تا اینکه بعد چند هفته اومد شهر ، رفتم ترمینال دنبالش ، وایساده بود منتظر من . یه دختر با قد متوسط و هیکل خوب و قیافه معمولی و بدون آرایش با یه کون خوش فرم و سینه های درشت که از زیر مانتو خودنمایی میکردن . سوارش کردم و رفتیم کاراش رو تو دانشگاه کرد و رفتیم ناهار رو خوردیم و قرار شد برسونمش تا روستاشون تو راه خواستم کمی حال کنم باهاش ولی به جز کمی دستمالی چیزی نصیبم نشد اون فقط دوست داشت بغلم کنه و اجازه نمیداد به بدنش دست بزنم . تا رسیدم روستا و رفت . بعد اون روز باهاش سرد شدم و طوری رفتار کردم که مجبورش کنم خواسته من رو قبول کنه تا باهم سکس داشته باشیم از اونجایی که اون خیلی از من خوشش اومده بود و نمیتونست از من بگذره آخرش قبول کرد و من به خواستم رسیدم حالا مشکل مکان بود آخرش به اصرار من قبول کرد که یه شب من برم خونشون ، چون حیاطشون بزرگ بود و اتاق زهره جدا از اتاق مامان و باباش بود میشد بدون مشکل رفت تو اطاقش. شبو موعود رسید و من 10 راه افتادم تا 11:30 رسیدم در خونشون و ماشین رو جلو خونشون پارک کردم و با ترس و لرز رفتم تو اطاقش ، خونشون مثل همه خونه های روستایی با دیوارهای کاهگلی بود ولی داخل خونه شیک و تمیز بود . رفتیم تو اطاق و زهره درو قفقل کرد و اومد خودش و اندداخت تو بغلم و منم بهش فرصت ندادم لباش و گرفتم و شروع کردم به مکیدن و خوردن با دستمم بدنش رو میمالیدم و تا رسیدم به کون خوش تراشش ، شروع کردم مالیدن و آروم دستمو بردم زیر شلوارش دیدم مقاومتی نکرد و منم تعلل نکردم و دست کردم زیر شرتش و دست بردم لای کونش ، اومدم رو گردنش و گردن و لاله گوشش رو میک زدم دستمم بردم رو سوارخ کونش و باهاش ور میرفتم زهره هم دیگه کامل تسلیم شده بود ، دیدم سرپا نمیشه ادامه داد دراز کشیدیدم و من افتادم روش و شروع کردم به لخت کردن و اول تاب و بعد سوتینش رو کندم و افتادم به جون سینه هاش ( خودش میگفت 80 هست سایز سینه هاش) سینه های درشتی داشت منم با ولع تمام داشتم میخوردم و گازش میگرفتم دستمم بردم زیر شورتش و دستمو رسوندم به کسش ، خیس خیس بود کسش ، انگشتمو لای لبای کسش میکشیدم ، زهره دیگه تو حال خودش نبود و فقط آه و ناله میکرد منم از سینه هاش دست کشیدم و خودمو رسوندم لای پاهاش و شورت و شلوارش رو بدون هیچ مقاومتی با هم درآوردم و سرمو بردم بین پاهاش و کمی کوسش رو بو کردم ، بوی بدی نداشت کمی دور کوسش رو لیس زدم و زبونم رو گذاشتم رو کوسش و شروع کردم به لیسیدن زهره م داشت فقط آه و ناله میکرد و بالش رو چنگ میزد. کوسش رو کشیدم تو دهنم و شروع کردم به خوردن کوسش و ازش خواستم هر وقت ارضا شد بهم بگه انقدر خوردم کوسش رو که دیگه ساکت و بی حال شد و ارضا شد. حالا که اون ارضا شد نوبت من بود پاشدم سریع لخت شدم و کنارش دراز کشیدم و سرش و هدایت کردم به طرف کیرم تا برام ساک بزنه با کمی اکراه کیرمو گرفت تو دهنش و شروع کرد خوردن ولی اصلا بلد نبود بخوره منم با خوردنش حال نمیکردم واسه همین بیخیال شدم و اومدم روش و ازش خواستم که برگرده تا بزارم تو کونش اونم قبول نکرد و گفت نه نمیشه ، هرکار کردم نتونستم راضیش کنم واسه همین به لاپایی رضایت دادم و افتادم روش از پشت گذاشتم لای پاهاش ، دوباره آب کوسش راه افتاده بود و همین کار منو راحت میکرد . کمی لای پاهاش تلمبه زدم نزدیک اومدنم بود یکی از کاندومایی که همرام بود و کشیدم رو کیرم و دوباره از جلو گذاشتم لای پاهاش و شروع کردم به تلمبه زدن کیرم میخورد به چوچولش و زهره هم صداش دراومده بود دیدم دارم میام تندترش کردم و ارضا شدم بین پاهاش اونم دوباره همراه من ارضا شده بود. وقتی کیرمو از لای پاش بیرون کشیدم دیدم کاندوم پاره شده و همه آبم ریخته رو کوسش. پاشدم لباس پوشیدم و زدم بیرون برگشتم شهر ، تا زمانی که پریود بشه ترس حامله شدنش تو وجودم بود ، تا اینکه پریود شد و من خیالم راحت شد. قرار هست هفته بعد یه شب دوباره برم خونشون تا با هم سکس داشته باشیم ولی اینبار راضیش کردم تا از کون بکنمش .
نوشته: ابلیس عاشق
8 پاسخ به “سکس با زهره توی روستاشون”
!!!هشدار!!!
یعنی اگه بگین سینه هاش از زیر مانتو معلوم بود ، بواصیرتون عود می کنه ؟ اگه این ولع کیری رو نگین ، شقاق می گیرین ؟
بله ديگه داستان ها به روز ميشن الان شربت از رده خارج شده و ولع و از رو مانتو خود نمایی ميكرد و تاپ جاشو گرفته؛ ميشه گفت پيشرفتی در كار است ولی در كل داستان جفنگ بود
خوب بود ؛ ولی خالی بندی زیاد داشت ؛ خوب یه جور تو داسنانها خالی ببندید که بشه باور کرد ؛ خودت باور میکنی آخه
کیرم تو نشتنتکیرم تو خودتکیرم تو داستانتکیرم تو وجودتکیرم تو دستتکیرم توت شامپوتو عوض کن
تخمی بود، دیگه ننویس . . . . . . . . . . . . . .شاشیدم تو داستانت، دیگه ننویس.
این بابا خیال کرده اسم روستا که باشه همه دیوارها کاهگلی وخشتیه اون هم روستایی که یک ساعت بایک شهر فاصله داره .اینا مال 20سال پیش بوده …الان تواکثر روستاها خونه هایی هست که نمونش توی شهرها هم پیدانمیشه ماهم به اندازه خودمون همه جا راگشتیم ودیدیم
مطمئنى حامله نشدى؟يه سر به آزمايشگاه بزن…خخخخخخ…