مردی پشت در و من تنها در خانه

برای کسایی که خوششون نمیاد بگم که این داستان گی هستش (همجنسگرایی) –کمی طولانی است.
اسم من مسعوده، 21 سالمه. ترم اول دانشگاه بودم که خونه ای که مدتها پیش خرید کرده بودیم آماده شده بود و باید اسباب کشی می کردیم. محله قبلی خیلی قدیمی طوری بود و از بچگی اونجا بزرگ شده بودم. چون پدربزرگ و یک سری فامیل ها تقریبا توی اون محله بودن همیشه با اینکه حسم متفاوت بود ولی جرات حرکت زدن نداشتم و از اون جایی که یه تم مذهبی هم داشتیم کل فامیل با اینکه کیس خوبی بودم ولی کسی به واسطه این پیش زمینه که حتما منم مذهبی ام خیلی تلاش نمی کرد. بچه درس خونی محسوب می شدم و غالبا دوستام بچه مثبت بودند. ولی خودم درونم یه آتشفشان بود که همیشه در حال جوشش بود. تا یه جایی خودارضایی و امتحان کردن چیزهای مختلف جواب می داد ولی دیگه خیلی بهم فشار میومد. توی کلاس کنکور با یه پسره آشنا شدم که مثل خودم بود و چند باری باهم رفته بودیم خونه اشون و چون اون زنونه پوشی هم دوست داشت لخت می شدیم و فقط در حال مالیدن و جق زدن بود. چون هیچکدوممون کردن دوست نداشتیم فقط با یه دیلدو دست ساز که با چسب حرارتی درست کرده بود هم رو می کردیم.
دانشگاه که قبول شدم و کمی از اون فضای کنترل کمی خارج شدم بیشتر دنبال حسم بودم و بیشتر خودم رو شناختم. اینکه چه شکلی ام و چه چیزهایی می خوام. من در واقع حس درونم شبیه دخترا بود و دلم می خواست زیبا باشم و بدنم و صورتم خیلی مرتب منظم باشه و جلب توجه دیگران خیلی برام لذت بخش بود. از طرفی هم حتی از بچگی مردها و رفتارهای مردونه اشون برام جذاب بود. حتی با اینکه نمی فهمیدم گاهی عاشق یه اخبار گو یا بازیگر مرد می شدم. ترم اول دانشگاه که همه دنبال دخترا بودن من توی نت پرسه می زدم. پورن های گی می دیدم. حس در اختیار مردی بودن و باتم بودن رو دوست داشتم ولی تا جرات و پذیرش اش در من بیاد طول کشید. توی نت با یه آقایی که چند سالی از من بزرگتر بود آشنا شدم و بالاخره اولین سکسم رو انجام دادم. اولین بار اولاش باعث حس پشیمونی گناه شد اما بعدش که دوباره حسم برمی گشت دوست داشتم دوباره سکس داشته باشم.
چند باری طول کشید تا فهمیدم منم مثل هر آدمی نیاز جنسی دارم ولی یا توی بدن اشتباهی گیر افتادم و حتما توی محیط بدی بودم. با سه نفر چند باری تجربه سکس داشتم. و خب داستان های همیشگی زورگویی و گروپ زدن و بی خیال شدن طرف و … بود و همیشه دنبال آدم بعدی باید می بود.
خونه جدید اسباب کشی کرده بودیم و خونه ولی کار داشت هنوز. یه مجتمع 8 واحدی بود که ما طبقه همکف سمت حیاط بودیم. پشت خونه به اتوبان بود و ویوی خوبی داشت. پدر مادر من کارمند بودن و چند سالی مونده بود به بازنشستگی اشون و خواهر و برادرم یکی ازدواج کرده و یکی هم دانشگاه میره یه شهر دیگه.من غالبا توی خونه تنها بودم ولی خب توی محله قدیمی اصلا نمیشد کاری کرد و به سختی جایی می رفتم که کسی متوجه نشه.
اون دوست قدیمی ام که زن پوش بود روم اثر داشت و گاهی دلم میخواست که شورت یا جوراب بلند زنانه بپوشم. بدن تپل خودم رو که توی اون لباس ها می دیدم حس خوبی بهم می داد. برای خودم چندتایی خریده بودم و به سختی جاساز کرده بودم توی اتاقم. یه روز که خیلی حسم بالا بود و بخاطر داستان اسباب کشی و امتحان های دانشگاه خیلی وقت بود سکس نداشتم و تقریبا نفر اخری هم که باهاش سکس کرده بودم از اینا بود که با یکی فقط یکی و نهایت دو بار سکس می کرد. دیگه راه نمی داد. رفتم سرویس و خودم رو خالی کردم و بعد یه شورت بندی مشکی پوشیدم و یه جوراب بلند بالای رون و یکم سایه زدم بالای پلک هام و کمی رژ به لبهام و جلوی آینه اتاق شروع کردم با دیلدویی که از دوستم ساختنش رو یاد گرفته بودم خودارضایی کردن. کم کم سرعت عقب و جلو کردن دیلدوی دست سازم بیشتر شده بود و تمام تنم داغ شده بود که زنگ واحد زده شد. اول بی توجه ادامه دادم اما دیدم دوباره زده شد.
همونجوری رفتم پشت در واحد از چشمی نگاه کردم دیدم یه آقایی با این لباس های کار پشت دره. باز نکردم و گفت : کیه؟ گفت ببخشید سرایدار تون نیست. گفتم سرایدار نداریم. سرایدار خونه بغلی هم میاد فقط آشغال ها رو میبره و اینا. گفت شما میتونی کمک کنی ؟ گفتم چی ؟ گفت داداش همکارم رفته دوربین بیاره، یه دقیقه بیا کمک کن و مانیتور رو چک کن ما داریم دوربین ها رو نصب می کنیم. گفتم باشه. صورتم رو شستم و روی همون شورت و جوراب شلوار پوشیدم و پیرهن و کلید برداشتم در رو باز کردم برم بیرون دیدم هنوز ایستاده . سلام کردم و گفت ببخشیدا. کلید رو دید دستم. گفت تنها بودی خونه؟ عجیب بود حرفش / گفتم آره. در رو بستم و با هم رفتیم اتاق سرایداری و روی مانیتور دوربین ها بود. گفت ببین این شماره 6 رو می بینی هر وقت روشن شد بهم بگو/
گفتم چجوری . گفت گوشی همراهته؟ گفتم آره. گفت شماره ام رو بزن اوکی شد میس بنداز. خیلی خوشرو بود و خوش اخلاق. رفت توی حیاط و منم توی پارکینگ و اتاق سرایداری که خالی بود. تصویر که اومد بهش زنگ زدم. از کارشون خوشم اومده بود ایستاده بودم کنارش و اونم هی تعریف می کرد از همه جا. یه مرد حدود 37/8 می شد. قد بلند بود و موهاش کمی سفید داشت.خوش اخلاق بود و خیلی با شخصیت بود. از دانشگاه و کار کلی حرف زدیم و اونم سوال کرد. وسط حرف هاش دوباره پرسید خونه تنها بودی؟ مشکوک می پرسید. گفتم آره. چطور ؟ گفت هیچی. ساختمون اتون خیلی خلوته . دیگه خداحافظی کردم و رفتن.
چند روزی گذشته بود. یه روز توی دانشگاه بودم دیدم نوتیف تلگرام با یه شماره 0935 یکی پیام داد که سلام خوبی؟ آشنا بشیم؟
خب من آی دی تلگرام توی اپ های دوستیابی و سایت بکن تو گذاشته بودم و یکی دو بار هم اینجوری کیس سکس داشتم. باز کردم و نوشتم که مشخصات بده. زد مهدی ام. 39 ساله غرب تهران. بعد یکی دو تا عکس از بدن اش فرستاد و یه عکس هم از کیرش که شق شده بود و توی دستش گرفته بود.توی کلاس بودیم و سخت می شد دید و بدون اینکه بگذارم لود بشه براش ری اکشن آتیش و قلب گذاشتم و گفت عکس بفرست که استاد اومد توی کلاس و توی مدت کلاس چند تا پیام فرستاد که گفتم بعد کلاس چک اش می کنم.
کلاس تموم شد و زدم بیرون و رفتم تاکسی سوار بشم که گفتم تا خلوته عکس هاش رو بهتر نگاه کنم. تلگرام رو چک کردم دیدم چرا نیست. بالا و پایین کردم . گفتم احتمالا دوطرفه پاک کرده. بیخیال شدم و توی تاکسی نشستم. وسط راه گوشی رو دراوردم که تلگرام خط اصلی ام رو چک کنم. چون دو تا داشتم یکی برای دادن به بکن ها و سکس و اون یکی روی خط اصلی بود. یه دفعه دیدم اشتباهی با خط اصلی پیام دادم بهش. پیام رو باز کردم و یادم اومد که اون پیام داده بود. قشنگ از ترس صورتم سرخ شد و داغی اش رو حس می کردم. چه سوتی بدی. این کی بود که شماره ام رو داشته. پیامش رو باز کردم و اسکرول کردم پایین که ببینم چی داده دیدم زده آقا پدرام خوبی ؟ واقعا ترسیده بودم . می خواستم بلاک کنم ولی دیدم طرف شماره رو داره و اینکه بفهمم بهتره. بهش گفتم اشتباه پیام دادی داداش اینا چیه فرستادی ؟
گفت یعنی تو پدرام نیستی؟ فلان جا میشینی؟ یک سری آشنایی داد دیدم یا خدا. ترس برم داشته بود. با پررویی انکار کردم و دیدم داره اصرار میکنه که حالا با ما هم باش و اینا که چند تا فحش دادم . یه دفعه دیدم نوشت پس خودت خواستی. دیدم یه عکس فرستاد به زور گوشی ام رو کنارم گرفتم و باز کردم. واییی من. با جوراب و شورت لب تخت خودم دراز کشیدم و دیلدو تا نصفه توی کونمه. داشتم سکته می کردم. نمیدونستم چیکار کنم. کرایه دادم و سریع پیاده شدم و بهش زنگ زدم. حرف نمیزدم . واقعا نمی دونستم از چه راهی باید وارد می شدم. گفت سلام آقا پدرام گل. ببین ناراحت نشی. اصلا نمیخواستم اینجوری بگم. گفتم بهت می گم و اوکی هستی. گفتم تو کی هستی ؟ گفت آخر هفته پیش بود خونه اتون دوربین نصب می کردیم. توی حیاط بالای نردبون از پنجره میدیدمت و حواست نبود بهم. اول فکر کردم دختری که موهات کوتاهه بعد که نگاه کردم فهمیدم کل پسری. سعی می کرد با آرامش و مهربونی حرف بزنه. افتاده بودم به التماس. جون مادرت . هر کاری بگی میکنم.
گفت ببین من اهل باج و اینا نیستم داداش. حتی تو نخوای هم من اوکی ام. اصلا این عکس ها رو هم پاک می کنم به جون مادرم. ببین شاید آشنایی امون یه کم تخمی شد ولی خب میشه فکر کنی به پیشنهادم؟ من ازت حوشم اومد. یه کم مکث کرد و گفت فکر کنم توی هم قبل اینکه بدونی کی هستم اوکی بودی؟ درسته؟
لال شده بودم. تازه یادم افتاد که به هوای اینکه ارتفاع پنجره ما از حیاط بالاتره و مشرف نداریم هیچ وقت پرده رو نمی کشیدم و اون روز توی اون حالت من رو دیده. مغزم کار نمی کرد. گوشی رو قطع کردم که دیدم پشت هم چند تا پیام اومد. باز کردم نوشته بود داداش من نامرد نیستم. عکس هات رو هم به جون مادرم پاک کردم. الانم نه دیگه پیام میدم و نه اصرار می کنم. اما لطفا فکر کن و اگر اوکی بودی باهم آشنا بشیم.
یک هفته با استرس گذشت. مدام استرس داشتم که پیام نده یا چی. حتی وقتی می خواستم از خونه بیام بیرون می ترسیدم نکنه توی حیاط باشن و … تا یه روز پیام داد ببین من امروز غروب میام ساختمون اتون یه چی رو باید تنظیم کنم و کارم تموم میشه دیگه. گفتم بدونی که یه موقع فکر بد نکنی.
چند روز آینده اش مدام توی ذهنم می چرخید از طرفی استرس اینکه خونه امون رو بلده و از طرفی هم اینکه شماره اصلی ام رو داره و میدونه من چی ام، فلجم کرده بود. اما شخصیت و مرام اش خیلی آرومم می کرد. شب بود پیام اش رو دوباره باز کردم. بدنش و کیرش رو دیدم. ری اکشن داده بودم. یعنی اگر آدم دیگه ای بود که نمی شناختم اش اوکی بودم؟ آره . عکس هاش رو که می دیدم حشری می شدم. بهش پیام دادم ببین من می ترسم؟ نمی دونم از چی ولی می ترسم کار به بد جا برسه و آبروم بره. سین خورد و انگار داشت فکر می کرد. نوشت فکر کنم بهت ثابت شده باشم که آدم نامرد و بدی نیستم و سو استفاده گر نیستم. من کلا با یه نفر بودم و همیشگی رفت یه شهر دیگه و تموم شد. از تو هم خوشم اومد. از حس ات و بدنت.
اونشب حرف زیاد زدیم و کم کم اوکی شدم. من که خودم تشنه سکس بودم ولی نمی خواستم خیلی زود وا بدم. بخاطر همین چند بار گفت بیام اونجا یا بیای پیش من هی پیچوندم. ولی یه شب خیلی سنگین حشری بودم و قرار گذاشتم برای فردا قبل از ظهر که مثل همیشه تنهام. خب من اصلا توی سکس زنونه پوشی نمی کردم. ولی خیلی اصرار داشت که لطفا بپوش. منم چون فقط شورت و جوراب دوست داشتم بهش گفتم فقط همینا رو دارم. گفت باشه. مثل کسی که درونم رو ببینه گفت آرایش هم می کنی برام عزیزم؟ گفتم توی سکس اصلا نمی کنم نه زن پوشی و نه آرایش. گفت ولی دوست داری؟ گفتم آره. گفت پس برای من انجام بده. چون من خیلی خوشم میاد. پارتنر قبلی ام دوست نداشت و اصلا نکرد برام.
کل شب از استرس خوابم نبرد و نصفه شب از خستگی بیهوش شدم. صبح دیر بیدار شدم. استرس و گاهی هم ترس و رفتن سمت پشیمونی گیجم کرده بود. زوری یه چی خوردم و قرار بود ساعت 10 بیاد. رفتم حموم و خیلی وسواس تمام بدنم رو شیو کردم. زمستون بود و چون می شد خونه آستین بلند بپوشم حتی دستام رو هم شیو کردم. خودم رو خالی کردم و حسابی ترو تمیز و خالی و آماده برای استفاده شدن. خودم رو خشک کردم و یه شورت قرمز بندی که فقط جلوش یه کیسه مانند بود و بندهاش با یه قلب و حلقه کنارش و پشتش بالای چاک کونم وصل بود رو پوشیدم. جوراب بلند دو سه تا داشتم ولی یکی که بالاش ژله ای بود و روی خودش هم نگینی براق بود رو پوشیدم. هیچوقت سوتین نداشتم. یه پیرهن سفید داشتم پوشیدم و کمی رژ گونه زدم و بعد رژ لب مامانم که خیلی قرمز و برای عروسی ها استفاده می کرد رو زدم و یه دو سه تا سایه رنگ فانتزی داشتم ولی یه دونه سبز بود که اکلیکی هم بود رو بالای پلک هام زدم و یه کم ریمل به پلک هام و بعد موهام رو ژل زدم و دادم عقب. اولین باری بود که از خودم و بدن و ظاهرم راضی بودم. حس میکردم این چیزیه که من دوست دارم باشم.
ساعت 10 رو تازه رد کرده بود، به مهدی پیام دادم کجایی؟ گفت نزدیکم. استرس داشتم و هیجان. هی سر کیرم آب می افتاد و با دستمال تمیز می کردم که شورتم خیس نشه. سعی می کردم فکرم رو منحرف کنم که حشری تر نشم. صدای آیفون که اومد پریدم. برخلاف اون روز که دیدم خیلی مرتب و با تیپ مردانه و کاپشن چرم پشت در بود. در روز زدم و پشت چشمی نگاه کردم نزدیک در که شد در و باز کردم و اومد داخل. احوالپرسی و از همون اول خیلی سکسی و هات برخورد می کرد. اول ازم لب گرفت و صورتم رو بوسید. دستش دورم بود تا راهنمایی اش کنم بیاد توی خونه. نشست روی مبل و منم روی پاهاش. حس عجیبی داشتم شبیه یه زن بودم و توی بغل یه مرد. یه کم حرف زدیم و دستاش روی بدن ام می چرخید و گاهی با هر جوابی که می دادم یا حرفی می زدم از لبهام می بوسید. بعد بلند شدم و گفتم بریم توی اتاق. بردمش توی اتاقم و نشستم روی لبه تخت و کنارم نشست. روبرومون آینه روی دیوار بود و حالا خودم رو می دیدم که با صورت آرایش شده و پاهایی که رونهام بین جوراب و پیراهن سفید خودنمایی می کرد. نگاه کرد به پنجره و گفت پرده رو دیگه می کشی؟ گفتم : دیگه نمی خوام یکی دیگه هم شریک ات بشه. خندید و روی تخت خوابوندم و اومد روم. پیرهنش رو درآورد و بدنش که مردونه بود و عضلانی و هیکلی رو روم خم کرد و شروع کرد به لب گرفتن و زبونش رو توی دهنم چرخوندن. گردنم رو می خورد و دکمه های پیرهنم رو باز کرد و شروع کرد با سینه هام بازی کردن و خوردن. واقعا انگار بدنم رو باز کرده بودن و درونم زده بود بیرون. با ناز و شهوت باهاش حرف می زدم. یه کم بدنم رو خورد و لب بازی کرد و بعد بلند شد و کنار تخت شلوارش رو در آورد و جلوم ایستاد و گفت : خب پدی جون منتظرته. بعد کیرش رو از روی شرت توی دستش گرفت و کلفتی اش رو انگار بخواد نشون بده.
عکس های کیرش رو قبلا فرستاده بود ولی انگار از عکساش بهتر بود. نسبت به کیرهایی که تا حالا تجربه کرده بودم انگار کلفت تر و بلندتر نشون می داد. روی زانو رفتم سمتش و پیرهنم رو در آوردم و جلوش زانو زدم. یه کم کیرش رو از روی شورت نوازش کردم و خوردم بعد کیرش رو از توی شورتش کشیدم بیرون. مثل یه مار گنده بود. خیلی خوش فرم بود. سیاه نبود و این رو دوست داشتم. توی دستم گرفتم و یه کم با سفتی و گوشتی بودنش و فشار دادنش لذت بردم. بعد ناخودآگاه چند بار کیرش رو بوسیدم و روی لبهام مالیدم و بعد سرش رو شروع کردم زبون زدن. زبونمو دور کلاهکش میکشیدم و سعی میکردم هرچی بلدم رو ارائه بدم. کیرش رو کردم توی دهنم و با زبون یه کم دورش رو خیس کردم بعد زیرکیرش نگه داشتم و شروع کردم به عقب و جلو کردن توی دهنم. من عاشق ساک زدنم. حتی کیرش طرف رو برای این دوست دارم بزرگ باشه که موقع ساک زدن لذت ببرم ازش. با لذت داشتم کیرش رو ساک می زدم و گاهی توی دستم می گرفتم و نگه می داشتم و سرم رو تا جایی که سر کیرش برسه به ته حلق جلو می بردم و سر کیرش رو توی تنگی حلقم نگه می داشتم و فشار میدادم که آه اش در میومد. و هی می گفت ای شیطون. آفرین . خوبه . یه کم که ساک زدم کیرش رو از توی دهنم کشید به سمت بالا نگه داشت و خودش رو نزدیک کرد
تا حالا تخمهای کسی رو نخورده بودم. ولی انقدر حشری بودم که اطلاعات کردم و اول یه کم زبون زدم و شروع کردم آروم توی دهنم کردن. جالب بود . شبیه ساک زدن بود حالتش ولی خب یه جوری بود توی دهنم حجم گرد تخماش. چشماش رو از لذت بسته بود و آه شهوتی می کشید. پشتش به آینه روبرو بود. کمی چرخیدم اون هم چرخید. حالا پاهای توی جوراب و کمرم که بند شورت دورش بود و کونم که حسابی خودنمایی می کرد رو توی آینه می دیدم. شروع کرد چشم تو چشم خودم توی آینه ساک زدن. عجب تجربه خوبی بود. کیرش رو گاهی در می آوردم و کامل می کردم توی دهنم و داخل رفتنش رو تماشا می کردم. متوجه شد که دارم خودم رو تماشا می کنم. سرم رو گرفت و روی رونش نگه داشت و کیرش رو با دست کرد توی دهنم و داخل لپم فشار میداد و انگار بخواد خودم رو تماشا کنم. گفت خوبه ؟ بعد کیرش رو فشار میداد و کیرش می پرید بیرون و دوباره تکرار می کرد. چهره آرایش شدم و لبهام که سرخ بود و کیرش داخل دهنم می رفت بیشتر از قبل حشری ام کرده بود.
دهنم خسته شده بود ولی دوست داشتم بازم ساک بزنم. بی خیال شدم و عقب کشیدم. گفت خسته شدی؟ گفتم آره. دهنم خسته شد. گفت عیب نداره. ژل یا وازلین داری؟ گفتم آره. همیشه برای خود ارضایی و کردن دیلدوم استفاده می کردم . از توی کشو وازلین رو دادم بهش. گفت اون کیر مصنوعی ات رو هم بیار ببینم. همیشه می ذاشتم توی فریزر رو توی زیپ کنار کاور تشکم می گذاشتم درآورد و دادم دستش. گفت خوبه. با این بازت کنم؟ گفتم باشه. گفت پس بشین لب تخت. نشست وسط پاهام و پاهام رو به دو طرف باز کرد و بعد بند شورتم رو کنار زد و یه کم با آب دهنم سوراخم رو خیس کرد و کمی انگشتش رو روی سوراخم فشار می داد. یه کم وازلین برداشت و با انگشت مالید روی سوراخم و آروم انگشتش رو داخل کرد. از لذت و درد به پشت دراز کشیدم. اومد کنارم نشست و انگشتش رو آروم توی سوراخم عقب و جلو می کرد. بعد انگشت وسط رو فقط وارد کرد و سعی می کرد تا ته فشار بده که سوراخم کامل چرب باشه. چند بار توی کونم انگشتش رو فشار داد و تکون داد. یه ذره با انگشت بازی می کرد. گاهی به سمت پایین و بالا می کشید و من با درد و فشاری که می داد ناله می کردم. بعد دیلدو رو سمت دهنم گرفت و داخل دهنم کردم و خیس شد و بعد یه کم وازلین دوباره دم سوراخم مالید و بعد سر دیلدو رو فشار داد. سوراخم چرب شده بود و قشنگ سر خورد و داخل شد. درد پیچید توی جونم . پاهام رو بهم نزدیک کردم و ناله کردم. بعد یه کم دیگه داخل کرد که صدام در اومد و گفتم آییییی توروخدا نکن دیگه. خیلی درد داره. نگه داشته بود. خم شد و در حالی که دیلدو رو توی کونم نگه داشته بود توی صورتم نگاه کرد و گفت : دیگه اینو نکنی . از این دفعه فقط کیر من داخلت می ره. گفتم جوون. گفت هر وقت خواستی میام این کون ژله ای رو خودم می گام. بعد شروع کرد آروم عقب و جلو کردن و من ناله می کردم. خیلی داخل نمی کرد .انگار فقط دوست داشت بازی کنه باهام.
بعد گفت بلند شو سوراخت رو ببین . کنارم نشست و دیلدو رو که تا یک سومش داخلم بود رو نگه داشت و من روی دستام خودم رو نگه داشته بودم و توی آینه روبرو سوراخم رو می دیدم که باز شده بود و دیلدو داخلش بود. کیرو تخمام توی شورت بود و با یه دست جمعشون کردم و بالا نگه داشتم. مهدی شروع کرد عقب و جلو کردن و باز شدن و داخل شدنش توی سوراخم رو می دیم.
گفت بسه دیگه وقتشه دیگه کیر واقعی این سوراخ رو سرحال بیاره. بعد کیرش رو کمی با دست مالید و نزدیک شد. بهش گفتم کاندوم نیاوردی؟ گفت نه. تو نداری. گفتم نه. اونقدر شهوت داشتم که حتی ریسک اش رو بی خیال شدم و گفتم عیب نداره. اونم خیلی انگار براش مهم نبود. پاهام رو باز کرد و کیرش رو توی دستش گرفت و توی همون حالت سرش رو داخل کرد و بعد گفت کیرت رو نگه دار و یکم بند شورت ه رو جابجا کرد که کیرش رو اذیت نکنه و بعد یه فشار داد. تقریبا باز شده بودم ولی خب کیرش از دیلدوی من بزرگتر بود. درد داشت ولی انقدر داغ بودم که دردش رو دوست داشتم. از حال داشتم می رفتم. حشری بودم و درد توی دلم می پیچد. سوراخم خیس و چرب بود و به یه اشاره کیرش سر خورد و تا نصف بیشتر داخل شد. واییییی . گفت کلفته ؟ گفتم جوون . عالیه. گفت بازم میخوای؟ گفتم جوون جرم بده . یه هل داد و حالا کل کیرش داشت جرم می داد. درد و فشارش بیشتر از هر وقتی بود که تا حالا کیر داخلم تجربه کرده بودم.
رونام رو توی دستاش گرفته بود و گفت : آفرین پسر خوب. همه اش رو جا دادی. نگه داشته بود و بهم گفت : هر وقت اماده بودی ادامه بدیم. خس می کردم توی دلم یه حفره باز شده و نفس نفس می زدم. می ترسیدم تلمبه بزنه و نتونم . بهش گفت آروم آروم انجام بده لطفا. کیرش رو تا نصفه کشید بیرون و یه کم داخل کرد. هنوز فشار و کمی درد داشت ولی قابل تحمل بود. دید که فقط آه و ناله شهوتی میکنم شروع کرد آروم آروم عقب و جلو کردن. چه قدر خوب بود. توی آسمونا بودم. حس اینکه کیری داخل ات داره عقب و جلو میره و می گاد کونم حشری و داغ ترم می کرد. با تلمبه هاش بدنم زیر ضربه بدنش به بدنم و کیرش داخلم می لرزید. دیگه روون شده بود و داشت با ریتم یکنواخت منو می کرد و من زیرش داشتم حال می کردم از گاییده شدن.
چند باری کیرش رو تا سرکلاهکش درمی آورد و داخل می کرد و این فرور رفتن کیرش داخلم بهترین قسمتش بود. نمی دونم چقدر شد ولی دیگه سوراخم حسابی داغ شده بود و می سوخت. کیرش رو درآورد و گفت خب دوست داری دیگه چه مدلی بکنمت؟ بعد یه نگاه به آینه کرد و گفت آهان . بلندم کرد و نشست وسط تخت و گفت بیا بشین روش. عقب رفتم و کیرش روبادستم گرفتم و آروم نشستم روش و از پشت کمر و کونم رو گرفته بود و نشستم روی رونهاش و پاهام دو طرف پاهاش بود . پاهاش رو کمی باز کرد و با دست پاهام رو آورد روی پاهاش و کف پاهام رو گذاشتم روی زانوهاش و یه دستم رو کنارش روی تخت خودم رو نگه داشت با دست دیگه کیر و شورتم رو گرفتم بالا و شروع کردم به عقب و جلو. سرم پایین بود و حواسم بود که درست نشسته باشم. بعد سرم رو بلند کردم که حالا خودم رو توی آینه نگاه کنم. شبیه فیلم های پورن شده بودم. با اون جوراب ها و شورت داشتم روی کیرش بالا و پایین می رفتم و داخل وبیرون اومدن کیرش رو توی سوراخم تماشا می کردم. گاهی شهوتم اوج می گرفت و دوست داشتم کیرش رو تا جایی که میشه فشار بدم داخلم. جوری که سر کیرش روی پروستاتم فشار می داد و باعث می شد حس ارضا شدن داشته باشم.
یه کم توی اون حالت جندگی خودم رو تماشا کردم که مهدی به سمت عقبم کشید و روش طاق باز دراز کشیده بودم ونگه ام داشته بود و به سختی چند تا تلمبه زد. بعد از روی خود بلندم کرد و گفت زانوت رو بگذار لب تخت و یه پام روی زمین بود. بعد کیرش رو داخل کرد و ایستاده نگه ام داشت و شروع کرد به گاییدنم . توی اون حالت نمی دونم سوراخم تنگ تر می شد یا چون سرپا بودم اونجوری بود. کیرش با فشار بیشتر داخلم عقب و جلو می شد. سرم رو برگردون سمت خودش و زبونش رو توی دهنم کرد و ادامه تلمبه هاش رو زد. گاهی سینه هام رو می چلوند و گاهی نوک سینه هام رو با انگشتش می کشید که هم یه جورایی شهوتی میشدم و هم قلقلکم میومد و از دردش خوشم میومد. هر دو خیس عرق شده بودیم. بدنم زیر نور پنجره که از بیرون میومد و خیس بودنش می درخشید. سوراخم بخاطر تلمبه هاش متورم شده بود و می سوخت و دوست داشتم یا آب دهن یا یه چیزی بزنه که خنک بشم. بهش گفتم : سوراخم خیلی می سوزه. یه کم تف می زنی. کیرش رو درآورد و کمی آب دهن ریخت و دوباره داخل کرد که بهتر شد ولی خب داشتم کون میدادم و هنوز بکن ام کار داشت با من. حرکاتش تند شده بود. یه کم متوقف شد و بهم گفت : آبم رو بریزم کجا؟ بریزم توت؟ گفتم نه لطفا . گفت می ریزم روی بدنت ؟ مشکل که نداری؟ گفتم نه. دستش رو گذاشت روی شکمم و گفت خیلی دوست دارم بریزم توت. بعد با یه حالت شهوتی و مسخره گفت : دوست داری از من حامله بشی ؟ گفتم جووون.
میخوای مال من باشی ؟ جوون . آره . من مال خودتم دیگه. در اختیار خودت.
شروع کرد به ادامه تلمبه هاش ولی انگار حرکاتش تندتر شده بود و شهوتش بالاتر شده بود. دیگه لفظ کونی و جنده رو توی حرفهاش می گفت. با دستش گلوم رو گرفته بود و خشن تر شده بود. دیگه عملا داخلم می کوبید. یه دفعه روی تخت هلم داد و خوابید روم و کیرش رو کمی عقب کشید و محکم داخل کرد جوری که خیلی دردم اومد هنوز ناله ام تموم نشده بود و می خواستم کمی پسش بزنم که داخلم ارضا شد. انگار بخواد همه شهوت اش ارضا بشه دوباره کیرش رو کوبید توی کونم و چند تا ناله مردونه زد و آروم روم خوابید. شوک بودم. با ناراحتی گفتم چرا ریختی توم. جون نداشت . از روم غلت زد کنارم و کیرش رو از توش کشید بیرون . آروم گفت ببخشید. همونجوری دمر خوابیده بودم و ناراحت بودم. تاحالا کسی آبش رو داخلم نریخته بود و اولین بار بود که کسی داخلم ارضا می شد. خب نمی شناختمش و بهش هم گفته بودم که نریزه داخلم. کمی به حال اومد گفت خودت گفتی . گفتم نه . بهت گفتم نریز داخلم. گفت آخه گفتم دوست دارم بریزم داخلت گفتی جوون . بیچاره فکر کرده بود راضی ام کرده و بی خیال ریخته بود توم.
بعد با ناراحتی گفت بخدا من آدم خطرناکی نیستم . فقط با یه نفر بودم. ببخشید. دیگه ادامه ندادم و با خودم گفتم کاری که شده. روز هر دومون رو خراب نکنم. بهش گفتم عیب نداره. آروم اومد کنارم و بغلم کرد و گفت خوب بود؟ اذیتت که نکردم. گفتم عالی بود. و از دهنم پرید که مرسی. خندید و دست کشید روی کونم و گفت : مرسی که کردمت؟ گفتم اره. خندید و یه سیلی آروم زد به کونم و گفت : پس پدی جون از بکن اش راضی بود. دستم رو دراز کردم و دستمال برداشتم و دادم بهش که کیرش رو پاک کنه و خودم هم شروع کرد لای کونم رو پاک کردن و بعد چند تا دستمال لای کونم گذاشتم که تا سرویس آبش بیرون نریزه.
رفتم سرویس و با آب گرم خودم رو شستم و خالی کردم. ولی ته دلم یه ترسی داشتم.
تا بره سرویس اومدم توی اتاق. به خودم نگاه می کردم. صورتم بهم ریخته بود و بدنم جاهایی که توی دستاش بود کمی سرخ شده بود. روی تخت دراز کشیدم و صحنه ها رو توی ذهنم مرور می کردم. هنوز شهوت داشتم و ارضا نشده بودم. اومد توی اتاق و بدون حرفی اومد کنارم و از پشت بغلم کرد. بهش گفتم اشکال نداره کیرم رو بمالی. ارضا نشدم. گفت می تونی یه کم صبر کنی یه دور دیگه بریم. گفتم نه. طاقتش رو ندارم دیگه. حشری ام ولی می دونم نمی تونم. از پشت بغلم کرد و پاهام رو توی پاهاش پیجید و کیرم رو از توی شورتم درآورد و توی دستش گرفت و شروع کرد به مالیدن. سرم رو برگردوندم و شروع کرد به لب گرفتم و زبونش رو توی دهنم چرخوندن. کیرم کم کم شق شده بود و وقتی سرش رو می مالید حس می کرد هر لحظه ممکنه بپاشم بیرون. سر کیرم رو که توی دستش گرفت و یه کم چلوند و فشار داد آبم زد بیرون و توی دستش و روی شکمم ریخت. تمیزکاری کردم و صورتم رو شستم و گفت ناهار بریم بیرون.
بعد ناهار من رو رسوند و خودش رفت . عصر بود روی تختم دراز کشیدم و خسته بودم . اینکه توی اتاق خودم و روی تخت خودم داده بودم لذت بخش بود برام. من خیلی با تجربه نبودم و با آدمهای کمی بودم و همه موقتی ولی مهدی اصلا یه مدل دیگه بود. دیگه شدم برای مهدی و خب خونه ما همیشه خالیه و هر وقت هوس دارم بهش می گم و میاد و روی تخت خودم ترتیبم رو می ده. ولی با کاندوم/.

نوشته: پدی ماما

بازدید 3,388

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

7 پاسخ به “مردی پشت در و من تنها در خانه”

  1. خیلی خوب یود لذت بردم از خواندنش صحنه های سکسی رو خوب توصسف کرده بودی ، اینکه کون دادن بهترین لذت دنیاس شکی توش نیست ولی اگه ازش اطمینان داری بزار ابشو بریزه توی کونت چون بیشترین حال کون دادن وقتیه که فوران پرتاب اب کیرو توو کونت حس کنی

  2. ** دلم میخواد جای مسعود باشم خوش به حالش که یه مرد(💋 شوهر💋 ) اومد تو بغلش .، حسودیم میشه لباس های دخترونه رو بپوش ی و میدونی چیه، باید یه کاری کنی اون مرد مثل برده ها بهت گوش کنه .، من که میتونم آقایون سن بالا رو مطیع خودم کنم. اینم آیدی. تلگرامم👇❤️👉🏳️‍🌈🌈&💋👈🥸❤️👉****https://t.me/gfat_U_mylove2

  3. اینا ک یه ماما اخر اسمشون هست خطرین…یه کاری ماما بود زلیخا رو بخاک داد حالا تو پدی ماما کونت بکا دادی ر 😁 😂

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید