مطلقه‌ی ۴۲ ساله‌ی کاربلد

با سلام
خاطره ای که میخوام تعریف کنم برای تقریبا دوازده سال پیش هست یعنی سال 92. یک روز بارونی داشتم از یکی از خیابونهای شهرمون رد میشدم دیدم یکی از روبرو تو پیاده رو میاد هیکلش جلب توجه کرد یعنی ریز و جمع و جور و بدون شکم.رفتم ده متر جلو تر دور زدم که اگر شد سوارش کنم دور زدم یکم جلو تر وایسادم تازه میخواستم حرف بزنم دیدم خودش داره میاد طرفم و یک ادرس سوال کرد که یک خیابان جلوتر بود گفتم سوار شو برسونمت پشت نشست و منم رسوندمش.تو راه گفتم مگه بچه اینجا نیستی که یک خیابون بالاتر بلد نیستی الکی گفت نه ولی بچه همین شهر خودمون بود. پیاده شد گفتم شمارت بده برگشت بیام دنبالت گفت نه نمیخواد دومین بار گفتم شماره داد و من زنگ زدم شمارم گرفت.ظهر زنگ زد رفتم دنبالش تا نزدیکی خونش رسوندم تو کوچه نرفت مثلا خونش پیدا نکنم. پیاده شد و فردا تلفنی صحبت کردیم یک هفته بعد گفتم بریم بیرون خونه بگیرم اکی داد.اون 42 ساله بود و من 26 ساله. رفتم یک ساعته خونه گرفتم با هم رفتیم اونجا زمستون بود بارون میزد رفتیم داخل یکم ناز داد نه و فلان ولی یکم بغل و بوس شل شد لختش کردم سینه های 80 سفت بدن سفید یکم شکم خیلی کم.قد 170 شاید وزنش هم 65 یعنی ریزه بود و ردیف.منم لخت شدم کیرم دادم خورد عالی بود کاربلد فقط میخواستم بزارم داخل کسش باز ناز میداد که اگر کردی باید باهام ازدواج کنی گفتم باشه تا اخر باهات هستم.کیرم گذاشتم داخل کسش نمیدونم چیکار کردی بود عمل کرد یا چی خیلی تنگ بود میگفت مادرزادی لگنم طوری هست که تنگم و عمل نکردم. کیرم بزور میرفت از بس تنگ بود.ده دقیقه براش تلمبه زدم و ابم داشت میومد ریختم تو دستمال و رفت دستشویی و آمدیم.دفعه دوم شاید سه روز بعد باز رفتیم همون خونه و لخت شدیم برام یک ساک مجلسی زد پاهاش باز کردم گذاشتم تو کسش ده دقیقه ای کردم بعد داگ استایلش کردم از پشت گذاشتم تو کسش چند دقیقه ای کردم گفتم آبم داره میاد بریزم رو سینت یا میخوری میخواستم ببینم چی میگه گفت چون دوست دارم بریز دهنم فکر نمیکردم قبول کنه بلند شدم اون زیرم زانو زد ساک زد و آبم همه تو دهنش خالی کردم و خورد فکر میکردم ریختم دهنش میره خالی میکنه ولی همه رو نوش جان کرد. یک سالی باهاش بودم دیگه میرفتم خونش و انواع مدل میکردمش حتی کون هم میداد بعد یک مدت آبم یا تو کونش خالی میکردم یا تو دهنش یا تو کسش.می گفت قرص میخورم باردار نمیشم تا اینکه رفت صیغه یک پولدار شد و رفت.

نوشته: بابک

بازدید 15,854

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

10 پاسخ به “مطلقه‌ی ۴۲ ساله‌ی کاربلد”

  1. خلاصه مختصر مفید. تمام. دمت گرم که نه شربت خوردی. نه رو ابرا بودی . نه گفتی وای چی میدیدم.

  2. این ناز میداد رو متوجه نشدم 🤔ام پی تری سر و ته داستان رو بهم اوردیشایدم زود آبت اومد جمعش کردی

  3. یه مدتیه دارم داستان میخونم،هرجوری باشه باز از داستان ایراد میگیرن،داستانی ندیدم ایراد نگیرن

  4. 😂😂😂😂کوتاه مختصر مفیدسوارش کردمخونه اجاره کردمکمی ناز کردریختم دهنشبعد یکسال صیغه یه پولدار شد😂😂😂😂

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید