سلام من ۴۸ سالمه کارمند هستم. اواخر خدمتم است .از سن ۲۵ یا ۲۶ سالگی با عشق بازی و دختر بازی و خانم بازی آشنا شدم .بارها روابط مختلف داشتم.اما آخرین رابطه م رو براتون تعریف میکنم .هیچ سر سوزنی در این خاطره و داستان که میخوام براتون بگم چیز غیر واقعی نیست. همش واقعیته. من زیاد برنامه دیوار میرم و استفاده میکنم .یکی از دوستام گفته بود که جدیدترین راه پیدا کردن بیدردسر خانم برای رفاقت اینه که در دیوار پیام بگذاریم که، نیاز به خانم برای نظافت منزل ، من هم یک پیام گذاشتم: نیاز به خانم برای نظافت منزل هر هفته یک روز هر روز ۸۰۰ هزار تومان. این پیام رو در سایت دیوار در قسمت استخدام و کاریابی درج کردم. جالبیش اینه که تقریباً ۳۰ نفر به من همون شب اول، که پیام گذاشتم با من چت کردند و شرایط رو پرسیدند. من هم یه دونه پیام نوشته بودم :که برای اطلاع از شرایط کار لطفاً به تلگرام تشریف بیاورید، چون تلگرام محیطش امنتره، هرکی میاومد صحبت میکردم :که بله من یک آقا هستم نیاز به یک خانم دارم بیاد نظافت کنه .آخر سر هم یه جوری حالیشون میکردم که، هدف از این پیام اینه که من نیاز به یه دوست خانم دارم، خلاصه من در تلگرام با افراد مختلفی چت کردم ،خیلیهاشون این کاره بودند، از خیلیها میترسیدم، خیلیها فحشم دادند، گفتن آقا خجالت بکش ما دنبال کار و نون حلال هستیم ،اما با دو سه نفر دیگه ، من قضیه رو در همون تلگرام مطرح کردم، رفتم یکی دو نفرشون رو دیدم ،یکیشون یه خانمی بود ،تقریباً ۴۰ ساله پیام داده بود. گفته بود که من میام نظافت میکنم. نیاز به پول دارم سرپرست خانواده هستم.۲ تا بچه دارم ،خودم هم جایی شاغل هستم، بعد از ظهرها میتونم ،بیام برای نظافت. قرار گذاشتیم من رفتم خانم رو دیدم یک خانم بود چهل و یکی دو ساله، با اندام متوسط ،خودش یه دونه ماشین پراید داشت ،اومد ماشین رو پارک کرد، اومد داخل ماشین من نشست. من بهش گفتم که بله من نیاز به یک خانم برای دوستی دارم ،میخوام هفتهای یک بار باهاش رابطه برقرار کنم ،اون هم کمی منو برانداز کرد ،ظاهر من رو دید و پسندید. گفت :که حتماً نیازه من اول شما رو خوب بشناسم و هر جلسه هم که با هم ارتباط داشته باشیم ،یک میلیون تومان میگیرم، من نیاز مالی دارم جنده و فاحشه و زن هر جایی نیستم .کاملاً معلوم بود که درست میگه. تریپ کارمندی داشت .در یک شرکت کار میکرد. خلاصه ما حدود دو هفته سه هفته با هم چت کردیم .نظرات مختلف رو گفتیم. حرف زدیم. و نهایتاً گفت؛ که من میترسم بیام خونه شما بهتره که وقتی که بچهها بعد از ظهر به مدرسه میرن تو بیای خونه ما .من هم از خدا خواسته قبول کردم. چون خونه خودش امنیتش خیلی خیلی بیشتر از خونه منه. قرار اول را گذاشتیم و ساعت ۳ عصر من به در خونشون مراجعه کردم و تا ساعت ۵ قرار بود اونجا بمونم. چون ۵ و نیم بچههای اون از مدرسه میاومدن. خلاصه من روز دوشنبه بود که مقابل مجتمع آپارتمانی اونها رفتم .زنگ زدم در رو باز کرد. رفتم طبقه اول و در رو برام باز کرد. وارد واحد شدم . خانم یک لباس توری بلند قرمز رنگ پوشیده بود .شلوار نپوشیده بود. موهای سرش باز بود .رفتم دست دادم .روبوسی کردیم. نشستم خیلی خیلی با شخصیت و محترم بود. برایم چای آورد و بیسکویت آورد. کمی حرف زدیم .بعد من نگاه ساعت کردم .گفتم :دیرمون نشه. دست من رو گرفت. بلندم کرد ،گفت: بیا بریم اتاق خواب. من باهاش رفتم اتاق خواب. زیباترین قشنگترین رویاییترین سکس عمرم رو با ایشون تجربه کردم. یک خانم متین .موقر. تمیز. بهداشتی. کار بلد. که هم از از جلو و عقب رابطه کردیم .این رابطه ما الان هم ادامه دارد.
نوشته: قلیچ
13 پاسخ به “فرشته ای از دیوار”
این الان داستان سکسی بود؟!
پس نتیجه میگیریم بکن تو نیایین همه فیکبرین دیوار نصب کنین خخخ
باز خدا پدرتو بیامرزه گی نبود داستانت
۶ خط آخر رو دروغ گفتی…اصل ماجرا: میری درب خونشون ،زنگ میزنی میری بالا… در واحدو باز میکنه میری داخل… یع دفعه میبینی ۳ تا گردن کلفت منتظرتن… بعدش چه اتفاقایی میوفته رو دوستان بکن تو خودشون میدونن
اخه خانومی که کارمند باشه .پراید داشته باشه و خونه هم داشته باشه چرا بیاد برای هفته ایی یک میلیون خودفروشی کنه .میشه ماهی چهار میلیون .این مبلغ به هیچ کجای زندگیش نمیخوره .مگر اینکه بخواد در روز ۱۰ تا مشتری یک تومنی بگیره .برای من به عنوان یک شیمیل بیزی قابل باور نیست .حالا نویسنده نیاد دایرکت شعر بگه 😌
هربار قسمت داستان سر میَزنم ببینم نوشتهی خودم پابلیش شد یا نهرندوم یکی از داستانها رو باز میکنم و در حد چندثانیه میخونماین رو بعد از مرور چندثانیهای کامل خوندم
تقریبا تمام نوشتهها شامل قسمت معرفی خودم و یا خودش استبعد اینجوری معرفی میکنه:قد 180 وزن 60 سایز ممه 85 کون برجسته و رونهای پر
اینکه قسمت معرفی خودم/خودش در نوشتهی شما نیست جای سپاسگزاری دارد
چرندیات دودزای حاصل مصرف همزمان تریاک درجه سه و ناس
اگزوز همون پرایدش تو کون آدم مریض😂😂خب دقیقا بخاطر همون که نگفتی اومدیم 🤣🤣
ولی کار به راستو دروغش ندارم منم یدونه پیدا کردم از دیوار الان حدود ۲ سال هستش
بهداشتی؟؟؟اون هم از عقب؟؟؟
شاید واقعا کسی نیاز به خدمتکارداشتشاید واقعا کسی نیاز به کار داشتاینجور پیامها یه جور نماد بی فرهنگی و خودخواهیه