سلام من مجید هیجده سالمه و هیکل ورزشکاری و بدن سفید و کم مویی دارم تابستون رفته بودم خونه داییم کرج که به صورت اتفاقی خواهر زن داییم هم اونجا بود و میخواست چن روزی بمونه اون یه زن نزدیک به سی سال و سبزه با سینه های بزرگ بود که از شوهرش طلاق گرفته بود . روز سوم بود قرار بود با پسر داییم برم باشگاه ولی خواب موندم و بیدارم نکرد و خودش رفت داییم هم سره کار بود زن داییم هم که خیاطی داشت مغازه بود فقط من و اون بودیم تنها بیدار شدم و رفتم صورتمو شستم اومد بهش گفتم کسی نیست گفت نه نیست صبحانه خوردم بعدش اون سره حرف و باز کرد و میگفت دوست دختری گفتم نه گفت داشتی گفتم اره گفت تا حالا سکس کردی منم با حالت خنده گفتم راستشو بخوای اره گفت ای شیطون . میگفت بهت معلومه که سکس رو دوس داری و این حرفا کم کم بهم نزدیک میشد منم که از خجالت اب شده بودم و همش عرق میکردم و استرس داشتم اصلا از جام تکون نمیخوردمو روی مبل نشسته بودم که خودشو چسبوند بهم و سوال های بی ربط میپرسید یه دفه از روی شلوار کیرمو گرفت و باهاش بازی میکرد معلوم بود خیلی داغه منم دستمو گذاشتم روی سینه هاش دیگه هیچ حرفی نمیزدیم کم کم بغلش کردیم و لب گرفتیم تا پنچ دقیق این کارو کردیم که شلوارمو کشید پابین و کیرم رو لیس میزد کیرم شق شده بود داشت برام ساک میزد که گفتم داره ابم مباد هیچ توجهی نکرد منم ابمو خالی کردم تو دهنش و کامل خوردش بعدش گفت بیا کسمو بخور منم اول پیرهنشو در اوردم و با دندون سوتینشو باز کردیم و شروع به مکیدن سینه هاش کردم خیلی گنده و خوشگل بودن دستشو گذاشت روی سرم گفت کسمو بخور سرمو بردم پایین تر اولش کسش رو بوس میکردم و بعدش لیس میزدم و مکیدمش بعد ده دقیقه یا یه ربع کیرمو گرفت و گذاشت دره کسش منم کم کم کردمش توش فرش زانو هامو اذیت میکرد گفتم بیا بریم روی تخت گفت نه نه همینجا زود باش منم کم کیرمو بردم داخل کسش بعد یه دفه نصفشو صدای اه اه اهش داشت ارضام میکرد حدود یه ربع کسشو کردیم اب رو ریختم توش بهش گفتم میخوام کونتو بکنم خیلی اصرار کردم نزاشت بعدش برگشتم کسشو کردیم اینقدر کردمش خسته شدم دراز کشیدم روش لب گرفتیم دستمو میکشیدم رو کسش ارضا شد . الان نزدیک به سه ماه از این سکس میگذره شمارشو گرفتم ازش و تا الان چهار بار کردمش .
نوشته: مجید
20 پاسخ به “سکس با خواهر زنداییم”
خوبه ادامه بدی از تخیل میای بیرون
ely jan ziyad omidvar nabash in bichareh halesh kharabtar az in harfast khode daei va zan daeiyam mikone to takhayolatekharabesh ta chand vaqte dige .mibini dastane badisho
دختر برا سکس از گیلان نبود
دختر برا سکس از گیلان نبودشخصی پیام بده
Ely21 باهم رفیق شیم
کیرم تو لوزالمعده ات با این تخیلات کیریت… حتما زنداییت تخمی بوده تو تخیلاتت بی خیالش شدی رفتی سراغ خواهرش… همون که گفتم، کیرم تو لوزالمعده ات تا نزدیکی های بصل النخاعت کونی 🙂
واقعا مارو چی فرض کردی؟
عجب سگی هستی که بدون دست سوتینشو با دندون باز کردی برو اول اب منی که در کونت ریختن را پاک کن بعدش بیا اسم کس را ببر
Tokhmi bodgood
گوه خوردی مرتیکه جقی
كيرم حلقت جاااالق…
گفتش دوس دختری!!11!!!باید بهت میگفته کونیییییییییییییی هستیgood
داستان چرتی بود
درسته دوس داری سکس داشته باشی ولی این دلیل نمیشه هر خانومی که دیدی تو اقوام یا مهمونی ها سریع بخوای بکنیش یکم شخصیت داشته باشو برو دنبال عشقه خودت به حقت قانع باش فقط یه نفر سهم تویه یادت نره هرزه نباشstop
خیلی کیری بود کیرم تو کونت پچه جلقی برو جلقتو بزن .باسه ما اسمه کس میاره پسره کونی
خوب توهم زدی معلومه جنسش خوب بوده که تنونستی چنین کسشعری سرهم کنی
کسکش ننویس هم ما اعصابمون ارومه هم تو مادرت گاییده نمیشه از بس فحش میخوری
داستان نگو شما
تموم اینایی که میان اینجا داستان مینویسن همشونم فامیلاشون تو کفشونناینهمه جنده تو فامیلاتونهیکلاتونم که همه ورزشکاریمادرتونم که لابد فیدل کاسترو گائیده…شاخ گوزن آفریقایی تو کون جد بزرگت که اینقور چرت و پرت نگیکمتر جق بزنید
سلام.میشه خوصوصی بحرفیم.یه چیز مهمه