راننده های آژانس منو کردن

سلام خدمت دوستان عزیز امیدوارم حالتون خوب باشه . خاطره ای ک میگم خاطره اولین دادنم هستش که همین چند ماه پیش اتفاق افتاد . اول از خودم بگم اسمم مهرانه و اهل شمالم . ۱۹ سالمه و ۱۸۶ قدمه و ۸۱ کیلو وزنم هستش . پوست نسبتا سفیدی دارم و قیافمم خوب هستش و اندام خوبی هم دارم تعریف از خود نباشه کون گرد و خوش فرمی دارم .
از بچگی به خاطر همین تو دید بودم و تو همسنای خودم جزو بچه خوشگلا بودم . چ تو محل چ تو مدرسه بقیه تو کفم بودن و همین موضوع باعث آزار و اذیت من میشد . بعضی اوقات توسط بقیه انگشت یا دستمالی میشدم و این موضوع از بچگی تا همین الان هم همیشه با من بوده ولی هیچوقت اتفاقی برام نیفتاد و کار به جاهای باریک نکشیده بود و همیشه در حد همین دستمالی و انگشت کردن بود . ولی همین رفتار ها و توجهاتی که به من میشد به مرور زمان روم تاثیر گذاشته بود و حس خاصی درونم به وجود آورده بود . اوج این احساس تقریبا از ۱۷ سالگیم شروع شد که کم کم به اصطلاح کونم به خارش افتاده بود . از اون موقع دیگه کم کم دستمالی شدن رو دوست داشتم و وقتی انگشتم میکردن و با کونم ور میرفتن احساس خوبی داشتم . کم کم انگشت کردن خودم هم شروع کردم و بعدش وسایل مختلف مثل لوله خودکار و دسته برس و چیزهای دیگه تو کونم میکردم وجق میزدم .
بعضی اوقات که خیلی حشری میشدم هوس کیر میکردم و دوست داشتم به یکی بدم ولی همیشه از ترس آبرو و استرس این حس رو سرکوب میکردم و با جق و تخیلات خودمو خالی میکردم .
خلاصه گذشت تا همین چند ماه پیش که یکی از مهمترین اتفاقات زندگیم افتاد .
داستان از اونجایی شروع شد که من معمولا واسه رفتن به دانشگاه از تاکسی تلفنی سر کوچمون ماشین می‌گرفتم . خلاصه هر بار یکی از راننده ها منو می‌رسوند و هیچوقت اتفاق خاصی نیفتاده بود تا اینکه ی نفر تازه جزو راننده های اونجا شده بود .
اسمش رضا بود و ۵۱ سال سن داشت و ماشینش هم پراید بود . آقا رضا کلا آدم پرانرژی و پرحرفی بود و همون روز اولی قرار شد منو تا دانشگاه برسونه کلی صحبت کردیم و در مورد همه چی حرف می‌زدیم .
خلاصه چند باری بود که منو می‌رسوند و هر بار که تو مسیر بودیم در مورد چیزهای مختلف صحبت می‌کردیم تا اینکه کم کم بحث هامون بیشتر در مورد دختر بازی و سکس و اینجور چیزا شد . رضا از خاطرات سکسش و داستان هایی که براش پیش اومده بود می‌گفت و منم معمولا همیشه ساکت بودم و گوش میکردم . اون ما بین از خاطرات پسر کردناش هم می‌گفت و خلاصه داستان واسه تعریف کردن زیاد داشت . گذشت تا کم کم آقا رضا همون جور که حس کرده بودم روز به روز بیشتر با من راحت میشد و کم کم دوزاریم افتاده بود که این آدم نقشه کون منو کشیده .
تو مسیر دیگه یاد گرفته بود باهام شوخی دستی میکرد و دست میذاشت رو پاهای من و می‌مالید . منم به روی خودم نمیاوردم و عادی رفتار میکردم ولی از طرف صحبت هاش و رفتارش متوجه نیتش شده بودم .
از طرفی می ترسیدم و نگران بودم ولی از طرفی شیطون تو وجودم خوشش میومد و ی کرمی درونم بود . بعضی اوقات ک خیلی حشری میشدم به یاد اینکه آقا رضا داره منو می‌کنه جق میزدم و خودمو خالی میکردم .
خلاصه چند وقتی به همین منوال گذشت و آقا رضا با حرفاش و کاراش دیگه فقط مونده بود بگه که می‌خوام بکنمت تا اینکه ی روز صبح خواستم برم دانشگاه و آقا رضا خواست منو برسونه تو مسیر گفت که اگه عجله ای نداره ی وسیله ای رو باید یجا برسونه و اونم تو مسیر ما هستش اول بره وسیله رو بده بعد منو برسونه . خلاصه رفتیم تا ی جایی که به جنگل رسیدیم و همون‌طور رفت تا به یک جای خلوت رسید . ماشینو نگه داشت و از ماشین پیاده شد و اومد سمت من و در و باز کرد و گفت پیاده شو . منم پیاده شدم و قبل اینکه چیزی بگم آقا رضا من چسبوند به ماشین و شروع کرد به بوس کردن و لب گرفتن از من . من یکم غافلگیر شدم و خواستم خودمو ازش جدا کنم ولی اون محکم بهم چسبیده بود و ول کن نبود و وحشیانه داشت لب می‌گرفت ازم . گردن و لبم رو میخورد و خیس کرده بود صورتمو و نمیزاشت کاری کنم . بعدش یکم از ماشین فاصله داد من و دستش و گذاشت رو کونم و همزمان که داشت لبمو میخورد با کونم ور میرفت و دستمالی میکرد . بعدش کم کم به حرف اومد و گفت خیلی منتظر این لحظم و از روز اولی که دیدمت دلم واست یجور دیگه رفت و عاشقت شدم و گفتم باید اینو مال خودم کنم . خیلی خوشگلی و لب های خوشمزه ای داری و کونت هم خیلی نرمه و ی‌ پا دختری واسه خودت . منم واقعا مثل دخترا تو بغل آقا رضا بودم و داشت ازم لب می‌گرفت و با کونم ور میرفت . تو همین حال بودم که کمربندش و باز کرد و شلوارشو کشید پایین و دست منو گذاشت رو کیر نیمه راستش . من اولش کاری نکردم و خواستم دستمو بکشم ولی اون دستمو محکم گرفت بود و گفت تو رو خدا یکم کیرمو بمال ‌و خودش دستمو رو کیرش می‌مالید تا اینکه خودم دستمو دور کیرش حلقه کردم و عقب جلو کردم .بعد ی دقیقه یهو از شانه ها گرفت و منو چسبوند به ماشین با فشار نشوند رو زمین و کیرش و گذاشت رو لبم . دو دستی سرمو گرفت و کیرشو فشار میداد رو لبم تا منم دهانم باز کردم و کل کیرشو کرد تو دهانم . شروع کرد تلمبه زدن تو دهانم و چشاشو بسته بود و آروم آه میکشد . منم دیگه خودمو تسلیم کرده بودم و شهوت بهم غلبه کرده بود و تو دلم میگفتم که بزار هر چی میخواد بشه . بعد دو دقیقه که کیرش و ساک زدم منو بلند کرد و کمربند و شلوارم رو کشید پایین . کیر اون حدود ۱۵ سانتی میشد و کلفتیش هم بد نبود و کیر من یکم از اون کوچکتر و قلمی تر بود . یکم با کیرم ور رفت و بعدش منو برگردوند رو به جلو خم کرد . انگشتشو تف زد و سوراخمو شروع کرد تف مالی کردن . یکم با سوراخم ور رفت و کیرش و تف زد و گفت یکم بیشتر خم شو و کونتو باز کن . تا آخرین لحظه قبل اینکه کیرش توم بره عذاب وجدان داشتم و می ترسیدم و میگفتم این چ کاریه دارم میکنم ولی دیگه کار از کار گذشته بود و خودش کونمو باز کردم کیرش و گذاشت رو سوراخم . یکم فشار داد ولی نمی‌رفت . دوباره قشنگ تف زد و دیگه کونم کامل خیس شده بود و کیر خودش هم تف زد و گذاشت رو سوراخم و فشار داد تا بالاخره سرش رفت تو . ی‌ لحظه درد عجیبی گرفتم و کونم تیر کشید و ی داد زدم . رضا گفت هیس و دستشو گذاشت جلو دهنم و کم کم فشار داد و کل کیرش و کرد داخلم . یکم مکث کرد و تکون نداد و گفت عزیزم وایسا الان عادت میکنی . بعدش شروع کرد آروم عقب جلو کردن تا جایی که کم کم کیرش تو کونم جا باز کرد و راحت عقب جلو می‌رفت . من هنوز درد داشتم ولی چون از قبل چیزای دیگه تو کونم میکردم بعد چند بار عقب جلو رفتن کیرش کم کم دردش‌ کم تر میشد . رضا دستشو از رو دهانم برداشته بود و دو طرف کمرمو گرفته بود و سرعت کردنش هم بیشتر میشد . آه میکشید و حرف های تحریک آمیز میزد و می‌گفت عجب کونی داری و مثل دخترا تر و تمیزی . این کون گاییدن داره و آدم از کردنش سیر نمیشه . منم دیگه از شدت شهوت فقط لذت می‌بردم و دردی رو احساس نمی‌کردم و رضا هم با شدت داشت منو میکرد . خلاصه بعد چند دقیقه صدای آه و اوه رضا دراومد و ی گرمایی داخل کونم احساس کردم و فهمیدم ارضا شده . حقیقتش تازه داشت حال میداد ولی رضا دیگه آبش اومده بود و جای زیاد مطمئنی نبودیم . به خاطر همین سریع جمع کردیم و منم خودمو با دستمال تمیز کردم و رفتیم سمت دانشگاه . رضا هم کلی ازم تشکر کرد و چند باری هم منو بوسید تا رسوند دانشگاه و گفت باز هم همو میبینیم و رفت . کل روز تو فکر اون لحظات بودم و هر بار که یادش می افتادم کیرم راست میشد .
خلاصه دو سه روزی گذشت و قسمت نشده بود رضا منو برسونه تا اینکه ی اتفاق جدید برام افتاد . ی شب ساعت ۱۱‌ بود که قرار شد برم ی‌ سر پیش دوست دخترم و باهام کار داشت .
رفتم سر کوچه و داخل آژانس شدم و فقط ی نفر بود به اسم هومن . هومن تقریبا ۳۲‌ سالش بود و مجرد بود . از همون اول نگاه ها و طرز صحبتش برام عجیب بود . خلاصه یکم باهام لاس زد تا یهو بلند شد و رفت سمت در و در رو قفل کرد و کرکره مغازه رو داد پایین . منم یکم ترسیدم و گفتم چیکار داری می‌کنی . اونم گفت خفه شو و می‌دونم رضا کرد و . یا با زبون خوش به منم کون میدی یا آبروتو تو کل محل میبرم . منم دیدم انگار رضا دهنش قرص نبوده و تموم ماجرا رو بهش گفته . بهش گفتم بزار الان برم کار دارم بعداً میام ولی اون گفت نه الان من هوس کردم و نمیتونی جایی بری . کر کره هم کامل اومد پایین و اومد سمت من و اول خودش نشست رو مبل و بعدش منو رو کیرش نشوند . سرمو گرفت و شروع کرد ازم لب گرفتن . منم دیدم دیگه کار از کار گذشته و باید بهش بدم به خاطر همین خواستم نهایت لذت رو ببرم و همراهیش کردم . سفت شدن کیرش رو زیر کونم حس میکردم تا اینکه خودم بلند شدم و جلوش زانو زدم و شلوار و شورتش رو کشیدم پایین و کیرش رو گرفتم دستم . کیرش نسبتا تیره و کلفت بود ولی زیاد دراز نبود . شروع کردم براش ساک زدن و اونم چشاشو بسته بود آه و اوف میکرد . سری قبل از کیر رضا سیر نشده بودم و انگار کارم نیمه تموم مونده بود ولی این دفعه داشتم با کیر هومن هر کاری دلم میخواست میکردم و ی ساک پر تف براش زدم تا اینکه هومن گفت بریم اون پشت اون پشت یدونه تخت هست و اونجا بکنمت . رفتیم اونجا منو دمر خوابوند رو تخت و خودش اومد روم . کونم رو باز کرد یکم تف مالی کرد و حتی چند ثانیه ای سوراخم رو قشنگ با زبونش لیس زد و خیس کرد . وای که رو ابرا بودم صدای نفس هام بلند شده بود .
بعدش هومن کیرش و گذاشت دم سوراخم و با یکم فشار کرد توم . اولش باز خیلی دردم گرفت و گفت تو رو خدا آروم تر . اونم گفت چشم و آروم کیرش رو عقب جلو میکرد تا اینکه جا باز شد و کیرش راحت رفت و آمد میکرد و هومن هم سرعتش رو بیشتر کرد . صدای بهم خوردن بدنامون تو مغازه پیچیده بود و منم از شدت شهوت دوست داشتم بلند آه و ناله کنم .همون هم فقط می‌گفت آروم تر و ممکنه صدا بیرون بره ولی از اون طرف وحشیانه داشت کمر میزد . خلاصه یکم تو این پوزیشن بودیم تا هومن بلند شد و رفت پایین تخت . منم برگشتم و هومن پاهامو گرفت گذاشت رو شونش و کونمو فشار داخل سمت شکمم و کیرش رو کرد توم . آنقدر داشت بهم حال میداد که با خنده آه و ناله میکردم و دوست داشتم تا صبح منو بکنه . چند دقیقه هم تو این پوزیشن کرد و بعدش گفت برگرد و واسش بالای تخت داگی وایسادم و اونم پایین تخت سر پا بود و شروع کرد کردنم . بعد چند دقیقه گوشیه هومن زنگ خرد و با ی نفر صحبت کرد و گفت بیا داخل . یهو صدای بالا رفتن کرکره اومد و قلبم اومد تو دهنم و گفتم این کیه اومده و از تخت اومدم پایین ولی هومن باز منو هل داد سمت تخت و رو به جلو خم کرد منو کیرش رو کرد داخلم و گفت نترس به یکی از بچه ها هم گفتم بیاد تو رو بکنه .
خواستم از زیرش در برم و برگشتم ولی اون ول کنم نبود و چسبوند به دیوار من و گفت نمیتونی جایی بری تازه اومدی . همون‌طور که سر پا بودم و منو چسبونده بود به دیوار کونمو باز کرد و کیرشو فرستاد داخلم و دو طرف کمرمو گرفت و شروع کرد کمر زدن . تو همون لحظه صدای باز شدن قفل و در اومد و ی نفر گفت جان کجایین کسکشا منم اومدم ‌. بعدش در و قفل کرد و کرکره رو داد پایین . اسم این یارو سعید بود و تقریبا ۳۰ سال داشت . اومد و به هومن گفت این ناقلا اینو از کجا آوردی .
هومن گفت داستان داره ولی بیا امشب اینو بکن خوب چیزی هست و تر و تمیز هست . من پشتم به اینا بود و هنوز قیافه سعید رو ندیده بودم. هومن هم همینجور داشت منو میکرد و دست بردار نبود . صدای باز شدن کمربند سعیدم میومد و گفت بیا نوبت منه . هومن گفت وایسا یکم دیگه آب من میاد بعد تو بیا بکن . سعیدم گفت باشه حداقل بزار فعلا یکم برام بخوره . هومنم یکم فکر کرد و گفت بیا اینجوری بکنمش خودش نشست رو تخت و منو نشوند رو کیرش و سعیدم سر پا وایساد کیرشو کرد دهنم . همزمان رو کیر هومن بالا پایین میکردم و کیر سعیدم تو دهنم عقب جلو کشیدم . بعد چند دقیقه هومن آبش اومد و منو از رو کیرش بلند کرد و دستمو گرفت رو کیرش مالید همه آبش رو دست من و زمین ریخت .
بعدش رفتم دستمو شستم و رفتم سمت سعید و اونم منو لبه تخت نشوند و پاهامو از هم وا کرد گرفت تو دستاشو کیرشو کرد توم . خلاصه سعید تو پوزیشن های مختلف منو کرد تا جایی که واقعا از کیر سیر شدم . بعدش فهمیدم که سعید قبل اومدنش قرص خورده بود و قشنگ نیم ساعتی دهن منو سرویس کرد . تا جایی که هم اون هم من خسته شدیم و نشست و سرعتی شروع کردم براش ساک زدن تا بلاخره بعد چند دقیقه آبش اومد و نصف رفت تو دهنم و نصف ریخت رو زمین .
گفتم دیگه تموم شد و من برم که هومن گفت کجا ی دست دیگه می‌خوام بکنمت . منم گفتم تو رو خدا دیگه طاقت ندارم ولی اون گوشی بدهکار نبود و می‌گفت یکی از فانتزیامه که من بشینم و تو فقط روش بالا پایین کنی . خلاصه منو راضی کرد و رو مبل نشست و منم نشستم رو کیرش . حقیقتش کیر سواری هم داشت بهم حال میداد و با قر رو کیرش بالا پایین میکردم تا بالاخره بعد ده دقیقه برای دومین بار آب هومنم آوردم و لباس پوشیدم و از اونجا فرار کردم .
اون چند روز پر از ماجرا بود برام که اگه دوست داشتین براتون میگم . ممنون

نوشته: ناشناس

بازدید 6,367

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

12 پاسخ به “راننده های آژانس منو کردن”

  1. کمتر جق بزن 😌فکر کنم تو عمرت شمال نرفتی .روز روشن کنار جنگل 😐

  2. خب دیگه چه ! نونوایی محل سوپری سرکوچه قصاب محل تا یادم نرفته لوازم تحریری محل اینها تو رو هم بنویس که در عالم تخیل تو رو گاییدن !

  3. کون سفید و توپولی رو دوس دارم ولی به شرطی که با میل و علاقه خودش زیر کیرم باشه

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید