خاطرات هوسناک (1)

حرارت تنش میون دستای مردونه ی من…لیز خوردن بدن نرم و لطیفش تو آغوش من به خاطر رطوبتی که از عرقمون بود…حس خوب حرکت ناموزون دستش که کمرم رو لمس میکرد…و بالاخره لذت بی حد یکی شدنمون…همه ی اینها به کنار…وقتی که روی دوتا دستام که به کنار دوتا پهلوش تکیه گاهم کرده بودم و از آغوشش یکم فاصله گرفتم اومدم بالا تو چشمای خمار و پراز شهوتش نگاه میکردم که …که عشقم داره ازم لذت میبره…آتیش شهوتمو که با عشق و محبتش حالا وجودمو دربر گرفته بود شعله ورتر میکرد.
پاهاشو دور باسنم حلقه کردو به خودش فشار میداد و این باعث میشد من آرومتر و عمیقتر باسنمو عقب جلو کنم…
ناله های ریز و خفیفش و البته از روی لذتش باعث میشد تو وجودم ذوق و غوغای بیشتری به پا بشه و شهوتم به عشقم غلبه پیدا کنه…
این پوزیشین رو هردومون خیلی دوست داشتیم…بیشتر سکس تلفنی هامون به همین پوزیشین ختم میشد تا اینکه رها میشدیم و آتیش شهوتمون سرد میشد.
هردومون آرزومون بود ی بار واقعی تو آغوش هم باشیم…یک سال از آشناییمون میگذشت و هرروز بیشتر همو میخواستیم
اون تهران بود و من…مشهد.تو این مدت یک سال فقط یک بار همو دیدیم اون هم زیاد نبود…فقط دو سه ساعت طول کشید که چون تو فضای باز بودیم نمیتونستیم زیاد کاری کنیم…اما فقط ی لحظه دلمونو زدیم به دریا و لبامون رو روهم گذاشتیم و غرق لذتش شدیم…وای خدا هنوزم لذت اولین بوسه ی عاشقونمون که یادم میاد منو به وجد میاره. بعد از اینکه برگشتم قرار شد که هرجوری شده قرار بعدیمون تو خونه باشه…اما خونه پیدا کردن کار سختی بود خیلی سخت.البته به عهده ی عشقم بود خونه پیدا کردن چون من باید میرفتم تهران و من اونجا هیچکیو نداشتم.از طرف من فقط مادرمو خواهرم از عشقم میدونستن و از طرف عشقم دوستش و زن عموی کوچیکش که باهاش خیلی خوب بود میدونستن.بعد از مدتی قرار شد که دوباره برم دیدنش که این قرارمون میفتاد تو زمستون و همین باعث شد زن عموش بهش بگه که میتونیم روش حساب کنیمو اون میتونه برای نصف روز خونشو در اختیار ما قرار بده…ادامه دارد…
(سلام دوستای بکن تو.من تازه عضو شدمو این قصه ی عشق منه که البته پره از سکس که شما دوس دارین:-)…اگه خوشتون اومد و دوست داشتین میتونم ادامه بدم اگرم نه که لطفا بدون فحش و بدوبیراه بگید دیگه نمینویسم)

نوشته: ؟

بازدید 17,225

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

6 پاسخ به “خاطرات هوسناک (1)”

  1. تنها ی کس کش مادر کسده ی ننه قحبه ی چاقال . من دیروز عضو شدم که بگم کس ننه ی جندت . اسمت که تنهاست . اگه تنهایی بیام اونجا پاره ات کنم. کیرم توی سر در سایتتون که چاقال هایی امثال تو توش عضون. کیر اهنیم توی کس ننه تو

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید