به نتیجه نمیرسه تصمیم گرفتم که این سبک زندگی جنسی و این قبیل فانتزیا رو بصورت تصویری به ذهنش القا کنم چون از قدیم گفتن ” شنیدن کی بود مانند دیدن “
واسه همین شروع کردم شبها باهاش فیلمای سوپر با موضوعات تریسام و ضربدری تماشا کنیم خصوصا فیلمای آرشیو خودم از عملیات پرده برداری عروس داماد . بعد که کم کم ذهنش آماده شد و دیدم جنبه پیدا کرده سر شب جلوی تلویزیون اونو تحریکش کردمو وقتی حسابی حشری شد یکی از فیلم سکسای ضربدری خودم و پریسا با یه عروس دوماد رو توی تلویزیون پخش کردم . اولش باورش نشد ولی وقتی دید من با عروس سکس میکردم و داماد هم با پریسا باورش شد و نه تنها واکنش منفی نشون نداد بلکه خوشش اومد و گفت چه جالب و به انجام اون ابراز تمایل کرد حالا وقتش بود که یه تجربه عملی زنده رو هم با چشماش ببینه پس با اینکه آخر شب بود جلوی چشم هستی زنگ زدم پائین و رو اسپیکر بهش گفتم سلام به مامان کس طلا و کونی خودم میخوام ببینم دیگه نباید سراغ کیر ما رو بگیری ؟ که دیدم بابا پشت خطه و گفت ماشالا کس و کون زن خودت که تَکه ، چی شده که بعد از ماهها هوس کس و کون مامانتو کردی ؟ منم گفتم سلام بابا ببخشید چون دیگه وقتشه که هستی جون با چشماش ببینه که ممنوعیت سکسای ممنوعه کشکه وآدم باید هر مدل سکسی را انجامش بده که توان گفت پسرم واقعا دلم واسه کیرخودت تنگ شده وایسا که تا دو دقیقه دیگه میام بالا پیشتون . بازم هستی باورش نمی شد و با تعجب منتظر بود که ببینه چیزائی که شنیده الکیه یا واقعا من میخوام با اطلاع بابام مامانمو بکنم .توران که در رو زد همینجوری با کیر بر افراشته رفتم درو باز کردم و هستی کنجکاوانه اومد ببینه قراره چی بشه که دید مامان با یه ست سکسی قرمز که سوتینش کاپ نداره و شرتشم شیار کسش بازه با کفشای پاشنه بلند قرمز اومد تو و به محضی که وارد شد جلوی چشمش زانو زد جلوی کیرم و اونو گرفت تو دستشو گفت قربون پسر کیرکلفت خودم برم که بعد از چند ماه دلش هوس کس و کون مامانشو کرده ببین این ستیه که عاشقشی و اون را نپوشیده بودم تا دوباره واسه سکس با خودت ازشون استفاده کنم .
آره راست میگفت چون سلیقه منو میدونست که یه کس تو لباسای سکسی نسبت به وقتی که کاملا لخت لخت باشه خیلی جذاب تره و میدونست که من دوست دارم در حال سکس ، زیر خواب کیرم کاملا لخت لخت نباشه و در عین حالیکه پستونا و کس و کونش تو لباسن در دسترس هم باشن . اول کیرمو بوسید و لیسش زد و بعدم شروع کرد به ساک زدن خیس و دارکوبی و منم سرشو گرفتم و تا بیخ کیرم توی دهنش تلمبه میزدم و بلندش کردم و گفتم بریم جلوی آینه قدی توی هال اونم که میدونست اینجور مواقع من چی میخوام با اون کفشا شروع کرد جلوم قر بده و خرامون خرامون راه افتاد و رفت جلوی آینه و دستاشو گذاشت به آینه و کونشو داد سمت عقب و منم رفتم پشتش و در حالیکه از توی آینه باهاش چشم تو چشم بودم کونشو تف زدمو کیرمو گذاشتم دم سوراخ کونشو در حالیکه پستونای شق و سربالاشو که از توی کاپ سوتین بیرون بود گرفتم توی دستام با یه فشار تا بیخ تخمام رو تو کونش جا کردم و گفتم معلومه بابا مرتب از این کون استفاده میکنه که راهش باز مونده و اونم به شوخی گفت این که گفتی مال شب تا صبح رو تخته روزا هم اصغر آقا بقال و اکبر آقا چقال و حسن میوه فروش و حسین سبزی فروش و نقی صافکار و تقی نقاش تو این کون تلنبه میزنن و قش قش میخندید بعدش گفت هستی جون کیر پدرام جونت خشکه داره کونمو اذیت میکنه نمیخوای یه کم خیسش کنی ؟ اونم که دیگه از حالت شوک خارج شده بود اومد جلوی کیرم زانو زد و کیرمو از تو کون توران در آورد و مشغول ساک زدن شد و خوب خیسش کرد و دوباره گذاشتش دم سوراخ کون مامان و منم دو باره شروع کردم به تلمبه زدن اونم که انگار دیگه موتورش روشن شده بود رفت پشت سر منو سرشو کرد لای کون منو شروع کرد به لیس زدن تخما و کونم و تماشای این صحنه زیبا توی آینه فوق العاده واسم جذاب بود و گفتم یادم باشه که یه روز که پرستو اینجاست دقیقا تو همین قاب تصویر ازمون عکس بگیره که یه عکس هنری میشه بعد هستی را از لای کونم کشیدمش بیرون و واسسوندمش کنار مامان اونم مثل توران دستاشو زد به آینه و کونشو داد عقب و شروع کردن به لب گرفتن از هم و منم مشعول تلمبه زدن و سوئیچ کردن تو کون اونا شدم و بعد هر ده پونزده تا تلمبه کیرمو بین اون دو تا سوراخ کون جا بجا میکردم بعدم در حالیکه بین اونا قرار گرفتم دستامو انداختم لای کونشون و از پشت کسشون را نیشگون گرفتم و تو همین حالت در حالیکه کیر و خایه من توی دستاشون بود رفتیم به سمت کاناپه و اول تورانو به سینه خمش کردم روی تاج پهن کاناپه بعدم هستی را طاقباز خوابوندم رو کمر مامان و لنگشو باز کردم اونم پاهاشو با دستاش گرفت بالا و من از بالا به پائین شروع کردم به گاییدن چهار تا سوراخ حاضر اول کیرمو کردم تو بالاترین سوراخ یعنی کس هستی بعد از چند تا تلمبه کردمش تو کون هستی بعدم توی کون توران و آخر کارم تو پائین ترین سوراخ یعنی کس مامان و همینطور ردیفی سوراخ عوض میکردم بعدش هستی رو از روی توران بلندش کردم و رفتیم روی تخت و اینبار بر عکسشون کردم یعنی هستی رو به کمر خوابوندمش لب تخت و گفتم لنگشو کامل باز کنه بعد توران رو هم به حالت اسب سواری بین پاهای هستی خمش کردم رو سینه اون اینجوری پستوناشون افتاد روی هم و با هم لب تو لب شدن و منم رفتم وسط لنگ هستی و دو طرف کمر تورانو گرفتم و دوباره از بالا به پائین شروع کردم تو چهار تا سوراخ اونا سوئیچ کردن و تو هر سوراخی چند تا تلمبه میزدم و بعدش سوراخ بعدی . بعد از پنج دقیقه گایش کس و کونشون تو این پوزیشن توران گفت کاش بابات اومده بود بالا و میدید که امشب دارم روی تخت عروس گلم به پسر گلم کس میدم که دیدیم بابام کیر بدست داره ما رو تماشا میکنه و گفت من خیلی وقته که اومدم بالا منم گفتم بابا جون چه به موقع اومدی امشب واسه هستی جون شروع عملی تابو شکنیه و اگه هستی جون دوست داشته باشه با خوابیدنش زیر کیر شما دیگه این پروسه کامل میشه که هستی گفت چرا که نه ؟ پس به هستی گفتم دستاشو بندازه گردنم و کمکش کردم که پاهاشو بندازه دور کمرم بعد تو همین حالت ایستاده کیرمو کردم توی کسش و به بابا گفتم این اولین باره که هستی میخواد سکس دو کیره رو تجربه کنه بیا و یواش کیرتو بکن تو کون عروس خوشگلت هستی هم وقتی کیر بابا کامل رفت تو کونش یه دستاشو انداخت دور گردن اون و در حالیکه رو کیرمون بالا پایینش میکردیم و تو کس و کونش تلمبه میزدیم یه لب از من میگرفت یه لب از بابا . تورانم سر پا نشسته بود لای کون من و تخمام و کونم رو لیس میزد یه چند دقیقه بعد همین پوزیشنو بر عکسش کردیم و بابا کیرشو کرد تو کس هستی و منم توی کونش تلمبه میزدم باز مامانم با لیسیدن سوراخ کونم لذت منو صد برابر میکرد بعد از پیاده شدن هستی از روی دو تا گرزای رستم و سهراب ، کیر بابا رو گرفت تو دستش و گفت توران جون با اجازت کیر بابا امشب مال منه و میخوام تا صبح فقط زیر کیر بابا باشم شمام بعد از چند ماه تا صبح از کیر پسرت لذت ببر . من و بابا هم بطور هماهنگ اون دو تا شاه کس رو انداختیمشون بغل هم روی تخت و افتادیم روشون و من با مامان مشغول شدم و بابامم با هستی و جوری من و بابا یه نواخت ، پوزیشن عوض میکردیم که توران و هستی چشم تو چشم باشن و بتونن هم از دیدن سکس زوج مقابل لذت ببرن و هم از هم لب بگیرن یا با پستونای هم وَر برن و این تابو شکنی اون شب چنان موتور هستی را روشن کرد که مدام ازم سکس دو کیره میخواست منم یه روز زنگ زدم به پرستو و ازش طلب یاری کردم اونم گفت نگران نباش بسپارش به من . پس فرداش ساعت ده و نیم یازده بود که پرستو بهم زنگ زد و گفت آتلیه رو تعطیل کن و بیا خونه طبقه خودت که واست سورپرایز دارم . منم رفتم خونه و در رو که باز کردم دیدم هستی تو همون پوزیشن ایستاده داره رو کیر دو تا پسر دو قلوی سن دبیرستانی ولی قد بلند و ورزشکاری بالا پائین میشه . پرستو که خودشم لخت بود با گذاشتن لباش روی لبام نذاشت من حرفی بزنم و سریع کیرمو از تو شلوارم آزاد کرد و شروع کرد واسم ساک بزنه . هستی هم که داشت رو کیر اون دو تا پسر آه و ناله سکسی میکرد به من گفت پدرام جون خوشت اومد زنتو همراه و هم مسلک خودت کردی حالا از دو کیره سواری زنت لذت ببر . اینقدر پرستو این دو تا دوست پسراشو یعنی آقا مجید و آقا حمید رو تمرین داده که کار بلد و حرفه ای شدن و من ازشون خواستم هر وقت که تونستن بیان اینجا و کس و کون زنت رو جر بدن البته منم واسه قدردانی از خودت که منو وارد دنیای شهوت و سکس نامحدود کردی با این دو تا خرکیر شرط کردم که به شرطی میتونن روزا مفتی مفتی کس و کون منو بکنن که اگه تو دوست داشته باشی گاهی بهت کون بدن و منم به پسرا لایک دادم حدود ساعت دوازده و نیم بود و من داشتم روکون پرستو درشکه سواری میکردم و هستی هم زیر کیر دوقلوها بود که مامان اومد بالا و گفت بچه ها نیم ساعت دیگه ناهار حاضره و بعد از یه ساعت و نیم سکس یکی از پسرا آبشو تو دهن پرستو خالی کرد و یکی شونم توی دهن هستی بعدم به در خواست من لب کاناپه و کنار هم داگی شدن تا من کونشون بذارم پرستو کونشون رو چرب کرد و من هر کدوم را یه ده پونزده دقیقه از کون کردم و وقتی داشتن روی کیر من بالا و پائین میشدن هستی و پرستو واسشون ساک میزدن منم بالاخره آب اومد و اونو توی دهن یکیشون خالی کردم . سر ناهار به پرستو گفتم خوب تعریف کن ببینم کِی و چطوری با این دوتا گل پسر کیر و کون طلا آشنا شدی پرستو با خنده بهشون گفت حمید تو تعریف کن حمیدم گفت واللا از وقتی پرستو جونو شوهرش اومدن تو ساختمان ما من و مجید خیلی به یاد اون کون و پستونای سربالا و تپلش جق زدیم ولی از ترس مامان بابامون جرات نداشتیم حتی نزدیکش بشیم .
صبحها که همه میرفتن سر کار تا ظهر ساختمان تقریبا خالی میشد یه روز توی پارکینگ پشت یه شاسی بلند داشتیم کون کونک بازی میکردیم . مجید بهم گفت یاللا زود آبتو خالی کن تو کونم که منم میخوام کونت رو بکنم ده دقیقه بعدش درحالیکه مجید داشت تو کون من تلمبه میزد دیدیم پرستو جون مثل جن جلوی ما ظاهر شد‌ توی این وضعیت توقع جیغ و داد و فحش و امر و نهی یا هر برخورد خشنی را از پرستو جون داشتیم ولی در حالیکه جفتمون هنگ بودیم دیدیم اومدش جلومون زانو زد و کیر دوتامون را گرفت تو دستش و شروع کرد به بوسیدن و مالیدن اونا به صورتش و گفت خیلی احمقین اگه بجای من یه نفر دیگه سر رسیده بود که جفتتون به گا میرفتین زود شلواراتون را بکشین بالا و یواشکی بدون اینکه تابلو بازی در بیارین پنج دقیقه دیگه در واحدم رو باز میذارم بیاین خونه من که باهاتون کار دارم ما هم که با این برخورد غیرمنتظره پرستو جون و شنیدن این پیشنهاد توی کونمون عروسی برگزار شد کم مونده بود ذوق مرگ بشیم دقیقا بعد از پنج دقیقه وقتی در واحدش رو باز کردیم دیدیم یه حوری بهشتی با یه لباس خواب سکسی قشنگ و یه لبخند زیبا بهمون گفت بچه ها درو پشت سرتون ببندین و کاملا لخت بشین بعدشم گفت بگین ببینم بلدین با یه خانم حشری چی کار باید بکنین یا خودم یادتون بدم ؟ منم گفتم نه خانم رضائی ما این قدر فیلم سوپر دیدیم که خوب بلدیم چطوری آتیش شهوت یه خانم حشری رو خاموش کنیم ولی خوب از ترس مامان بابامون جرات نداریم با یه دختر حتی حرف بزنیم چه برسه مثل همکلاسامون بخواهیم باهاشون سکس کنیم که پرستو جون گفت اولا به من نگین خانم رضائی بگین پرستو جون بعدشم چه قدر تایم دارین ؟ منم گفتم پرستو جون ، خوشگل خانوم ، کس طلا ، ما دو سه ساعت وقت داریم که گفت پس اول بپرین تو حموم دوش بگیرین و کیر و خایه هاتون رو هم حسابی بشورین و بیاین بیرون که کس و کونم داره واسه کیراتون له له میزنه . توی حموم به مجید گعتم با سر افتادیم تو کوزه عسل و عین دو ساعت کس و کون پرستو جون رو گائیدیم و دیگه شدیم بکن ثابت و هر روزه پرستو جون . بعد که حرفای حمید تموم شد ازشون خواستم که یه ساعتم توران جون رو دو کیره بکنن و این جوری بود که دیگه راه اونا بصورت فری تایم توی خونه ما باز شد و اونا شدن بکن ثابت هستی جون و منم کم کم معتاد به کردن کون اونا شدم البته برنده اونا بودن چون در ازای چندین بار کردن کس و کون سه تا داف این خونه ، گهگاهی یه بار به منم یه کون میدادن
پایان

نوشته: آریامهر۲۰۲۶

بازدید 15,971

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

18 پاسخ به “شنیدن کی بود مانند دیدن”

  1. نککککش نززززززن ننوییییس نگووووو خب اگه گفتیم لالی یالااقل بزن تو تیتر ک تخیلیه داستان چه ایرادی داره؟اینقدر قشنگ دروغ میگی ادم دلش میخاد بخونه اما نمیتونه باور کنه خب

  2. بابا چرا اینقد نظرات چرت میدینکسی مجبورتون کرده بیاین داستان سکسی بخونین؟اسمش روشه دیگهداستانقرار نیست که خاطره نویسی باشهاتفاقا داستان داغ و سکسی و شهوت انگیزی بودخیلی خوشم اومدبازم بنویس حتما

  3. چون تگ فانتزی داشت نمیشه ایرادی گرفت که دروغه و فلانولی کله کیریتو گاییدم د آخه این چه تخیلاتیهشیشرو شیاف کردی مشتی؟

  4. برای اینکه از فحش دیگران در امان باشی اسم داستانت تغییر بده. بنویس سکس با محارم تا مخاطب بداند داستانی که باب میلش نیست نخواند / اما یه تذکر بدم. سکس با محارم نه فقط بین افراد با مذهب بلکه خیلی از فرهنگ ها. سکس با محارم رو بد می‌داند حتی تو حیوانات. هم. خیلی از حیوانات. با اینکه. مبنای شون غریزه. هست اما این رابطه انجام نمیشه

  5. خواهر و مادر تو و اون کسایی که بهت لایک دادن و گاییدم.بچه کونیچقدرم زر زده

  6. بازم‌توهم زدی و کس شعر گفتی من که نخوندم ولی تا جایی که تورانو گاییدی و مدرتم خواهرتو میگایید خیلی کسخولی اینا چیه مینویسی

  7. تو ی بسیجی مادر خرابی که اومدی اسمت رو این مدلی گذاشتی. ننه هر کس لایکت کرده رو گاییدم

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید