نمیدونم از کجا شروع کنم ولی این خوب میدونم شما برای چی این داستانو انتخاب کردیدی
خوب جریان منو نازنین از سفرمون به —–شروع شد البته یادم رفت بگم نازنین زن داداشمه بعد ازحرکت کردن ما از شمال رد شدیم و اونجا یه ویلاگرفتیم
ماقبلا با هم شوخی داشتیم ولی توی شمال به حد اعلا رسید دیگه اون از کیرو خایه من میگرفت من که بدم نمیومد روی باسنش میزدم هر چند وقت یه بار بهش میمالیدم وا ز این کارا حالا اگر بخوام کامل بگم خودش 10یا 20روزی کار داره ماتوی شمال باهم قرار گذاشتیم تا نازنین منو دعوت بکنه توی خونشون اونو منو اون تنها رفتیمو برگشتم بعد از برگشتمون من داشته لحظه شماری میکردم تا نازنین به من زنگ بزنه تا این که گوشیم زنگید گوشیرو ورداشتم نازنین بود قند تو دلم اب شد /الو بفرمایید” نازنین:سلام گلم چطوری عزیزم
حالت خوبه میخواستم بگم برای فردا شب بیای خونمون کار مهمی باهات دارم”
من:چشم نازنین جون حتما میام حدود ساعت 7اونجام “نازنین:نه با با اون موقه زودهساعت 9شب به بد بیا” با ودم اون فکری که میکردم کامل شد” من: اوکی چشم حتما میام”نازنین :عزیزم یادت نره اریشگاه میخوام از همیشه قشنگ تر باشی”من:چشم حتما بس تا فرا شب شب بخیرعزیزم
حالا من موندمو خودموای فردا چه شبی میخوام داشته باشم منم که تا حالا نازنینو لخت ندیده بودم ولی از روی لباسای تنگش میشد فهمید چه جور چیزییه
عجب کونی عجب سینه های وای داشتم دیونه میشدمرفتمو زود خوابیم تا زود صبح بشه تا به کارام برسم.
صبح شد من از خواب پاشدم وسریع رفتم در مغازه هر چقدر پول بود جم کردم و زدم بیرون دور بره ساعت 10بود رفتو خودمو بیرون مشغول کردم تا وقت بگذره تا ساعت شد 5عصر رفتم اریشگاه سید گفتم سلام اقا سید جون میخوام امروز بترکونی بسید جون شوخی دارم گفتم خبر از کدوم کونی میدی گفتم هیچی بابا میخوام شب برم جای برام خیلی مهمه باید خیلی کار کنی رو من گفت اوکی
بیچاره سید تا جاداشد به من رسید یه3 ساعتی با صورتو موهای من ور رفت
ساعت شد 7/5 8 راه افتادم به طرف خونه نازنین ساعت 9رسیدم دقیق 9:00
در زدم … در باز شد ولی کسی نبود پشت در رفتم تو گفتم نازنین کجای
مهمونم اینجوری تحویل میگیری نازنــــــــــین عزیزم کجای یدفه یه صدای امود عزیم بیا تو من توی اطاق خوابم الان میام رفتم تورو مبل نشستم نازنین که در باز کرد امد بیرون باورم نمیشد که خودشه یه اریش خیلی غلیظ وای دیونه شدم امد جلو سلام خوش امدی خوب چطورم خوب شدم گفتم عالی دیگه از این بهتر نمیشه عزیزم گفتم من چطور گفت توی که عالی هستی ولی عالی تر شدی خوب بیا بشین امد جلو امد جلو نشست کنارم چند دقیقه ای ساکت بودیم و من هی زیر چشمی نگاه میکردم به اندامش سینه هاش وای عجب چیزای بودن نمیشد ازشون گذشت
بعد برگشن زد زیر گوشم … گفتم چرا میزنی گفت مال چی زیر چشمی نگاه میکینی با خودم واولا چی میخواستم چی شد .
گفت نمیخوای کاری کنی گفتم با زیر گوشی که زدی میخوای چیکار کنم اگر ناراحتی برم “یهو منو بغل گرفت گفت نه تو این کاره نیستی خودم باید شرو کنم لباشو گذاشت روی لبام واولا چی به عسل گفته بود پاشو برو گم شو من جات نشستم بعد من دیدم نه با با اون انقدر پروهست من چرا نباشم دستشو گرفتم بردمش روی تخت خوابوندمش روی تخت منم خوابیدم روش لباشو که خوردم داتم میرفتم پایین که دیدیم با با نمیشه فنس زدن منظوزم لباساشه سریریع شروع کردم در اوردن لباساش لامسم انقدر تنگ بود که از تنش در نمیومد اخردر اوردم بعدسینه هاشو خوردمو دیگه نمیتونسم دوم بیارم میخواستم کیرمو فشار بدم توی سوراخ ولی سریع گفتم حیف نیست زود تموم بشه از کیفم امدم کاندم تخیری در بیارم که گفت این اشغالا چیه مصرف میکنی بیا غبلش از این اسپری بزن بد کاندم برات بیارم اسپریرو برداشتم ازیر با بالای کیرم زدم وای اولش چه سوزشی داشت بد امد گفت حالا این کاندو برات غالب کنم رفتم جلو با دستای قشنگش کاندومو جا کردو مو لفتش ندادم مثل شمر پرتش کردم روی تخت کیرم که سیخ سیخ بود پا هشو باز کردم گفتم عقب یا جلو گفت عقب نه عقب نه اول بزار تو کسم که دارم دیونه میشم گفتم باشه بعد اروم اروم گذاشتم تو کسش فشار دادرم فشار دادم تا تح رفت تو چند بار داشتم تلنبه میزدم که چشمم به چشاش افتاد دیدیم مست مست شده اونم تادید دارم نگاه میگنمموهامو گرفتو شرو کرد به کشیدن من هی سرعت میدادم به تلنبه زدن چه حالی میداد فکر کنم یه نیم ساعتی ادامه داشت منم تازه داغ کرده بودم دیدیم دیگه افتاده به صدا دیگه بسه دیگه بسه دیدیم توی اوج شهوت رسیده از فرصت استفاده کردمو گذاشتم عقبش انگار نفهمید که چی به چیه رفتهبود توی کونش که یدفه دادزد اخ کجا گذاشتی گفتم من دل دارم گذاشتم توی کونت گفت بکن بکبن تو نکی کی بکنه وای وای چه کونی داشت داشتم حالا میکردم که دیدیم درم کم میارم دیکه باید کم کم تمومش میکردم سعتو نگاه کردم دیدیم وای ساعت 4 دیگه باید کارو تموم میکردمرفتم توی حس تا میتونستم سفت با سرعت کردم تو کونش تنگ بود انگار من اول نفری بودم که تو کونش گذاشتم اون داد میزد دادای که فقط توی فیلم سکسی ها دیده بودم که دیفع دیدیم ابم داره میاد ابمم امد بغلش کردم نمیدنم چنددقیقه توی اون حالت بودیم که یه دفه به خودم امد و بیدار شدم که دیدیم ساعت 10صبحه نازنیینو بیدار کردم گفتم عزیزم من دارم میرم گفت نمیزارم بری به من حال ندادری گفتم نازنین تا صبح پس چیکار میکردیم گفت من بسم نیست گفتم خوب انشا دفه بد بلاخره راضیش کردم که برم کمرم راست نمیشد واه واه چه وضعی داشتم اما عجب شبی بود این بود داستان منو کون نازنین
میدنم خیلی ناشی بودم توی نوشتن جمله هامم چک نمیکنم
پس علط املای زیاد دارم به دل نگیری به امید همچین روزی برای همه شما دوستان
همچنین شما دخترا که کمتر اینجور شبای گیرتون میاد:D
خوب جریان منو نازنین از سفرمون به —–شروع شد البته یادم رفت بگم نازنین زن داداشمه بعد ازحرکت کردن ما از شمال رد شدیم و اونجا یه ویلاگرفتیم
ماقبلا با هم شوخی داشتیم ولی توی شمال به حد اعلا رسید دیگه اون از کیرو خایه من میگرفت من که بدم نمیومد روی باسنش میزدم هر چند وقت یه بار بهش میمالیدم وا ز این کارا حالا اگر بخوام کامل بگم خودش 10یا 20روزی کار داره ماتوی شمال باهم قرار گذاشتیم تا نازنین منو دعوت بکنه توی خونشون اونو منو اون تنها رفتیمو برگشتم بعد از برگشتمون من داشته لحظه شماری میکردم تا نازنین به من زنگ بزنه تا این که گوشیم زنگید گوشیرو ورداشتم نازنین بود قند تو دلم اب شد /الو بفرمایید” نازنین:سلام گلم چطوری عزیزم
حالت خوبه میخواستم بگم برای فردا شب بیای خونمون کار مهمی باهات دارم”
من:چشم نازنین جون حتما میام حدود ساعت 7اونجام “نازنین:نه با با اون موقه زودهساعت 9شب به بد بیا” با ودم اون فکری که میکردم کامل شد” من: اوکی چشم حتما میام”نازنین :عزیزم یادت نره اریشگاه میخوام از همیشه قشنگ تر باشی”من:چشم حتما بس تا فرا شب شب بخیرعزیزم
حالا من موندمو خودموای فردا چه شبی میخوام داشته باشم منم که تا حالا نازنینو لخت ندیده بودم ولی از روی لباسای تنگش میشد فهمید چه جور چیزییه
عجب کونی عجب سینه های وای داشتم دیونه میشدمرفتمو زود خوابیم تا زود صبح بشه تا به کارام برسم.
صبح شد من از خواب پاشدم وسریع رفتم در مغازه هر چقدر پول بود جم کردم و زدم بیرون دور بره ساعت 10بود رفتو خودمو بیرون مشغول کردم تا وقت بگذره تا ساعت شد 5عصر رفتم اریشگاه سید گفتم سلام اقا سید جون میخوام امروز بترکونی بسید جون شوخی دارم گفتم خبر از کدوم کونی میدی گفتم هیچی بابا میخوام شب برم جای برام خیلی مهمه باید خیلی کار کنی رو من گفت اوکی
بیچاره سید تا جاداشد به من رسید یه3 ساعتی با صورتو موهای من ور رفت
ساعت شد 7/5 8 راه افتادم به طرف خونه نازنین ساعت 9رسیدم دقیق 9:00
در زدم … در باز شد ولی کسی نبود پشت در رفتم تو گفتم نازنین کجای
مهمونم اینجوری تحویل میگیری نازنــــــــــین عزیزم کجای یدفه یه صدای امود عزیم بیا تو من توی اطاق خوابم الان میام رفتم تورو مبل نشستم نازنین که در باز کرد امد بیرون باورم نمیشد که خودشه یه اریش خیلی غلیظ وای دیونه شدم امد جلو سلام خوش امدی خوب چطورم خوب شدم گفتم عالی دیگه از این بهتر نمیشه عزیزم گفتم من چطور گفت توی که عالی هستی ولی عالی تر شدی خوب بیا بشین امد جلو امد جلو نشست کنارم چند دقیقه ای ساکت بودیم و من هی زیر چشمی نگاه میکردم به اندامش سینه هاش وای عجب چیزای بودن نمیشد ازشون گذشت
بعد برگشن زد زیر گوشم … گفتم چرا میزنی گفت مال چی زیر چشمی نگاه میکینی با خودم واولا چی میخواستم چی شد .
گفت نمیخوای کاری کنی گفتم با زیر گوشی که زدی میخوای چیکار کنم اگر ناراحتی برم “یهو منو بغل گرفت گفت نه تو این کاره نیستی خودم باید شرو کنم لباشو گذاشت روی لبام واولا چی به عسل گفته بود پاشو برو گم شو من جات نشستم بعد من دیدم نه با با اون انقدر پروهست من چرا نباشم دستشو گرفتم بردمش روی تخت خوابوندمش روی تخت منم خوابیدم روش لباشو که خوردم داتم میرفتم پایین که دیدیم با با نمیشه فنس زدن منظوزم لباساشه سریریع شروع کردم در اوردن لباساش لامسم انقدر تنگ بود که از تنش در نمیومد اخردر اوردم بعدسینه هاشو خوردمو دیگه نمیتونسم دوم بیارم میخواستم کیرمو فشار بدم توی سوراخ ولی سریع گفتم حیف نیست زود تموم بشه از کیفم امدم کاندم تخیری در بیارم که گفت این اشغالا چیه مصرف میکنی بیا غبلش از این اسپری بزن بد کاندم برات بیارم اسپریرو برداشتم ازیر با بالای کیرم زدم وای اولش چه سوزشی داشت بد امد گفت حالا این کاندو برات غالب کنم رفتم جلو با دستای قشنگش کاندومو جا کردو مو لفتش ندادم مثل شمر پرتش کردم روی تخت کیرم که سیخ سیخ بود پا هشو باز کردم گفتم عقب یا جلو گفت عقب نه عقب نه اول بزار تو کسم که دارم دیونه میشم گفتم باشه بعد اروم اروم گذاشتم تو کسش فشار دادرم فشار دادم تا تح رفت تو چند بار داشتم تلنبه میزدم که چشمم به چشاش افتاد دیدیم مست مست شده اونم تادید دارم نگاه میگنمموهامو گرفتو شرو کرد به کشیدن من هی سرعت میدادم به تلنبه زدن چه حالی میداد فکر کنم یه نیم ساعتی ادامه داشت منم تازه داغ کرده بودم دیدیم دیگه افتاده به صدا دیگه بسه دیگه بسه دیدیم توی اوج شهوت رسیده از فرصت استفاده کردمو گذاشتم عقبش انگار نفهمید که چی به چیه رفتهبود توی کونش که یدفه دادزد اخ کجا گذاشتی گفتم من دل دارم گذاشتم توی کونت گفت بکن بکبن تو نکی کی بکنه وای وای چه کونی داشت داشتم حالا میکردم که دیدیم درم کم میارم دیکه باید کم کم تمومش میکردم سعتو نگاه کردم دیدیم وای ساعت 4 دیگه باید کارو تموم میکردمرفتم توی حس تا میتونستم سفت با سرعت کردم تو کونش تنگ بود انگار من اول نفری بودم که تو کونش گذاشتم اون داد میزد دادای که فقط توی فیلم سکسی ها دیده بودم که دیفع دیدیم ابم داره میاد ابمم امد بغلش کردم نمیدنم چنددقیقه توی اون حالت بودیم که یه دفه به خودم امد و بیدار شدم که دیدیم ساعت 10صبحه نازنیینو بیدار کردم گفتم عزیزم من دارم میرم گفت نمیزارم بری به من حال ندادری گفتم نازنین تا صبح پس چیکار میکردیم گفت من بسم نیست گفتم خوب انشا دفه بد بلاخره راضیش کردم که برم کمرم راست نمیشد واه واه چه وضعی داشتم اما عجب شبی بود این بود داستان منو کون نازنین
میدنم خیلی ناشی بودم توی نوشتن جمله هامم چک نمیکنم
پس علط املای زیاد دارم به دل نگیری به امید همچین روزی برای همه شما دوستان
همچنین شما دخترا که کمتر اینجور شبای گیرتون میاد:D
V.K
50 پاسخ به “کشته مرده کون زن داداش”
Esmesho Didam NakhondamAkhe Avazi Adam Ba Zan Dadashesham Sex MikoneKone Laghet KoniBodam Dahaneto MigaeidamZan Dadash Mesle Khahare Adame
ادمين چرا نظراي منو پاک ميکني؟
ميلاد مجاز
اینا چیه نوشتی؟اونایی که فحش کش میشدن بهتر از تو مینوشتن وای به حال تو!
كس مشنگ چى نوشتى؟گاييدم اين تفكرت رو
فقط یه چیز می شه گفت کیرم تو مخیله ات
kos sher hamash kos sher akhe kooni ahmagh kale kiri ina chie?rasti nanat hamun shab ziram bud
ريدم به اون مغز فعالت
ریدی برادراشکالات فنی و املایی بیداد میکنه توی شعرت.حق داری فش بشنوی ولی مقصر اصلی آدمینه که این داستانارو میذاره تو سایت.
akhe chera ??? tell me ? why? akhe shab khabet nemibare ??? plz KOS SHER share nakonid :&
میخوام از خط اولت برم تو کارت داشته باشین
بابا چرا فحش ميدين اگه خواهرتون هم جنده بود بكنيد اما ادم درست را بي خيال بشين
من اين بيت رو به تو تقديم مي كنمساله نود … ك-س ننت _
من اين بيت رو به تو تقديم مي كنمساله نود … كسه ننت
in avalin comentie ke inja mizaram,faghat avayelesho khoondam,halam be ham khord,ghalat emlaei ke hich,hamash sare ham bandi bud!
حاجی من زیاد به کسی گیر نمیدم یا اکثرا به همه میگم خسته نباشید ولی داداش کییییییییییییییییرم تو این داستانت. کیییییییییییییییییییر!!! دقت کن کییییییییییییییییییر!!!
ajaaaab :Pdore saram setare charkhid =))nafahmidam chi be chie !!
http://up.iranblog.com/images/d6nv9wnbp6f515mky8j.jpgعکس کیرمههههههههههههنظر بدین لطفا
جالب نبود.برا همین فقط می نویسم میلاد مجاز. (این خودش کلی فحشه)
ASLAN NAKHOONADAM AZ NAZARAT FAHMIDAM CHI MITOONE BASHE
مرده شورتو ببرن با این داستانت جدا باید تو این مغز اول امشی زد بعد تره کون ،خاک بر سرت
مرده شورتو ببرن با این داستانت .اول باید این مغزتو امشی بزنن وبعدش تره کون .خاک بر سرت ازگلت کنن.
کیرم تو داستان و تخیلاتت
to saat 9 shab dare khoonashoon boodi rafti too az woroodet esperey zadi be kiret ke nim saat kardish aabet oomad wa didi saat 4 sobhe hamoonjoori baghalet gereftish nafahmidi taa cheshm baaz kardi didi dahe sobhe!!! baa in faarsi neweshtanet! pooze jaasem aabaadaani ro baa in dorooghet be khaak maalidi
to saat 9 shab residy az woroodet esperey zadi nim saat kardish aabet oomad shod saat 4 sobhe! hamoonjoori baghalet kardish didi shod dahe sobhe!!! baa in faarsi neweshtanet! pooze jaasem aabaadaani ro baa in dorooghet be khaak maalidi
من به شخصه با فحش دادن موافق نیستم ولی فقط چند مورد به تو دوست نسبتاً گرامی گوش زد می کنم اونم اینه که اگر مطالب بالا واقعاً خاطرات شماست نه یک داستان تخیلی زن داداش شما یک مشکل بزرگ داره که روانشناس ها بهش می گن اعتیاد به سکس و مردم عادی میگن … و دوم اینکه تو هم فکر کن الان این خانم همسر شما و برادر گرامی شما هم کاری رو می کرد که شما کردیم چی گار می کردی و یا چه حسی بهت دست میداد اگه از نظر روانی انسان سالمی باشی قطعاً روانی میشی ولی اگه نباشی نمی دونم چه حالی پیدا می کنی. اگرم مطالب بالا داستان بوده که باید کمی دربارش تفکر کنی و ترجیحاً با یک مشاور روانشناس مشورت کنی.
داستانتو نخوندم تيترش كه حالمو به هم زد خيلى كثيفى كه به داداشت خيانت كردى
منم با ماريا موافقم…محمودي كيرم تو كس ابجي جندت عوضي…كيرهشتر با اگزوز موتور تو كس ننت با اين داستانت
ميشه بگي دادش كس … جنابعالي كجا بوده!بعدشم اين ديگه چه داستان هاي دري وريه ي كه ميزاري اقاي مدير ؟چرا نظرها رو سانسور ميكني ” اقاي مدير؟
ببین یعنی فقط خندیدم بهت منگل با اون نوشتنت توی اون حالت بودیم که یه دفه به خودم امد و بیدار شدم که دیدیم ساعت 10صبحه نازنیینو بیدار کردم گفتم عزیزم من دارم میرم گفت نمیزارم بری به من حال ندادری گفتم نازنین تا صبح پس چیکار میکردیم گفت من بسم نیست گفتم خوب انشا دفه بد بلاخره راضیش کردم که برم کمرم راست نمیشد واه واه چه وضعی داشتم :))) خدا شفات بده خوب میشی توام
خدا شفات بده کس مغز
آخه بچه کون!! گیرم که کس شعری که نوشتی راسته (که نیست و زاییده یک ذهن مریضه)آخه آدم به داداشش خیانت می کنه؟خوبه داداشت هم مٍل تو فکر کنه؟
((اونو منو اون تنها رفتیمو برگشتم … ))
مادرت راگاییدم با این تخیل کیریاگر خواهر ومادرت جنده نبودن این کس وشعر ها را نمینوشتی که اینقدر فوحش بخوری
دوستان زود باشید و پدر ایرانسل را در بیارید و ازش شارژ رایگان بگیری برای راهنمای برید به سایتEcharge.wapka.mobi
saat 9 shab residibe mahze woroodet esperei zadinimsaat kardish shod 4 sobh!baghalet gereftish bad didi 10 sobhe!
کس شعر مغز تخمی تخیلیت رو اینجا مینویسی…!!کیر تو کس اون نازنین جونت با ننت…
تو گه خوردی که زن برادرتو گاییدی.کونی پدر اگه راست هم گفته باشی بازم ناموستو گاییدمبا همه برو بچ توی سایت وخیابونهای اطراف.
فعل و انفعالات مغز کیری نویسنده و دیگر هیچ.
ببین لاشی من اصلا نمیخوام اهانت کنم ولی اگر مجردی یک روزی منتظر داداشت باش که بیاد زنتو بکنه اصلا هم شک نکن .
کیر بوقلمون کیر مگاپود تو اون مخت با این زنداداشت کونی بیسواد.
تو یه حروم زاده ی اصلیآخه کس کش اگه داداشتم بره زن تو رو بگاد بعد آرزوی چنین سکسی واسه بقیم داری
جالبه لب میتونه جای عسلو بگیره؟!!!
به تمام عزيزاني كه به توي هيچي ندا چيزايي كه لايقش بودي بهت گفتن و دادن خسته نباشيد ميگم.من تو جنسيتت هم مشكوكم كس دماغ
کیر بابا بزرگم تو عاقبتت . کوس مشنگ واسه 1 دقیقه اته.
این فقط فکر و خیال بود محاله واقعی باشه نترس بگو دوست داشتم اینجوری میشد
سلام . پوزش منو بپذیر چون از همون اول از سبک نوشتاری این داستان خوشم نیومد پس نخوندمش . یعنی به نظر من یه جورایی جذاب نبود شاید نظر بقیه عزیزان با من مخالف باشه . در هر صورت ببخشید
كس كش لاشي جقي
اخه مادر جنده 9 تا 4 یه خورده خودت فکر کن کیرم تو روح پدرت که فکر کنم نصف شمال بابا داشته باشی
خاک بر سر عقده ایت همش دروغه