نگاهی به سمت اشارش انداختم و دیدم که پسر سفیدی داشت برای مرد خوش هیکل میز کناری ساک میزد و هر دو غرق لذت بودن.

داشتم از صحنه لذت میبردم و امید میگفت: میخوای تا بریم عشق و حال کنیم مثل اونا یکم به لاپات حال بدم؟
نیما و داریوش با شنیدن این حرف خندشون گرفت و چند شات الکل حسابی حالشونو جا آورده بود. آثار مستی تو رفتار و صورتشون به وضوح دیده میشد. جواب دادم: خوبه. من یه گفت و گوی کاری با نیما و داریوش دارم. تا اون موقع تو میتونی از زیر میز بهم حال بدی
وقتی امید خم شد رفت زیر میز رو زانوهاش نشست و کیرمو لمس کرد نیما شات آخرشو سر کشید گفت: داش امید به ما هم یه حالی بدی ثواب میکنی.
و زد رو شونه داریوش و با هم صدای خندشون بالا رفت. با تغییر ناگهانی حالت صورتشون متوجه شدم که زیر میز خبراییه. امید همزمان که از زیر میز کیر منو لمس میکرد تا بیدار شه با زبونش تخم های داریوش رو از رو لباس فانتزی که تنش بود لیس میزد و با دست دیگرش کیر نیما رو میمالید. هر سه داشتیم حال میکردیم ولی سر میز طوری با هم بگو مگو میکردیم انگار نه انگار زیر میز چه خبریه. یه نخ سیگار روشن کردم و راحت تکیه دادم گفتم: حالا که شما هم از مشکلم خبر دارین. اگه سرکار کمکم کنین حقوقتونو افزایش میدم
نیما با کمال میل تایید کرد: رئیس غمت نباشه. از این به بعد خودمو خودت هر روز…
و با دستاش علامت تلمبه زدن رو اجرا کرد. از میل و علاقه باطنیش میتونستم حدس بزنم که نیما گیه و احتمالا تمام مدتی که من خبر نداشتم با مرد های زیادی سکس داشته. ولی داریوش همچنان میلی نشون نمیداد و گفت: رئیس یکی باید به سالار خودم خدمت کنه
و کرکر خندش بلند شد. گفتم: دارم از حقوق دوبرابری حرف میزنم.
داریوش خندشو فرو خورد و گفت: حالا یه فکری راجع بهش میکنم.
امید داشت کیرمو از شلوارکم در میورد که جلوشو گرفتم پاشدم گفتم: کافیه. بهتره بریم سرگرمی ها رو امتحان کنیم.
امید از زیر میز اومد بیرون و موافقت کرد. اما داریوش و نیما از جاشون بلند نشدن. پرسیدم: پس منتظر چی هستین؟
نیما و داریوش نگاهی به هم انداختن و نیما با شک و تردید گفت: مطمئن نیستم آخه امید کار خودشو کرده و سالار امون حسابی سیخ شدن رئیس.
و بلند شد و کیر سیخ شدشو انداخت رو میز گفت: میدونم اینجا همه چی آزاده ولی به این وضعیت عادت ندارم.

داریوش هم از جاش بلند شد و با به رخ کشیدن کیر خوش فرمش گفت: وضع منم بهتر نیست…

نالیدم: همین الآنم لباس فانتزی تنتونه. چه اهمیتی داره اینجا همه دارن عشق میکنن نگاه.
و به خراب بازی های مردان برهنه موقع پایکوبی و مالیدن کیر و کوناشون به هم اشاره کردم. نیما و داریوش به زور کیراشونو تو شورتشون جا دادن و به نظر میرسید هر لحظه امکان جر خوردنشون وجود داره. نگاهی به اطراف انداختم و ورودی یه بخش دیگه از جنسیس توجهمو جلب کرد. بالاش نوشته بود شبیه ساز سه بعدی سکس!
لبخندی زدم و گفتم: مثل اینکه پاتوقمون جور شد. دنبالم بیایین.
نوشته: Onlymen
یک پاسخ به “فروشگاه خدمات جنسی (۳)”
تموم کن این کصشعرو