سکس با راننده سن بالای سبیلو

سلام عزیزان… داستان من ی داستان واقعیه… من 36 سالمه اهل اطراف نزدیک شیرازم… تو مسیر جاده شیراز ب عسلویه… تقریبا دو سال پیش بود ک داشتم مثل همیشه ب سر کار میرفتم… صبح زود بود وتازه آفتاب طلوع کرده بود… قبل از ورودی شهر کوچکمون داشتم اروم اروم رانندگی میکردم ک وایسادم تا از دکه های قبل از ورودی خرت پرت بخرم… خریدمو کردم… آمدم داخل ماشین روشن کردم شروع کردم ب حرکت… ک دیدم ی ماشین سنگین ولو سفید. وایساد روبروی من و داره منو صدا میزنه از ماشین پیاده شدم رفتم پیش پنجره ماشینش وایسادم آدرس شیراز را ازم پرسید ک راهنماییش کردم ی مرد تقریبا 55 الی 60 ساله تپل سیبیلو… تقریبا دو سه تا سوال دیگ پرسید ک چقد راه و اینجور سوالا راهنمایش کردم… اندم ک ازش خداحافظی کنم ک برم با لهجه خاصی ک داشت گفت ببخشید ی سوال بپرسم گفتم بفرمایید… گفت ماساژ هم بلدی یکم جا خوردم نمیدونستم چی بگم… من من کنان گفتم بله بلدم… گفت میتونی منو ماساژ بدی خیلی خستمه… گفتم باشه اشکالی نداره اما کجا گفت اگ میشه بیا تو ماشین خلاصه ما رفتیم بالا گفت بیا کابین عقب… پیرهنشو دراورد گفت میخوابم ماساژ بده منم گفتم باشه بدن سفید بدون مو وی باسن بزرگ و یکم شکمو تپل از پشت فقط کمی از پشت بوی عرق میداد شروع کردم ب ماساژ دادن چند دقیقه ک ماساژش دادم گفت اگ میشه پاهام هم ماساژ بده با ی کم شرم گفتم باشه از رو شلوار شروع کردم ک گفت راحت شلوارمو در بیار بدون شلوار ماساژ بده از هموطنان عزیز کردمون اهل ارومیه بود… شلوارشو ک شلوار کردی بود پایین کشیدم پاها بدون مو اما ی شورت ابی مردانه پاش بود با ی باسن تپل بعداز چند دقیقه ک پاهاشو ماساژ دادم دیدم آروم شورتشو داد پایین گفت باسنم ماساژ بده اگ میشه. هوش از سرم پرید البته شرم و خجالت وجودمو فرا گرفته بود… اولش عذرخواهی کردم ولی با اصرار خودش و گرفتن دست من و گذاشتن روی باسنش شروع کردم ب ماساژ دادن باسن سفید بدون مو وتپلش خیلی با حال بود ماساژ که میدادم دیدم راحت خوابیده دیگ داشتم حال ب حال میشدم کیرمم راست شده بود ولی شرم سرا پامو فرا گرفته بود ک دیدم گفت یکم بخواب روم خستگیم در بره بازم اون اصرا و من اکراه تا راضی شدم خوابیدم روش کیرم راست شده بود اما خجالت میکشیدم…

کیرم راست شده بود و روش خوابیده بود ولی خجالت میکشیدم تا اینک برگشت و چندتا لب از من گرفت منم حالم خراب شد و بوسش کردم لباشو خوردم سینه هاشو داد خوردم لباسمو در اورد و شروع کرد ب مالیدن کیرم از خودم بیخود شده بودم… ک دیدم سرشو برد طرف کیرم و شروع ب خوردن کرد و کیرش هم نسبتا بزرگ بود و راست راست شده بود مثل تنه درخت دقیقا جلو صورتم بود و چند باری کیرشو به دهنم زد ک من بخورم ولی من اصلا ب این کار علاقه نداشتم تا اینکه یکم کیرشو ماچ کردم دیدم ول کن نیست منم ب ناچار کیرشو تو دهنم کردم هردومون برای هم میخوردیم تا اینک برگشت ب شکم خوابید و اشاره کرد ک برن روش رفتم پشتش یکم روغن از گوشه ماشینش اورد و سواخش وکیر منو روغن مالی کرد من دیگ دیونه شده بودم کیرمو اروم گذاشتم دم سوراخش ی. تکون ب خودش داد ک بکن تو منم آروم هل دادم تو وای چ باسن تپل سفیدی چ سوراخ گرمی اهای کشید اروم اروم تلمبه میزدم و صدای نالش میومد چند دقیقه تلمبه ب همین مدل زدم ک دیدم برگشت دوتا پا را بالا داد ک هفتی بکنم… چند دقیقه کردمش از فشار لذت شهوت ارضا شدم اونم کیرشو جق میزد ناله میکرد تا دید من ارضا شدم نشست و کیرشو رو رو صورتمم ک بخورمم من با اکراه خوردم بعدش گفت بخواب تا اونم بکنه ک من ممانعت کردم ک دیدم داره نفس هاش تند میشه ک یهو دیدم داره ارضا میشه کیرشو از دهنم انداختم بیرون ک تموم ابشو ریخت روی سینم… هردومون بی حال افتاده بودیم و اون هی قربون صدقم میرفت منم خیلی ازش خوشم امده بود… چند دقیقه شد و لباس پوسیدیم از ماشین پیاده شدم شماره همو گرفتیم از هم خداحافظ کردیم ولی دیگ هیچ وقت این طرفا نیامد ک نیامد اما من هنوز تو کفشم… کاش یبار دیگ شانسی ب تور من بخوره تا بحال اینطور کونی در حد این سن سال نکرده بودم… از حصله ک خرج دادین و داستان منو خوندید ممنونم…

نوشته: محمد رضا

بازدید 5,119

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

10 پاسخ به “سکس با راننده سن بالای سبیلو”

  1. دیگه رفتی به راننده ماشین سنگین دادی اومدی میگی کردیش؟باشه ما هم میگیم کردی؟بکن کی بودی بچه خوشکل؟

  2. من ۱۵ سالم بود و یه بار دیر رسیدم ترمینال . دیدم همه ماشین‌های خطی رفتن . تا اینکه اومدم دور میدون ببینم اتوبوس بین شهری گیرم بیاد و برم . یه راننده تریلی پیله کرد و بالاخره سوارم کرد . توی مسیر ۲ ساعته سه بار نگه داشت و کونم گذاشت . من اولین بارم بود که کون میدادم . خیلی حال داد ولی بديش این بود که خیلی ترسیده بودم.خیلی اصرار کرد که باهاش تا همدان برم و صبح باید بارش رو اونجا تحویل میداد . با اینکه امکانش بود که باهاش برم ولی بخاطر ترس نرفتم و همیشه افسوس میخورم که ایکاش باهاش رفته بودم .

  3. خوب نبودبازم‌بنویس امااااابهتر و با حوصله بنویساسم شهر و قومیتها رو ننویسید

  4. بنظزم تو با این ذهنیت که کون دادن رو کار بدی میدونی آمدی جای فاعل و مفعول داستان عوض کردی لدا. تو مفعول شدی خودت فاعل جا زدی ! ولی اینو بدان مفعول و فاعل. هر دو کارشون با ارزشه و فاعل و مفعول هبج فرقی از نظر ارزشی با هم ندارند

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید