من و زندایی فرنوش

سلام دوستان
داستانم کامل واقعی دروغ نیست
اسمم امیر ۲۴سالمه خوزستانی هستیم یه زندایی دارم فرنوش اسمش ۳۴ساله اندام فوق سکسی تا ۳۲سالگی هم مربی کاراته بود.
بریم داستان یه روز خونه بابابزرگم بودم اومدن خوشحال بودن گفتن خونه خریدم ماهم خوشحال شدیم رفتیم خونه دیدیم خیلی با من خوبه خلاصه تبریک گفتیم بعدش فرنوش گفت میخوام خونه بازسازی کنیم باید کمک بدی گفتم چشم خلاصه ما هم یکی دوما کمک دادیم تا خونه بازسازی کردن اسباب کشی کردیم اوردن خونه جدید دوتا دختر داره یکیش ۱۶ساله اون یکی ۱۲داییم‌هم‌تریلی داره دیگه کابینت ها جدید کردن یه سمت کابینت میخواستن ماربل کار کنن که من بلد بودم میگذره تا یه روز ساعت ۹صبح فرنوش زنگ میزنه میگه سلام عزیزم خوبی کجایی منم گفتم خونم گفت بیا خونه کارت دارم منم رفتم رسیدم گفت انجا میخوام ماربل بزنی داییت هم پول زده برام گفتم دایی گفت داره میره مشهد بار خالی کنه گفتم بچه ها گفت مدرسه همون موقه سوتین مشکی مشخص بود با سلوارک تاپ هی تو خونه تاب میخورد راستی دوستام اشنا ها وقتی میدینش تو خیابون اونا نمیدونستن زندایی منه میگفتن ببین چ کس همه چشمشون‌دنبالش بود خلاصه گفت لباس عوض کنم گفتم باش نشست تو ماشین دودی بود گفت همش ماشینات‌دودی دختر مردم کجا میبری گفتم چ کار داری شخصی رسیدم درب مغازه ماربل ها انتخاب کردیم بار زدن بیان چون هوا گرم بود دوتا بستنی خریدم درب باز کردم تند پرید هی داشبرد چک میکرد گفتم چیزی شده گفت ن چون یه بار عطر میخواشت بعد اسپر تاخیری کاندوم تو داشبرد‌ بود خیلی عادی نیگاه کرد گفتم عطر میخوای گفت ن همنطوری نیگاه کردم رسیدیم خونه پیاده شد رفتم داخل بعد یادم رفت چسب بخرم صداش زدم رفتم داخل اتاق لخت لخت هی لباش عوض میکرد اودم بیرون تند چند دقیقه بعد اومد گفت جانم گفتم چسب نخریدم گفت میری میخری گفتم اره بعد ازش معذرت خواهی کردم گفت تو هم مث دایتی اشکال نداره رفتم چسب بخرم همش فکردم پیشش بود برگتم دیدم ماربل ها تو حیاط در سرهم بود رفتم داخل صدا میزدم هیچ صدا نمیودم یه دفه هی اهنگ میخوند از هموم فقط یه حوله دور موهاش بود لخت اومد جلوم عادی گفت چ شد خریدی منم گفتم ارههه هی نیگاش کردم گفت چته گفتم هیچی رفت لباس پوشید اومد کمک گفتم زندایی خجالت نکشیدی گفت ن چرا مگه چ اشکالی داره مگه دوس دختر نداری خودتم گفتم اره گفت وقتی میکنی مگه لخت نمیشن گفتم خو گفت خو اشکالی نداره بعد هی شوخی میکرد گفت پاینی بزرگه یا ن گفتم‌چکارش داری تو هی گیر میداد گفتم ۱۷سانت گفت‌نبابا کوچیک گفتم اقا اصلا کوچیک گفت‌ببینم درش اوردم گفت خوابه ک گفتم بیدار باید بشه یکم نزدیکم شد خواست دست بزنه نذاشتم گفتم بلند شد بعد کی میخوابونش گفتمدخودم‌منم دیگه گذاشتم دست برنه چند دقیقه بعد بلند شد گفت ندبزرگه‌ کلفته گفتم اره دیگه شروع کرد گفت یکم بخورمش هی میخورد حشری شده بودیم منم لباش خوردم بعد گفتم بذار سینه بخورم کامل لخت شد برام گفت اینم تقدیم به تو محله دنبال این بدن منم شروع کردم خوردن بعد رفتم کس لیسی کردم کیرم اوردم دم کس گفتم بکنم گفت اره هی مالیدم بهش ایقد داغ بود حلش دادم رفت داخل اوف چ کسی بود تنگ هی میکردمش ابش اومد بعد گفتم از کون میشه بکنمت گفت چند سال پیش به دایت دادم درد میکنه گفتم اشکال نداره یواش میکنم گفت باشه وازلین اورد زدم به کونش تنگ تنگ به کیرم زدم چند بار میکردم بره داخل نمیرفت یه دفه حل دادم رفت جیغ زد گفت درش بیار منم درش اوردم دست گذاشت در کونش میگفت عوض سوختم زخمش کردی منم گفتم ببخش بعد راضی شد بکنمش یواش کردم‌تو کونش شورع کردم با تمام قدرت تلمبه سنگین میکردم ابم اومد ریختم داخل بعدش خوابیدم جفتش هی چیز میگفت کونم سوخته دیگه جم جور کردم خدافظی کردم شب پیام دادم کونم درد میکنه اب میخوره بهش سوز میزنه دایت بیاد میفهمه برا یه کردم سوختگی بخر بیار رفتم خریدم دمدر بود دادمش گفت زندای عشق منه گفت مرض دیگه اصلا کون نمیدمت فقط کص گفتم‌کص هم همنطوری میگاهم گفت دیگه نمیدمت دیگه گذاشت هرهفته سکس داریم بعضی موقه ها هم میذار کون بکنمش الان قرار خواهرش جور کنه ۳۸سالشه ولی انگار ۲۰سالش اون کص خوبیه فیلم زندایم‌هم‌دارم‌میکنمش‌میذارم‌براتون. باتشکر

نوشته: bbc

بازدید 19,841

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

23 پاسخ به “من و زندایی فرنوش”

  1. مدال قهرمانی خر تو خر ترین نوع نگارش به این داستان تعلق میگیره . تبریک میگم به شما ، بخاطر زحمتت.

  2. یبار خودت بخون اگه چیزی فهمیدی من خودم ۱۰۰ بهت لایک میدماخه مگه مجبوری بیای کصشعر بنویس ؟کیرم تو اون نگارشت

  3. 1 – مامان دروغگو2- معلم ادبیاتت3 – معلم انشات4 – معلم فارسیت5 – اونی که بهت دیپلم داد

  4. آخه کس کش بعد از نوشتن ی بار بخون ببین چطوری نوشتی جقی هر خطتت ده تا غلط املایی داره

  5. تَبریک میگم بِهِت . مِدال تُخمی – تَخیّلی ترین و پُر غَلط ترین داستان تاریخ بکن تو با افتخار تقدیم به شما نویسنده بسیار نامحترم . زیر و زِبَر هم برات گُذاشتم که بتونی بخونی چون مَعلومه که اَصلاً و اَبداً سَواد نداری و نمی تونی با زبانی که حرف میزنی ، بنویسی (نقل قول از دوست عزیز فاعل شیراز) .اَبله آبلموف .

  6. حل دادی!برای سوزش کونش کرم سوختگی گرفتی😄😄گفتم‌کص هم همنطوری میگاهم!!!موقه ها !!وای چقدر شما کوچولوها کوس مشنگ تشریف دارید!

  7. حیف کیر که حواله تو بدن، تو یه کونی مُجَلَّق کوص‌توخواب‌دیده کیرکوب‌شده بیش نیستی

  8. هرکاری کردم نفهمیدم چی شد انگار داشتم اینسپشنو ی بار دیگ نگاه میکردم

  9. خدا شانس بده مگه میشه؟ مگه داریم؟ غلط املایی زیاد داشتی موقع تایپ دستت روازتوی شورتت دربیار 😁😁😁

  10. ادمینایی که یه اکانت چند ساله رو راحت بلاک میکنن، واقعا چجور تونستید این داستانو با این متن و املا ، توی سایت بذارید ؟؟!!!

  11. عرض ادب واحترام دارم به نوبه خود به مردم باصفا و شیرین زبان خوزستان بوشهر ماهشهر اهواز ابادان ته لنجی ها و …جنوب مام وطن عشق میورزم وهمواره به سبب خلوص وصداقتشون ومعرفت بی حد وحصرشان کلاه از سربرداشته واحترام تمام قد برای این عزیزان قایل هستم و در دوران نوجوانی من که برای ایران گردی به استانهای مختلف سفرمیکردم و اکثریت در ان فرهنگ قدیم روابط خصمانه با بچه تهران داشته هیچگاه محبت های این مردم واین خطه را از یاد نخواهم برد .واین محبت ها هم سبب نمیشود که من مانند ایینه ای عمل نکرده و ایرادات فاحش و بسیار کودکانه و تحقیر امیز شما نسبت به زبان پارسی و اداب نگارش بیان ننمایم.دوست عزیزم درتمام مراحل زندگی حتی اگر نام ونام خانوادکی پرمهرتان را نگارش فرمودین مجدد واز زوایه نگاه دیگری ان نوشته را مطالعه فرمایید.سخنی از دهان من و افراد دیگر در این مجموعه تراوش میکند بیانگر کانون تربیتی ، پدر ومادر ، سواد ، شخصیت ، جایگاه اجتماعی و الی ماشاء الله پارامتر دیگری را نمایندکی کرده و فرهیختگان و انسان های شایسته و توده اکثریت جامعه که همگی ازان خاستگاه بوده با اولین کلام من وشما پارامترها را اذین بندی خواهند نمود . و زمانیکه من مهرداد برای خودم ارزش قایل نباشم چگونه انتظار دارم دیکرانی این مهم را در حق من مبذول نمایند.لذا مستدعی است زین پس مطالب نگارشی را ابتدا لااقل حضرتعالی مروری میفرمودین و سپس در سرای عمومی برای قضاوت و اشنایی با عقایددیکران و جلب رضایت بخشی همسو در تفکرات با شما ارسال میفرمودین.این قبیل فکاهی ها و متون نازل سبب میگردد که تخریب شان و منزلت اجتماعی و میزان سواد ودرک وشعور ودربعد کلان مردمان یک کشور بهمراه داشته باشد من به شخصه گواهی میدهم که در مواقعی که اجنبی به اصالت پارتنر ایرانی پی میبرد برای اشنایی روحیات و فرهنگ سکسی این جماعت به همین سایت ها مراجعه مینمود و با گوگل ترنس کردن گاها به جمله کلیشه ای جهان سوم فضای عجیب وغریبی است اکتفا مینمودند و امثال من جز شرم و حقارت در مواجه با اجنبی پاپتی که جز نداشتن منابع خدادای و نبود جذابیتی برای غارت توسط دول استعماری در کشورش هیچ پارامتر مزیتی نسبت به ما نداشت .بله وجود این منابع سرشار است که سبب شد با ادیان وسایر فریب ها مارا از مسیر اصلی ازادی و حقوق شهروندی وملتی متمدن وتوسعه همگانی خارج و در پرتگاه جهل تفرقه ونادانی رها ساخته و به غارت حداکثری بپردازند .بیراه نمیگویم اولین ملتی که ازادی خواهانه جنبش مشروطیت را به راه انداخت فرزندان این خاک بودند منتها جهل جنون و مغزهای منجمد به فرمایش استاد شیوا سخن کسروی روانشاد << ازادی خواهان مشروطه یک به یک به دار اویخته میشدند دربرابر دیدگان جماعتی عزادار و گریان و مغموم در حق خواهی فردی در دور دست های تاریخ که نیاکانشان را به تجاوز و ضرب شمشیر از تیغ گذرانده بودند ان اجنبی نه شخصیت و تمدن مارا داشت و نه حتی تمایلی به کسب علوم در دانشگاه و تنها درسراسر تاریخ به مدد خوی دد منشی و استعناری شان با هیتلرها و موسلینی ها جهل جنون وغارت را به کره زمین هبه نموده بود مقارن با جنبش مشروط انها مثل امروز حتی شعور یک ملت یک دولت را نداشتند و هنوز که هنوز فدرالیسم شیوه غالب حکومتی شان است که درایالت هایی بیگانه باهم و بصورت منافع ایالتی در رقابت هستند .اما حتی امروز من وسایر وطن پرستان جان ناقابلمان را برای اقوام مان تقدیم خواهیم نمود برای من مردم غیور کرد لر عرب ایرانی و بختیاری و مازنی وگیلانی تفاوتی ندارد و ما یک ملت یک دولت را به کرات در سراسر تاریخ به ورطه ظهور رسانده ایم و شعار هوشمندانه و مبتنی برخرد ایرانی از کردستان تا سیستان جانم فدای ایران همواره طنین انداز خواهد شد .

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید