علی و زن شوهردار کون گنده (۱)

سلام خدمت دوستان سکسی این داستانی که میخوام براتون بگم برمیگرده به چهار سال پیش .
اسم من علی ۳۱سالمه و حدود ۸سال میشه ازدواج کردم سال ۹۷به خاطر کارم اومدیم تهران و نزدیک خونه عمه خانومم یه خونه اجاره کردیم و رفت آمد ما شروع شد و تقریبا هر روز خونه همدیگه بودیم. دخترعمه خانومم که تقریبا هم سن خانومم هست واقعا یه داف درجه یکه از همون بار اول که دیدمش چشمو گرفت یه دختر تو پر سفید با کون گنده و قد ۱۷۰ تکواندوکار لباسای باز میپوشید و اینم بگم که خیلی هم اهل شوخی و این چیزاست در کل راحته باهام. شوهرشم یه آدم نچسب سرد که با هیچکی حرف نمیزنه هر وقت میومد خونه ما یا ما رفتیم خونشون فقط در حد سلام و احوال پرسی دیگه ساکت میشد حرف نمیزد.
من اینقد تو کف این دختر عمه بودم که هر کاری میکردم فقط ببینمش تو اینستا فالو کردمش و بعَی وقتا یه چی براش میفرستادم و سر صحبت باز میشد ولی جرات نمیکردم چیزی بهش،بگم اینم بگم اسم دختر عمه خانومم مهدیه است.
یه سری که اومدن خونه ما حرف از رو کم کنی و این چیزا افتاد. شروع کرد سوال پرسیدن که اینقد پرسید تا من کم بیارم گفت تو یه درختی ۵تا گنجشک هست اگه یکیشو با تیر بزنیم چند تا گنجشک رو درخت میمونه منم گفتم چهارتا گف نه بقیشون از صدای تیر میترسن میپرن میرن ولی از طرز فکرت خوشم اومد. همه زدن زیر خنده منم بخاطر اینکه کم نیارم بهش گفتم سه تا دختر بستنی دستشونه یکیشون گاز میزنه یکیشون لیس میزنه یکیشونم میخوره کدومش متاهله؟
گفت اونی که میخورد منم گفتم نه اونی که حلقه دستشه ولی از طرز فکرت خوشم اومد آقا این حرف ما به خانومم فشار اورد گف دیگه بسه بعد اینکه اونا رفتن دعوامون شد اون شب چن روز دیگه خبری از سکس نبود.
یه روز که مرخصی گرفته بودم ساعت ۶از خواب بیدار شدم دیگه خوابم نیومد گفتم برم اینستا گردی دیدم مهدیه انلاینه.
بهش پیام دادم خانوم سحر خیز سلام.
جواب داد سلام گفتم چرا الان بیداری گف هر روز این موقع بیدار میشم شوهرمو میفرستم سرکار.
گفتم خوش بحال شوهرت زن من که تا ظهر میخوابه تا حالا نشده صب بیدار بشه منو راهی کنه.
یکم حرف زدیم بحث و کشید سر اون تیکه که چن روز پیش بهش انداخته بودم تو جمع گفت خیلی ضایع بود پیش بابام و شوهرم اینا بهم گفتی اونی که حلقه دستشه متاهله‌.
خیلی بد بود منم گفتم شوخی بود دیگه .
یهویی گفت زنت میدونه بهم پیام میدی منم گفتم نه میخوای بهش،بگی؟
گفت نه ولی چرا پیام بهم میدی و پیگیر منی خونتونم میام همش باهام حرف میزنی و گرم میگیری.
گفتم همینجوری چون مثل خودم ادم شوخ و خونگرمی هستی برعکس زن خودم که اصلا شوخی نمیکنه و اونم گف شوهر منم همینه از سرکار میاد سلام میده میره میشینه رو مبل با گوشی بازی میکنه تا شب.
خلاصه رابطه ما از اینجا شکل گرفت و کم کم با هم درد و دل میکردیم تا اینقدر راحت شدیم باهم که کارای خصوصی هم رو به هم در باره سکس در میون میزاشتیم.
یه روز رفته بودیم خونشون تا ساعت دو شب خونه اونا بودیم پنج شنبه بود من به زنم گفتم پاشو بریم دیگه شاید مردم کار دارن.
همه زدن زیر خنده و اومدیم و یکم زنرو کردم و خوابیدم صب طبق معمول تا بیدار شدم تو اینستا بهش پیام دادم جواب داد بعد احوال پرسی گف دیشب کارتو انجام دادی منم گفتم آره گفت میشه با جزئیات بگی گفتم اره شروع کردم بهش گفتن .
تا رسیدیم خونه من رفتم اتاق خواب دراز کشیدم رو تخت زنم لباسای سکسیشو پوشید اومد رو تخت شروع کردیم تو بغل هم لب بازی و کم کم که گرم شدیم من گردنشو خوردم و همزمان دستم رو کونش،بود و ممه هاش و ماساژ میدادم.
بعد سوتینش رو در اوردم شروع کردم به خوردن ممه هاش خوب که خوردم رفتم سراع کصش از رو شورت یکم بوش کشیدم و شرتشو در اوردم و سروع کردم به خوردن کصش.
به اینجا که رسیدم گف خوشبحالش بوده پس.
منم بهش گفتم شما چیکار کردین.
هی طفره می رفت منم اصرار میکردم تا گف هیچ چی کیرشو در اورد طبق معمول گف بخور بعد که خوردم داگی گذاشت تو کصم دو سه دقیقه تلمبه زد ابش اومد بلند شد رفت دستشویی و اومد پشتشو کرد به من خوابید.
گفتم پس بقیه اش
گفت بقیه نداشت.
گفت ممه بازی کس لیسی اینا پس چی؟
گفت چهار ساله عروسی کردیم یه بارم نشده حتی با انگشتش با کصم ور بره.
گفتم دوس داری باهات ور بره و بخوره.
گف اره کیه که دوست داشته باشه.
گفتم اگه بخوای من میتونم کمکت کنم.
گف نمیشه که متاهلیم
گفتم بابا ول کن منم از اول ازدواج تا حالا کیرمو نخورده
خلاصه راضیش کردم و چند روز سکس چت میکردیم و باهم میرفتیم کافه و بیرون.
یه روز رفتیم یه کافه سمت بیرون شهر یه باغی بود آلاچیق بندی داشت نشستیم تو الاجیق که ته باغچه بود قلیون که اوردن شروع کردیم به کشیدن که بغلش کردم گفتم اینجوری بیشتر حال میده بکشی کم کم دس بردم تو شلوارشو کصشو مالیدم لامصب اینقد اب انداخت کصش که انگار اب بریزی حشرش رفت بالا و چن دقیقه مالیدمش قشنگ ارضا شد و گفت میخوای برات ساک بزنم.
گفتم اینجا خطریه گف هیشکی نمیاد خلاصه برا اولین بار کیرمو در اوردم تا دیدی گفتم خوبه سایزش گف اندازه مال شوهرمه فقط برا اون کلفت تره.
ضد حال زد ولی خب مهم نبود شروع کرد به ساک زدن.
پشمام فر خورد چهارده پانزده سانتی میشه کیرم یه جوری میخورد تا خایه هام میرفت دهنش.
اینقد خورد تا بهش،اصرار کردم قمبل کنه یه تقه بزنم تو کصش هرچی اصرار کردم قبول نکرد و گف دو سه روز دیگه مرخصی بگیر صب بیا خونه ما بعد اینکه شوهرم رفت اونجا هرکاری خواستی بکن.
گذشت چند روز بعد با هم هماهنگ شدیم و من مرخصی گرفتم ساعت ۷که شوهرش رفت سرکار من رفتم خونشون در و باز کرد بعد یکم بغل بازی گف بشین رو مبل الان میام.
رفت تو اتاق خواب آماده بشه.
بعد چند دقیقه دیدم اوووف یه حوری خوشگل با یه شرت قرمز و یه تاپ مشکی اومد بیرون گفتم جووون عجب دافی بودی اومد نشست بغلم و شروع کردیم به لب گرفتن
یه دستم بردم پشت کمرش یکیشم بردم رو کونش اینقد مالیدمشون تا خودش لبامو ول کرد قشنگ میزاشتم از هر مرحله سیر بشه.
رفتم سراغ ممه هاش که از ممه های زنم کوچیک تر بود.
گف ممه های زنت بزرگتره مگه نه گفتم کیفیت مهمه.
یه ممه ۶۰ یا ۶۵ با نوک صورتی‌.
شروع کردم به خوردن من میخوردم اونم اه و نالش بلند شده بود تو اوج بود کم کم رفتم پایین و نافشو خوردم و شورتشو در اوردم اینم بگم همیشه تو سکس چت میگف کصم سیاهه.
دیدم وای یه کس سفید لیزر شده توشم صورتی صورتی.
گفتم جنده تو که میگفتی سیاهه که با خنده گفت حالا سفید شده شروع کردم به خوردن یه انگشت کردم تو کصش و با زبونم لیسش میزدم اب بود که همینجوری از کصش میزد بیرون.
اینقد خوردم تا خودش گف کیرتو میخوام کسکش بکن توش دیگه.
منم قمبل کردمش و تا سرشو گذاشتم از بس خیس بود تا ته رفت تو باورتون نمیشه اینقد تنگ بود گفتم پس تو که میگفتی برا شوهرم کلفته که چرا اینقدر تنگی پس.
گف همیشه همینه چون پرده ام ارتجاعیه همیشه تنگه.
اون که میکنه واقعا جر میخورم.
یه دو دقیقه که تلمبه زدم ابم اومد ریختم رو ممه هاش و بغلش کردم . گف چقد زود اومد ابت.
گفتم اشکال نداره برو خودتو تمیز کن بیا راند بعدی جبران میکنم.
رفت دستشویی اومد کیر خوابیده منو کرد تو دهنش شروع کرد ساک زدن تا دوباره سیخ شد
دوباره قمبل کرد گفت این سری باید جرم بدیا وگرنه سری بعدی در کار نیست منم خیالم راحت بود حداقل ده دقیقه ابم نمیاد شروع کردم به تلمبه زدنای وحشی و همزمان انگشت شصتمم کردم تو کونش که دادش رفت هوا و ناله ها شروع شد می گفت کونم پلمبه تا حالا انگشتم توش،نرفته بود.
گفتم اشکال نداره من فک پلمپ میکنم و فقط میگف بکوب تو کصم نزدیک بود ابم بیاد که گف دارم میام منم چند تا زدم در کونش و قرمزش کردم برا شوهرش و دمر خوابید رو تخت منم روش تمام ابمو ریختم تو کصش.
چند دقیقه روش بودم و بلند شدم گفت تو این چهار سال اینقدر حال نکرده بود و یکم قربون صدقه هم رفتیم و بهش گفتم از این به بعد هر وقت خواستی بیا خودم در خدمتم.
لباسامو پوشیدم و زدم از خونه بیرون.
ادامه دارد

نوشته: علی کس لیس

بازدید 19,692

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

7 پاسخ به “علی و زن شوهردار کون گنده (۱)”

  1. اسمتو بجای علی کس لیس باید میزاشتی علی کولیس سایز و اندازه ها و تنگی و گشادی ها رو دقیق حساب کردی مثل کولیس اونم دیجیتالش

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید