هنوز نفهمیدم ازدواج با الهه درست بود یا غلط!؟

می خواستم با یکی از دخترای دانشگاه مونن الهه ازدواج کنم که مامانم قبول نمی کرد می گفت حتما باید با دختر عموم ریحانه ازدواج کنم اما من از ریحانه خوشم نمیومد به ریحانه هم گفته بودم اما مامانم می گفت عموت خیلی به گردن ما حق داره بهتره با ریحانه ازدواج کنی چون بعدا هر چی دارن به ریحانه میرسه و قدرت مالی خوبی داری از این حرفایی که تهش این بود که ریحانه پولداره اما الهه یه دختر پاپتیه
با هزار زور قبول کرد بیاد خواستگاری گفت قبلش باید دربارشون تحقیق کنیم بعد پا میشم میرم خونشون گفتم باشه الهه شهرستانی بود حالا نمیگم کجا که بحثی پیش نیاد تحقیق هم بابای ریحانه عمو ولی انجام داد اومدن گفتن مادرش جنده بوده مامان باباش طلاق گرفتن و صد جور داستان ضد و نقیض که مجبور شدم خودم برم تحقیق که فهمیدم مادرش چون شوهرش ده سال میفته زندان طلاق میگیره با پسر خالش ازدواج میکنه تا هزینه زندگی و بزرگ کردن الهه داشته باشه اما پسر خالشم یه میوه فروشی محلی کوچیک داشت که وضعشون خیلی هم زیاد خوب نبود و الهه با تلاش خودش تهران قبول شده بود با اینکه راستشو به مامانم گفتم بازم میگفت این مامانش جندست دخترشم جنده میشه بعد دیگه برامون آبرو نمی مونه خلاصه قضیه منتفی شد نمیدونستم چی به الهه بگم!
از اون روز ریحانه خیلی سعی میکرد بهم نزدیک بشه اما زیاد تحویلش نمی گرفتم یه روز توی انبار خونمون بهم گفت الهه چقدر دوست داری؟ گفتم خیلی گفت چقدر؟ گفتم از همه دنیا بیشتر گفت حتی از مامانت؟ گفتم حتی از مامانم بغلم کرد گفت من می تونم کاری کنم که به راحتی به الهه برسی اما شرط داره گفتم چه شرطی؟ گفت کاری ندارم با کی ازدواج میکنی اما هر وقت خواستم باید ماله من باشی قبوله؟ بدون اینکه جوابی بدم ازم لب گرفت گفت توی این جهان جز من هیچ کس نمی تونه کاری کنه به الهه برسی پس منو از دست نده به کارت میام همه جا حتی بعد از رسیدن به الهه در آینده خواهی دید نمیخوای با من ازدواج کنی باشه اوکی برو با الهه ازدواج کن اما هر زمان بهت نیاز داشتم باید ماله من باشی و دوباره ازم لب گرفت گفت الان بهت نیاز دارم کامی سفت بغلم کن منم سفت بغلش کردم اومده بود روی پام ایستاده بود و کیرم به کوسش چسبیده بود گفت الان ماله توام دوست داری چیکار کنی باهام؟ دوست داری چیکار کنی کامی؟
گفتم دوست دارم لختت کنم نگات کنم همه لباساشو کند و لخت لخت جلوم ایستاده بود منم نگاهش می کردم می چرخید میگفت خوووب ببین کامی من خوووب ببین گفت میدونی من چی می خوام؟ می خوام تو هم لخت بشی بغلم کنی گفتم پس تو لختم کن لختم کرد منم بغلش کردم گفت این شیر آتش نشانی بذار لای پام بد جور آتیش گرفته کیرم لای کوسش بود و عقب جلو می کردم گفتم آبم اومد آبمو می خوری؟ گفت هم می خورم هم برات مکش میزنم تا قطره آخرشو می خورم کیرم گذاشتم توی دهنش و شروع کرد با زبون سرشو لیس زدن که آبم اومد و لباشو دور کیرم حلقه کرد و آبمو مک میزد گفت شوالیه من بهت حال داد؟ گفتم خیلی گفت با من باش در آینده بیشتر بهت حال میده گفتم باشه قبول من تا ابد ماله تو هم هستم کمکم کن به الهه برسم گفت دوشنبه دانشگاه نرو حدود ساعت ده و یازده یواشکی یه سر به خونه بزن فقط مراقب باش یواشکی فقط یادت باشه از هر چیزی که دیدی فیلم بگیر بده من، بعدشو بسپار به من کمتر از یه هفته شیر آتش نشانی لای پای الهه میذاری بغلش کردم بوسیدمش گفتم نگران نباش لای پای هر دوتون میذارمش گفت حالا شدی شوالیه مهربون من دوشنبه طبق گفته ریحانه حدود یازده آروم اومدم خونه دیدم کفش عموم دم دره آروم در باز کردم رفتم داخل در آروم بستم صدای مامانم که می گفت ولی تندتر مگه نون نخوردی؟ مثله همیشه نیستی ولی اینجوری من بهت نمیدم ولی خودمو رسوندم پشت در اتاقشون واااای چی میدیدم مامانم و عمو ولی ریحانه از کجا میدونست امروز و این ساعت اینجا چه خبره؟ یادم اومد فیلم بگیرم اما زاویه ام خوب نبود مامانمم ناراحت شد گفت پاشو برو امروز خبری نیست صد بار بهت گفتم مشکلاتت با زنت به من ربطی نداره الان پیش منی باید فقط روی من تمرکز کنی الان دیگه کامی میاد پاشو برو خونت که عمو ولی گفت می کنمت خوبم میکنمت فریبا من باشه مثله همیشه پاشو بخور برام
مامانم داشت کیر عمو ولی که پشتش به من بود می خورد البته فقط کون عمو ولی پیدا بود منم گوشیمو گذاشتم روی فیلم برداری کج گذاشتم روی زمین کنار در اون پایین و شروع کردم فیلمبرداری بعد از خوردن مامانم داگی شد و عمو ولی توی کوسش تلمبه میزد و مامانم بهش میگفت تندتر تندتر نمیدونم عمو ولی چی مصرف کرده بود این تلمبه ها تمام نمی شد تازه هر چی می گذشت تندتر میشد مامانم می گفت آخ جون شدی همون ولی خودم همینو ادامه بده بعدش دیگه حرفی نبود فقط آه و ناله هاشون بود تا اینکه عمو ولی گفت آبم داره میاد کجا بریزمش؟ مامانم گفت بریز توی کونم بریز توی کونم و صدای آه بلند عمو ولی اومد که انگار آبش اومد منم ترسیدم گوشی استپ زدم و اومدم از خونه بیرون. وااااای باورم نمیشد چی دیدم امروز. زنگ زدم به ریحانه گفتم تو از کجا میدونستی خونمون چه خبره؟ گفت بماند فیلم گرفتی؟ گفتم آره گفت من خونه تنهام بیارش برام یکم دیر رسیدم که زن عموم از خرید اومده بود گفت کامی چی شده؟ گفتم فلش ریحانه امانت دستم بود آوردم بهش بدم که رفتیم توی اتاق ریحانه فیلم از گوشی من کپی کرد و گفت برو به الهه بگو نهایت دو سه هفته دیگه میایم خواستگاری گفتم می خوای با فیلم چیکار کنی؟ مامان من توشه گفت نترس فقط به اونی نشون میدم که باید ببینه بعد پاکش میکنم گفتم حتما؟ گفت نه فیلم سکسی زن عمو و بابامو توی کل شهر پخش می کنم برو دیگه تو به فکر خواستگاری الهه باش کت شلوار داری؟ گفتم نه گفت باهات هماهنگ میکنم با هم میریم میخریم.
از خونشون که اومدم بیرون پشیمون شدم که چرا فیلم بهش دادم اما خب من الهه می خواستم حالا به هر قیمتی دو سه روز گذشت یه روز عصر بود که زن عموم و ریحانه اومدن خونمون منم خونه بودم زن عموم گفت کامی برو بیرون منو مامانت حرفایی داریم که تو نباشی بهتره داشتم میرفتم بیرون که ریحانه چشمک زد که برو حله وقتی برگشتم خونه زن عموم تا می خورد مامانمو زده بود و گفته بود سمت اونا بریم آبرو مامانمو همه جا میبره با فیلمش که چه جنده ایه آثار زدن مشخص بود اما اون حرفا ریحانه برام گفت ازش پرسیدم مامان چشمت چی شده؟ گفت سرم گیج رفت خورد به کابینت توی دلم گفتم به مادر یه دختر بدبخت تهمت جندگی زدی بعد الان خودت بخاطر جندگی کتک خوردی و دیگه هم حق نداریم به خانواده عمو و حتی خود عمو نزدیک بشیم. چند هفته بعد که چشم مامانم بهتر شد با هم رفتیم خواستگاری الهه و بعد از چند ماه با الهه ازدواج کردم برای عروسیم مامانم رفت به پای زن عموم افتاد که بیان عروسی اما اونا نیومدن از مامانم پرسیدم چی شده بین تو و زن عمو؟ گفت یه سو تفاهمه حل میشه توی دلم گفتم سوء تفاهم چی؟ توی فیلم رسما…
مهم این بود که الان الهه ماله من بود و این برام از همه چیز مهم تر بود ریحانه می گفت من دنبال یه پسر بی غیرتم سراغ نداری؟ گفتم چرا بی غیرت؟ خندید گفت خوشم میاد به تو چه؟ تو چیکاره منی؟ گفتم باشه بابا بی خیال یکی دو ماه بعد با داداش دوستش بنام یاشار ازدواج کرد یه شب بهم زنگ زد گفت امشب بیا خونمون تنها برای الهه یه بهونه بیار که یکی دو روز نیستی گفتم یکی دو روز؟ واسه چی؟ گفت بیا بهت میگم گفتم باشه الهه پیجوندم رفتم خونشون یه شورت و سوتین سبز تیره تنش بود اومد دم در بغلم کرد و رفتیم داخل دیدم یاشار روی مبل نشسته ترسیدم گفت نترس گشتم یه خوبشو پیدا کردم یاشار پاشو لخت شو یاشار لخت شد دیدم تخم نداره کیرشم خیلی کوچوعه و مچاله است گفت یاشار مرد نیست قراره یه مدت کنارم باشه بعدش بفرستمش بره آلمان الانم داره زبان آلمانی می خونه ریحانه گفت یاشار پاشو اونجوری که بهت گفتم از کامی جون شوالیه من پذیرایی کن که اومد بردم توی اتاق لختم کرد و ریحانه هم اومد خوابید روی تخت گفت امشب شب عروسی واقعی منه پرده منم مثله الهه تو باید بزنی گفتم نه! گفت جز تو به هیچ کس نمیدم شوهرمم که دیدی من ماله خود خودتم کامی من سرم لای پای ریحانه بود و یاشار داشت کیرمو می خورد گفتم میشه یاشار این کارو نکنه؟ دوست دارم فقط نگاهمون کنه ریحانه بهش گفت بشین پایین تخت نگاهمون کن و افتادم به جون کوسش انقدر خوردم و انگشت کردم تا حسابی خیس شد بعد فرو کردم توی کوسش ریحانه جیغ زد گفتم دوست داری؟ گفت آره خوبه با تو همه چیز خوبه حتی درد کشیدن گفتم یاشار خان چطوره؟ کیرم تا خایه توی کوسشه تازه میگه دوست داره این دختر عموی من واقعا عاشقه منه اما من قدرشو ندونستم الان جبران می کنم و شروه کردم تند تند تلمبه زدن اون جیغ میزد و التماس می کرد منم فقط تلمبه میزدم از یاشار کمک می خواست گفتم بیای جلو میام میکنم توی کونت بیا پتو بذار لای دندوناش که بتونه گاز بگیره کوسش تنگ بود و بشدت لیز کیرم بازی لذت بخش رفتن و اومدن خیلی خوب انجام میداد تا آبم اومد ریختم توی کوسش و افتادم روش گفت خیلی نامردی کامی مادر جنده گفتم من الهه هم همینجوری کردم باید تحمل کنی اما دروغ می گفتم مثله باباش که مامانمو می کرد کردمش که خیلی حال داد تا اسم الهه میاوردم که با اونم همون کارو کردم سعی می کرد بیشتر تحمل کنه اما نمی تونست اون شب دو بار از کوس کردمش اونم به وحشیانه ترین شکل ممکن که یاشار میگفت گناه داره آروم تر بهش گفتم من سکسم خشنه دوست نداری دیگه نمیام گفت دوست دارم دوست دارم کامی من از اون شب هفته ای یکی دو بار میرفتم خونشون و می کردمش خیلی حال میداد بخصوص اینکه وحشی بودنم خیلی خوب تحمل می کرد در صورتی که الهه همون موقع فقط یه بار بهم کون داد اونم آروم کردم دزدش اومد دیگه نداد اوایل سکس وحشی با ریحانه بهم حال میداد اما بعدش جلوی یاشار کردنش بیشتر بهم حال میداد یاشار توی هال روی مبل می خوابید منو ریحانه روی تخت و تا صبح سکس نمیدونم چرا با اینکه با الهه زودتر ازدواج کرده بودم اما ریحانه حامله شد گفت می خواد بچه نگه داره که یاشار مخالف بود اما بعدش ریحانه راضیش کرد گفتم بچه نگه ندار شر میشه گفت بچه ماست مامانش منم باباش تویی شر بشه که هیچ جنگم بشه نگهش میدارم حاصل سکس هاییه که زیرش کوسم جر خورد اما تحمل کردم تا تو ارضا بشی حالا چرا باید حاصلشو به این راحتی از دست بدم؟
راستم می گفت خداوکیلی بد جور می کردمش اگر فیلمش بود یه جنایت جنگی محسوب میشد اما واقعا دوستم داشت خیلی خوب دوام آورد منم عاشقش شدم یعنی عاشق هر دوشونم هم ریحانه هم الهه دوستم نداشتم هیچ کدومشون از دست بدم اما نمیدونم کار ریحانه بود یا واقعا یه اتفاق که الهه تصادف کرد و دچار مرگ مغزی شد و با رضایت خانوادش اعضاشو اهدا کردن. آخه جای مشکوکش اینجاست که یاشار دقیقا سه ماه قبل از این حادثه ریحانه طلاق داده بود و بعد از فوت الهه رفت آلمان منم ریحانه عقد کردم و بعدش هم برای پسرمون رادین به اسم خودم شناسنامه گرفتم الان از ریحانه دو تا پسر دارم و یه دختر.
گاهی با خودم فکر میکنم من که از اولش باید با ریحانه ازدواج میکردم چرا رفتم سراغ الهه؟ شاید اگر زن من نمیشد الان زنده بود و هزار جور فکر دیگه…
گاهی از ریحانه میترسم که مبادا اون کشته باشتش…
گاهی هم میگم نکنه کار… .
کاش از همون اول با ریحانه ازدواج می کردم… کاش کاش… و الهه الان زنده بود.

نوشته: کامی

بازدید 18,083

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

12 پاسخ به “هنوز نفهمیدم ازدواج با الهه درست بود یا غلط!؟”

  1. اول بخاطر اینکه ننه تو جنده فرض کردی خیلی کثیفی بعدشم زیادی کشیدی فازت معلوم نشد ولی اصل داستان برعکسه درواقع ریحانه زنته ارش پرش کرده و دفرار المان ولی کشته شدن الهه چی بود این وسط

  2. دختری که خودش میاد میگه منو بکن معلومه چه جنده ایهبدبخت این زن هم برات زن نمیشهمعلوم نیست تاحالا زیرچند تاخوابیده.اگر واقعامیخواستت دلتو به دست میاورد که مال اون بشی نه اینکه کاری کنه به الهه جونت برسیواقعا بعضیا چقدر احمقن

  3. شوالیه من 🤣🤣🤣🤣🤣خدایی این دیالوگ ها چیه وقت سکس بهتون میگن؟ شما هم کیف میکنید و وحشی میشید؟

  4. تا تصادف و مرگ مغزی الهه قابل قبول بود اما از اونجا بود که تلفیق داستانهای اکشن و پورن مشخص شد!راستی شما که نزدیکیتون به خونواده عموت ممنوع بود چطوری زن عموت گذاشت این ازدواج شکل بگیره!؟

  5. کون گشاد از زبان چینی ترجمه کردی گذاشتی اینحا،اصلا معلوم نشد کی به کی،دختر عمو کی بود تحقیق راجب کی بود خلاصه فکر کنم ننه اتو گرفتی

  6. داشتن هات وایف خیلی عالیه.کاری ندارم داستان تخیلی بود یا نه ولی من خیلی دوس داشتم خانومم هات وایف بود و جلوی من با مردای دیگه سکس میکرد.کاکولد بودن خیلی لذت بخشه

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید