سکس با پیرمرد پولدار

میخوام از یکی از بهترین خاطرات سکسیم بگم (البته باید بگم که قبلش یک دوست پسر داشتم که تریپ ازدواج بودیم و 4سال با هم حال کردیم … ولی بعداز تصادفم دیگه ندیدمش…) این داستان مربوط میشه واسه آذر 89! دقیقا زمانی که نایب مدیرم در یک کارخانه تولیدی مشغول به کار بودم !
24 سال بیشتر نداشتم ولی چون دانشجوی فوق لیسانس بودم زیاد بها میدادن بهم!
بالخصوص مدیراصلیمون!یک مرد 50ساله تهرانی بود!پسر کوچیکش 3سال از من بزرگتر بود و هرکی روابطمون رو میدیدبهم میگفت این تورو واسه پسرش میخواد!
منم از پسرش بدم نمیومد اما خوب…
یک روز برای ماموریت عازم یکی از شهرستانها شدیم !
من مدیرم و پسرش!
بین راه دوست دختر بهرام (پسر مدیر) زنگ زد و اون به محض پیاده شدن از هواپیما با اولین پرواز برگشت!
من و بابک (مدیرم ) باید شب رو هتل میبودیم!
وقتی رفتیم هتل دیدم داره میگه دخترمه و 1 اتاق میخوام با 2 تخت !
از طرفی واقعا حس پدرانش رو درک میکردم و از طرفی میترسیدم …
ولی دلو زدم به دریا و رفتم تو اتاقش…
رفتم حمام و اون رفت شام بخره!
وقتی برگشتم رو میز شام یک گل قرمز و یک شمع روشن بود …
فکر میکردم برقا رفته… ولی …
بهم گفت پگاه همیشه آرزو داشتم تو چنین شرایطی باهات باشم… تنها و بدون هیچ مزاحم… خوشحالم که الان با همیم…
من هم خیلی دوسش داشتم … خیلی زیاد اما نه به عنوان کیs سکسیم !!
اما مدتها بود که دلم میخواست با یک پولدار پیر سکس کنم…
من هم مثل همیشه با لبخند جواب دادم و گفتم خوب واسه چی ؟!! گفت یعنی نمیدونی ؟؟ گفتم نه و حسابی خودمو زدم کوچه علی چپ که دیگه زد به بیخیالی.
رفتم تو رختخوابم و پشت به تخت اون خوابیدم…
احساس کردم داره میاد رو تختم برگشتم نگاش کردم … گفت دلم این لحظه رو میخواد و با انگشتاش به صورتم میکشید…
این لحظه که تو دراز کشیده باشی و من از نوک پات تا پیشونیت رو بخورم…
اینارو میگفتو خمارتر نگام میکرد…
سرمو برگردونم به سمت دیگه که نگاش نکنم که آروم سرشو اورد کنار گوشم ، خواستم اجازه ندم، محکم دستام رو گرفت و بهم گفت اجازه بده امشب به آرزوم برسم… من هم بدم نمیومد…بیحرکت بدم وبیشتر در شک که چرا نمیتونم کاری کنم !
خلاصه شروع کرد از گوشام به لبام رسید … خیلی برام جالب بود مثل یک پسر جوون … گردنم رو شروع بخ خوردن کرد و دوباره به لبام برگشت … اونقدر لبامومکید تا منم باش شروع کردم و اون فهمید میتونه هرکار دیگه ایی کنه…
لبای همو میمکیدیم و دیگه اون اومده بود روم
و تمام تنش رو روی تنم تکون میداد و من بینهایت آمادهی یک سکس وحشیانه شده بودم… لباس منو به سرعت در آورد … و رکابی خودش هم همینطور.
تنش حسابی داغ بود و من بیشتر…
از رو سوتین سینه هام گاز میگرفت و با لباش محکمنوکشو تکون میداد و با اون دستش ینمو گرفته بود…
دیگه نمیتونستم بیصدا بمونم و آخ آخم بلند شد…
سوتینمو باز کردو نوک سینمو گاز میگرفت و داشتم از لذت میمردم تا اینکه دیگه طاقت نداشتم خودم بلند شدم شلوارشو از پاش با شرت دراوردم …
یهو یه کیر کلفت… دراز که اصلا باورم نمیشد ماله یه مرد 50 سالست جلو روم بود… سرمو به سمت کیرش برد…
گذاشتم تو دهنم و اروم ساک میزدم تا اینکه خودش شروع کرد عقب جلو کردن کیرش تو دهنم… و هی میگفت جوووون… عاشق کستم… عاشق کردنتم…
میخوام بذارم تو کست…
میخوام امشب جررت بدم… بم بگو چی دوست داری بم بگو چی میخوای…
منم که دیگه داغ کرده بودم حسابی محکم کیرشو مک میزدمو اونم میگفت جوون…
هلم داد سمت تخت پاهامو باز کرد کیرشو گذاشت بین پام…
با کسم بازی میکرد… وای چه حالی بود اون لحظه… منم 6ماهی بود کیر ندیده بودم… داشتم روانی میشدم… بم میگفت بگو عزیزم … بگو کیرمو بکنم تو کست یا کونت…
خوش محکم زد رو کسم و بدونه اینکه صداهای منو بشنوه کسمو پاره کرد و پر از خون محکم تلمبه مبزد و من فقط جیغ میزدم اول از درد ولی بعدش داشت حال میداد بهم…
میگفتم بکن توم تا ته… جرم بده… بابک من ماله توام… اونم لذت میبرد… تااینکه داشت آبم میومد بش گفتم آبم… که یهو کیرشو در آورد ریخت رو شکمم…
خیلی حال داد…
و الان تقریبا 7 ماهه که ما با همیم و من تقریبا همه ی زندگیمو ،عشقمو به اون دادم…
راستی فرداش که برگشتیم تهران بردم نمایشگاه ماشین یه 206 بنامم زد…

نوشته: پگاه

بازدید 13,590

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

38 پاسخ به “سکس با پیرمرد پولدار”

  1. “تا اینکه داشت آبم میومد بش گفتم آبم…که یهو کیرشودر آورد ریخت رو شکمم” این یعنی چی؟

  2. بد نبود ميتونستي بيشتر بازش كني ، اولش را خوب شروع كردي ولي بعد سر وتهش را به هم رسوندي . موفق باشي اما از من به تو نصيحت مهمترين سرمايت را در اضاي عشق بده نه …

  3. یه مثلی هست که میگه !!”” به گنجشک گفتن منار به کونت …گفت یه چیزی بگو بگونجه !!!

  4. اولا واسه فوق لیسانست بهت بها نمیدادن اونم دانشجو هه هه اون هم کارخونه تولیدی . توهمت شدیده یه فکری کن . بعد هم اصل داستان همون 206 بوده تو که می خواستی بفروشی ارزون فروختی حیف . حالا ایراد نداره دیگه راه افتادی به BM هم میرسی ادامه بده 😀

  5. عزیزم خوردن یک کیر چروکیده خیلی بهت حال داد؟؟؟راستی یه سئوال اساسی ذهن منو مشغول کرده که “تا اینکه داشت آبم میومد بش گفتم آبم…که یهو کیرشودر آورد ریخت رو شکمم” یعنی چی؟یعنی شما با هم تلپاتی داشتین؟؟؟یعنی تو داره آبت میاد اون باید کیرشو بکشه بیرون؟؟؟یعنی اون داره آبش میاد تو از زبان خودت بهش اخطار میدی که نکنه بهش بر بخوره؟؟و نکته اساسی تر اینکه تکلیف آب خودت چی شد؟؟؟قورتش دادی؟؟؟ریختی رو شکمش؟؟؟یا به عنوان یه داستان ریختی تو بکن تو؟؟؟با تشکر(جوان کنجکاو)

  6. آره دیگه تو گفتی و ما هم باور کردیم.چون تا بحال هتل نرفتیم دیگه! اون گفت تو دخترشی و کارمند هتل هم مدرکی چیزی نخواست دیگه ! بعد هم تو رو تو هتل گایید و یک 206 بهت داد.چه جالب بود.

  7. بگو بينم بردت هتل !! كدوم هتل كه شناسنامه نخواست؟ قبول كرد كه تو دخ ترشي؟ادم جنده راستشو بگو بگو سوار ماشين اقاه 50 ساله شدم و رفتم خونشون هول كردم و كسو دادم بهش وپردمو جر داد بعدم داشتم گريه ميكردم كه 206 رو داد بهم و گفت اين مال تو بابت پرده !!!خاك توسرت مردم 1000 تا سكه مهر ميگيرن ! خونه وزندگي ميگيرن يه پرده مي دن اونوقت جنابعالي 206 “”””از اينبه بعد اگه پر كار باشي ميتوني بهتر از اين رو هم داشته باشي !!!باور كن من جنده دبدم كه بنز كلاس اس سواره!!!

  8. مبارکه! قضیۀ خون چی بود؟ پرده داشتی؟ پرده دادی، دویست و خورده‌ای گرفتی؟! ارزون ندادی یه خورده؟!

  9. خلایق هرچه لایقلیاقتت کیر پلاسیده و مونده و کپک زده است دیگهپسر که نمیاد جنده بکنهخاک تو سره مرده و زندتحالا که من روزم و خوردم تا وقتی روزه نمی تونم بگیرم خوب سیر فحشتون می کنم2تا منارجونبونها با هم تو کوسه گشاد و عفونیت

  10. پگاه همه رو عصابانی کردی !!!باور کن بیشتر نظراتو خوندم تا داستانت رو…اما کنجکاو شدم ببینم چرا اعصاب همه رو تخمی کردی؟؟؟خیلی زود سرهم اوردیش…بعدش دوستای من ممکنه اون پیرمرد اونقدر داشته که 206 بگیره !شاید قصه ی پیری و رسوایی عشق باشه !!!به هرحال سعی کن واقع بین باشی…

  11. در۲۰۶دادن نمیشه شک کرد چون درجه مطلوبیت موردتقاضا نزد انسانها مختلفه ویک جوان شاید این خانم مدعی ۲۴سالگی که به احتمال زیاد۳۴ساله هستند رابه ۱۸۰۰۰تومان قبول نکند ولی پیرمرده دور از جوانی وطراوت ۲۰۶سهله شاید نصف کارخانه اش را هم بده ولی بحث سرتجارت با شرافتهبنده هرچند ازحماقت دخترها غمناک میشم ولی برای دختری که خودشوبه دوست پسرش ازسر عشق میده بیشتر احترام قائلم تا این خانم تن فروش ۲۰۶ ندیده عقده ایی

  12. اون وقت مسئول رسپشن هتل ازتون مدرک ، شناسنامه چیزی نخواست؟احتمالا رفتید جنده خونه جای هتل :دی

  13. L) یا اجزهخانوم یا شایدم پسرکونیی که برا جزاب شدن داستانش خودشو دختر معرفی کردهشما…17 نه 16 نه 15 ساله یا نمیدونم شایدم کمتر ازاینا باشیزیاد حال بد و بیراه ندارم پینوکیو دیگه ننویس والا؟… اره

  14. بابا ول كنين اينت فشا دادن رو شايد راست باشه شما چرا نميه پر ليوان رو نميبينينپگاه جان واسه پردت متاسفم كه خودتو خيلي ساده فروختي از سادگيت بود اون ماشين جاي هيچي رو زندگيت نميگيره انشالا خوشبخت بشي

  15. … ﻣﻨﻢ 6 ﻣﺎﻫﯽ ﺑﻮﺩ ﮐﯿﺮ ﻧﺪﯾﺪﻩ ﺑﻮﺩﻡﺑﺪﻭﻧﻪ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺻﺪﺍﻫﺎﯼ ﻣﻨﻮ ﺑﺸﻨﻮﻩ ﮐﺴﻤﻮ ﭘﺎﺭﻩ ﮐﺮﺩ ﻭ ﭘﺮ ﺍﺯ ﺧﻮﻥ ﻣﺤﮑﻢ ﺗﻠﻤﺒﻪ ﻣﺒﺰﺩ

  16. oh ajaß!Man ke hanuzam m0kham hangevaysa vaysa 6mah bud ki nadide budi !Hatman ßa cheshe baste dadi ! :lol:rasti rasti kire ch0ro0kide o kapak zade che mazei bud?Saß k0n saß k0nman k h0tel naraftam vali maqzam ta ounja qad mide ke bedune shenasname nemizaran berin to0kh0lase riiiidi dg nanevis l0tfan jende khanum(pesare obnei)

  17. چطورتونستی به یه مرد50ساله بدی حتی اگه توهم باشه!من دلم نمیاد کوسه جوونم رو در اختیار پسر25 ساله بذارم چه برسه به 50 ساله.عجب. بیشترقدر کوستو بدون دختر.

  18. 1 – پیرمرد باباته! 50 سال که پیر نیست تازه اوله جوونیه!!!2 – اسمه هتلش چیه !؟ کدوم هتل داره کسکشی بدون مدرک اتاق میده!؟3 – لابد بعد تو همون 206 کونتم پاره کرد

  19. فقط منتظر یک لگد حسابی باش همین که از کوس کونت سیر شد اون وقت است که دیگه تاریخ مصرفت گذشته راستی به اندازه یک 206 ارزش داری خوب من یک پراید دارم ببین خواهرت لازم نداره

  20. دمت گرم.با اینکه دختری خیلی مردی.خاک بر سرش که شرافت و عزتش رو به یه کیر کپک زده و یه 206 فروخت

  21. داستان تخمی بود!چون هیچ کس خلی واسه یه بار کس کردن 206 بنامت نمیزنه جنده خانم!حالا هرچقدرم کلفت. و پولدار باشه!

  22. youjizz خیلی باحال بود می ارزید به کل هیکل داستانه کلی خندیدم با این ماموریتت

  23. بابا حالا بیچاره یه بار رفته به یه سن بالا داده این که چیز جدیدی نیست تو همین مملکت خودمون مردای 80 ساله با دختر 18 ساله ازدواج میکنند حالا اینم خواسته یه بار مزه اش کنه.

  24. کیرم تو کونترفتین هتل بابک گفت تو دخترشی یارو هم ازتون شناسنامه نخواست؟کیرم تو مخ نداشتتننویس حالمو بهم زدی کس مشنگ

  25. میگما ما که همیشه فحش میدیم چه داستان باحال باشه چ ن پ اینا چرا دس از داستان نوشتن بر نمیدارن؟

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید