با سلام
تو داستان قبلی نوشتم که بالاخره ضربدری زدیم با رضا و شهلا و کون گنده شهلا رو گاییدم .
دو هفته بعد از اون ماجرا ، قرار بود مادرم با خواهرم اینا چند روز بره مشهد ، مادرم اول بخاطر من نمیخواست بره که بالاخره راضی شد با خواهرم اینا برن مشهد .
صبح از تو اداره زنگ زدم به لیلا و جریان رو بهش گفتم . خوشحال شد و گفت ساعت چند میرن ، گفتم ساعت ۴ بعد از ظهر بلیط قطار دارن . گفت پس من ساعت ۵ و ۶ میام . گفتم حتما ، ولی نظرت راجب ضربدری با رضا و شهلا چیه ؟
لیلا گفت اون دفعه که خیلی حال داد ، شهلا و رضا هم خیلی خوششون آمده بود
گفتم پس به شهلا زنگ بزن برای شب ۹ به بعد دعوت کن ، منم به رضا میگم ببینیم چی میشه . تلفن را قطع کردم و زنگ زدم به رضا ، بهش جریان رو گفتم ، اونم گفت با شهلا صحبت میکنه و خبر میده .
گفتم منتظرم و قطع کردم .
ساعت ۱ مرخصی گرفتم و رفتم خونه تا مادرم را راهی کنم .
ساک کوچیکی برداشته بود ، مدارک اش رو چک کردم ، مقداری هم پول به کارتش انتقال دادم . ساعت ۳ رفتیم ایستگاه قطار و مادرم رو تحویل خواهرم و دامادمون دادم .
خداحافظی کردم و برگشتم خونه.
تا رسیدم رضا زنگ زد، گفتم چی شد ، گفت میآییم، گفت از کی میتونیم بیاییم ، گفتم از همین الان و زدیم زیر خنده ، گفتم جدی میگم الان حاج خانوم رو راهی کردم و آمدم .
رضا گفت برم دنبال شهلا و بعدش میآییم. گفتم باشه ، بعد گفتم راستی اون بند و بساط ات رو هم بیار که بریم فضا.
قطع کردم و زنگ زدم به لیلا ، انگار تو راه بود ، گفتم کجایی گفت ۱۰ دقیقه دیگه میرسم .
گفتنم بیا که کلی کار داریم .
۱۰ دقیقه نشد که زنگ در زده شد ، دیدم لیلا آمده، درو زدم آمد بالا .
آمد داخل و درو بست ، بعد سلان و علیک و چند تا لب و لوب رفت لباس عوض کنه .
آمد گفت خوب بگو چیکار کنم ، گفتم فقط میوه ها رو بشور و تمام . گفت پس شام . گفتم مادرم درست کرده .
خلاصه میوه و شیرینی چیدیم تو ظرف ، قلیون هم آماده کردیم ، و منتظر رضا و شهلا شدیم .
لیلا زنگ زد به شهلا و پرسید کی میان .
شهلا گفت منتظر رضاست تا بیاد میان .
در همین حین شهلا میگه رضا آمد و الان راه میوفتم.
من زغال برای قلیون گذاشتم و فلش فیلم سوپر رو زدم به تلویزیون ، بیشتر فیلم های ضربدری زن و شوهری انتخاب کرده بودم .
خلاصه ۱۵ مین گذشت که زنگ زدن ، دیدم رضا و شهلا جون هستن ، درو باز کردم و با لیلا رفتیم جلو در به استقبال شون .
لیلا یه استرچ مشکی براق و تاپ کوتاه و تنگ که کل سینه هاش بیرون بود .
شلوار استرس هم رفته بود لای چاک کوس و کونش ، چون شورت زیرش نداشت .
رضا و شهلا آمدن ، سلام و علیک و روبوسی و آمدیم داخل .
لیلا شهلا رو برد تو اتاق لباس عوض کنن ، رضا هم لخت شد با رکابی و شورت . گفت آب بیار قرص بخوریم . آوردم دوتا انداخت بالا ، دو تا هم داد به من .
گفتم تشکیلات به راهه گفت چه جورم و خندیدیم .
تو همین حین لیلا و شهلا از اتاق آمدن بیرون . وای وای شهلا چه کوس و کونی انداخته بود بیرون . یه استرچ براق طلایی ، با یه تاپ تنگ که کل سینه هاش بیرون بود .
کوس قلمبه اش و کون گنده اش حسابی زده بود بیرون ، من داشتم راست میکردم .
گفتم خیلی خوش آمدید.
بعد گفتم شام حاضره ، قلیون هم زغال گذاشتیم ، گفتن شام بخوریم و بعدش قلیون و آخر سر هم بریم دنبال اصل برنامه.
بعد شام و قلیون ، رضا بساط دم زنی رو آورد و چند تا برای خودش و شهلا جون گرفت و دهن به دهن کردن ، بعد برای من و لیلا جون گرفت و ماهم دهن به دهن کردیم .
این دفعه رو مون بازتر بود و راحتتر بودیم . من سریع شرتم رو در آوردم ، تکیه دادم ، رضا یدونه برای لیلا گرفت گفت سر کیر اکبر خالی کن و بعد هم بخورش .
لیلا دودو سر کیرم خالی کرد و بعد شروع کرد به ساک زدن . آنقدر دهنش داغ بود نزدیک بود آبم بیاد .
دیدم رضا دود برای شهلا جون گرفت و اونم داد سر کیرش و شروع کرد ساک زدن .
لیلا در حال ساک زدن شلوارش رو درآورد .
من دستم رو انداختم رو کمرش و چاک کونش را میمالید م .
شهلا جون هم یهو شلوارش رو درآورد . انگار با هم هماهنگ بودن .
لیلا گفت اکبر من طاقت ندارم ، کوس ام رو بخور .
به رضا گفتم یه دود پر ملات بده ، گرفتم و رفتم لای پای لیلا جون ، دود تو کوس اش خالی کردم و شروع کردم خوردن کوس و چوچولش .
رضا هم یه دود گرفت و تو کوس تپل شهلا جون خالی کردو شروع به خوردن کرد .
در حال خوردن کوس لیلا بودم که ، رضا زد بهم . نگاه کردم بهش ، با دست اشاره کرد بیا جامون عوض ، سریع جامون عوض کردیم ، زن ها آنقدر تو فضا بودن متوجه نشدن ، دیدم دو تا قنوت کوس جلو دهنم هست ، شروع کردم خوردن که ناله شهلا درآمد و گفت بخور جون بخور و سرمو فشار میاد به کوسش . بغلم هم رضا همچین کوس لیلا را میخورد که لیلا ارضا شد ، رضا همه آب کوس لیلا رو خورد . رفت بالا و کیرش رو کرد تو کوس لیلا .
شهلا هم ارضا شد . منم آب کس اش رو خوردم و رفتم بالا و کیرم و کردم تو کوس شهلا جون .
تازه زن ها فهمیدن که ضربدری شروع شده .
داشتم تلمبه میزدم که به شهلا جون گفتم یه دود برام بگیر آبم نیاد ، آونم برام گرفت و دودش رو دهن به دهن کردم باهاش . خیلی حال داد ، کیرم انگار دو برابر شد تو کوس اش . رضا گفت منم دود میخوام . شهلا براش گرفت ، رضا هم لب تو لب شد با لیلا و دود رو خالی کرد تو دهنش .
دیگه خسته شدیم ، گفتیم پاشیم یه قلیون و چای بزنیم و بعد ادامه بدیم .
زن ها رفتن تو حموم کوس و کونشون رو بشورن ، من و رضا هم جلو تلویزیون .
رضا فلش داد بهم گفت بزن به تی وی ، زدم و یه فیلم آورد ، اولش ضربدری بود ، وسط فیلم ، به نوبت دو تا مردا یکی از زنها را دو کیره میکردن . رضا گفت نظرت چیه ، گفتم خوبه ولی باید نظر زن ها رو پرسید . گفت کارت نباشه . این سری هر کی با مال خودش شروع میکنه ، بعد من در گوش شهلا میگم چند تا کیر میخواهی ، در حالی که تو کوسش تلمبه میزنم بهش میگم ، دوست داری کیر اکبر بره تو کونت الان ؟ حسابی که حشری بشه قبول میکنه .
فقط حواست باشه به من . الان که آمدن من فیلم رو دوباره میزارم و ادامه ماجرا .
این داستان ادامه دارد
تو داستان قبلی نوشتم که بالاخره ضربدری زدیم با رضا و شهلا و کون گنده شهلا رو گاییدم .
دو هفته بعد از اون ماجرا ، قرار بود مادرم با خواهرم اینا چند روز بره مشهد ، مادرم اول بخاطر من نمیخواست بره که بالاخره راضی شد با خواهرم اینا برن مشهد .
صبح از تو اداره زنگ زدم به لیلا و جریان رو بهش گفتم . خوشحال شد و گفت ساعت چند میرن ، گفتم ساعت ۴ بعد از ظهر بلیط قطار دارن . گفت پس من ساعت ۵ و ۶ میام . گفتم حتما ، ولی نظرت راجب ضربدری با رضا و شهلا چیه ؟
لیلا گفت اون دفعه که خیلی حال داد ، شهلا و رضا هم خیلی خوششون آمده بود
گفتم پس به شهلا زنگ بزن برای شب ۹ به بعد دعوت کن ، منم به رضا میگم ببینیم چی میشه . تلفن را قطع کردم و زنگ زدم به رضا ، بهش جریان رو گفتم ، اونم گفت با شهلا صحبت میکنه و خبر میده .
گفتم منتظرم و قطع کردم .
ساعت ۱ مرخصی گرفتم و رفتم خونه تا مادرم را راهی کنم .
ساک کوچیکی برداشته بود ، مدارک اش رو چک کردم ، مقداری هم پول به کارتش انتقال دادم . ساعت ۳ رفتیم ایستگاه قطار و مادرم رو تحویل خواهرم و دامادمون دادم .
خداحافظی کردم و برگشتم خونه.
تا رسیدم رضا زنگ زد، گفتم چی شد ، گفت میآییم، گفت از کی میتونیم بیاییم ، گفتم از همین الان و زدیم زیر خنده ، گفتم جدی میگم الان حاج خانوم رو راهی کردم و آمدم .
رضا گفت برم دنبال شهلا و بعدش میآییم. گفتم باشه ، بعد گفتم راستی اون بند و بساط ات رو هم بیار که بریم فضا.
قطع کردم و زنگ زدم به لیلا ، انگار تو راه بود ، گفتم کجایی گفت ۱۰ دقیقه دیگه میرسم .
گفتنم بیا که کلی کار داریم .
۱۰ دقیقه نشد که زنگ در زده شد ، دیدم لیلا آمده، درو زدم آمد بالا .
آمد داخل و درو بست ، بعد سلان و علیک و چند تا لب و لوب رفت لباس عوض کنه .
آمد گفت خوب بگو چیکار کنم ، گفتم فقط میوه ها رو بشور و تمام . گفت پس شام . گفتم مادرم درست کرده .
خلاصه میوه و شیرینی چیدیم تو ظرف ، قلیون هم آماده کردیم ، و منتظر رضا و شهلا شدیم .
لیلا زنگ زد به شهلا و پرسید کی میان .
شهلا گفت منتظر رضاست تا بیاد میان .
در همین حین شهلا میگه رضا آمد و الان راه میوفتم.
من زغال برای قلیون گذاشتم و فلش فیلم سوپر رو زدم به تلویزیون ، بیشتر فیلم های ضربدری زن و شوهری انتخاب کرده بودم .
خلاصه ۱۵ مین گذشت که زنگ زدن ، دیدم رضا و شهلا جون هستن ، درو باز کردم و با لیلا رفتیم جلو در به استقبال شون .
لیلا یه استرچ مشکی براق و تاپ کوتاه و تنگ که کل سینه هاش بیرون بود .
شلوار استرس هم رفته بود لای چاک کوس و کونش ، چون شورت زیرش نداشت .
رضا و شهلا آمدن ، سلام و علیک و روبوسی و آمدیم داخل .
لیلا شهلا رو برد تو اتاق لباس عوض کنن ، رضا هم لخت شد با رکابی و شورت . گفت آب بیار قرص بخوریم . آوردم دوتا انداخت بالا ، دو تا هم داد به من .
گفتم تشکیلات به راهه گفت چه جورم و خندیدیم .
تو همین حین لیلا و شهلا از اتاق آمدن بیرون . وای وای شهلا چه کوس و کونی انداخته بود بیرون . یه استرچ براق طلایی ، با یه تاپ تنگ که کل سینه هاش بیرون بود .
کوس قلمبه اش و کون گنده اش حسابی زده بود بیرون ، من داشتم راست میکردم .
گفتم خیلی خوش آمدید.
بعد گفتم شام حاضره ، قلیون هم زغال گذاشتیم ، گفتن شام بخوریم و بعدش قلیون و آخر سر هم بریم دنبال اصل برنامه.
بعد شام و قلیون ، رضا بساط دم زنی رو آورد و چند تا برای خودش و شهلا جون گرفت و دهن به دهن کردن ، بعد برای من و لیلا جون گرفت و ماهم دهن به دهن کردیم .
این دفعه رو مون بازتر بود و راحتتر بودیم . من سریع شرتم رو در آوردم ، تکیه دادم ، رضا یدونه برای لیلا گرفت گفت سر کیر اکبر خالی کن و بعد هم بخورش .
لیلا دودو سر کیرم خالی کرد و بعد شروع کرد به ساک زدن . آنقدر دهنش داغ بود نزدیک بود آبم بیاد .
دیدم رضا دود برای شهلا جون گرفت و اونم داد سر کیرش و شروع کرد ساک زدن .
لیلا در حال ساک زدن شلوارش رو درآورد .
من دستم رو انداختم رو کمرش و چاک کونش را میمالید م .
شهلا جون هم یهو شلوارش رو درآورد . انگار با هم هماهنگ بودن .
لیلا گفت اکبر من طاقت ندارم ، کوس ام رو بخور .
به رضا گفتم یه دود پر ملات بده ، گرفتم و رفتم لای پای لیلا جون ، دود تو کوس اش خالی کردم و شروع کردم خوردن کوس و چوچولش .
رضا هم یه دود گرفت و تو کوس تپل شهلا جون خالی کردو شروع به خوردن کرد .
در حال خوردن کوس لیلا بودم که ، رضا زد بهم . نگاه کردم بهش ، با دست اشاره کرد بیا جامون عوض ، سریع جامون عوض کردیم ، زن ها آنقدر تو فضا بودن متوجه نشدن ، دیدم دو تا قنوت کوس جلو دهنم هست ، شروع کردم خوردن که ناله شهلا درآمد و گفت بخور جون بخور و سرمو فشار میاد به کوسش . بغلم هم رضا همچین کوس لیلا را میخورد که لیلا ارضا شد ، رضا همه آب کوس لیلا رو خورد . رفت بالا و کیرش رو کرد تو کوس لیلا .
شهلا هم ارضا شد . منم آب کس اش رو خوردم و رفتم بالا و کیرم و کردم تو کوس شهلا جون .
تازه زن ها فهمیدن که ضربدری شروع شده .
داشتم تلمبه میزدم که به شهلا جون گفتم یه دود برام بگیر آبم نیاد ، آونم برام گرفت و دودش رو دهن به دهن کردم باهاش . خیلی حال داد ، کیرم انگار دو برابر شد تو کوس اش . رضا گفت منم دود میخوام . شهلا براش گرفت ، رضا هم لب تو لب شد با لیلا و دود رو خالی کرد تو دهنش .
دیگه خسته شدیم ، گفتیم پاشیم یه قلیون و چای بزنیم و بعد ادامه بدیم .
زن ها رفتن تو حموم کوس و کونشون رو بشورن ، من و رضا هم جلو تلویزیون .
رضا فلش داد بهم گفت بزن به تی وی ، زدم و یه فیلم آورد ، اولش ضربدری بود ، وسط فیلم ، به نوبت دو تا مردا یکی از زنها را دو کیره میکردن . رضا گفت نظرت چیه ، گفتم خوبه ولی باید نظر زن ها رو پرسید . گفت کارت نباشه . این سری هر کی با مال خودش شروع میکنه ، بعد من در گوش شهلا میگم چند تا کیر میخواهی ، در حالی که تو کوسش تلمبه میزنم بهش میگم ، دوست داری کیر اکبر بره تو کونت الان ؟ حسابی که حشری بشه قبول میکنه .
فقط حواست باشه به من . الان که آمدن من فیلم رو دوباره میزارم و ادامه ماجرا .
این داستان ادامه دارد
نوشته: اکبر
یک پاسخ به “اکبر و لیلا با رضا و شهلا (۲)”
جالب بود فقط سرعت روایت رو کمتر کنی بهتر میشه… کمی بیشتر به جزئیات سکس بپرداز