سکس محسن و خواهرزنش (۱)

با سلام و احترام وقت بخیر خدمت همه دوستان و سایت بکن تو برای محکم کاری اسم را تغییر می دم واسم داستان واقعی بوده وبدون کم زیاد یا خیال و دروغ برای همه عزیزان تعریف وبازگو میکنم که امیدوارم مورد پسند باشد ،
اسم من محسن ۳۳ساله اهل شمال کشور و ساکن پایتخت هستم از نظر جسمی قد۱۷۵ هیکل متوسط پوست بور مو جوگندمی ،و حدودن ۸سال ازدواج کردم ویه بچه دارم ۶ساله ،و خانواده همسرم دوتا خواهر و دوتا برادر همراه پدر مادر که زن من بچه بزرگ و خواهرش ۴سال کوچیکتر که ازدواج کردن ماند دوتا داداش و پدر مادرش ،ودر یه شهرک اطراف تهران هستیم که خانه پدر خانمم با ما توی خانه ما طبقه پایین زندگی میکنن ولی خانه خواهر زنم دوتا شهرک اون ور ما هست و یخورده دوره تر ،
اما خواهر زنم یه بچه ۴ساله داره شوهرش معلم در البرز ،اسم خواهر زنم سهیلا ۲۵سال داره قد ۱۸۰ هیکل متوسط پوست بسیار لطیف سفید و چشمانی از جنس دورنگ طلا وپستون های سایز ۷۵ کمر باریک اما باستن و پایین تنه درشت تپل .
اما داستان ما اوایل ازدواج من تا حدود۲و۳ سال پیش من هیچ حسی نسبت به سهیلا نداشتم عادی بودم ولی اون ومادر و حتی فامیل هاشون با من خیلی راحت بودن و شوخی میکردن و جلو من با تاب شروال بدون روسری بودن من قلیون می کشم وبخاطر اینکه شغلم آزاد نمایشگاه دارم همیشه جلو دستم می کشم واوان میامدن همه کنار من می‌نشستیم قلیون می کشیدیم من از لحاظ مالی اوایل ازدواج زیاد وضعیت مالی و پولی خوبی داشتم زنم یه دختر خاله داشتن هم سن هم همیشه اونجا بود مجرد دنبال کیر، که اونم با من خیلی راحت بود حر حرفی بود می گفتیم یا من وزنم جلو اونا همو می بوسیدیم می‌مالیدیم یا حرف میزدیم ،که اوایل من دنبال سکس نبودم وزیاد پیش میومد که راحت بتونم بکنمش که من اصلا اهمیت نمی دادم که یادمه من یه ماشین شاسی بلند خریدم همه بردم تفریح شب تا دیروقت که دختر خاله جلو همه گفت چی میشه یه روز بیای دنبالم موقع تعطیل شدن باهم بریم دوری بزنیم منم جلو همکاران یه پز بدم البته تویه تولیدی لباس کار میکرد، که منم گفتم اخه شرط داره وخرج داره بیام اونم فورن گفت قبول بامن و مهمان من گفتم باشد اول بریم یه لژ غذا بخوریم بعد بریم؟ یه جایی قلیون بکشیم همه مهمان تو کفت قبول فردا بیا گفتم چشم که نرفتم ،واسش یه رویا شده بود ،بگذریم گذشت تا من یه دوسه بار تو خانه موهایی خانمم رنگ کردم که هرکجا میرفت همه ازش تعریف میکردن، که خواهر زنم سهیلا میگه میشه به محسن بگی موهای من رنگ کنه که خانمم گفت امشب یخورده زودتر بیا موهایی سهیلا رنگ کن ،منم زودتر اومد همه از خستگی کار خوابید بودن جز مادر و خواهر زنم با خانمم سریع شام بخورم بیام خدمتتون فقط تا من بیام اول گوش گردن با کرم چرب کن بعد به لباس راحت بپوش والبته زیاد نوع نباشه که اگر رنگی بشه پرت کنی واوان موهاشو شون میکرد کرم گردن اطراف موهاش میزد تو اتاق، ومادر خانمم دراز کشید سرش رو پایی خانمم داشت حواسش بند اندازی صورت میکرد من شام خوردم دوتا ذغال رو گاز گذاشتم که رفتم اتاق دیدم سهیلا زیاد بلد نیست کرم بزنه گفتم بشین زمین کرم بده یخورده ریختم کف دستم شورو کردم بغل گردنش مالیدن خوب زیر اطراف گردن زدم دیدم هیچ عکس العملی نشون نداد تا دوباره. مریم زدم دستم شروع کردم گوشش ونرمی زیر گوش مالیدن که دیدم چشماش بسته داره لباش گاز میزنه منم اون لحظه یه حس شهوت اومد بدنم که دیدم داره شق میشه ادامه ندادم خلاصه گفتم تمام بزن بشین رو چادر بیرون پهن کرده بود نکنه بریزه رو فرش من شروع کردم رنگ کردن مو هاش و همش اون لحظه یه حس شهوت جلو چشام بدنم بود و تو کار رفتم پشتش وران وزانوم انداختم بغل کمرش و خودمو چسباندم پشتش که دیدم نه خوشش میاد تو کار چند بار خودمو بهش می‌مالیدیم میچسبوندم و اون هیچ مشکلی نداشت دیگه از اون موقع همش تو فکرم بود اونم همیشه یه حرکت یا حرف های جدید جلب نظر میکرد و خواهر زنم بخاطر دوری خانه اش هر یک ماه یبار میامد دوسه روز میماند تا فکری به ذهنم رسید که این سری بیاد شب بیان خانه ما با قرص خواب ترتیب اش بدم و حقیقت جرات گفتن رابط یا حرکتی بکنم نداشتم که زنم گفت سهیلا اومد الان برم پایین یه سر گفتم باشد پس شب بگو بیاد بالا شام مهمون ما باشه تا منم برم یه معجون ومیوه واسه بعد شام بخرم خانمم رفت پایین فورن رفتم سر خیابان از عطاری رفیقم بود گفتم قوی ترین قرص خواب داری بهم بده که گفت هرکس این بخوره یه هفته بیهوش میشه و رفتم کلی میوه بستنی تنقلات خریدم زود برگشتم خانه همه چیز ردیف امد کردم دیدم همه اومدن بالا شام خوردیم به ده دقیقه همه رفتن پایین بجز سهیلا بچه اش با زنم بچه ام رفتم یه قلیون آماده کردم ذغال گذاشتم بعد معجون آوردم با هویج بستنی دوتا کاسه معجون ولیوان آب هویج بستنی ریختم هرکدام یه نصف قرص انداختم خوب پودر کرده بودم از قبل،آماده دادم دست بچه ها بردن داخل اتاق که زیاد سر صدا نکنن بعد دوتا کاسه و دوتا لیوان آب هویج بستنی ریختم اولی ۳تا قرص دومی ۲تا ریختم خوب بهم زدم بردم ۳تای دادم سهیلا اون یکی دادم خانمم برگشتم یه کاسه ولیوان واسه خودم آوردم نشستم کارشون خوردیم شروع به حرف زدن قلیون کشیدن کردیم که دیدم صدا بچه ها نمیاد رفتم دیدم کنار هم دراز کشیدن خوابیدن رختخواب پتو اینا آوردم تو حال پهن کردم هر کدام بچه ها گذاشتم سر رختخواب برگشتم دیدم سهیلا گفت دیشب نخوابیدم انگار خواب دنیا ریخته رو سرم یخورده بدنم بی حس از بی خوابی که رفت تو اتاق خواب رو زمین یه پتو پهن کرد دراز کشید بعد یه نیم ساعت خانمم ظرف ها شست یه دوسه کامل قلیون کشیدن گفت منم برم بخوابم بد خوابم میاد منم گفتم مال دوغ بود سر شام خوردید خواب آور، منم تو در آشپزخانه مشغول قلیون کشیدن و تو گوشیم شدم که سرم برداشتم دیدم یک ساعت گذشته آروم رفتم نشستم کنار خانمم صداش زدم چند بار جواب نداد تکان آروم دادم دیدم بدجور قرق خواب یه نگاه به نفس بچه ها انداختم خیالم راحت شد آروم اومدم داخل اتاق خواب نشستم آموزش چندبار صداش زدم جواب نداد با دستم واکنش دادم آروم صداش میکردم گفتم اگرم بلند بشه میگم انگار بد خوابیدید خروپف می‌کنی، که نه هیچ جواب تکانی نکرد دوباره ترسیدم از بغل در یه نگاه به زنم انداختم مطمعن شدم آروم دستم کشیدم رو سینه ودرو گردنش دیدم همون جوری با پشت خوابید بدون حرکت دوبار دستم گذاشتم رو سینه هاش فشار دادم بعد یخورده مالیدن آروم این گذاشتم رو لبش فشار که دادم سرشو تو خواب تکان دادم بدجور ترسیدم زود بلند شدم اومد بیرون اما شهوت کل بدنم گرفته بود دوباره برگشتم دوباره مشغول مالیدن سینه ها شدم از رو لباس اما دیگه می ترسیدم لب بگیرم بعد آروم پتو از روش کنار زدم دستم بردم گذاشتم رو کص اش بی حرکت بعد آروم دستم تکان دادم می‌مالیدیم از رو شروالشو و اون دستم دیگه از زیر تابش برده بودم رو سوتین وپستون هاش بود وتراز گاهی یه نگاه به زنم نینداختم از رو ترس دیگه آروم تاب بالا کشیدم بند سوتین از پشت باز کردم جلو چشام چی میدیم زود نوک قهوه ای تو دهنم گذاشتم شورو به خوردن زدن کردم وبا اون دستم از شهوت بیار واست بیار کص اش می‌مالیدم بعد ۵دقیقه خوردن یخورده اومدم پایین آروم آهسته شروال کشیدم پایین تا روی زانو هاش از رو شرت یخورده مالیدم دوباره اونم کشیدم پایین یه کص تپل سفید بدون یک مو صاف سفید نرم فکر کنم همون روز موهاشو زده بود دوتا دستم لبه های کص گرفتم دهنم گذاشتم روش شروع کردم خوردن لیس زدن زبانم تا آخر میکردم داخل انقدر خوردم که اصلا دوست نداشتم اون حس و اوج لذت تمام بشه بعد پاهاش از هم یخورده آروم باز کردم نشستم بین پاهاش دوباره هی میلیسیدم میمیکیدم که اومدم کنارش جوری که کیرم رو به رو کص اش باشه دار کشیدم پاهاش انداختم رو پاهام خوب جای بدنم بالا تنه خودم مماس اون شد با یه دستم نوک ممه می‌مالیدیم با اون دستم کیر شق شدم می‌مالیدیم رو کص بین شیار که اساس کردم کص اش بدجور پر آب خیس شده نوک کیرم گذاشتم رو سوراخ کص آروم فشار دادم بره تو که تا ته رفت خو به خود و یه تکان خورد چرخید کیرم تو بیرون کل بدنم می لرزید از ترس و شهوت بعد چشام بسته بودم یه لحظه که باز کردم دیدم کون بزرگ سفید قشنگ اومد روبروی کیرم پاهاشو حالت نیم جمع کرده رو هم بودن که انگار قشنگ قنبل کرده دوبار آروم خودمو از بغل بهش چسباندم کیرم رفته بود بین شیار کونش بده تلمبه زدن آروم یه خورده تف زدم روی کیرم و رو تپل سفید کص اش که از پشت افتاده بود بین دوتا ران هاش و خیالم که راحت شد خیس خیس بعد چند بار کیرم کشیدم روی کص اش آروم فشار دادم یخورده سر کیر که رفت داخل وایسادم بعد یخورده دیگه فشار دادم بره تو تا آخر به چند تکان آروم کامل تو کص اش بود اصلان دوست نداشتم که این حس اوج لذت تمام بشه بعد شروع کردم تلنبه زدن که بعد یخورده خودش دوباره به حالت قبل از پشت خوابید چرخید بعد فورن رفتم پاهاش باز کردم همون جور دوباره تا آخرش فرو کردم خودمو اینبار روش دراز کشیدم با دستام پیستون هاش می‌مالیدیم زیر گردنش لیس میزدم ولی هنوز می ترسیدم لب بگیرم خلاصه انقدر تلنبه زدم که دیدم بدنش یه حالت ارز آروم کرد سفت. شل شد تو خواب ارضاع شد و منم بعد چند لحظه به اوج لذت کامل رسیدم حدودن تکان والبته محکم میزدم دیگه هیچ واسم مهم نبود دست خودم نبود اونم انگار یه جنازه بیهوش با تلنبه من تکان میخورد بعد این داشت میامد زود در آوردم گذاشتم تو شرت خودم کل این ریخت رو شرت خودم همون جور کیرم پاک کردم با شرتم سری سوتین کشیدم سر جاش هرکار کردم بندش ببندم نشد تابش کشیدم پایین شرت شروالشو توش کردم مثل حالت قبل پتو همونجا کشیدم روش رفتم دستشویی خودم نشستم اومدم کنار خانمم که قبل خوابش واسم پهن کرده بود دراز کشیدم همش تو ذهنم انگار با سرعت زیاد رد میشد واز صبح بیدار شدیم دیدم بنده خدا قرص کل بدنش بی حس واوان کرده بودیم بیمارستان گفت مسمومیت تا چند روز همش تو خواب بی حس بود بدجور عذاب وجدان ناراحتم میکرد ولی بعد اون زمان تو فکرم دارم یبار دیگه باهاش سکس کنم که خودشم هوشیار باشه البته چندبار یه حرکت یا حرف میزد که انگار دوست داره باهم سکس کنیم که فعلا نه اون حرکت کرد نه من ونه موقعیت پیش اومده ولی همش تو فکرم پیش هست وبه امید اینکه بتونم دوباره یه دل سیر کوس تپل سفید اش بخوردم و جرش بدم ممنون

ادامه…

نوشته: محسن

بازدید 12,603

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

38 پاسخ به “سکس محسن و خواهرزنش (۱)”

  1. بچه ها ی محسن اومده بکن تو فقط خواهرزن میکنه. من نمیدونم چندتا خواهرزن داره لامصب

  2. فقط میشه گفت خیلی کصکشی…کیرم تو شروال مامیت و همچنین لای پیستونهای آجیتبیسواد لاشی

  3. فکر کنم خودت قرص خواب خوردی. چون هنوز تاثیرش از بین نرفته نمی تونی کلمات رو درست ادا کنی.

  4. کل بیوگرافی و آدرس و شماره تماس و کدپستی جدواباد خانواده همسرتو زدی تو داستان اونوقت میگی واسه محکم‌کاری اسمها رو تغییر دادم!!! 🙄بابا ای ول به کرامت…🤣

  5. مدیریت محترم سایت لطفا رسیدگی کن وگرنه سایتتو مورد تحریم قرار میدیم هااااا.بابا جان از امثال این کص کش خوارکسه جلقوی راوی داستان رو اول ازشون تست بگیر و میزان سوادشون رو مورد سنجش قرار بده و اگه مثل این بیناموس بیسواد تشریف دارن ،به نهضت سواد آموزی و کلاسهای شبانه معرفی کن تا با شاسی بلندش زودتر برسه و سرکلاسها حاضر بشه و اینطوری گوه نزنه به ادبیات فارسی.من اول فکر میکردم این غلط قلوت نوشتن ها بخاطر شهوتی شدن و بازی با دودولشونه ولی الان فهمیدم که امثال این راوی داستان دیوث از غارنشینان این سرزمین هستن و مشکل نه تنها بیسوادیشون هست بلکه اصلا اسم و کلمه درست اجناس و زمان و مکان رو نمیدونن.لطفا رسیدگی عاجل صورت بگیرد.کیر تمام اعضا توی یکی از سوراخای دماغت روای دیوث زاده

  6. محسن شغال بچه شمال سا‌کن پایتخت رو خوب اومدی ولی اسگل از کی مامازن و اطرافش شده پایتخت نشین گوزو تو مدرک ابتدایی رو بخاطر چوپونی از نهضت سواد آموزی گرفتی بعد واسه ما قپی میای که شاسی بلند سوار میشی البته خر هم تو شهر ببخشید دهات شما شاسی بلند محسوب میشه باقیش برو بخودت کم کیر خر رو ساک بزن اسگل گچ مغز

  7. اسکل جان اگه با خط میخی مینوشتی یه چیزایی میشد ازش فهمید چی نوشتی دنگل

  8. اینقدر وضع مالیت خوب بوده که قلیون میکشیدی جلو خودتخیلی بدبختی،عقده قلیونم داری عامو کیریدلم واست سوخت

  9. شروالو کجای دلم بزارم؟؟کصکش داشتی پیستوناشو می‌مالیدی اورینگیاشو چک نکردی؟؟ کصش آب انداخته بود احتمالاً واشر زده بود.ریدم وسط داستانت

  10. حس میکنم اگه چیزی بهت بگم و بهت فوش بدم سلامت عقلی خودمو زیر سوال بردم پس کاری به تو ندارم ولی طرف حساب من ادمین کسکش این سایته ریدم تو دهنت ادمین که هر کسشری رو میزاری تو سایت و به شعور مخاطب توهین میکنی

  11. فقط کیر خر ملا نصرالدین تو کون جنازت بشہ باید قیف گذاشت در گوشت و رید بہ مغزت آبروے ھرچے ترکہ تو بردے

  12. مادر سوادت را گاییدی/آخه خودت دیوثت میتونی این کس و پرتی که نوشتی را بخونی؟

  13. حداقل دستت از تو شروالت در بیار و تایپ کناین همه غلط املایی آخه مجبوری موقع جق زدن داستان بنویسی

  14. کصکش خار کصه قبله نوشتن اول برو چارسواد یاد بگیر چه وضع نوشتنه معلوم نی چ گوهی میخوره

  15. ریدم تواون شاسی بلندی که تونشستی پشتش کوصکش این دری وری هاچیه نوشتی بیسوادشش کلاسه

  16. بچه‌ها هرچی لازم بود بهت گفتن دیگه خودمو خسته نمیکنم چون ارزششو نداری واقعااخه مجبورت کردن بنویسی…؟

  17. روان شاد صادق هدایت اگه زنده بود شک نکن میومد پیدات میکرد و عین شکارچی های مار پیتون هست که پاشونو میکنن توی سوراخ لانه مار تا شکارش کنن،اونم دقیقا پاشو تا قسمت ران فرو میکرد اندرونت.کص مغز عوضی انگار از بازماندگان دوره های تاریخی حمله و هجوم و تجاوز اسکندر مقدونی و قوم مغول و اعراب هستش که همه زبانها رو قاطی کرده و نتیجه شده این خزعبلاتی که مشاهده میکنید.نویسنده عزیز،خوشکلم همین روزا از طرف شرکت مایکروسافت و گوگل میان سراغت واسه عقد قرار داد تا باهاشون همکاری کنی واسه تکمیل بخش مترجم(Translate) که این زبان باستانی رو به باقی زبانها اضافه کنن.خوش بحالت قشنگم از قبل هم خرپولتر میشی و نونت توی روغن حیوانی ارتفاعات بالای منزلتون میشه.خوش بحالت.خدا شانس بده به تو خانواده محترمتون.وووووووووش دارم میترکم از حسودی.انگار اوب منم داره میرنه بالا.بیشرف تمام تنظیماتمون رو رید توش

  18. چه حیوانات کثیفی پیدا میشهبرو بمیر، مایه ی ننگچقدر هم بیسوادیانقدر غلطهای املایی ت زیاده که حوصله ندارم بنویسم. فقط گمشو از جلو چشام.

  19. فکر کنم دوستت فهمید تو چقدر کسخولی بهت قرص اشتباهی داده و به جا اینکه تو شروال خواهر زنت را در بیاری اون شروالت را در آورده و با شوهرش دارند بهت درس میدند که بتونی شروال را درست بنویسی

  20. سلام نیم ساعت معطل ورود شدم فقط برای ریدن به هیکل آقای نویسنده چسوکزن جنده شل پدر بی ناموس کسی چاقو گذاشته زیر گلوت با اون گوشی کیریت با اون سواد میدیریتی بیای اینجا کرسی شعر بگی . همه دوست داشتن بدن تو نکردی ، بعد خواهرزنت و با بیهوشی میکنی ، بیا پایین سولاخ سرمون درد گرفت ، افتادی تو یه خانواده برادر زنات میگاینت دلیل نمیشه افاضات شما رو تحمل کنیم ، کیر زن بروسلی از پهنا تو ککون خواهرت

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید