خواهرزنم مهمونمون بود!

داستانی که میخوام براتون بگم اخیراً باز بطور ناخواسته برام اتفاق افتاد و بنده تو عمل انجام شده قرار گرفتم.
ولی واقعاً وقتی شهوت وجود آدم رو میگیره عقل از کله آدم میره.
باز مختصری از خودم بگم من (محسنم،مستعار) از یکی از شهرهای استانهای شمال غربی و اصالت آذری دارم و حدود دو سالی میشه که از خوانندگان پروپا قرص داستانهای بکن تو هستم.
همچنین چند تا داستان از خودم که صددرصد واقعی بودن برای سایت بکن تو ارسال کردم حالا دوستان عزیز بکن تو هر طوری دوست دارن نظر بدن.
من ۱ ساله ازدواج کردم و ۴ تا خواهر زن دارم که یکی فوت کرده دوتاشون هم بیوه شدن یکی از خانم من کوچکتره که کاری با این ندارم داستان من با خواهرزن بزرگتر از خانم خودم هست که شوهرش امسال دقیقا هنگام تحویل سال ۱۴۰۴ فوت کرد خدا بیامرز آدم خیلی خوبی بود.
مشکل اصلی خواهر زنم با شوهرش فقط اختلاف سنی زیادشون بود که شوهرش دقیقاً ۳۰ سال ازش بزرگ بود.ای خواهر زنم تقریباً همسن خود من هستش.
اما بریم سراغ داستانی که همین امروز صبح زود برام اتفاق افتاد.
خواهر زنم از شوهرش فقط یک دختر ۹ ساله داره که ۲۰ روز پیش زنگ زدن خونه ما و بعد صحبت با خانمم یه چیزی به خانمم گفت که خانمم گفت بیا با خودش حرف بزن، و گوشی رو داد دست من.
بالاخره بعد سلام و احوالپرسی گفت دندونام خراب شده میخوام دندونامو بکشم دندون مصنوعی بزارم با اون رفیقت صحبت کن ببین دندون مصنوعی رو چند کار میکنن.
البته من خودم هم حدود یک ماه دندونامو درست کردم.
بالاخره بعد چند دقیقه صحبت بهش گفتم تو کارت نباشه تو اگر میخوایی دندوناتو بکشی مصنوعی بذاری بیا من میبرم سفارش میکنم باهات راه میاد.
زیاد طولش ندم دو روز بعد از حرف زدنمون با دخترش اومدن خونه ما.
ناگفته نماند که هم اون باجناقم و هم من هر کدوم تو یک روستای جداگانه از شهرستان تابع زندگی میکنیم، که روستای ما تا شهر فقط ۱۵ کیلومتر راه داره ولی روستای اوما ۵۰ کیلومتر.
بخاطر همین وقتی خواهر زنم رفت اولین دندونشو بکشه من چون کار داشتم نتونستم خودم برم، لذا زنگ زدم سفارش شو به دکتر دندانپزشک کردم خودش با دخترش رفتن دکتر گفته بود که دندونات چرک داره باید یکی دو روز چرک خشک کن مصرف کنی و دارو نوشته بود که دو روز بعد برن.
اومدن خونه ما صحبت کردیم قرار شد تا تموم شدن دندوناش بمونن خونه ما که الان ۱۵ روز خونه ما هستن الان هم که من دارم این واقعیت رو مینویسم درست نشسته روبروی من تا فرصت میکنه چشمک میزنه با لبخند سرشو میندازه پایین.
بجان خودم همین الان دیدم خیلی از رو نمیره خانومم بلند شد که چایی بیاره منم کیرم سیخ سیخ بود تا خانمم پشتشو به ما کرد شلوار اسلشمو با شرتم یک مرتبه دادم پایین کیرم مثل فنر افتاد بیرون یه جوری آه بی صدا کشید حشریت تا مغز نخاعی من اثر کرد.
بگذریم بریم سراغ اصل داستان.
اینم بگم که من بیش از حد داغم حداقل یک روز در میان باید با خانمم سکس بکنیم. چند روز اول که خونه ما بودن دخترش با دختر من تو یک اتاق خواب میخوابیدن پسرم تو یک اتاق دیگر خواهرزن و خانمم هم تو یک اتاق منم تو پذیرایی (البته نمیخوام بچشم بکشم، خونه ما ۱۶۰متر و۳ خوابه هست) دوسه روز که خوابیدن من دیدم نه اگر اینجوری پیش بره من نمیتونم طاقت بیارم به خانمم گفتم که خواهرش بره پیش پسرم ما هم بریم تو اتاق خواب خودمون. خانمم اولش گفت بد میشه ولی از اصرار بیش از حد من بالاخره قبول کرد ما رفتیم تو اتاق خواب خودمون تو این ۱۵ روز فقط بزور ۳ ۴ بار با خانمم سکس داشتیم چون واقعاً کیر من کلفته همیشه سر صدامون تو سکس بیشتره میگفت میشنون بد میشه.
تا اینکه دیشب با خانمم سکس داشتیم نگو خواهرزن اومده از یخچال آب بخوره صدای مارو میشنوه تا آخر سکسمون پشت در اتاق خواب ما فال گوش وامیسته و تمام حرفا و آخ اوخ ما مخصوصا حرفای منو که من دوست دارم توسکس بیشتر حرفای سکسی بزنم، چون من بیشتر حشری و شهوتی میشم با حرفای سکسی.
بالاخره ما هم از همه جا بی خبر سکسمونو تمام کردیم خوابیدیم.
صبح زود که خانومم خواب بود من بیدار شدم برم حموم متاسفانه لباس زیرای من تو اتاقی که دخترا خوابیده بودن تو کشوی دراور بود من تا اومدم تو پذیرایی دیدم خواهر زنم داره نماز میخونه منتظر شدم تا نمازش تموم شد با نهایت خجلت شرمندگی بهش گفتم که بیزحمت لباس زیرای منو از تو کشو بیاره، و اصلا هم هیچ نظری بهش نداشتم یعنی انتظار چنین برخوردی و حرکتی رو از خواهرزنم نداشتم.
رفت یه شورت با یک رکابی برام آورد خواستم که ازش بگیرم کشید عقب گفتم فرح خانم (از اینجا به بعد اسمشو میذارم فرح) چیکار میکنی گفت بیا بیرون تا بهت بگم اینو گفت رفت بیرون منم دنبالش رفتم بیرون هوا سرد بود گفتم هوا سرده سرما میخورم چکارم داری. گفت یه چیزی بنداز رو دوشت بیا تو مطبخ سیرابی گذاشتیم ببینم آبش خشک نشده باشه، من اینجا یطوری شدم چون واقعاً انتظار نمی رفت منم که شب ی سکس کامل کرده بودم اصلاً حوصله سکس نداشتم حداقل با خواهرزن که خیلی هم دلنشین یا خوشگل و خوشتیپ نبود.
بالاخره رفت تو مطبخ منم دنبالش تا رفتم تو درو بست برگشت شورت و رکابی منو گذاشت روی سینک ظرفشویی کاملا برگشت طرف من با نهایت پررویی گفت محسن ببین تو اصلاً منو رعایت نمیکنی، گفتم چرا مگه چیکار کردم گفت چکار میخواستی بکنی الان من حدود یک ساله سکس ندارم هشت ماهه شوهرم فوت کرده و شاید ۵ ۶ ماه قبل فوتش هم سکس نداشتیم،شما هم که شب با اون سرو صدا داشتین سکس میکردین من حالم خراب شد تا صبح پلک رو هم نذاشتم باید منم راحت کنی.
گفتم فرح خانم تو دیوانه شدی اصلا از انتظار نداشتم خوبیت نداره دیدم نه خانم از شدت شهوت چشماش سرخ شده اومد جلو یهویی با دو دستش از دو طرف شلوار من گرفت تا زانو کشید پایین کیرم تقریباً نیم سیخ بود اومد بیرون تا کیرمو دید با دو دستش کیرمو گرفت خودشو داد جلو از رو شلوار کیرمو مالید به کوسش منم مات و مبهوت داشتم نگاه میکردم.البته خیلی هم بدم نمی اومد اما خواهر زنم زیاد ب دلم نمینشست.
هر طوری بود تحرکم کرد گفتم بابا الان خواهرت میاد آبرومون میره. گفت یه دقیقه وایسا رفت بیرون یه سری به داخل ساختمان کشید فوری برگشت گفت خواهر اینا همچین خوابیدن توپ بزنی بیدار نمیشن.
چادرشو گذاشت رو سینک روسریشو باز کرد با یک بلوز نخی و شلوار نخی مخصوص خواب بود شلوارشو تا زیر زانو کشید پایین دوباره شلوار منو کشید پایین این دفعه کیرم به نهایت بزرگیش رسیده بود (کیرم ۱۸سانتیمتر ولی واقعا کلفته) تا کیرمو دید یک آخ جونی گفت برگشت به حالت سجده نشست رو یک تشکچه ای که اونجا پهن بود گفت زود باش تا بیدار نشدن من اینجا از فرصت استفاده کرده گفتم باید بذاری از کون بکنم اولش قبول نمیکرد من یذره تعلل کردم گفت باشه اول بکن تو کوسم بذار من ارضا بشم بعد بکن تو کونم،
منم چون شب سکس کرده بودم می‌دونستم یکمی بیشتر طول میکشه.
گفتم باشه برگرد رفتم پشتش چوچولش خیلی بزرگ بود کله کیرمو یذره تف مالی کردم میدونستم اولش درد داره، چوچولش رو با دستام از هم باز کردم کله تخم مرغی کیرمو گذاشتم لای کوسش از جلو بغلش کردم با یک فشار تا دسته کردم تو کوسش تا حدی که خوایه هام چسبید به کونش واقعا دیدم اولش خیلی درد کشید طوری که یک آخ درد کشید گفت تورو خدا یواشتر یک دستشو آورد از شکمم هول داد به عقب گفت محسن تورو خدا یکمی نگهدار جر خوردم منم از زیر ممه هاشو گرفتم و به خودم در گوشش گفتم مگر کیر ندیدی، گفت چرا ولی این کیر نیست که تیره مال خدا بیامرز حاجی (شوهرش)پیش این دودول بچه بود ولی گفت خوش بحال خواهرم. گفتم تو خودت داری درد می‌کشی میگی خوش بحال خواهرم گفت سکس لذتش به کیر کلفته با تمام وجود دارم حسش میکنم کل دیواره کوسمو با فشار پر کرده کیرت.
گفتم باشه دیگه وقت نداریم شروع کردم به تلمبه زدن لامصب با اون سنش چه آبی انداخته بود کوسش تلمبه که میزدم همچین شالاپ شولوپی میکرد منم بیشتر حشری میشدم فقط شانس آوردم که شب سکس مفصل داشتم والا همون ۵ دقیقه اول آبم میومد ولی حدود ۱۰ دقیقه تلمبه زدم احساس کردم داره غیر عادی کونشو تکان میده گفتم چی شد گفته محکمتر بزن تا ته کیرتو بکن تو کوسم تند تند بزن با این حرفاش منم بیشتر حشری میشدم با حرفای سکسی با سرعت تلمبه میزدم.
بله خانم با یک حالت عجیب ارضا شد سرشو گذاشت رو دستاش فقط کونشو به صورت دورانی تکان میداد منم کوتاه داشتم تلمبه میزدم.
گفتم خب حالا العهد بالوفا باید بکنم تو کونت گفت محسن بخدا نمیتونم واقعا کونم پاره میشه همینجا تمومش کن منم به حالت قهر از روش بلند شدم گفتم باشه کار خودتو کردی حالا میزنی زیرش. گفت محسن بخدا نه ولی کیرت خیلی کلفته کوسم که اینجوری درد داشت کونم حتما پاره میشه خواستم شلوارمو بکشم بالا گرفت اجازه نداد گفت باشه بیا ولی تورو بجان بچه هات اگر دیدی خیلی درد دارم بکش بیرون.
دوباره حالت سگی نشست منم کونشو با آب دهان خیلی خیسش کردم یکبار دیگر کیرمو کردم تو کوسش تا کاملاً خیس بشه چون آب کوسش زده بود بیرون کیرمو از کوسش درآوردم یک تف جانانه هم به کله کیرم زدم کونشو از هم باز کردم خیلی آروم سر کیرمو گذاشتم رو سوراخ کونش که آب دهان کامل تو سوراخش معلوم بود یواش یواش بصورت تلمبه های ریز کله کیرمو میکردم تو تا سرش میرفت تو آخ میگفت خودشو جمع میکرد منم میگفتم فقط شل کن،.
بنده خدا با وجود درد زیاد خودشو شل میکرد منم مدام با آب دهان هم کیرمو هم کون اونو لیزش میکردم و ریز ریز تلمبه میزدم تا اینکه در عرض حدود ۲ دقیقه میلیمتری کیرمو تا نصف کردم تو واقعا بیچاره داشت قبض روح میشد رسماً اشک می‌ریخت و التماس میکرد منم بیشتر با این حرکاتش حشری میشدم فقط التماس میکرد تورو خدا تموم کن منم که دیدم دیگه نمیگه بکش بیرون فقط می‌گفت زود تمومش کن همون میلیمتری رو ادامه دادم تا اینکه کیرم تا ته رفت تو دیگه احساس کردم آبم داره میاد اینجا کلا عقل که از سرم رفته بود دیگه رحم هم از دلم کلا رفت هیچی،نه میدیدم و نه می‌شنیدم فقط بفکر کیرم و ریختن آبم بودم که گفت محسن بخدا حالم داره خراب میشه بکن تو کوسم آبتو بریز تو کوسم می‌خوام آبتو تو کوسم حس کنم منم آبم داشت میاومد از کونش درآوردم و کردم تو کوسش وبا دوسه تا تلمبه آبم اومد کیرمو فشار دادم تو کوسش خواهرزنم دیگه نتونست رو زانوهاش باشه دراز کشید منم همانطور روش دراز شدم تمام آبمو تو کوسش خالی کردم دو دقیقه ای کیرمو تو کوسش نگه داشتم بیرونو نگاه کردم دیدم هوا کاملاً روشن شده از روش بلند شدم کیرمو درآوردم آبم از کوسش داشت می‌ریخت ولی نمیتونست بلند بشه من خودمو جمع و جور کردم شلوارمو کشیدم بالا دست اونم گرفتم بزور از رو زمین بلندش کردم واقعا نمیتونست سرپا وایسته کمکش کردم شلوار و شورتشو کشیدم بالا همچین حالش خراب بود که اصلا توجهی نداشت که آب کیرم از تو کوسش می‌ریخت تو شورتش.
بالاخره کمکش کردم بردم تو ساختمان رفت تو رختخواب منم رفتم حموم بعد ده دقیقه اومدم بیرون دیدم خانمم بیدار شده نشسته تو رختخواب میگه کجا رفته بودی یه لحظه بیدار شدم دیدم نیستی.
گفتم رفته بودم به سیرابی سر بکشم کمی نشستم اونجا. گفت فرح که بیدار نشده گفتم نه هنوز تو اتاقه بالاخره خانومم پاشو صبحانه آماده کرد رفت سیرابی رو اورد بچه‌ها رو بیدار کرد رفت سراغ خواهرش که بیدارش کنه اومد گفت فرح حالش خوش نیست میگه از اول شب یه دردی از کمرش گرفته نمیتونه بلند بشه منم گفتم بلندش کن ببریمش دکتر.
رفت بهش گفت که محسن می‌گه پاشو ببرمت دکتر دیدم داره میگه نه دست محسن درد نکنه خوب میشم.
بالاخره خواهرش کمک کرد پاش لنگان لنگان دست بکمر رفت دستشویی با هزار زحمت اومد نشست سر سفره منم هی بهش میگفتم آخه چی شد تو که شب سالم بودی گفت نمیدونم والله یوری خوابیدم یا چی شده کمرم داره میشکنه گفتم خوب میشه دور از چشم خواهرش و بچه‌ها لب پایینشو گاز گرفت یواش طوری که کسی متوجه نشه یه خط نشون برام کشید منم با یه چشمک و اشاره به کیرم پاشدم رفتم سر کار.
غروب که از سر کار اومدم دیدم تنهایی نشسته رو پله تا منو دید گفت خیلی نامردی مثلاً بعد یک سال خواستم یه حالی بکنم این بلا رو سرم آوردی بیچاره خواهرم از دست تو چی میکشه.
گفتم صبح میگفتی خوش به حالش الان میگی بیچاره.
گفت آخه از کوس هر چقدر کیر بزرگ باشه حالش بیشتره ولی از کون برعکس هرچقدر کیر کلفت درد کون بیشتر بخدا راست رو باسنم نمیتونم بشینم گفتم باشه دیگه از کون نمیکنم اونم قول داد که اگر از کون نکنم هر وقت فرصتی پیش اومد بهم بده تا وقتی که اومدیم شام خوردیم بچه‌ها رفتن تو اتاقاشون خانم هم که باشد چایی دم کنه دیدم داره با چشم و دهان هی یه چیزایی میگه(اشارتا) منم دور از چشم خانومم یهویی کیرمو بهش نشون دادم یک آه بی صدایی کشید واقعا باور کنید حشریت تا مغز نخاعی رفت الان هم که دارم این داستانو تموم میکنم ساعت دقیقا ۱۲وده دقیقه نصف شبه همه خوابیدن تو اتاق خواب من تنها تو پذیراییم بدون روسری هی درو باز میکنه اشاره میکنه به بیرون که بریم منم میگم بیدار میشن میفهمن آبروریزی میشه فعلاً که رفت تو اتاق درو بست اگر اتفاقی افتاد در قسمت بعدی مینویسم،. ولی دوستان از سکس و شهوت که بگذریم من هفته قبل هم یه داستان براتون فرستادم و ازتون راهنمایی خواستم ولی متاسفانه کسی توی کامنتها راهنماییم نکرد تو رو خدا کمکم کنید. بنده حقیر اقایی 33 ساله در حال حاضر ساکن تهران جراح مغز و اعصاب از بهترین دانشگاه جهان (هاروارد). سخنرانی های متعددی در چند کشور اعم از فرانسه و آلمان و کانادا و استرالیا و بریتانیا و نزدیک 2 ساله به ایران بازگشتم و از بازگشت به ایران پشیمون شدم چون اصلا مثل آمریکا شرایط کس کردن فراهم نبود ولی خب با وجود اینکه با وجود اینکه سال ها در ایالات متحده آمریکا زندگی کردم و از محیط زندگی در آمریکا و از فرهنگ مردم در آن کشور اصلا راضی نبودم تصمیم بر ترک آن کشور نمودم و از زندگی در ایران اصلا راضی نیستم . در این مدتی که در ایران زندگی میکنم پیشنهاد های زیادی از طرف کشور های آلمان و فرانسه و بریتانیا و کانادا برای کار داشتم و دارم . در ایران وضعیت حقوق پزشکان برام جالب نیست و بنا به دلایلی میخوام ایران رو ترک کنم و بیمه … سوال من اینجاست به کدام کشور برم برای زندگی ؟ زمانی که برای سخنرانی و ارائه مقالات به این کشور ها میرفتم اصلا به فرهنگ و وضعیت حقوقی پزشکان آن کشور دقت نکردم اما الان تصمیم جدی دارم برم . خواهشمندم از شما عزیزان ،هر کدومتون تجربه ای در این باره دارید به بنده حقیر ارائه دهید تا منم وضعیتم نسبت به رشته تحصیلیم مشخص شه و ببینم باید چیکار کنم ! کدام کشور برام بهتره ؟ از اقوام و دوستان شما هر کسی در این کشور ها مشغول تحصیله و یا کار میکنه نظر بدید ! از این چند کشوری که نام بردم دعوت به کار شدم با حقوق فوق العاده ولی واقعا الان حیرون و هاج و واج موندم کجا برم زندگی کنم؟ بعضیا میگن همین ایران بمون ماهی دویست سیصد میلیون که کم نیست ولی باور کنید برای من خیلی کمه. اون زحمتی که کشیدم باید نتیجه شو ببینم یا نه؟ فرهنگ هم برام خیلی مهمه. امریکا اصلا فرهنگ درست و حسابی نداره. یکی با اسلحه میاد … المان نمیدونم چطور کشوریه. یک بار رفتم برای کنفرانس . اونم زمانی که تو امریکا بودم دعوتم کردم . اون موقع که خیلی احترام میزاشتن. شاید اون احترام برای این بود که از خارج از کشور رفته بودم… نمیدونم … تو رو خدا کمکم کنید.

از اینکه وقت گرانبهاتون رو در اختیار پست بنده قرار دادید و مطالعه کردید بی نهایت سپاسگزارم !

نوشته: محسن

بازدید 16,795

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

22 پاسخ به “خواهرزنم مهمونمون بود!”

  1. تا اونجاش قابل خوندن بود که شلوارت کشید پایین. برای من باور پذیر نبود زنی انقد شهامت داشته باشه بخواد همچین کاری بکنه.

  2. «کیرمو گذاشتم لای کوسش از جلو بغلش کردم با یک فشار تا دسته کردم تو کوسش تا حدی که خوایه هام چسبید به کونش»یعنی تو داشتی از جلو میکردی تو کس خایهات رفتن دور میدون شهرداری دور زدن از پشت چسبیدن ب کون؟

  3. بذار یک مطلبی با احترام بگویم که این عزیزانی که فکر میکنن کسر بزرگ واقعا اینطوری ویکس خالی بسته براشون حقیقت نداره. اقا محسن عزیز برای من اصلا اندازه یک عدس خوبه داداشش ولی کیر بزرگ من بهت میگم کسی تهران شمال واینجاهای که ما رفتیم نه تنها مورد علاقه نیست بلکه منفور میشی بعدشم داداش من گفتم یک عدس ولی همه ادا بود اولش همجین جا دادن جای سه تا دیگه هم بود بعد از منظر عقلی داداش من خودم من از کس ننم اومدم سع کییلو بودم شما چهار کیلو پنج کلیو بودی یک بچه اندازه 170 برایر الت تناسلیته مادربزرگ من 10 بچه طبیعی زاییده پاره هم نشده کج وراست هم نکرده خودشو داداش اوشون خاخور همسرت ادای تنگارو دراورده واست میدونسته دهن لقی فردا نگی فلانی ….اشرف چهارچشم بود عزیزمن الان بجهای روستا از من بمراتب باهوش تر زیبا تر و اگاه ترم و قبل اینکه دکمه سند رو خواستی بزنی خودت یک بار بخون به کدخدای روستا بده اگر تشخیص ندادی ببین این کلمات شما باور پذیره من برام مهم نیست ولی شما کلمات به ابتذال میکشید به چه دینی باور داری من کافرم ولی درتمامی ادیان واژگان مقدس و قلم ونگارش از ناموس بالاتراست و چون مسلمون شیعه اثنی عشری تشریف دارید در ایه نمیدونم چی میفرماد ن والقلم ومایسطرونقسم به قلم و شرافت اهل قلم واناتکع داداش خواهشا مثل حاکمیت فعلی که فقرا مجلس یک کشور رییس جمهور زندانی امنیتی و زندانی سیاسی نداریم وهمه همه رو تعمدا به سخره گرفته برای همین خبرنگار روزنامه نگار همه شغل ها در لوای حکومتی نیز ارتزاق میکنند چرا ؟ چون واژگان بع مسلخ ببرید شرافت و اصالت یک تمدن را بع بیراهه خواهید برد‌یم شوخی هم کرده باشم با تاج سر خودم اقا محسن بی زحمت مادربزرگم و یک عمه خدایی بیای فامیل ما‌اسمتو میذارن پطروس کبیر مشهور وپولدار میشی همشونم ایمپلنت کردن مصنوعی نداریم خاندانمون یکم اون الت مبارک بنداز لایه روبی بشه 😅😅😅ارادت امیدوارم ناراحت نشید با ذهن باز بپذیرید به هرچی که هستیم افتخار کنیم کفتم مال من اندازه عدس خجالت نداره که افتخارم میکنم هرکی دنبال عدسی بیاد نوکرشم هستم

  4. یک آدم عقده ای حقارتی که کمبود اینو داره که بگه آلت من بزرگه هرکسی میاد میگه طرف گفت چقدر ماله تو کلفته از شوهرم کلفتره شک نکنید یه هسته خرما بیش نیست مضاف براینکه کسشعر تلاوت کرده نه داستان واقعی ،اخه بیوجودا اینقدر با مزخرفاتتون وقت مردم را نگیرید

  5. تو یه بچه کونی بیش نیستی که بچه های روستا تو دکتر بازی بد جور امپولت زدن اخه هنوز نمیتونی بشماری الان تیر ماهه تنها پنج ماه از سال گذشته بعد شوهرش هشت ماه مرده

  6. بی ناموس چه جوری ۱ سال ازدواج کردی دخترت همسن دختر اون بود باهم تو یه اتاق میخوابیدن بعد چه جوری اصلا تو همین یکسال دوباره پسر دار شدی اونم اتاق جدا گونه میخوابیده زود پزم باشه نمیشه اینجوری کس کش

  7. اولش گفتی که خودت توی روستا زندگی میکنی و خواهرزنت هم روستاییه . بعد گفتی خونه سه خوابه و آشپزخانه رو گفتی مطبخ حالا هم میگی جرح مغز و اعصابی و طرفدار پروپا قرص داستانهای این سایت . کوص ملنگ تو اگر دکتر بودی که خواهرزنت نمیرفت همه دندوناشو تو جوونی بکشه و قطعا میرفت پر میکرد و اینقدر بیکار و الاف نبودی که بیای چرندیات این سایت رو بخونی و وقت بگذرونی بلکه اینقدر درامد داشتی که بهترین کوص ها جلوت رژه میرفتن نه اینکه بیای تخیل کنی و جرق بزنی که دکتری و از خارج اومدی

  8. تو انگار از فحش خوردن خوشت میاد هی میای کصتان می نویسی د آخه تو دیپلم نداری این جفنگیات چی هست میگی از هاروارد مدرک گرفتم

  9. نه به داستانت نه به این جراحی مغزو اعصابت.فکر کنم سیرابی زیاد خوردی زده به مغزت ،مغزت گوزیده.

  10. به شکل پیشرفته ای مشکل روان داری واقعا چند نوع عقده در نوشته هات موج میزنه هر کسی با رسیدن به دکتر بودنت از خوندن ادامه ی داستان منصرف میشه پر از خزعبلات و اراجیف و باگ

  11. من زیاد اهل فحش دادن نیستم. ولی دوست هم ندارم احمق فرض بشم . اخه مرد حسابی ( بلانصبت) مردی که جراح و …… از کشورهای مختلف پیشنهاد داشته اینجا چه غلطی میکنه؟؟خدمت شما عرض کنم ادمی که جراح هستش و چی و چی وقتی برای حتی تلویزیون نگاه کردن نداره چه برسه در بکن تو داستان بنویسه!!!بابا جان چرا برای خودت فحش میخری ابلح ؟ دستت به کیرت داستان نوشتی ارضا که شدی ، شدی دکتر و مهندس ؟ بابا بیخیال

  12. خونه ی صد و شصت متری در روستا رو میخوای به چشم بکشی؟؟؟؟ احمق جون صدوشصت متر در روستا یعنی لونه ی سگ

  13. این شغلی که برای خودت انتخاب کردی از صدتا فحش بدترهتاره دیدمآخه گوزو جراح مغز و اعصاب؟تو سوادت زیر دیپلمه از متنی که نوشتی کاملا مشخصهبعد خاک بر سر اون جراح مغز و اعصابی که سالها در آمریکا زندگی کنه و یه مسواک زورش بیاد برای خودش بخره که در ۳۳سالگی بخواد دندان مصنوعی بزارهمن در طول عمرم همه گوهی خوردم سنمم از تو بیشتره هنوز دندونای خودمو دارم.دندون مصنوعی۳۳سالگی؟ جراح مغز و اعصاب؟جراح مغز و اعصاب بز هم باشی هنوز نباید در این سنکارت به دندان عاریه بکشه.

  14. آقای دکتر20 روز پیش خواهرزنت زنگ زددوروز بعدش اومد و رفت دکتراز اون‌روزم موند خونه شما به مدت 15 روز15+2=17 سه روزش چی شد؟یه جمع و تفریق ساده بلد نیسی دکی جونجراح مغز و ساکن روستا؟خودت 33 سالته خواهرزنت همسن خودته بعد میگی با اون سنش؟یکم کمتر جق بزن مغزت جراحی لازم داره

  15. خب خب خب ، از حموم با حوله در اومدی دنبال شورتت ، شورتتو گذاشت رو سینگ و شورت و شلوارتو یهو کشید پایین😂😂😂یک ساله ازدواج کردین و یه پسر و یه دختر ازش داری؟ چیتری؟😂😂😂خواهرزنت نمازشو تموم کرد اومد بهت کص و کون داد؟🤣🤣🤣🤣اده جینی سیکیب منجیم اولمشوغه، آز بایدربگو رو خواهرزنم کراش دارم میخوام بکنمشنیا کصشعر بنویسی و ملتو خر فرض کنی

  16. راستی یه سوالاگه یکی قمبل کنه و بکنی تو کصشخایه هات چطور میخوره به کونش؟😂😂😂تا دلت بخواد کص کردم ولی این یه مورد رو تو عمرم ندیدم

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید