سلام خدمت دوستان عزیز امیدوارم حالتون خوب باشه . خاطره ای ک میگم خاطره اولین دادنم هستش که همین چند ماه پیش اتفاق افتاد . اول از خودم بگم اسمم مهرانه و اهل شمالم . ۱۹ سالمه و ۱۸۶ قدمه و ۸۱ کیلو وزنم هستش . پوست نسبتا سفیدی دارم و قیافمم خوب هستش و اندام خوبی هم دارم تعریف از خود نباشه کون گرد و خوش فرمی دارم .
از بچگی به خاطر همین تو دید بودم و تو همسنای خودم جزو بچه خوشگلا بودم . چ تو محل چ تو مدرسه بقیه تو کفم بودن و همین موضوع باعث آزار و اذیت من میشد . بعضی اوقات توسط بقیه انگشت یا دستمالی میشدم و این موضوع از بچگی تا همین الان هم همیشه با من بوده ولی هیچوقت اتفاقی برام نیفتاد و کار به جاهای باریک نکشیده بود و همیشه در حد همین دستمالی و انگشت کردن بود . ولی همین رفتار ها و توجهاتی که به من میشد به مرور زمان روم تاثیر گذاشته بود و حس خاصی درونم به وجود آورده بود . اوج این احساس تقریبا از ۱۷ سالگیم شروع شد که کم کم به اصطلاح کونم به خارش افتاده بود . از اون موقع دیگه کم کم دستمالی شدن رو دوست داشتم و وقتی انگشتم میکردن و با کونم ور میرفتن احساس خوبی داشتم . کم کم انگشت کردن خودم هم شروع کردم و بعدش وسایل مختلف مثل لوله خودکار و دسته برس و چیزهای دیگه تو کونم میکردم وجق میزدم .
بعضی اوقات که خیلی حشری میشدم هوس کیر میکردم و دوست داشتم به یکی بدم ولی همیشه از ترس آبرو و استرس این حس رو سرکوب میکردم و با جق و تخیلات خودمو خالی میکردم .
خلاصه گذشت تا همین چند ماه پیش که یکی از مهمترین اتفاقات زندگیم افتاد .
داستان از اونجایی شروع شد که من معمولا واسه رفتن به دانشگاه از تاکسی تلفنی سر کوچمون ماشین میگرفتم . خلاصه هر بار یکی از راننده ها منو میرسوند و هیچوقت اتفاق خاصی نیفتاده بود تا اینکه ی نفر تازه جزو راننده های اونجا شده بود .
اسمش رضا بود و ۵۱ سال سن داشت و ماشینش هم پراید بود . آقا رضا کلا آدم پرانرژی و پرحرفی بود و همون روز اولی قرار شد منو تا دانشگاه برسونه کلی صحبت کردیم و در مورد همه چی حرف میزدیم .
خلاصه چند باری بود که منو میرسوند و هر بار که تو مسیر بودیم در مورد چیزهای مختلف صحبت میکردیم تا اینکه کم کم بحث هامون بیشتر در مورد دختر بازی و سکس و اینجور چیزا شد . رضا از خاطرات سکسش و داستان هایی که براش پیش اومده بود میگفت و منم معمولا همیشه ساکت بودم و گوش میکردم . اون ما بین از خاطرات پسر کردناش هم میگفت و خلاصه داستان واسه تعریف کردن زیاد داشت . گذشت تا کم کم آقا رضا همون جور که حس کرده بودم روز به روز بیشتر با من راحت میشد و کم کم دوزاریم افتاده بود که این آدم نقشه کون منو کشیده .
تو مسیر دیگه یاد گرفته بود باهام شوخی دستی میکرد و دست میذاشت رو پاهای من و میمالید . منم به روی خودم نمیاوردم و عادی رفتار میکردم ولی از طرف صحبت هاش و رفتارش متوجه نیتش شده بودم .
از طرفی می ترسیدم و نگران بودم ولی از طرفی شیطون تو وجودم خوشش میومد و ی کرمی درونم بود . بعضی اوقات ک خیلی حشری میشدم به یاد اینکه آقا رضا داره منو میکنه جق میزدم و خودمو خالی میکردم .
خلاصه چند وقتی به همین منوال گذشت و آقا رضا با حرفاش و کاراش دیگه فقط مونده بود بگه که میخوام بکنمت تا اینکه ی روز صبح خواستم برم دانشگاه و آقا رضا خواست منو برسونه تو مسیر گفت که اگه عجله ای نداره ی وسیله ای رو باید یجا برسونه و اونم تو مسیر ما هستش اول بره وسیله رو بده بعد منو برسونه . خلاصه رفتیم تا ی جایی که به جنگل رسیدیم و همونطور رفت تا به یک جای خلوت رسید . ماشینو نگه داشت و از ماشین پیاده شد و اومد سمت من و در و باز کرد و گفت پیاده شو . منم پیاده شدم و قبل اینکه چیزی بگم آقا رضا من چسبوند به ماشین و شروع کرد به بوس کردن و لب گرفتن از من . من یکم غافلگیر شدم و خواستم خودمو ازش جدا کنم ولی اون محکم بهم چسبیده بود و ول کن نبود و وحشیانه داشت لب میگرفت ازم . گردن و لبم رو میخورد و خیس کرده بود صورتمو و نمیزاشت کاری کنم . بعدش یکم از ماشین فاصله داد من و دستش و گذاشت رو کونم و همزمان که داشت لبمو میخورد با کونم ور میرفت و دستمالی میکرد . بعدش کم کم به حرف اومد و گفت خیلی منتظر این لحظم و از روز اولی که دیدمت دلم واست یجور دیگه رفت و عاشقت شدم و گفتم باید اینو مال خودم کنم . خیلی خوشگلی و لب های خوشمزه ای داری و کونت هم خیلی نرمه و ی پا دختری واسه خودت . منم واقعا مثل دخترا تو بغل آقا رضا بودم و داشت ازم لب میگرفت و با کونم ور میرفت . تو همین حال بودم که کمربندش و باز کرد و شلوارشو کشید پایین و دست منو گذاشت رو کیر نیمه راستش . من اولش کاری نکردم و خواستم دستمو بکشم ولی اون دستمو محکم گرفت بود و گفت تو رو خدا یکم کیرمو بمال و خودش دستمو رو کیرش میمالید تا اینکه خودم دستمو دور کیرش حلقه کردم و عقب جلو کردم .بعد ی دقیقه یهو از شانه ها گرفت و منو چسبوند به ماشین با فشار نشوند رو زمین و کیرش و گذاشت رو لبم . دو دستی سرمو گرفت و کیرشو فشار میداد رو لبم تا منم دهانم باز کردم و کل کیرشو کرد تو دهانم . شروع کرد تلمبه زدن تو دهانم و چشاشو بسته بود و آروم آه میکشد . منم دیگه خودمو تسلیم کرده بودم و شهوت بهم غلبه کرده بود و تو دلم میگفتم که بزار هر چی میخواد بشه . بعد دو دقیقه که کیرش و ساک زدم منو بلند کرد و کمربند و شلوارم رو کشید پایین . کیر اون حدود ۱۵ سانتی میشد و کلفتیش هم بد نبود و کیر من یکم از اون کوچکتر و قلمی تر بود . یکم با کیرم ور رفت و بعدش منو برگردوند رو به جلو خم کرد . انگشتشو تف زد و سوراخمو شروع کرد تف مالی کردن . یکم با سوراخم ور رفت و کیرش و تف زد و گفت یکم بیشتر خم شو و کونتو باز کن . تا آخرین لحظه قبل اینکه کیرش توم بره عذاب وجدان داشتم و می ترسیدم و میگفتم این چ کاریه دارم میکنم ولی دیگه کار از کار گذشته بود و خودش کونمو باز کردم کیرش و گذاشت رو سوراخم . یکم فشار داد ولی نمیرفت . دوباره قشنگ تف زد و دیگه کونم کامل خیس شده بود و کیر خودش هم تف زد و گذاشت رو سوراخم و فشار داد تا بالاخره سرش رفت تو . ی لحظه درد عجیبی گرفتم و کونم تیر کشید و ی داد زدم . رضا گفت هیس و دستشو گذاشت جلو دهنم و کم کم فشار داد و کل کیرش و کرد داخلم . یکم مکث کرد و تکون نداد و گفت عزیزم وایسا الان عادت میکنی . بعدش شروع کرد آروم عقب جلو کردن تا جایی که کم کم کیرش تو کونم جا باز کرد و راحت عقب جلو میرفت . من هنوز درد داشتم ولی چون از قبل چیزای دیگه تو کونم میکردم بعد چند بار عقب جلو رفتن کیرش کم کم دردش کم تر میشد . رضا دستشو از رو دهانم برداشته بود و دو طرف کمرمو گرفته بود و سرعت کردنش هم بیشتر میشد . آه میکشید و حرف های تحریک آمیز میزد و میگفت عجب کونی داری و مثل دخترا تر و تمیزی . این کون گاییدن داره و آدم از کردنش سیر نمیشه . منم دیگه از شدت شهوت فقط لذت میبردم و دردی رو احساس نمیکردم و رضا هم با شدت داشت منو میکرد . خلاصه بعد چند دقیقه صدای آه و اوه رضا دراومد و ی گرمایی داخل کونم احساس کردم و فهمیدم ارضا شده . حقیقتش تازه داشت حال میداد ولی رضا دیگه آبش اومده بود و جای زیاد مطمئنی نبودیم . به خاطر همین سریع جمع کردیم و منم خودمو با دستمال تمیز کردم و رفتیم سمت دانشگاه . رضا هم کلی ازم تشکر کرد و چند باری هم منو بوسید تا رسوند دانشگاه و گفت باز هم همو میبینیم و رفت . کل روز تو فکر اون لحظات بودم و هر بار که یادش می افتادم کیرم راست میشد .
خلاصه دو سه روزی گذشت و قسمت نشده بود رضا منو برسونه تا اینکه ی اتفاق جدید برام افتاد . ی شب ساعت ۱۱ بود که قرار شد برم ی سر پیش دوست دخترم و باهام کار داشت .
رفتم سر کوچه و داخل آژانس شدم و فقط ی نفر بود به اسم هومن . هومن تقریبا ۳۲ سالش بود و مجرد بود . از همون اول نگاه ها و طرز صحبتش برام عجیب بود . خلاصه یکم باهام لاس زد تا یهو بلند شد و رفت سمت در و در رو قفل کرد و کرکره مغازه رو داد پایین . منم یکم ترسیدم و گفتم چیکار داری میکنی . اونم گفت خفه شو و میدونم رضا کرد و . یا با زبون خوش به منم کون میدی یا آبروتو تو کل محل میبرم . منم دیدم انگار رضا دهنش قرص نبوده و تموم ماجرا رو بهش گفته . بهش گفتم بزار الان برم کار دارم بعداً میام ولی اون گفت نه الان من هوس کردم و نمیتونی جایی بری . کر کره هم کامل اومد پایین و اومد سمت من و اول خودش نشست رو مبل و بعدش منو رو کیرش نشوند . سرمو گرفت و شروع کرد ازم لب گرفتن . منم دیدم دیگه کار از کار گذشته و باید بهش بدم به خاطر همین خواستم نهایت لذت رو ببرم و همراهیش کردم . سفت شدن کیرش رو زیر کونم حس میکردم تا اینکه خودم بلند شدم و جلوش زانو زدم و شلوار و شورتش رو کشیدم پایین و کیرش رو گرفتم دستم . کیرش نسبتا تیره و کلفت بود ولی زیاد دراز نبود . شروع کردم براش ساک زدن و اونم چشاشو بسته بود آه و اوف میکرد . سری قبل از کیر رضا سیر نشده بودم و انگار کارم نیمه تموم مونده بود ولی این دفعه داشتم با کیر هومن هر کاری دلم میخواست میکردم و ی ساک پر تف براش زدم تا اینکه هومن گفت بریم اون پشت اون پشت یدونه تخت هست و اونجا بکنمت . رفتیم اونجا منو دمر خوابوند رو تخت و خودش اومد روم . کونم رو باز کرد یکم تف مالی کرد و حتی چند ثانیه ای سوراخم رو قشنگ با زبونش لیس زد و خیس کرد . وای که رو ابرا بودم صدای نفس هام بلند شده بود .
بعدش هومن کیرش و گذاشت دم سوراخم و با یکم فشار کرد توم . اولش باز خیلی دردم گرفت و گفت تو رو خدا آروم تر . اونم گفت چشم و آروم کیرش رو عقب جلو میکرد تا اینکه جا باز شد و کیرش راحت رفت و آمد میکرد و هومن هم سرعتش رو بیشتر کرد . صدای بهم خوردن بدنامون تو مغازه پیچیده بود و منم از شدت شهوت دوست داشتم بلند آه و ناله کنم .همون هم فقط میگفت آروم تر و ممکنه صدا بیرون بره ولی از اون طرف وحشیانه داشت کمر میزد . خلاصه یکم تو این پوزیشن بودیم تا هومن بلند شد و رفت پایین تخت . منم برگشتم و هومن پاهامو گرفت گذاشت رو شونش و کونمو فشار داخل سمت شکمم و کیرش رو کرد توم . آنقدر داشت بهم حال میداد که با خنده آه و ناله میکردم و دوست داشتم تا صبح منو بکنه . چند دقیقه هم تو این پوزیشن کرد و بعدش گفت برگرد و واسش بالای تخت داگی وایسادم و اونم پایین تخت سر پا بود و شروع کرد کردنم . بعد چند دقیقه گوشیه هومن زنگ خرد و با ی نفر صحبت کرد و گفت بیا داخل . یهو صدای بالا رفتن کرکره اومد و قلبم اومد تو دهنم و گفتم این کیه اومده و از تخت اومدم پایین ولی هومن باز منو هل داد سمت تخت و رو به جلو خم کرد منو کیرش رو کرد داخلم و گفت نترس به یکی از بچه ها هم گفتم بیاد تو رو بکنه .
خواستم از زیرش در برم و برگشتم ولی اون ول کنم نبود و چسبوند به دیوار من و گفت نمیتونی جایی بری تازه اومدی . همونطور که سر پا بودم و منو چسبونده بود به دیوار کونمو باز کرد و کیرشو فرستاد داخلم و دو طرف کمرمو گرفت و شروع کرد کمر زدن . تو همون لحظه صدای باز شدن قفل و در اومد و ی نفر گفت جان کجایین کسکشا منم اومدم . بعدش در و قفل کرد و کرکره رو داد پایین . اسم این یارو سعید بود و تقریبا ۳۰ سال داشت . اومد و به هومن گفت این ناقلا اینو از کجا آوردی .
هومن گفت داستان داره ولی بیا امشب اینو بکن خوب چیزی هست و تر و تمیز هست . من پشتم به اینا بود و هنوز قیافه سعید رو ندیده بودم. هومن هم همینجور داشت منو میکرد و دست بردار نبود . صدای باز شدن کمربند سعیدم میومد و گفت بیا نوبت منه . هومن گفت وایسا یکم دیگه آب من میاد بعد تو بیا بکن . سعیدم گفت باشه حداقل بزار فعلا یکم برام بخوره . هومنم یکم فکر کرد و گفت بیا اینجوری بکنمش خودش نشست رو تخت و منو نشوند رو کیرش و سعیدم سر پا وایساد کیرشو کرد دهنم . همزمان رو کیر هومن بالا پایین میکردم و کیر سعیدم تو دهنم عقب جلو کشیدم . بعد چند دقیقه هومن آبش اومد و منو از رو کیرش بلند کرد و دستمو گرفت رو کیرش مالید همه آبش رو دست من و زمین ریخت .
بعدش رفتم دستمو شستم و رفتم سمت سعید و اونم منو لبه تخت نشوند و پاهامو از هم وا کرد گرفت تو دستاشو کیرشو کرد توم . خلاصه سعید تو پوزیشن های مختلف منو کرد تا جایی که واقعا از کیر سیر شدم . بعدش فهمیدم که سعید قبل اومدنش قرص خورده بود و قشنگ نیم ساعتی دهن منو سرویس کرد . تا جایی که هم اون هم من خسته شدیم و نشست و سرعتی شروع کردم براش ساک زدن تا بلاخره بعد چند دقیقه آبش اومد و نصف رفت تو دهنم و نصف ریخت رو زمین .
گفتم دیگه تموم شد و من برم که هومن گفت کجا ی دست دیگه میخوام بکنمت . منم گفتم تو رو خدا دیگه طاقت ندارم ولی اون گوشی بدهکار نبود و میگفت یکی از فانتزیامه که من بشینم و تو فقط روش بالا پایین کنی . خلاصه منو راضی کرد و رو مبل نشست و منم نشستم رو کیرش . حقیقتش کیر سواری هم داشت بهم حال میداد و با قر رو کیرش بالا پایین میکردم تا بالاخره بعد ده دقیقه برای دومین بار آب هومنم آوردم و لباس پوشیدم و از اونجا فرار کردم .
اون چند روز پر از ماجرا بود برام که اگه دوست داشتین براتون میگم . ممنون
از بچگی به خاطر همین تو دید بودم و تو همسنای خودم جزو بچه خوشگلا بودم . چ تو محل چ تو مدرسه بقیه تو کفم بودن و همین موضوع باعث آزار و اذیت من میشد . بعضی اوقات توسط بقیه انگشت یا دستمالی میشدم و این موضوع از بچگی تا همین الان هم همیشه با من بوده ولی هیچوقت اتفاقی برام نیفتاد و کار به جاهای باریک نکشیده بود و همیشه در حد همین دستمالی و انگشت کردن بود . ولی همین رفتار ها و توجهاتی که به من میشد به مرور زمان روم تاثیر گذاشته بود و حس خاصی درونم به وجود آورده بود . اوج این احساس تقریبا از ۱۷ سالگیم شروع شد که کم کم به اصطلاح کونم به خارش افتاده بود . از اون موقع دیگه کم کم دستمالی شدن رو دوست داشتم و وقتی انگشتم میکردن و با کونم ور میرفتن احساس خوبی داشتم . کم کم انگشت کردن خودم هم شروع کردم و بعدش وسایل مختلف مثل لوله خودکار و دسته برس و چیزهای دیگه تو کونم میکردم وجق میزدم .
بعضی اوقات که خیلی حشری میشدم هوس کیر میکردم و دوست داشتم به یکی بدم ولی همیشه از ترس آبرو و استرس این حس رو سرکوب میکردم و با جق و تخیلات خودمو خالی میکردم .
خلاصه گذشت تا همین چند ماه پیش که یکی از مهمترین اتفاقات زندگیم افتاد .
داستان از اونجایی شروع شد که من معمولا واسه رفتن به دانشگاه از تاکسی تلفنی سر کوچمون ماشین میگرفتم . خلاصه هر بار یکی از راننده ها منو میرسوند و هیچوقت اتفاق خاصی نیفتاده بود تا اینکه ی نفر تازه جزو راننده های اونجا شده بود .
اسمش رضا بود و ۵۱ سال سن داشت و ماشینش هم پراید بود . آقا رضا کلا آدم پرانرژی و پرحرفی بود و همون روز اولی قرار شد منو تا دانشگاه برسونه کلی صحبت کردیم و در مورد همه چی حرف میزدیم .
خلاصه چند باری بود که منو میرسوند و هر بار که تو مسیر بودیم در مورد چیزهای مختلف صحبت میکردیم تا اینکه کم کم بحث هامون بیشتر در مورد دختر بازی و سکس و اینجور چیزا شد . رضا از خاطرات سکسش و داستان هایی که براش پیش اومده بود میگفت و منم معمولا همیشه ساکت بودم و گوش میکردم . اون ما بین از خاطرات پسر کردناش هم میگفت و خلاصه داستان واسه تعریف کردن زیاد داشت . گذشت تا کم کم آقا رضا همون جور که حس کرده بودم روز به روز بیشتر با من راحت میشد و کم کم دوزاریم افتاده بود که این آدم نقشه کون منو کشیده .
تو مسیر دیگه یاد گرفته بود باهام شوخی دستی میکرد و دست میذاشت رو پاهای من و میمالید . منم به روی خودم نمیاوردم و عادی رفتار میکردم ولی از طرف صحبت هاش و رفتارش متوجه نیتش شده بودم .
از طرفی می ترسیدم و نگران بودم ولی از طرفی شیطون تو وجودم خوشش میومد و ی کرمی درونم بود . بعضی اوقات ک خیلی حشری میشدم به یاد اینکه آقا رضا داره منو میکنه جق میزدم و خودمو خالی میکردم .
خلاصه چند وقتی به همین منوال گذشت و آقا رضا با حرفاش و کاراش دیگه فقط مونده بود بگه که میخوام بکنمت تا اینکه ی روز صبح خواستم برم دانشگاه و آقا رضا خواست منو برسونه تو مسیر گفت که اگه عجله ای نداره ی وسیله ای رو باید یجا برسونه و اونم تو مسیر ما هستش اول بره وسیله رو بده بعد منو برسونه . خلاصه رفتیم تا ی جایی که به جنگل رسیدیم و همونطور رفت تا به یک جای خلوت رسید . ماشینو نگه داشت و از ماشین پیاده شد و اومد سمت من و در و باز کرد و گفت پیاده شو . منم پیاده شدم و قبل اینکه چیزی بگم آقا رضا من چسبوند به ماشین و شروع کرد به بوس کردن و لب گرفتن از من . من یکم غافلگیر شدم و خواستم خودمو ازش جدا کنم ولی اون محکم بهم چسبیده بود و ول کن نبود و وحشیانه داشت لب میگرفت ازم . گردن و لبم رو میخورد و خیس کرده بود صورتمو و نمیزاشت کاری کنم . بعدش یکم از ماشین فاصله داد من و دستش و گذاشت رو کونم و همزمان که داشت لبمو میخورد با کونم ور میرفت و دستمالی میکرد . بعدش کم کم به حرف اومد و گفت خیلی منتظر این لحظم و از روز اولی که دیدمت دلم واست یجور دیگه رفت و عاشقت شدم و گفتم باید اینو مال خودم کنم . خیلی خوشگلی و لب های خوشمزه ای داری و کونت هم خیلی نرمه و ی پا دختری واسه خودت . منم واقعا مثل دخترا تو بغل آقا رضا بودم و داشت ازم لب میگرفت و با کونم ور میرفت . تو همین حال بودم که کمربندش و باز کرد و شلوارشو کشید پایین و دست منو گذاشت رو کیر نیمه راستش . من اولش کاری نکردم و خواستم دستمو بکشم ولی اون دستمو محکم گرفت بود و گفت تو رو خدا یکم کیرمو بمال و خودش دستمو رو کیرش میمالید تا اینکه خودم دستمو دور کیرش حلقه کردم و عقب جلو کردم .بعد ی دقیقه یهو از شانه ها گرفت و منو چسبوند به ماشین با فشار نشوند رو زمین و کیرش و گذاشت رو لبم . دو دستی سرمو گرفت و کیرشو فشار میداد رو لبم تا منم دهانم باز کردم و کل کیرشو کرد تو دهانم . شروع کرد تلمبه زدن تو دهانم و چشاشو بسته بود و آروم آه میکشد . منم دیگه خودمو تسلیم کرده بودم و شهوت بهم غلبه کرده بود و تو دلم میگفتم که بزار هر چی میخواد بشه . بعد دو دقیقه که کیرش و ساک زدم منو بلند کرد و کمربند و شلوارم رو کشید پایین . کیر اون حدود ۱۵ سانتی میشد و کلفتیش هم بد نبود و کیر من یکم از اون کوچکتر و قلمی تر بود . یکم با کیرم ور رفت و بعدش منو برگردوند رو به جلو خم کرد . انگشتشو تف زد و سوراخمو شروع کرد تف مالی کردن . یکم با سوراخم ور رفت و کیرش و تف زد و گفت یکم بیشتر خم شو و کونتو باز کن . تا آخرین لحظه قبل اینکه کیرش توم بره عذاب وجدان داشتم و می ترسیدم و میگفتم این چ کاریه دارم میکنم ولی دیگه کار از کار گذشته بود و خودش کونمو باز کردم کیرش و گذاشت رو سوراخم . یکم فشار داد ولی نمیرفت . دوباره قشنگ تف زد و دیگه کونم کامل خیس شده بود و کیر خودش هم تف زد و گذاشت رو سوراخم و فشار داد تا بالاخره سرش رفت تو . ی لحظه درد عجیبی گرفتم و کونم تیر کشید و ی داد زدم . رضا گفت هیس و دستشو گذاشت جلو دهنم و کم کم فشار داد و کل کیرش و کرد داخلم . یکم مکث کرد و تکون نداد و گفت عزیزم وایسا الان عادت میکنی . بعدش شروع کرد آروم عقب جلو کردن تا جایی که کم کم کیرش تو کونم جا باز کرد و راحت عقب جلو میرفت . من هنوز درد داشتم ولی چون از قبل چیزای دیگه تو کونم میکردم بعد چند بار عقب جلو رفتن کیرش کم کم دردش کم تر میشد . رضا دستشو از رو دهانم برداشته بود و دو طرف کمرمو گرفته بود و سرعت کردنش هم بیشتر میشد . آه میکشید و حرف های تحریک آمیز میزد و میگفت عجب کونی داری و مثل دخترا تر و تمیزی . این کون گاییدن داره و آدم از کردنش سیر نمیشه . منم دیگه از شدت شهوت فقط لذت میبردم و دردی رو احساس نمیکردم و رضا هم با شدت داشت منو میکرد . خلاصه بعد چند دقیقه صدای آه و اوه رضا دراومد و ی گرمایی داخل کونم احساس کردم و فهمیدم ارضا شده . حقیقتش تازه داشت حال میداد ولی رضا دیگه آبش اومده بود و جای زیاد مطمئنی نبودیم . به خاطر همین سریع جمع کردیم و منم خودمو با دستمال تمیز کردم و رفتیم سمت دانشگاه . رضا هم کلی ازم تشکر کرد و چند باری هم منو بوسید تا رسوند دانشگاه و گفت باز هم همو میبینیم و رفت . کل روز تو فکر اون لحظات بودم و هر بار که یادش می افتادم کیرم راست میشد .
خلاصه دو سه روزی گذشت و قسمت نشده بود رضا منو برسونه تا اینکه ی اتفاق جدید برام افتاد . ی شب ساعت ۱۱ بود که قرار شد برم ی سر پیش دوست دخترم و باهام کار داشت .
رفتم سر کوچه و داخل آژانس شدم و فقط ی نفر بود به اسم هومن . هومن تقریبا ۳۲ سالش بود و مجرد بود . از همون اول نگاه ها و طرز صحبتش برام عجیب بود . خلاصه یکم باهام لاس زد تا یهو بلند شد و رفت سمت در و در رو قفل کرد و کرکره مغازه رو داد پایین . منم یکم ترسیدم و گفتم چیکار داری میکنی . اونم گفت خفه شو و میدونم رضا کرد و . یا با زبون خوش به منم کون میدی یا آبروتو تو کل محل میبرم . منم دیدم انگار رضا دهنش قرص نبوده و تموم ماجرا رو بهش گفته . بهش گفتم بزار الان برم کار دارم بعداً میام ولی اون گفت نه الان من هوس کردم و نمیتونی جایی بری . کر کره هم کامل اومد پایین و اومد سمت من و اول خودش نشست رو مبل و بعدش منو رو کیرش نشوند . سرمو گرفت و شروع کرد ازم لب گرفتن . منم دیدم دیگه کار از کار گذشته و باید بهش بدم به خاطر همین خواستم نهایت لذت رو ببرم و همراهیش کردم . سفت شدن کیرش رو زیر کونم حس میکردم تا اینکه خودم بلند شدم و جلوش زانو زدم و شلوار و شورتش رو کشیدم پایین و کیرش رو گرفتم دستم . کیرش نسبتا تیره و کلفت بود ولی زیاد دراز نبود . شروع کردم براش ساک زدن و اونم چشاشو بسته بود آه و اوف میکرد . سری قبل از کیر رضا سیر نشده بودم و انگار کارم نیمه تموم مونده بود ولی این دفعه داشتم با کیر هومن هر کاری دلم میخواست میکردم و ی ساک پر تف براش زدم تا اینکه هومن گفت بریم اون پشت اون پشت یدونه تخت هست و اونجا بکنمت . رفتیم اونجا منو دمر خوابوند رو تخت و خودش اومد روم . کونم رو باز کرد یکم تف مالی کرد و حتی چند ثانیه ای سوراخم رو قشنگ با زبونش لیس زد و خیس کرد . وای که رو ابرا بودم صدای نفس هام بلند شده بود .
بعدش هومن کیرش و گذاشت دم سوراخم و با یکم فشار کرد توم . اولش باز خیلی دردم گرفت و گفت تو رو خدا آروم تر . اونم گفت چشم و آروم کیرش رو عقب جلو میکرد تا اینکه جا باز شد و کیرش راحت رفت و آمد میکرد و هومن هم سرعتش رو بیشتر کرد . صدای بهم خوردن بدنامون تو مغازه پیچیده بود و منم از شدت شهوت دوست داشتم بلند آه و ناله کنم .همون هم فقط میگفت آروم تر و ممکنه صدا بیرون بره ولی از اون طرف وحشیانه داشت کمر میزد . خلاصه یکم تو این پوزیشن بودیم تا هومن بلند شد و رفت پایین تخت . منم برگشتم و هومن پاهامو گرفت گذاشت رو شونش و کونمو فشار داخل سمت شکمم و کیرش رو کرد توم . آنقدر داشت بهم حال میداد که با خنده آه و ناله میکردم و دوست داشتم تا صبح منو بکنه . چند دقیقه هم تو این پوزیشن کرد و بعدش گفت برگرد و واسش بالای تخت داگی وایسادم و اونم پایین تخت سر پا بود و شروع کرد کردنم . بعد چند دقیقه گوشیه هومن زنگ خرد و با ی نفر صحبت کرد و گفت بیا داخل . یهو صدای بالا رفتن کرکره اومد و قلبم اومد تو دهنم و گفتم این کیه اومده و از تخت اومدم پایین ولی هومن باز منو هل داد سمت تخت و رو به جلو خم کرد منو کیرش رو کرد داخلم و گفت نترس به یکی از بچه ها هم گفتم بیاد تو رو بکنه .
خواستم از زیرش در برم و برگشتم ولی اون ول کنم نبود و چسبوند به دیوار من و گفت نمیتونی جایی بری تازه اومدی . همونطور که سر پا بودم و منو چسبونده بود به دیوار کونمو باز کرد و کیرشو فرستاد داخلم و دو طرف کمرمو گرفت و شروع کرد کمر زدن . تو همون لحظه صدای باز شدن قفل و در اومد و ی نفر گفت جان کجایین کسکشا منم اومدم . بعدش در و قفل کرد و کرکره رو داد پایین . اسم این یارو سعید بود و تقریبا ۳۰ سال داشت . اومد و به هومن گفت این ناقلا اینو از کجا آوردی .
هومن گفت داستان داره ولی بیا امشب اینو بکن خوب چیزی هست و تر و تمیز هست . من پشتم به اینا بود و هنوز قیافه سعید رو ندیده بودم. هومن هم همینجور داشت منو میکرد و دست بردار نبود . صدای باز شدن کمربند سعیدم میومد و گفت بیا نوبت منه . هومن گفت وایسا یکم دیگه آب من میاد بعد تو بیا بکن . سعیدم گفت باشه حداقل بزار فعلا یکم برام بخوره . هومنم یکم فکر کرد و گفت بیا اینجوری بکنمش خودش نشست رو تخت و منو نشوند رو کیرش و سعیدم سر پا وایساد کیرشو کرد دهنم . همزمان رو کیر هومن بالا پایین میکردم و کیر سعیدم تو دهنم عقب جلو کشیدم . بعد چند دقیقه هومن آبش اومد و منو از رو کیرش بلند کرد و دستمو گرفت رو کیرش مالید همه آبش رو دست من و زمین ریخت .
بعدش رفتم دستمو شستم و رفتم سمت سعید و اونم منو لبه تخت نشوند و پاهامو از هم وا کرد گرفت تو دستاشو کیرشو کرد توم . خلاصه سعید تو پوزیشن های مختلف منو کرد تا جایی که واقعا از کیر سیر شدم . بعدش فهمیدم که سعید قبل اومدنش قرص خورده بود و قشنگ نیم ساعتی دهن منو سرویس کرد . تا جایی که هم اون هم من خسته شدیم و نشست و سرعتی شروع کردم براش ساک زدن تا بلاخره بعد چند دقیقه آبش اومد و نصف رفت تو دهنم و نصف ریخت رو زمین .
گفتم دیگه تموم شد و من برم که هومن گفت کجا ی دست دیگه میخوام بکنمت . منم گفتم تو رو خدا دیگه طاقت ندارم ولی اون گوشی بدهکار نبود و میگفت یکی از فانتزیامه که من بشینم و تو فقط روش بالا پایین کنی . خلاصه منو راضی کرد و رو مبل نشست و منم نشستم رو کیرش . حقیقتش کیر سواری هم داشت بهم حال میداد و با قر رو کیرش بالا پایین میکردم تا بالاخره بعد ده دقیقه برای دومین بار آب هومنم آوردم و لباس پوشیدم و از اونجا فرار کردم .
اون چند روز پر از ماجرا بود برام که اگه دوست داشتین براتون میگم . ممنون
نوشته: ناشناس
12 پاسخ به “راننده های آژانس منو کردن”
عجب کسشعری
کمتر جق بزن 😌فکر کنم تو عمرت شمال نرفتی .روز روشن کنار جنگل 😐
نه نگو
منم شمال زیاد میام همه جی هم دارم بیا بکنمت
ای ناقلا
خب دیگه چه ! نونوایی محل سوپری سرکوچه قصاب محل تا یادم نرفته لوازم تحریری محل اینها تو رو هم بنویس که در عالم تخیل تو رو گاییدن !
کون سفید و توپولی رو دوس دارم ولی به شرطی که با میل و علاقه خودش زیر کیرم باشه
کاش من جات بودم منم کونیم
کل محل کونت گذاشتن که بی ابرو
با تعریفی تو از خودت کردی دلم هوس مامانت رو کرد
میتونستی قشنگتر بنویسی موقع دادن و اب وتاب بدی خواننده تحریک شه
کاش از این راننده آژانس ها هم گیر ما بیاد