پرتغال های زن داداش

اول داستان بگویم من 90% درصد این داستانها را نوشته اید خودم تجربه کردم و به همین خاطر اصلا از خوندن اینها شوکه نشدم بلکه خاطره های من زنده شد.
در یک بعداظهر تابستانی سال 76 ما طبق معمول خونه داداشم که حیاط بزرگ داشتن قالی هایمان را می شستیم و چون زنم دست تنها بود از خواهر زنم که تازه دیپلم گرفته بود کمک خواست .سرتان را درد نیاورم…
ساعت حدودا 10 شد و هوا تازه می خواست تاریک شود .من به خانمم گفتم سحر را می برم خونه .سحر که از همون زمان نامزدی
تو نخ من بود و تازه استخون می ترکوند از خداش بود.سوار ماشین من شدیم .تو راه گفتم یه سری بزنیم خونه ما بعد می رویم خونه شما سحر خیلی راحت گفت بریم .
وقتی داخل خونه شدیم .لرزه ای به بدنم وارد شد .سحر چادری بود .و زیر چادرش یه دامن بلند با یک بلوز راه راه سیاه و سفید که دکمه هایش باز شده بود تا بالای سوتینش.
سحر بدنی لاغر اما سکسی داشت و بی اختیار هر مردی را به خودش جذب می کرد.وارد اطاق که شدیم سحر نشست رو تخت انگار منتظر من بود لبخندهای قشنگش همیشه منو اتش می زد.
بغلش نشستم گفتم راستی دوست پسر نداری.خندید و گفت اخر می خوام چکار .گفتم خوب برای روزها و شبهای تنهایی که بتواند راضی نگه ت بداره …خندید و گفت می خوام چکار…گفتم خوب پرتقالهایی به این قشنگی داره باید دست یکی بهش بخوره…بی اختیار دستم رفت رو سینه هایش …بیچاره انگار سالها منتظر این حرکت من بود …قلب من به شدت می زد …پریدم روش و شروع کردم به لب گرفتن.
و دستام رو سینه هایش می چرخید .کم کم دیدم شل شد …دکمه های پیراهنش را تماما باز کردم و شروع کردم به خوردن انگار پرتقال بم می خوری…
کم کم نوک زبانم را می کشیدم روی شکمش . یواش یواش رفتم پایین تا به دامنش رسیدم …دامنش را اوردم بالا زدم رو صورتش و رفتم پایین چیزی که من دیدم فقط شبیه چقاله بادام تازه رسیده بود …شروع کردم به خوردن …و صدای اخ گفتن سحر بلند تر می شد …
طاقت نیاوردم شلوارم را در اوردم کیرم که تقریبا یه کم بزرگتر از حالت عادی بود را کشیدم بیرون و گذاشتم بین سینه هایش…
یه کم بالا و پایین کردم…
برش گردوندم.دامنش را بیرون کشیدم شرتش را هم پایین اوردم لخت مادر زاد روی تخت کنار سحر وای خدای من باور کردنی نبود…
سحر نشست رو دوزانوش و دستهایش را پایین برد …من هم ژله را اوردم یه کم زدم به کیرم یه کم هم به کون سحر …
اول قشنگ نوک کیرم را بالا و پایین اوردم بعدش تا یه کم شل شد دیدم حاضره سر کیرم را بردم تو …وای صدای سحر بلند شد می خواست فرار کنه از دستم نمی تونست چنگ می زد به ملافه ها داشت نفس نفس می زد …من هم دیدم زیاد حالش خوب نیست یه کم کشیدم عقب …باز از اول شروع کردم یه زره دیگه فشار دادم دیدم باز سختشه …اما هوس من هم زیاد شد دیگه مهم نبود برایم که گریه کند یا نه فقطمی دونم کیرم رفت تو بیشتر از نسفش …شروع کرد به داد زدن و خواهش کردن …هی می گفت بکش بیرون مردم نامرد پاره شدم…چند دقیقه ای تلمبه زدم دیدم بیچاره سرخ و کبود شده کشیدم بیرون…
یه لحظه نگاه کردم وای کیرم خونیه …فورا با دستمال کاغذی کنار تخت پاکش کردم…اما مسله زیاد مهمی نبود یه پارگی کوچک…
سحر با بد وبیراه گفتن رفت حمام چند دقیقه ای بعد اومد لباسهایش را بپوشه گفتم من بمیرم اگه بذارم شروع کردم مثل ادمهای هیچ ندیده به خوردن سینه هاش قول دادم کاری به کونش نداشته باشم…
انداختمش رو تخت و دوباره شروع کردم به خوردن کزش وای چه حالی داد …15 دقیقه ای با کسش ور رفتم دیدم داره بدنش شل می شه و فریادهایش بیشتر …سر کیرم را گذاشتم رو کزش و مالیدم برایش چند دقیقه ای نگذشت که دستانش را دور گردنم حلقه زد و گفت سریعتر بچرخون وقتی قشنگ ازم لب می گرفت بدنش لرزش محکمی کرد و شل شد …من هم دیگه اخرش بود سر کیرم را دستی زدم و ابم اومد …اب را ریختم تو دستمال کاغذی و شروع کردم به بوسیدن سحر …نمی دانی هوای خونه که گرم بود با بوی شهوت در امیخته بود و سحر عشق می کرد…ساعت را نگاه کردم ما حدودا 50 دقیقه مشغول بودیم…و سریع سحر را رسوندم خونه اشان وقتی شب اومدیم خونه می ترسیدم یه هو مدرک جرمی جا نمونده باشه…انشب قشنگ خواب راحتی داشتم و بعد از ان تا طلاق دادن همسرم من و سحر 3 بار دیگه با هم سکس داشتیم…
دوستان درسته خوب بلد نبودم توضیح بدهم اما داستان من واقعی بود …
منتظر نظرهای شما هستم…

نوشته:‌ صیاد

بازدید 4,174

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

47 پاسخ به “پرتغال های زن داداش”

  1. کیرم تو 90 درصد تجربه هات و خودت. کونی. کس کش. به همین راحتی پرتقال خوردی؟ اونم منتظر پرتقال خوری تو بود؟ کیر فیل سیاه زامبیایی تو کون و کس خودت و زنت

  2. حیف از اون فحش های پر محتوای ایرانی که نثار تو بشه…آخه کزکش کزمغز کزمشنگ.من هر چی فکر کردم سر در نیاوردم چطور ممکنه یه نفر بجای “س” تایپ کنه”ز”!!!کیر تو مغس!

  3. پسر جون حداقل داری تو تخیلات تخمیت یه چیزی میاری بعد که نوشتی و … زدی یه ویرایش بکن ببین قهوه ای نکرده باشی. آخه زن داداش کجا و خواهر زن کجا. از همین تیکش معلوم بود که همش دروغ بوده. اینو که دیدم دیگه نخوندم

  4. توکه هنوز فرق زن داداش باخواهرزنونمی دونی چراداستان مینویسی اصلا چرا به کامپیوتردست میزنی

  5. گوه بخور لاشی جنده که جندست یه مقاومتی میکنه کونی.ایه اومده حتما داستان بنویسی؟

  6. دیگه داستان ننویس کس میخ…که اگه بنویسی بچه های بکن تو کیر بارانت میکنن…غزمیت

  7. کیر همه ی بچه های بکن تو تو کونت…یعنی یجوری بزارنت که کار به بخیه برسه.بچه ها شرمنده من خودم نداشتم مجبور شدم از شماها مایه بزارم.آخه کس کش مگه مجبورت کردن بنویسی،خیلی دوس داری بنویسی یکی از سکسات با زنتو تعریف کن دیگه چرا دروغ می گی.عقده ای

  8. منم خواستم بگم کیر تو اون مغز آب جلق گرفته ات که همین اول داستان یه چیزی مینویسی که آدم با خوندن اولین جمله فقط بیاد 4 تا فحش نثارت بکنه بره.

  9. همه فحش ها رو زدن بچه ها دیگه چیزی نمونده بهت بگمتنها واژه ای که لایقته اوسکولیسمه …!

  10. کوس مغز کوس لیس کوس کون کوس میخ کوس لیس کوس مخ کوس مادر کوس ننت کوس خواهرت کوس کش

  11. ببینم تو داهات شما وقتی میخوان بکنن سر کیرشون ژله میمالنواقعا مزخرف بود داستانت

  12. لعنت بر پدرت، مادرت و تمامی کسانی که در بوجود آمدنت نقش ایفا کرده اند. برو کیر مقام معظم رهبری رو بخور

  13. همينو ميخواستي اخه الدنگ نونت نبود ،ابت نبود، داستان نوشتنت چي بود فقط ميخواستي ركورد فحش خوردن رو به نام خودت ثبت كني .هورا موفق شدي .

  14. خاک تو سر جقیت بکنم که با اینکه زن داری بازم جق میزنیکونی دیگه ننویس حال فوش دادن ندارم

  15. جون اون مادر عزیزت دیگه داستان ننویس عمو جون!!!جدا از غلطایه املاییت من از اینطور سکسا اصلا خوشم نمیاد…

  16. برو مادرتو گاییدم با این داستانتالبته من داستان شما رو نخواندم دیدم همه فحش دادن گفتم منم فحش بدمکیرم تو دهن تو با خواهر و برادر زنت

  17. اسم اون که کردی خواهر زنه نه زن داداش کیر سرهنگ قضاوی تو کس ننه بی سوادت :”>

  18. من که حال و حوصله فحش دادن به انگل بی سواد و احمقی مثل تو که مطمئنمکورتکسمغز نداشته اش باشورتکسزن احتمالا معروفه اش جا بجا شده را ندارم وگرنه تا درجه هفتم از طبقه هفتم بستگان ذکور و نساء نسبی و سببی ات را یکجا به سیخ می کشیدم تا دیگه وقتی که تصمیم احمقانه ات را برای دست به کی بورد بردن و داستان نوشتن ادیبانه !!! گرفتی میزان سواد خود گاو مادر زادت و از اون مهم تر میزان شعور خواننده های لاطائلاتت را از قبل محاسبه کنی و بعد از این غلط های زیادی کنی گوه!!! انقدر عصبانی ام که اگه امکان داشت و در دنیای واقعی از دو کیلو متری منم می گذشتی باید با ماتحت فراخ خودت و منسوبینت خدا حافظی می کردی !!! دیگه نمی گم چون هر لحظه بدتر میشه ، نکبت

  19. آخه مگه مجبوری کس شعر بنویسی؟؟؟؟ من هیچیشو نخوندم. از پاراگراف اول معلوم بود تخیلیه!!!آخه ساعت 10شب تازه هوا تاریک میشه؟؟؟؟ مگه تو سوئد زندگی میکنی تو؟؟؟

  20. هاهاها… کامنتارو خوندم کلی خندیدم. یه جورایی به این نتیجه رسیدم بعضیا عملاً دلشون فُحش میخواد اما روشون نمیشه بصراحت اینو بگن غیر مستقیم کاری میکنن که ملت حسابی بهش حال بدن!

  21. واقعا كه ريدي با اين داستان نوشتنت اخه ابكش ساعت 10 شب تازه هوا ميخواست تاريك بشه .بر و بابا ديگه از اين غلطا نكن.

  22. کیرم تو اون داستانت کونیالبته من داستان شما رو نخوندم دیدم همه فحش دادن منم گفتم فحش بدم

  23. bebin man kolan kari be vagheyi bodano naboodan datana nadaram am ziad bahash hal makardam vaghti dastan minevisi age vagheeyam nabashe bayad enghad khob benevisi ke mokhatabet jazbesh beshe o sar sari nakhone

  24. اخه چی باید به شما گفت.اطمینان دارم که در تمام عمر گه ر بارت یک کتاب هم نخوندی.اما راستی یه چیزی یادم اومد .گفتی که90% این داستانها رو تجربه کردی وبا توجه به اینکه تقریبا 50%این داستانها رو خانومها مینویسن به این نتیجه میرسیم که شما تقریبا تمام داستانهایی رو که پسرها نوشتن تجربه کردی.پس لطف کن این بار اگه خواستی داستان بنویسی از تجربیات به یادماندنیه ک و ن دادنت بنویس.من مطمینم که چون این تجربه رو با تمام وجود حس کردی داستان خوبی از کار در میاد

  25. باحال بودلطفا بقيه 90% داستانهات را بفرستبنام بادمجان داداش ، خيارچمبر برادرزن ، كدو تنبل باجناق ، كير مصنوعي خودمو بالاخره معامله بچه هاي بکن تو!

  26. كس مامان جونت واسه داستانت!آجه جنده زاده زن داداش تو اين داستان كيريت چه نقشي داشت؟ كير احمدي نژاد تو كس مامانت و خواهرت و كون خودت…! :O)

  27. کیرم تو کونت آشغال وقتمو گرفتی بی سواد جان زنداداشت(خواهرزن)چجوری “س”رو “ز”تایپ کردی ؟؟؟اونم چندبااااار

  28. :crown: از تمامی دست اندرکارنی که فهش نسیب این مفلوک کردن ممنون و متشکرماخه خوار کسته واسه چی مینویسی…یا ادرسش خوب بود یا کس مخی…کیرم تو حافظه کوتاه مدت بیاداول زن داداش بود بعد شد خواهر زن؟خوار زن و زن و زن داداشه جنت رو گاییدم…البته به صورت چند طبقه:crown: :crown: :crown: :crown: :crown: :crown: :crown: :crown:

  29. بچه ها فحش هاشونو دادن بهت حالا بشین خودت داستانتو بخون ببین چی نوشتی!هرچی فکر میکنم نمیتونم ازت بگذرم:کیرم توکس و کون تموم خونوادت با این داستان کیریت برو کونتو بده

  30. این هم دومین فحشم توی بکن تو بعدازسالها که میام اینجااخه کوسکش مادرقحبه لااقل مینوشتی خواهرزن…اخه کوسکش زن داداش اینجاچه نقشی داره؟اخی سبک شدم

  31. حتما بعدا داداشت خواهرزنتو گرفته … که اسمه داستانت اینه. شایدم تیترش با داستان داداشت عوض شده . به هر حال اینکه کردیش یه زن بود یا میدونه تره بار؟؟؟

  32. یه مشت جقی بچه کونی اوسکول تگ زن داداشه چه ربطی به خواهر زن داره کیرم تو کس مادرت جقی

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید