تازه به ایران آمده بودم و دفتر کاریی تاسیس کرده بودم. نیاز به کارمند داشتم. چند نفر را از طریق موسسات کاریابی استخدام کرده بودم. اما نیاز به یک تخصص خاص داشتم که هنوز موسسه کاریابی برایم پیدا نکرده بود. بخاطر همین تصمیم گرفتم از طریق اینترنت به دنبال تخصص مورد نطر بگردم. چند ساعتی وقت گذاشتم و یکنفر پیدا کردم . اما شماره موبایلش خاموش بود. برایش اس ام اس فرستادم. صبح فردا که روز شنبه بود . خانمی تماس گرفت و گفت شما پیام فرستاده بودید. من هم گفتم بله. به تخصص شما نیاز دارم. آدرس گرفت و کمتر از یکساعت خودش را رساند. یک خانم تقریبا 22 ساله . خوشگل . و خوش اندام بود. خیلی سریع حرفامون زدیم و رفت. حتی نوشیدنی هم نخورد. قرار شد با من همکاریی نکنه. دو روزیی از موضوع گذشته بود که دیدم از همین خانم برایم اس ام اس بود. متن اسش این بود : ببخشید من میتونم شما را بیرون از شرکت ملاقات کنم؟ . من هم جواب دادم خواهش میکنم. به فاصله ده دقیقه اس ام اس دیگه داد. با این متن : آخه من از شما خوشم آمده. تعجب کردم. خیلی زیاد چون من یک مرد 40 ساله و مجرد بودم. بهش زنگ زدم و کمی سوال و جواب پرسیدم. نمیتونست راحت حرف بزنه. قرار شد عصر به من زنگ بزنه. عصر تماس گرفت و کمی با هم حرف زدیم و قرار ملاقات برای فردا در یک کافی گذاشتیم. رفتم کافی شاپ و کمی از این ور و آن ور حرف زدیم. دوست نداشتم باهاش سکس کنم. دوست داشتم باهاش دوست باشم. خیلی کمتر از دو روز به منزلم که خانه بسیار شیک بود ( البته اجاره ای ) دعموت شد. آمد . با لباس کاملا مجلسی. از خانه من خوشش آمده بود. کمی ازش پذیرایی کردم و کمی حرف زدیم. تقریبا دو ساعتی گذشته بود و من کمی خسته بودم. رفتم اطاق خواب کمی استراحت کنم. استراحت 5 دقیقه ای. حتی بهش نگفتم. وقتی کمی دیر کردم . خودش آمد اطاق خواب . در را باز کرد و گفت اینجایی؟ گفتم آره . خسته بودم و کمی خواستم استراحت کنم. آمد کنار تختم نشست. بعد از چند دقیقه نشستن. کنارم دراز کشید. خودشو انداخت بغلم. موهای بلندی داشت. بغلش کردم . کمی بوسیدمش. ازم سکس میخواست . اما دوست نداشتم باهاش سکس کنم. چون احساس خوبی نداشتم . بخاطر اینکه فاصله سنی مان زیاد بود. کمی عصبی شد و به بخت بد خودش گریه کرد. من هم ترسیده بودم که نکنه باعث دردسر بشه و آبرو ریزیی بشه. خلاصه بهم گفت تو اصلا اهل سکس نیستی و بی لیاقتی. و با ناراحتی رفت. واقعیت اینه که من تازه چند روز بود از بلاروس آمده بودم و آنجا اینقد این چیزها فراوان بود که بیشتر دنبال دوستی بودم تا سکس . آنهم نه یک دختر که دو برابر از من کوچیکتر باشه. چند روزیی از دیدارمان گذشته بود که تصمیم گرفتم بهش زنگ بزنم و جویای احوالش بشوم. اما تلفنم جواب نمیداد . در واقع رد میکرد. بعد از تکرار چند بار تماس. پسر جوانی جواب داد و کلی بهم فحش و ناسزا داد و گفت بار آخرت باشه که مزاحم این خانم میشی و کلی تهدید. حالا حتما همه شما میگید چقدر خرم. اما من احساس خوبی دارم. و پیش وجدان خودم راضی هستم که هیچ وقت سکس نخریدم و یا هیچ وقت تجاوز نکردم. ممنون که به حرفام گوش کردید. ضمنا من بعد از مدتی کمتر از دو ماه درگیر اداره کار و کلانتریی و غیره شدم و ببخشید به گو خوردن افتادم و برگشتم بلاروس. بچه های ایران را دوست دارم.
نوشته: ؟
17 پاسخ به “استخدام کارمند”
کار خوبی کردی. معلوم بود میخواد تیغ بزنه و آویزونت بشه.آورین.
che ajab yeki aghlesh to kamaresh nist.kheaili khob bod
من بعضي از شمارهها رو فقط برا اين تو گوشيم سيو ميکنم که جواب ندم…!!
این داستان را شاید میتونستی تو سایتvelayat.irبنویسی. مطمئنا ساپورت مالی هم میشدی. (در ضمن بیشتر از دو برابر ازم کوچکتر بود چه صیغه ایه؟ خوب بگو نصف من سن داشت! فکر کنم به تخصص ریاضی نیاز داشتی!)کلا دمت گرم.
یکی این و برای من ترجمه کنه نفهمیدم یارو میخواست کار کنه؟ با شورت و سوتین اومد شرکت؟ قرار شد کار نکنه ؟ اومد داد ؟ میخواست بده ؟ یارو راست نکرد ؟ حامله شد ؟ در رفت ؟
کیرم تو کونت کلبه98 این چه نظراتی هست که میدی. کس کش تو تمامه قسمتام نظر میده . کاخ سفید کلا تو کونت عوضی
ينجا شده پند و نصيحت
وای اينجاچرا اينجوريه؟ پوزش ميخام چرا همش از بدنتون استفاده ميکنیدقسمت حساس بدن ميگم ها!
من كه حرفى نزدم كه با نظر من مخالفى!!:-Dمردتنهاى شب!!
سلام مردتنهای شب.کلبه 98کونی عقب افتاده تازه عضو شده تازه به دوران رسیده،لاشی ماشی خاش خاشی…کونی نظر بده ،واسه ما داستان چیه که مینویسی؟به زبان افغانی حرف میزنی،کونی چند باردیدم گفتم بچه اس خرکونش رو گاز گرفتهاون جمله:که من 14 ساله هستم ودوستدارم شبیه فلان باشمچی هست؟ازکونت درآوردی کونی یادرست نظر بده یا نظر نده این کسشعرا چیه که میبافی…کسکش درست نظر بده.کونی ،مثل آدم نظر بده.وگرنه میکنمت فهمیدی لاشیآدمین روی این کونی ها نظارت کن،اعتماد به نفسم داره زیر همه داستان ها هم نظر میده فکر کردی الان همه دارند نظرت رو میخونند
عبدول واى برتو به لبخند ژكوند مردم هم گير ميدى
.kolbe98 کسشعر نگو از کی تاحالا استان کرمان شده جنوبی چرا از جنوبی ها مایع میذاری طوری ادعا میکنی جنوبی جنوبی میکنی انگار بچه ناف بندری.راستش من بچه جنوبم خونه ام تو جنوبی ترین نقطه ایران قرار داره اگه جزایر رو حساب نکنی نقشه رو نگاه کن میفهمی کجاست.از حیاط خونه ام اگه سنگ پرتاب کنم می افته داخل دریا.لطف کن با کیر خودت مردی کن نه با کیر دیگرانبلفرض جنوبی باشی چرا ادعا میکنی.
سلام به همه ی بر و بچه های سایت بکن تو کوچیک و بزرگ و پیر و جوون و زن و مردعضو تازه واردارادتمند و کوچیک همهخان عمو جاناگه از روز اولی که این سایت رو دیدم عضو میشدم الان بابا بزرگ بودمبه امید دیدار
=D> دمت گرمحداقل این دفعه یه داستانه متفاوت خوندیم
نگارشت تخمی بود ولی ایول که نذاشتی آویزونت بشه
دبیا چرا اینقدر مردم عقده ای هستن ؟؟؟خب دوست عزیز به نظرت ما این داستان شما رو چکار کنیم قاب کنیم بزنیم به دیوار ؟؟؟خواهشن از اینکارا نکنید فکر چشم و اعصاب ما هم باشید لطفاالان من عقلم نرسید چرا اومدی اینجا این داستانو نوشتی ها بیا توضیح بده
کار بسیار بسیار خوبی کردی:X