خلاصش کنم بعد یه هفته بگیر و ببر و التماس و صبح تا شب چک کردن اسناد طبق توصیه چند نفر مجبور بودم یه سفر کاری برم چین ، باز میدونستم تنها نمیتونم با کلی التماس و قول و قرار مالی کوروش قبول کرد ، سوییت گرفته بودیم (دوتا اتاق کوچیک فقط برای تخت خواب و اویزون کردن لباس و یه جای کوچیک و تلویزیون یه سرویس مشترکم داشت) بعد چند روز من کلافه نشسته بودم فیلم میدیدم اشتها نداشتم سر شب بود که رفتم دوش انقدر بی حوصله بودم همونجوری از حموم اومدم گرفتم خوابیدم ، نمیدونم چقدر گذشته بود صدای در اومد دم در گفت من اومدم ، با خبر خوش ۔۔۔ انقدر حول شدم پریدم بیرون حواسم نبود به هیچی تنم نیست بغلش کردم تعجب کرده بود بعد۲۰ثانیه خودم آپدیت شدم چسبیده بودم به دیوار صورتمون ۱۰سانت فاصله نداشت بی اختیار دستامو که دور گردنش حلقه بود رفتم رو نوک انگشتای پام بوسیدمش بعد ۱۰ثانیه همراهی کرد کشون کشون با بوس و بغل رسیدم به کاناپه نشستم اون روبروم وایساده بود که زل زدم تو چشماش کمربندش وا کردم شورتش در اوردم کیرشو دستش گرفت (با دیدنش تعجب کردم ، من تاحالا سکس نداشتم اما دیده/شنیده بودم فکر نمیکردم به این کلفتی واقعی باشه درازیش تو دوتا دستم جا میشد و کلفتیش دور مشتم حلقه نمیشد) سرمو بوسید و دستشو گذاشت زیر چونم زد با کیرش رو لبم فهمیدم چی میخواد شروع کردم به خوردنش صورتم تو دستش سعی میکردم به بهترین حالت بخورم بعد یکم مشخص شد اذیت شده اومد چونمو بوسید و سینهم شروع به لیسیدن کرد حسابی خیس شده بودم ، رفت تا زیر نافم بعد پاهام و بوسید و وا کرد گذاشت رو شونهش داخل رونم گاز گرفت و یه لیس رو خط کصم زد آهی کشیدم و شروع به خوردن کرد بعد چند دقیقه از شدت شهوت ارضا شدم
پاهامو بالا گرفت و رو خط کصم عقب جلو میکرد با سوراخم کونم گاهی بازی میکرد من تو اوج خودم بودم که یهو درد عجیبی حس کردم خواستم تکون بخورم که محکم پاهامو گرفت بدنش روم مسلط کرد تکون نخورم داشت جیغ و اشکم در میومد که گفت یه نفس عمیق بکش نگهدار میگفتم تورو خدا۔۔۔گفت میگم گوش کن نفست نگهدار نگهداشتم یهو تا ته فرو کرد جیغی کشیدم شروع کرد عقب جلو کردن احساس میکردم کونم باز شده هیچ لذتی نداشت اما اون تو اوج لذتش بود یور شده بودم توم تلمبه میزد سوزش عجیبی داشت داشتم گریه میکردم که خم شد خط اشکم بوسید کیرش در اورد نگاهی به سوراخم کرد و محکم چند باری در کونم زد گفت حالا شد کل بدنم درد میکرد فکر میکردم تموم شده که پاهام گرفت کشوند کف زمین بلندم کرد بدنم رو مبل گذاشت زانوم رو زمین داگی شده بودم تقریبا دوباره داشت کیرشو خیس میکرد بهش میگفتم بسه اما کار خودشو میکرد اینبار کرد یه چی تو کونم حس میکردم بزرگتر بود فکر میکردم کیرشو داره عقب جلو میکنه که یه چی دم کصم حس کردم نمیدونستم داره چی میشه با تمام قدرت یهو حس کردم کل بدنم تیر میکشه نمیدونستم چیشده هم توی کصم هم کونم احساس سوزش میکردم
بعد چند دقیقه درد جاشو با لذت عوض کرد بعد حالا داشتم لذتم میبردم حس کردم یه چی از پشتم کف زمین روم افتاده بود پاهام دور کمرش حلقه شده بود با تمام وجود توم تلمبه میزد ، احساس لذت شدیدی داشتم ، پاهام جفت کرد دوباره بطری از رو میزد برداشت متوجه شدم چی بود توم ۔۔۔ دوباره بعد چند دقیقه از توم درآورد برگشتیم به پوزیشن قبلی و قلتی زدیم و کم کم من نشستم روش سعی میکردم بالا پایین کنم یهو از توم درآورد آبش ریخت شکمش و منم گرمای شدیدی تو وجودم کردم همزمان ارضا شده بودیم ، روش ولو شدم
بعد نیم ساعت سرم رو سینهش بود و دستش رو موم خواست بلند شه رفتم کنار متوجه سخت بودن حرکت برام شد و بغلم کرد منو با خودش برد زیر دوش چسبیده بودم رد خون کمی که بود و تمیز کردیم از پشت بغلم کرده بود زیر دوش بخاطر اختلاف قد رو گودی کمرم کیرش حس کردم و ۔۔ بعد خشک کردن سطحی دوباره برد منو رو تخت خودش گذاشت خوابید کنارم بغلم کرده بود ۔۔۔۔
صبح بیدار شدم علیرغم تجربه دردناکی که اولین تجربمم بود بدنش اینبار تحریکم کرده بود
شروع کردم دستم رو شکمش کشیدن و چشماش نیمه باز بود که گفت شیطونی نکن ، گفتم اینبار نوبت منه ، براش با تمام وجود ساک زدم کیرش زو کصم تنظیم کردم آروم نشستم ، برای من جوری کلفت بود که انگار داشت بازم میکرد آروم روش بالا پایین میشدم و گاهی دولا میشدم از لب میگرفتم دستش رو باسنم گذاشت یکم پاشو خم کرد شروع به تلمبه های سنگین و سریع کرد آه و نالهم اتاق پر کرده بود گذاشت منو کنارش یه پامو بالا گرفت داشت توم تلمبه میزد من ارضا شده بودم اما اون نه کم کم اومد تبدیل شد به داگ استایل و موهام گرفت کشید و چک میزد به کونم یجور تلمبه میزد نمیتونستم خودمو نگهدارم ارضا شد ریخت رو کمرم با لبی خندون رفتیم دوش بگیریم اینبار زیر حموم پرو تر بودم بوسش کردم دستم دور گردنش بود که متوجه دوباره راست کردنش شدم (از قبل میشناختم میدونستم میل جنسیش زیاده اما تکستاشو تو گوشی خواهرم نه واقعی-خودمم خب فقط حس میکردم شهوتم بالاست نه تا این حد شاید بخاطر هیجان و احساسات و تجربه تازه ای بود که داشتم) تو حموم سعی کرد کونم بزاره بهش میگفتم نه هنوزم درد میکنه که گوشش بدهکار نبود از کون تو حموم یه دور کرد جفتمون خسته کوفته و گشنه سریع خودمون سیر کردیم رفتیم غذا بخوریم ۔۔۔
بعد از ظهر با خوشحالی برگشتیم تهران و البته بینمون هنوزم سکس هست و بعد ۴،۵ماه کم کم تونستیم بدهی و بدم و ارث پدریم صاحب شم خواهرم هم به رابطم اکسش هم ارث حسودیش شد تو فامیل راجبم کلی حرف زد که اهمیت ندادم و الانم با کوروش قراره عروسی کنم
راستش از اولم کوروش دوسش داشتم ، باهم خوب بودیم خواهرم مثل چی وارد شد و البته با خیانتم به بهترین دوستم (کوروش) باعث قطع ارتباط شده بود ولی قرار نبود من خواهرم باشم و آدم خوبی مثل کوروش لیاقت میخواست خواهرم نداشت (البته چند بار سعی کرده نزدیک کوروش شه دوباره۔۔۔اگه دوست داشتید داستانشو بنویسم بگید)
نوشته: نگارین
7 پاسخ به “کامبک نگار”
چه حرومزاده ای بوده این کوروش !تو اولین سکس بطری کرده تو کونت و به گریه هات توجهی نکرده !امیدوارم بات ازدواج کنه واقعا !
والا خر هم اینجوری مادشو نمیگاد که این تو رو گاییده !
البته حقت بوده . کامبک خرج داره !
ی سوال پیش اومد
نگار جان کامبکی که تو زدیبارسلون روبروی پاریس نزد
تا جایی که نوشتی حواست نبود هیچی تنت نیست خوندم. مگه میشه؟ الاغ هم باشه میفهمه ولی تو نفهمیدی. خیلی چرت بود.
درود بر نگار شهوتی.روزگارت بکن تو