جنده‌ی پسرخاله هام (۱)

من تهران به دنیا اومدم ولی مادر بچه یکی از شهرای شمالیه و من تا اون جایی که یادم میاد هر تعطیلی و تابستان و هر موقعیتی که پیش می اومد می رفتیم شهر مادرم گاهی اوقات پدرم ما را همراهی می کرد و گاهی اوقات هم خودمون تنها می رفتیم من میلادم الان 21 سالمه قدم نزدیک 170 و کلا 65 کیلوام با پوستی سفید موهای مشکی و چشای قهوه ای کاملا معمولی ژنتیکی مو ندارم و همون یکمی هم که در میاد را همیشه میزدم و این خاطره اولین باریه که گاییده شدم و تا امروزم ادامه داره یادمه 19 سالم بود که مامان و بابام تصمیم داشتن یه سفر زیارتی برن و من و خواهر 7 سالم را آوردن شمال که 10 روز پیش مادر بزرگم باشیم من خیلی خوشحال بودم چون عاشق خونه مادر بزرگم بودم و عاشق این که با فامیلای مادریم وقت بگذرونم ظهر چهارشنبه بود که رسیدیم خونه مامان بزرگم و همون شب مامان بابام برگشتن تهران چون جمعه صبح پرواز داشتن و من و خواهرم موندیم خونه مامان بزرگم قبلا هم شده بود که زیاد بیایم اینجا ولی این اولین باری بود که نه مامان نه بابام همراهمون نبودن مامان بزرگم یه پیر زن شمالی که نمیدونیم دقیق چند سالشه و جالبه من نصف بیشتر حرفاشو به خاطر لهجش متوجه نمی شم به شدت مهربون و من عاشقشم شب اول همگی تو اتاق مادر بزرگم خوابیدیم و صبح بیدار شدیم صبحانه خوردم که صدای زنگ خونه اومد خالم بود که هر روز می اومد خونه مامان بزرگم خالم ساکنه شماله و عموما هر روز هفته میاد پیش مادرش من پدر بزرگم را ندیدم قبل به دنیا اومدن من به رحمت خدا رفته و شبها هم یکی از پسراش میان خونه مامان بزرگم میخوابن که تنها نباشه خالم دو تا پسر داره رضا که اون زمان 20 سالش بود و محمد که 24 ساله بود هر دو میکانیکی دارن و همیشه رابطم باهاشون خوب بوده خالم اومد تو می دونست ما اونجاییم کلی هم برامون خوراکی آورده بود من اغلب سرم تو گوشی بود و بیشتر بازی می کردم و خواهرم هم با چنتا دختر بچه دم در خونه داشت بازی می کرد نهار خوردیم که خالم رفت و به مامانش گفت بگم شب بچه ها بیان مامان بزرگم گفت بگو بیان میلاد و یکم ببرن بیرون گفت باشه و رفت ساعت تقریبا 8 بود که صدای موتور اومد رضا بود اومد تو حیاط و سلام کرد از دیدنش خوشحال شدم هم بازی بچگیم بود ولی ارتباط چندانی نداشتیم در حد این که گاهی پست های همو اینستا لایک می کردیم اومد گفت بیا بریم با محمد چایخونه من که اصلا اهلش نبودم با بی میلی تموم آماده شدم و رفتم بیرون محمد پشت موتور بود سلام کردم محمد همیشه برام پسر جذابی بود چهارشانه خوش هیکل با چشمان سبز و ته ریش بلوند ولی رضا خیلی معمولی بود چشماش رنگی بود ولی یه حالت روستایی داشت که برای من زیاد جذاب نبود. من همیشه حس خوبی به محمد داشتم و اون زمان نمی دونستم که همجنسگرام و همیشه محمد برام جذاب بود اونم همیشه با من رفتارش دوستانه بود با این که هم بازی بچگی هم بودیم و اون ازمن بزرگتر بود هیچ وقت یادم نمیاد ازم سواستفاده ای کرده باشه و همیشه خیلی مردونه ومهربون بود نشستم پشت ترک موتور رضا هم اومد رفتیم یکم دور دور و بعد رفتیم یه چایخونه که صاحبش دوست رضا بود بچه ها قلیون کشیدن و شام خوردیم ساعت تقریبا 10 شب بود که برگشتیم فکردم بچه ها منو میزارن و میرن ولی محمد موتور را پارک کرد تو حیاط و با رضا اومدن تو خواهرم و مامان بزرگم پای تلوزیون بودن که مامانی پرسید شام خوردین گفتیم اره بچه ها هم نشستن پای تی وی من رفتم لباس عوض کردم و اومدم که مامانی رفت بخوابه خواهرم روی مبل خواب بود بلندش کرد برد تو جاش و من موندم با پسرا رفتم لبتابم را آوردم و گفتم فیلم ببینیم که محمد گفت باشه رفتیم تو یه اتاق دیگه محمد رفت جا آورد کنار هم انداخت و یه تیشرت مشکی تنش بود که درش آورد بدن جذاب مردونش با سینه های پر مو بلوندش حواسم و پرت کرد جوری که رضا زد بهم گفت کجایی گفتم همینجا و رضا و محمد زدن زیر خنده شلوارشو در اورد یه شورت بلند مامان دوز پاش بود بدن فیت و جذابی داشت رضا رفت از آشپزخونه یکم میوه و خوراکیا که مامانش آورده بود را آورد و من مشغول انتخاب فیلم از روی هاردم بودم که برگشتم دیدم رضا هم لباساش را در اورد و اومد نشست فقط من بودم که با تیشرت و شلور بودم که رضا گفت پاشو بکن لباساتو راحت باش جمع مردونس محمد اومد دراز کشید تو جای اول و رضا هم تو جای اخر و من موندم وسط دوتاشون با خجالت هر چی تمام تیشرتمو در آوردم و بدن من در مقابل اون دوتا که هیکل فیت و عضلانی داشتن خیلی معمولی بود یکم سینه داشتم و بدون مو رضا یه نگاه کرد بهم یه جون کش دار گفت و یه نشگون از سینه صورتیم گرفت که حسابی دردم اومد و زدن با محمد زیر خنده دراز کشیدم و سه تایی فیلم دیدیم نگاه کردم محمد خواب خواب بود رضا خودشو نزدیک تر کرد بهم و لبتابم را اورد جلو حالا شونم چسبیده بود به شونه رضا و داشتیم فیلم می دیدم که رضا دستش را بلند کرد گذاشت زیر سرم حالا تو بغل رضا بودم که رضا یه نگاه بهم کرد و دستش را گذاشت روی شکمم اولین بار بود که یه پسر منو لمس می کرد بدنم داغ شد گوشام سرخ شده بود و حواسم بیشتر به دست رضا بود تا فیلم که رضا چرخید حالا کاملا یه طرف بدنش مماس با بدنم بود و نفساش را پشت گوشم حس می کردم فیلم تموم شد رضا لبتاب و بلند کرد گذاشت کنارش و اومد تو جاش دراز کشید بهم گفت خوابت میاد گفتم نه زیاد، گوشیش را در آورد و یه هدفون سیمی داشت زد بهش و اومد چسبید بهم یکیش را دراز کرد به سمتم گذاشتم تو گوشم و شروع کرد به چرخیدن تو اینستا دستش را گذاشت زیر سرم و حالا رسما تو بغلش بودم بدنم باز داغ شد حس خوبی داشتم اگه می شد همونجا شروع می کردم به بازی با پشم های سینه ورزشکاری و مردونش ولی خودمو کنترل کردم که رضا رفت تو گالریش و یه فیلم سوپر پلی کرد وای یه زنه زانو زده بود و داشت واسه یه کیر کلفت ساک می زد اولین باری نبود که پورن می دیدم ولی اولین باری بود که کنار یه نفر دیگه پورن می دیدم رضا دستش و از زیر سرم برداشت و گفت ببین چه حالی میکنه یارو نمیدونستم که باید چی بگم کیرم داشت شلوارمو پاره میکرد یه ملحفه روم بود که دیدم رضا داره با کیرش بازی میکنه یه نگاه کرد بهم و گفت با هم بزنیم گفتم چی که دستشو برد زیر ملحفه و از رو شلوار کیرمو گرفت شوکه شدم و سر انگشتاش رو دور کیر کوچیک من میچرخوند و گوشی را گذاشت کنار و سرش اورد نزدیک گوشم و دست منو گرفت و برد سمت شورتش وای اولین بار بود که گرمی کیرو تو دستم حس می کردم یه کیر بلند و کلفت گرم داشت که سرش خیس از یه مایع لزج بود هنوز کیرشو ندیده بودم ولی حسش تو دستم فوق العاده بود دستمو کشیدم روی کیرش آهی کشید و دستشو از شوارم در اورد و گفت میلاد یه حالی بهم میدی نمیدونستم منظورش از حال دقیقا چیه که سرشو برد پایین و سر سینه صورتیم را شروع کرد به مک زدن نفسم بند اومد داغ شدم همه بدنم شل شد زبونش را دور سینم میچرخوند و اومد بالا شروع کرد به خوردن گردنم داشتم از حال میرفتم که لباشو گذاشت رو لبام و زبونش را تو دهنم چرخوند مثل یه تیکه ذغال داغ که گرماش سرمو داغ کرد و هوش از سرم برد چشمام و بستم و فقط باهاش همراهی کردم اولین تجربه بوسیده شدن رضا منو چرخوند سمت خودش دستاشو حلقه کرد دور بدنم و لبام و میخورد و دستمو گذاشت روی کیرش که ناگهان از پشت گردنم بوسیده شدم خواستم برگردم که رضا سرمو نگه داشت و لبام و شروع کرد به خوردن که محمد از پشت چسبید بهم و شلوارمو آروم از پام کشید پایین و شروع کرد به نوازش کمرم و خوردن گردنم حس غیر قابل وصفی داشتم بین دوتا بدن گرم که هردو داشتن با لب ها و زبونشون منو به نقطه انفجار می بردن رضا لباشو از لبام کند و چرخوندم سمت محمد و گفت دیدی گفتم میارمش تو راه محمد یه چشمک زد به رضا و بغلم کرد و گفت قربون پسر خاله خوشکلم برم و شروع کرد به خوردن گردن و لبام وای اون ته ریش مردونش روی صورت و گردنم داشت دیونم می کرد که رضا شورتم و کشید پایین شروع کرد با سوراخم بازی کردن من تسلیم تسلیم بودم و داشتم از بوی بدن مردونه محمد لذت میبردم که رضا پاشد رفت در اتاق و بست و یه چیزی از تو یه کمد آورد و یه مایع لزج مالید دور سوراخم و گفت وای محمد ببین چه سوراخ صورتی تنگیه داداش و یه جون گفت و در گوشم گفت اکبنده ؟ و انگشتش را آروم دور سوراخم چرخوند و سر انگشتشو گذاشت تو سوراخم اومدم تکون بخورم که محمد محکم تو بغلش گرفتم و لباش و گذاشت رو لبام و رضا اروم اروم سوراخمو باز کرد تا این که کامل اون انگشت کلفت مردونش داشت تو سوراخم میچرخید چند دیقه ای با سوراخم بازی کرد اولش خودمو سفت گرفته بودم ولی حالا تو بغل محمد شل شدم و داشتم از عقب جلو کردن انگشت رضا تو سوراخم حال میکردم که رضا بلندم کرد گفت بیا بریم شورتش را پوشید شلوارم منو کمک کرد پام کنم رفتیم دستشویی تو حیاط بود بهم گفت برو چند با کونتو با شلنگ پر آب کن و خالی کن بیا که تمیز بشه نمیدونم چرا ولی مثل یه بچه حرف گوش کن به حرفش گوش کردم و کاری که گفته بود را کردم سر شلنگ خیلی راحت میرفت تو سوراخم باورم نمیشد که این قدر باز شدم اومدم بیرون و رفتیم تو حال، مامانی و خواهرم خواب خواب بودن رفتیم تو اتاق و رضا درو بست محمد دراز کشیده بود که رضا شلوارمو کشید پایین و محمد نشست توی جاش منو چرخوند و زبونش را گذاشت روی سوراخم که اومدم ناله کنم رضا لبامو خورد و شورتش را کشید پایین و حالا کیر درازشو میدیدم که یکم پشم داشت دستمو گرفت گذاشت روی کیرش و لبام و میخورد دوباره همون مایع لزج را این بار محمد ریخت رو سوراخم و انگشتش را فرو کرد تو راحت رفت تو یه جونی گفت و به رضا گفت دمت گرم عجب سوراخی ساختی آمادس داداش بیا، منو چرخوند سمت رضا و پاشد ایستاد روبه روم تازه کیر نیمه خوابشو دیدم وای یه کیر کلفت و سفید که سرش رو به بالا بود دستشو گذاشت روی شونمو حالا داگی وسط دشک بودم سر کیرشو گرفت و گذاشت روی لبام اولین بار بود که قرار بود ساک بزنم سرشو گذاشتم تو دهنم و تا به خودم اومدم عین یه جنده که صد سال داره کیر میخوره داشتم کیر محمد و ساک میزدم که خندید و گفت اوه واردیا که رضا سر کیرشو گذاشت رو سوراخم و نفهمیدم چیشد سرشو فرو کرد تو کیر محمد و کشیدم از دهنم بیرون از درد دراز کشیدم و رضا افتاد روم و تا دسته کیرشو کرد تو سوراخم و خوابید روم وای داشتم میمردم از درد زبونش را چرخوند دور گوشام و گفت الان دردش تموم میشه رو کرد به محمد و گفت بیا صفر اینم زدیم و شروع کرد به عقب جلو کردن کیرش نفسم بند اومده بود خودمو شل کردم تا دردش کمتر شد که کیر محمد نزدیک لبام شد دهنمو باز کردم و حالا دو تا داداش داشتن از کون و دهن منو میگایدن رضا بلندم کرد چرخوندم روی دشک و یه بالشگ گذاشت زیر کونم و پاهامو گذاشت روی شونش و سر کیرشو فرو کرد تو سوراخم و شروع کرد به تلنبه زدم محمد هم دستمو گرفت و گذاشت رو کیرش و شروع کردم براش جق زدن که رضا گفت نزدیکم محمد گفت بکش بیرون نزار آبت بیاد و خودش رفت جای رضا و پاهامو بلند کرد یه نگاه به سوراخم کرد و یه تف انداخت سر کیرش و وای کیرش که رفت تو سوراخم چشام سیاهی رفت رضا دراز کشید کنارم و لبامو میخورد و با کیرم بازی میکرد و این محمد بود که داشت تو سوراخم کیر کلفتش را عقب جلو میکرد و قربون صدقه سوراخم میرفت که کشید بیرون و داگی چرخوندم به رضا گفت بیا دوتاشون رفتن پشت سرم یکشون کونمو با دست باز میکرد و اون یکی کیر کلفتش را تو سوراخم عقب جلو میکرد و من عین یه جنده ناله میکردم هر کدوم چند دیقه تلنبه میزدن و جاشون عوض میکردن تا جایی که دیگه زانو هام داشت میلرزید التماس می کردم آبشون بیارن که محمد دلش برام سوخت دراز کشید روی تشک و رضا منو گذاشت تو بغلش و کیرش و هل داد تو سوراخم و شروع کرد به گاییدنم سرعتشو زیاد کرد و نالش بلند شد نبض کیرش را تو سوراخم حس میکردم که با هر نبض مایع داغی سوراخم را پر میکرد بلند شد تیشرتش و شورتشو پوشی و رفت بیرون به رضا گفت تمومش کن بسشه برا امشب رضا پاهامو باز کرد و سر کیرشو هل داد تو و شروع کرد به گاییدنم نمیدونم چرا ارضا نمیشد سوراخم سر شده بود سینه هامو میخورد ومن ا زگاییده شدن زیرش رو ابرا بودم که محمد اومد گفت هنوز داری میکنی بسشه و اومد نشست کنار من کیر کوچیکمو گرفت تو دستاش و با تف خیسش کرد و رضا داشت سوراخمو میگایید و محمد برام جق میزد بدنم لرزید تا حالا نمیدونستم میتونم این حجم آب را از خودم بدم بیرون آب داغم پمپ شد رو سینه و شکمم و ناله رضا بلند شد تا دسته کرد توم و نگه داشت که باز همون حس داغ شدن سوراخم چند باری کیرش را در اورد و تا دسته کرد توی سوراخم جاری شدن اب کیرش از کونم لای پام و رونام را حس میکردم که زبون محمد تو دهنم چرخید من روی ابرا بودم حس سبکی خاصی از گاییده و ارضا شدن من رسما کونی پسر خاله هام شدم
ادامه دارد …

نوشته: mt

بازدید 7,708

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

18 پاسخ به “جنده‌ی پسرخاله هام (۱)”

  1. خیلی خوب بود و یاد خاطراتم رو برام زنده کردمنم اولین بار ۱۲ سالم بود که توسط پسرخالم گاییده شدم و بعد مدتی برادر بزرگترش هم منو میکرد و تا چند سال کونی این دو برادر بودم

  2. کاش یه مفول بود بهم حال میداد…حداقل مجازیراستی نویسنده پیامارو چک میکنه؟

  3. وااااییی چه خوب بودیاد گذشته خودم افتادم که پسرخاله هام کونم میزاشتنولی تا حالا دوتاشون باهم این کارو نکردن

  4. من هم پسر خاله م رو می کردم. عجب کونی داشت. وقتی سوار می شدم دیگه دوست نداشتم پیاده بشم. یه شب دوبار کرده بودمش، برای بار سوم،ساعت یازده افتادم روش تا ده دقیقه به دوازده داشتم لا پایی تلنبه میزدم، آبم نمی آمد، یعنی آبی نمانده بود که بیاد. آخرش زیر من خوابش برد.

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید