سیزده بدر بود و خانواده ما به همراه سه عمه و پدربزرگ رفتیم تفریح تو جنگل های اطراف شهرمون اونجا مهران شوهر عمه ام شروع کرد به فیلمبرداری کلیپ های طنز و ما بچه ها رو به کار گرفت هشت تا بچه بودیم و یکی از عمه ها که با ما پایه بود وقتی کلیپ اولمون فیلمبرداریش تموم شد بچه ها اصرار کردند که نتیجه کار رو ببینیم بنابراین همه جمع شدیم و یک نفر گوشی رو گرفت تا همه ببینند من ایستاده بودم و خم بودم تا فیلم رو تماشا کنم که مهران شوهر عمه ام پشت سر من ایستاد به بهانه تماشای فیلم بعد بیست ثانیه دیدم از پشت خودشو بهم چسبوند طوری که کیرش لای کونم قرار گرفت من شوکه شدم و عکس العملی انجام ندادم همینطور که کیرش رو به کونم چسبانده بود کم کم کیرش بزرگتر و سفت تر میشد و حقیقتش رو بخواهید من حس خاصی نداشتم فقط تو رو در بایستی چیزی نگفتم …
کلیپ بعدی رو فیلمبرداری کردیم دوباره جمع شدیم که ببینیم یه حسی به من حکم کرد دوباره تو همون پوزیشن قرار بگیرم که مهران شوهر عمه ام کارش تکرار کنه و حدسم درست بود دوباره از پشت من اومد و این دفعه که شجاع تر شده بود بلافاصله کیرش رو لای کونم تنظیم کرد و محکم چسبوند در حالیکه همه محو کلیپ بودند و نگاه میکردند و میخندیدند مهران شوهر عمه ام دستش رو گذاشت روی شونه ام و من رو به کیرش فشار داد کیرش خیلی ملموس بود به خاطر جنس پارچه لباس جفتمون با این فشار که داد کیرش لای کونم کمی حرمت کرد و انگار نوکش به لبه کوسم برخورد کرد که من لذت توصیف ناپذیری بردم بعدش ولم کرد و فقط پشتم ایستاده بود من که برای اولین بار این لذت رو تجربه کرده بودم حالا منتظر بودم دوباره حرکتش رو تکرار کنه من فقط سرم به سمت تماشای فیلم بود اما همه هوش و حواسم به پشت سرم بود و منتظر بودم شوهرعمه عزیزم یه بار دیگه گرمای کیرش رو به کونم منتقل کنه کلیپ تموم شد و چیدمان بچه ها داشت به هم میخورد که مهران گفت دوباره ببینیم خیلی جالب بود بقیه هم موافقت کردند و اینطوری پوزیشنمون پنج دقیقه تمدید شد و من منتظر حرکت مهران بودم طوری لذت برده بودم که دلم میخواست اینبار من کونم رو به کیرش بچسبونم تو این افکار بودم که دیدم دستش رو گذاشت روی شونه ام و من که زاویه ایستادنم تغییر کرده بود رو دوباره تنظیم کرد تا راحت بتونه کارش رو بکنه بعدش کیرش رو به کونم چسبوند و من رو فشار داد به سمت خودش که حس شگفت انگیز قبلی دوباره تکرار شد دوباه شل کرد و مجددا حرکت رو
تکرار کرد هر بار که من رو به خودش فشار میداد چنان لذت میبردم که دلم میخواست محکم بغلش کنم و یه عالمه ببوسمش در کل سه یا چهار بار بیشتر نشد که انجام بده که کلیپ تموم شد و همه متفرق شدند و عمه ام اومد طرف مهران که برن قدم بزنن
وقتی از من دور میشدند مهران رو با عشق نگاه میکردم گویی دوستیمون وارد فاز جدیدی شده بود و مهران که شوهر عمهدوست داشتنی بود برام حالا خاص تر شده بود برام
…
اگه دوست داشتید ادامه میدم
نوشته: فاطیما
23 پاسخ به “آغاز دستمالی شدنم توسط شوهر عمه ام (1)”
ادامه بده
نه به پدوفیلی
ادامه نده به خودت و به شعور
ببخشید اثرات گلِ ته جملم فعل🤣🤣🤣🤣🤣🤣
ادامه بده
کسی نیست بیاد چت دخترم
بده بده بده . . .
باحال بود دست مالی از طرف کسی که دوسش داری خیلی حال میده
لامصب این لاس زدنها و مالیدنهای مخفیانه و پر ریسک از خود سکس مزش بهتره
نه ادامه نده
دیوث از رو شلوار از پشت مالید به کوست؟؟ مادر … مگه کست زیر دنبالچه ات ؟
این شوهر عمت همون مهران رجبی دیوث نیست !!!
اول دست از روی کیرت بردار وبعد کصشعراتو بگو
الان چند سالته عزیزم و شوهر عمت چند سالشه😊
سلاماز دادنت لذت ببر عزیزم
شنیده بودم که هزار تا پوزیشن برای سکس وجود داره ولی باور نمیکردم. الان باور کردم که حتی با وجود لباس، در حالت ایستاده از پشت میشه کیر را به کـُس متصل کرد.
ادامه بده ببینم بالاخره کردت یا نه
ادامه اش روبنویس ببینم چطور شوعر عمه جرت میده کاش من برادر زاده خانمی مثل تو داشتم
من نمی فهمم در کشوری زندگی می کنیم که سن قانونی ازدواج دوازده ساله نازه سالی صد هزار ازدواج زیر این سن داریم
ادامه بده خیلی عالی بود 😘
خداشانس بده
از همون اول کونی و جنده بودی و گرن حتی لخت هم باشی تا لرزش نکنی و محکم تلمبه نزنی سرکیر از لای پاهای یه دختر تپل نمیره ک برسه به کص چ برسه به روی لباس باشه بگو خودت کونت میخارید یا داری الکی داستان سرایی میکنی و بعدم بگو شوهرعمه نرخرت. چند سال بزرگترت بود
یکی از زیباترین داستانی که خوانم متن داستان طوری نوشته شده که خواننده یقین پیدا میکند از زبان نوجوانی ۱۳ ساله بیرون امده به هیچ وجع اضافه گویی و کپی برداری ندارد و از ابتدا تا انتها هیجان و شوق را به خواننده القا میکند همچنین سراسر شهوت است باعثمیشود خواننده خاطرات نوجوانی را مرور کند و چه لذتی که کیر کلفتت رو در میانسالی بدی دست یه دختر ۱۳ و یا ۱۴ ساله و شهوت در صورت معصوم دخترک موجبزنه کیر کلفت توی دست های کوچلو دخترک دل دل کنه. ولی افسوس این داستان در اوج رها شده دقیقا قسمت های ۵ و۶ که هیجان دوچندان را خواهد داشت و کاسه صبر خواننده کیر به دست و خانوم های کوس باده کرده را نادیده گرفته و ان را از جقی های عزیز دریغ کرده است. این داستان ظرفیت حتی تا ۱۰ قسمت را دارد چرا باید یک داستان بسیار زیبا رها شود. عوضش یک مشت داستان شکل هم و کپی شده بی سرو ته تا دلت بخواهد هستش ولی یک همچنین داستان زیبا و عالی دقیقه ۹۰ که خواننده را به اوج شهوت کشانده. بی نتیجه رها شده افسوس نویسنده محترم. نمره ۲۰ دارد ولی همین نصف و نیمه نمره صفر دارد امیدوارم هرچه زودتر شاهد ادامه داستان باشیم هرچند که چشمم اب نمیخوره