سلام دوستان
داستانی که میخوام بگم مال یکسال پیش هستش و یه درس داشتیم بنام حسابداری که استادش یه خانومی بود.
رفتیم سر کلاس و وقتی وارد کلاس شدم دیدم یه خانوم خوشگل با مانتو شلوار رسمی و اندام برجسته اونجا نشسته و پیش خودم گفتم اوووف چه کسیه این.
سر کلاس نشستیم و استاد شروع به توضیح دادن کرد و من تمام حواسم به خط شرتش بود که حتی از رو مانتو و شلوارش قشنگ مشخص بود وقتی برمیگشت سینه هاش انگار که داشت دکمه های مانتوشو جر میداد و من داشتم میمردم براش.
دلم میخواس همونجا کصشو لیس بزنم.
چند جلسه ای گذشت و کل حواس من به کون و سینه های استاد بود اما دیگه استایلش عوض شده بود و کلا یه مانتوی اسلامی میپوشید و خیلی با حجاب شده بود اما میتونستم تصور کنم که چقدر این استاد سکسیه.
تو واتساپ گاهی بهش پیام میدادم و راجع به درس ازش سوال می پرسیدم تا اینکه امتحان پایان ترم رسید و من کتاب گیرم نیومد بهش زنگ زدم گفت که کتاب خودمو بهت قرض میدم بخون بعدش بهم پس بده و همونجا شروع کردم ازش تعریف کردن و تشکر کردن.
بعد از امتحان یه کتاب و گل براش هدیه خریدم و باهاش تماس گرفتم گفتم ک میخوام کتاب رو بیارم براتون گفتش که عصر میخوام برم بیرون و یجا بیار بهم بده.
بهش پیشنهاد دادم که اگه امکانش هست یه نوشیدنی مهمونتون کنم اولش قبول نکرد اما انگار که راضی بود و خلاصه عصر باهم قرار گذاشتیم پیش خودم گفتم احمق حتما بهش پیشنهاد بده و بگو که ازش خوشت میاد.
اولش میترسیدم بگم ولی وقتی دیدمش با یه استایل کاملا غیر رسمی و اسپرت اومده بود یه لگ پوشیده بود با یه هودی و یه بادگیر هم روی هودی و یه کوله ورزشی هم داشت حتی کلاه گذاشته بود سرش وقتی این شکلی دیدمش مردم و زنده شدم و خلاصه بهش پیشنهاد دادم و اونم پیشنهادمو رد کرد و کتاب و گل رو بهش دادم و خدافظی کردیم.
آخر شب بود دیدم پیام داد و بابت هدیه تشکر کرد منم شروع کردم باز ازش تعریف کردن و از استایل امروزش گفتن و خلاصه دیدم همینجور داریم حرف میزنیم و باز یواش یواش بهش پیشنهاد دادم و قبول کرد.
بعد از اون شب باهم قرار گذاشتیم بریم بیرون،رفتم دنبالش.همینجور که داشتم رانندگی میکردم یهو یادم به روز اول افتاد که کون گندش داشت مانتوشو جر میداد ماشینو زدم بغل و یهو لبشو بوسیدم اولش یکم نکن و داری چیکار میکنی کرد که یهو دیدم صداش خیلی اروم شد و منم محکم لباشو خوردم اینقدر شیرین بود که داشتم میمردم و یه دفعه دستم رفت رو سینه هاش وای که چقدر بزرگ و نرم بود دستمو بردم زیر لباسش دستمو گرفت و گفت الان نه.
اما من داغ داغ شده بودم و باز لباشو خوردم.
از روی شلوار رونشو مالیدم و اروم در گوشم گفت میدونی که واسه موقعیتم اینجا خوب نیست بریم یه جای امن تر.
سرشو گذاشتم رو پاهام با لباش بازی میکردم و رانندگی میکردم دیدم انگشتمو داره مک میزنه یه خورده با گوشش بازی کردم شروع کرد به اه و ناله کردن و یهو برگشت دکمه شلوارمو باز کرد کیرمو اورد بیرون از خجالت داشتم میمردم شروع کرد به ساک زدن.محکم سر کیرمو مک میزد که داشتم میمردم تمام وجودم بی حس شده بود.هوا تقریبا تاریک بود و پیچیدم تو یه کوچه.
صندل رو دادم عقب و اونم تند تند کیرمو میخورد.بهش گفتم بسته الان آبم میاد.گفت کشتیم تو بچه پررو.
بلندش کردم گردنشو خوردم و گفتم نمیدونی چقد دلم تو و بدنتو میخواس که پریدم رو صندلیش و شروع کردم خودمو تو بغلش وول دادن.
سینه هاشو اوردم بیرون وایییی یه سینه های گرد و سفید بزرگگگگ دیونم میکرد.
محکم مکش زدم و اونم شروع کرد به اه و ناله های یواش دستمو بردم پایین و با کصش شروع کردم بازی کردن.
جا نبود.دلم میخواس کصشو بخورم داشتم میمردم براش.
با بدبختی برش گردوندم شلوارشو در اوردم واییی یه کون تپلی سفید و گوشتی بود.
محکم اسپنک زدم بهش و اونم یه جیغ آروم کشید دستشو از پشت گرفتم و آروم خودمو بهش نزدیک کردم و کیرم و گذاشتم لای پاهاش در گوشش گفتم بکنم تو.
گفت تا جونم در نیومده اره.
متوجه شدم اوپنه و یواش کردم تو کصش اروم تو کصش جلو عقب میکردم و کصش اینقدر خیس و داغ بود که دوست داشتم کل ابمو بریزم تو کصش.تند تند و محکم تو کصش کیرم و عقب جلو میکردم که یهو دیدم خودشو سفت کرد و شروع کرد به لرزیدنننن وایییی که حشرم ده برابر شد کل بدنش شل شد و داشت ابم میومد که سریع کشیدمش بیرون و ریختمش رو کونش.
در گوشش گفتم عاشقتم و سریع خودمو جمع کردم.
ببخشید اگه طولانی شد.
داستانی که میخوام بگم مال یکسال پیش هستش و یه درس داشتیم بنام حسابداری که استادش یه خانومی بود.
رفتیم سر کلاس و وقتی وارد کلاس شدم دیدم یه خانوم خوشگل با مانتو شلوار رسمی و اندام برجسته اونجا نشسته و پیش خودم گفتم اوووف چه کسیه این.
سر کلاس نشستیم و استاد شروع به توضیح دادن کرد و من تمام حواسم به خط شرتش بود که حتی از رو مانتو و شلوارش قشنگ مشخص بود وقتی برمیگشت سینه هاش انگار که داشت دکمه های مانتوشو جر میداد و من داشتم میمردم براش.
دلم میخواس همونجا کصشو لیس بزنم.
چند جلسه ای گذشت و کل حواس من به کون و سینه های استاد بود اما دیگه استایلش عوض شده بود و کلا یه مانتوی اسلامی میپوشید و خیلی با حجاب شده بود اما میتونستم تصور کنم که چقدر این استاد سکسیه.
تو واتساپ گاهی بهش پیام میدادم و راجع به درس ازش سوال می پرسیدم تا اینکه امتحان پایان ترم رسید و من کتاب گیرم نیومد بهش زنگ زدم گفت که کتاب خودمو بهت قرض میدم بخون بعدش بهم پس بده و همونجا شروع کردم ازش تعریف کردن و تشکر کردن.
بعد از امتحان یه کتاب و گل براش هدیه خریدم و باهاش تماس گرفتم گفتم ک میخوام کتاب رو بیارم براتون گفتش که عصر میخوام برم بیرون و یجا بیار بهم بده.
بهش پیشنهاد دادم که اگه امکانش هست یه نوشیدنی مهمونتون کنم اولش قبول نکرد اما انگار که راضی بود و خلاصه عصر باهم قرار گذاشتیم پیش خودم گفتم احمق حتما بهش پیشنهاد بده و بگو که ازش خوشت میاد.
اولش میترسیدم بگم ولی وقتی دیدمش با یه استایل کاملا غیر رسمی و اسپرت اومده بود یه لگ پوشیده بود با یه هودی و یه بادگیر هم روی هودی و یه کوله ورزشی هم داشت حتی کلاه گذاشته بود سرش وقتی این شکلی دیدمش مردم و زنده شدم و خلاصه بهش پیشنهاد دادم و اونم پیشنهادمو رد کرد و کتاب و گل رو بهش دادم و خدافظی کردیم.
آخر شب بود دیدم پیام داد و بابت هدیه تشکر کرد منم شروع کردم باز ازش تعریف کردن و از استایل امروزش گفتن و خلاصه دیدم همینجور داریم حرف میزنیم و باز یواش یواش بهش پیشنهاد دادم و قبول کرد.
بعد از اون شب باهم قرار گذاشتیم بریم بیرون،رفتم دنبالش.همینجور که داشتم رانندگی میکردم یهو یادم به روز اول افتاد که کون گندش داشت مانتوشو جر میداد ماشینو زدم بغل و یهو لبشو بوسیدم اولش یکم نکن و داری چیکار میکنی کرد که یهو دیدم صداش خیلی اروم شد و منم محکم لباشو خوردم اینقدر شیرین بود که داشتم میمردم و یه دفعه دستم رفت رو سینه هاش وای که چقدر بزرگ و نرم بود دستمو بردم زیر لباسش دستمو گرفت و گفت الان نه.
اما من داغ داغ شده بودم و باز لباشو خوردم.
از روی شلوار رونشو مالیدم و اروم در گوشم گفت میدونی که واسه موقعیتم اینجا خوب نیست بریم یه جای امن تر.
سرشو گذاشتم رو پاهام با لباش بازی میکردم و رانندگی میکردم دیدم انگشتمو داره مک میزنه یه خورده با گوشش بازی کردم شروع کرد به اه و ناله کردن و یهو برگشت دکمه شلوارمو باز کرد کیرمو اورد بیرون از خجالت داشتم میمردم شروع کرد به ساک زدن.محکم سر کیرمو مک میزد که داشتم میمردم تمام وجودم بی حس شده بود.هوا تقریبا تاریک بود و پیچیدم تو یه کوچه.
صندل رو دادم عقب و اونم تند تند کیرمو میخورد.بهش گفتم بسته الان آبم میاد.گفت کشتیم تو بچه پررو.
بلندش کردم گردنشو خوردم و گفتم نمیدونی چقد دلم تو و بدنتو میخواس که پریدم رو صندلیش و شروع کردم خودمو تو بغلش وول دادن.
سینه هاشو اوردم بیرون وایییی یه سینه های گرد و سفید بزرگگگگ دیونم میکرد.
محکم مکش زدم و اونم شروع کرد به اه و ناله های یواش دستمو بردم پایین و با کصش شروع کردم بازی کردن.
جا نبود.دلم میخواس کصشو بخورم داشتم میمردم براش.
با بدبختی برش گردوندم شلوارشو در اوردم واییی یه کون تپلی سفید و گوشتی بود.
محکم اسپنک زدم بهش و اونم یه جیغ آروم کشید دستشو از پشت گرفتم و آروم خودمو بهش نزدیک کردم و کیرم و گذاشتم لای پاهاش در گوشش گفتم بکنم تو.
گفت تا جونم در نیومده اره.
متوجه شدم اوپنه و یواش کردم تو کصش اروم تو کصش جلو عقب میکردم و کصش اینقدر خیس و داغ بود که دوست داشتم کل ابمو بریزم تو کصش.تند تند و محکم تو کصش کیرم و عقب جلو میکردم که یهو دیدم خودشو سفت کرد و شروع کرد به لرزیدنننن وایییی که حشرم ده برابر شد کل بدنش شل شد و داشت ابم میومد که سریع کشیدمش بیرون و ریختمش رو کونش.
در گوشش گفتم عاشقتم و سریع خودمو جمع کردم.
ببخشید اگه طولانی شد.
نوشته: آریا
14 پاسخ به “کردن استاد حسابداری”
والا ما هم دانشگاه رفتیم ولی از روز اول شورت آهنین پوشیده بودیم تا روز آخر چون هر چی استاد داشتیم بکن بودند حتی استادهای خانم هم به چشم طعمه نگاه میکردیم میگفتیم این یا شوهرش بکنه یا داداشش
استادا ما که اینطور نبودند…
خدا شانس بده، استادایه ما که همه نر بودن، یه دونه ماده بود که اونم اول ترم کیرخورد از شوهرش و کیر زد به بچه ها! چون حامله شده بود و استراحت مطلق!!
منم با اکثر استادام سکس داشتممنتهی مثل مال شما نبود، اونا سر نمره منو گاییدن.
آریاکارت از کسخلی گذشتهتو ۴ دانگ هم از کونت خلهعقده ای بودنت با کنارکلا همه او مثل ن… جونت چنده میبینی
آریاسرشو بگیر راه بیا
یه خورده توی تصویرسازیت بیشتر کار کن خیلی مزخرف بود
دقت کردین جدیدا دوستان چقدر استاد دارن میکنن…!؟
تخته وایت بورد تو کون آدم دروغگو 😂😂😂
پسر خوب کدوم دانشگاه کون دادی الان خودتو بکن نشون میدی… اگه چنین دافی هم تو دانشگاه باشه اینقدر سلسله مراتب هستش که بکنن نه اینکه به توی کون ناشور بده فرداهم ابروشو ببری … بعدم تو دانشگاه همه استادا بکنن چه مرد چه زن یکی با کیر خودش یکی با خیار و کیر شوهر…
درود بر اساتید بانوی تشنه ی سکس
بی مقدمه بوسیدیشننویس
دیسلایک ۱۸ مبارکتیدونه لایک هم نداری میدونی یعنی چی ؟😂
مستدام