همسر زیبای من و مرد عرب (۲ و پایانی)

شب قبل از رفتن به شمال مریم کلی باهام حرف زد و گفت هنوز اتفاقی نیوفتاده بیا بیخیال بشیم گفتم من واقعا میخوام اینو تجربه کنیم شک ندارم پشیمون نمیشیم و بی نهایت لذتم میبریم صبح لباس داشتیم میپوشیدیم مریم یه مانتو شلوار ساده میخواست بپوشه گفتم از همین الان لباس باز بپوش میخوام راحت باشیم با کاظم گفت خب چی بپوشم گفتم سکسی ترین و باز ترین لباست میخوام کاظم از تو مسیر آب از دهنش جاری بشه خندید گفت باشه رفت یه شلوار جین جزب کوتاه و یه نیم تنه تا زیر سینه پوشید یه شالم انداخت دور خودش زیاد دیده نشه بدنش نیم تنش صورتی بود و بدجور تو چشم خودش گفت اینجور گیر ندن بهمون تو مسیر گفتم تو ماشین دیده نمیشه مشکل نداره رفتیم دنبال کاظم نشست صندلی عقب درست مریم رو ندیده بود یکم خودشو کج کرد مریمو دید گفت من تا شمال کار دست خودم ندم خوبه با این زنی که شما داری منم خندیدم گفتم خودتو نگه دار تا ویلا مریم یکم ترسیده بود قشنگ معلوم بود تو مسیر یه جا واسادیم یکم خرید کنیم من رفتم واسه خرید کاظم پیاده شد و رفت تو پنجره سمت مریم و حرف میزدن متوجه حرفشون نمیشدم ولی معلوم بود داره مخ مریمو میزنه واسه سکس راحتر بزاره کارشو بکنه یکم طولش دادم دیدم سرشو برد داخل یه لب از مریم گرفت و رفت نشست عقب منم رفتم تو ماشین یهو کاظم گفت اگه مشکل نداری اسی جون مریم بیاد عقب پیش من باشه، خندیدم گفتم تحمل نداری تا ویلا گفت میخوایم یکم گرم کنیم نگاه مریم کردم گفتم برو عزیزم با اشوه رفت عقب انقد لباسش بد بود پیاده شد هرکی اونجا بود بدجور نگاهش میکرد رفتن صندلی عقب و منم راه افتادم آینه رو تنظیم کردم روشون و آروم حرکت میکردم اونام خیلی زود شروع کردن به خودرن لب هم دیگه البته مریم سعی میکرد مانع بشه و هی مگیفت واسا تا برسیم ولی فایده نداشت کاظم رسما میخواست بکنه زنمو تو مسیر منم کیرم بدجور سیخ شده بود مریمو انداخت رو صندلی عقب و روش بود آینه رو آوردم پایین دیدم یه دستش تو شلوار مریمه از جلو دکمه شلوارشو باز کرده بود با اون دستشم سینه هاشو میمالید داشتن خیلی پیش میرفتن گفتم بچه ها بیخیال بشید یکی میبینه تو ماشین رو کاظم گفت ماشین رو ببر یه جایی بتونم بکنم زنتو اینجور که گفت بیشتر تحریک شدم لحنش پر از جسارت بود انگار صاحب زنم شده بود آروم رفتم یه گوشه از جاده پایین اونام مشغول بودن رفتم زیر یه درخت نزدیک جاده کسی اونجا نبود واسادم از ماشین پیاده شدم رفتم کاپوت رو زدم بالا الکی مشغول ماشین شدم صدای اونام آروم از تو ماشین میومد یکم دور و اطراف رو نگاه کردم خبری نبود فقط هر چند ثانیه یه ماشین با سرعت رد میشید بخاطر شیشه دودی ماشین هیچی معلوم نبود میخواستم ببینم چیکار میکنن رفتم نشستم تو ماشین آینه وسط رو تنظیم اونا کردم با آینه های بغلم اطراف رو چک میکردم دیدم مریمو داره لخت میکنه نیم تنشو در آورده بود و داشت اسرار میکرد شلوارشو در بیاره مریم هی میگفت اینجا نمیشه کاظم ولی توجه نمیکرد شلوارشو باز کرد و کشید پایین مریمم دیگه مقاومت نمیکرد شورتشم کامل با شلوار در اومد کامل در آورد و پرتش کرد صندلی جلو شلوارشو خیسی شورتش که مونده بود لای شلوارشو بو کردم و دیگه تحمل نکردم کیرمو در آوردم مالیدم پشت فرمون دیگه کامل برگشته بودم مستقیم نگاهشون میکردم کاظم خیلی حرفه ای رفت بین رونای مریم و کسشو میخورد جاشون تنگ بود ولی انجام میدادن بازم مریم روش نمیشد چشاشو باز کنه چون باید نگاه من میکرد بعد 2 دقیقه خوردن نشست کنار مریم و شلوارشو در آورد کاظم کیرش اومد بیرون واقعا چشای من و مریم 4تا شد باور نکردنی بود سیاه و کلفت و بلند دید ما داریم نگاه میکنیم گفت به این میگن کیر عربی بیا بخورش مریم جون مریم از من خجالت میکشید منم باز برگشتم رو به جلو از آینه نگاه میکردم و اطرافو چک میکردم بعد چند ثانیه صدای اوق زدن مریم نظرمو جلب کرد داشت سرشو فشار میداد رو کیرش کاظم ولی بیشتر از دو سوم از کیرشو نمیتونست بخوره مریم و اشکش در اومده بود برگشتم گفتم کاظم اذیتش نکن با عصبانیت نگاهم کرد گفت تو حرف نزن کس کش باز سر مریمو فشار داد بعد دید نمیتونه بیخیال شد بلندش کرد بشونش رو کیرش مریم پشت به من بود گفت کاندوم بزار کاظم گردنشو گرفت با یه لحن وحشیانه گفت من کس تورو با کاندوم نمیکنم چون قرار نیست جز خودم کسی این کسو بکنه مریمو نشوند رو کیرش مریم با دست تنظیم کرد و نشست روش اروم آروم دادش تو خودش کونش سمت من بود دستای سیاه کاظم رو کونش بود مریم خم شد از کاظم لب میگرفت سوراخ کونش اومد تو چشمم و من جق زدنمو تند تر کردم واقعا داشتم از دیدن کیر سیاه کاظم تو کس زنم کیف میکردم بعد از 5 دقیقه بالا پایین کردن کامل رفته بود تو کاظمم هی کونشو انگشت میکرد و میگفت داری جلو شوهرت کس میدی جنده جوری میزد رو کون مریم جای دستش میموند انقد مریمو بالا پایین کرد مریم تو بغلش و کیر تو کس ارضا شد ولو شد تو بغل کاظم و از هم لب میگرفتن منم با دیدن این صحنه ارضا شدم از ماشین پیاده شدم حس عجیبی داشتم دور ماشین چرخیدم خودمو جمع و جور کردم رفتم از بغل نگاه کردم دیدم داره مریمو داگی میکنه رفت پشتش مریم نای داگی موندنم نداشت از پشت کرد تو کسش و داگی وحشی میزد مریم گاهی پرت میشد جلو انقد محکم میکردش دید من بیرون ماشینم و دارم نگاه میکنم اشاره کرد گفت بیا داخل رفتم داخل ماشین گفت کس کش ارضا شدی میری بیا ببین دارم چطور ناموستو میگام گفتم دیدم دیگه گفت تا آخرشو باید ببینی وگرنه خودتم میکنم بعد زنت راستش ترسیدم ازش نگاه میکردم بعد چند دقیقه یه داد زد و تو کس زنم خالی کرد خودشو بی حال افتاد رو صندلی منم گفتم جمع کنید خودتون رو بریم مریم با دستمال کسشو تمیز کرد منم لباسشو دادم پوشید حس عجیبی داشتم انگار پشیمون بودم ولی لذت عجیبی داشت راه افتادم کاظم از پشت سر باهام حرف میزد و سیگار میکشید گفت عالی بود بچه ها ببخشید اگه توهینی کردم این چیزا فقط تو سکس هست شخصیت شما واسه من خیلی بالاست بعد گفت من واقعا میخوامت مریم، مریمم رفت بغلش بعد کاظم گفت اسی میخوام منو شوهر زنت بدونی بکنش بدونی و مردش گفتم مشکل ندارم بعد گفت فقط یه حرفم جدی بود اینکه جز خودم هیچکس حتی تو اسی حق نداری مریمو بکنی نگاه عقب کردم گفتم زن خودمه ها گفت باید کنار بیای با این مسله دیگه مریم مال منه تا زمانی که من باهاتونم حق نداری بکنیش خیلی بهت فشار اومد میتونی نگاهش کنی جق بزنی همین من چیزی نگفتم دیگه، بعد به مریم نگاه کرد گفت چطور تو از عقب پلمپی انقد بی عرضه ای تو اسی گفتم دوس نداره مریم گفت بعد این سفر مریم عاشق کون دادن میشه مریم گفت وای کاظم نه تورو خدا گفت من بیخیال این کون نمیشم…

بعد از سکس مریم و کاظم و حرف های بعدش تو مسیر میرفتیم و چند دقیقه یه بار نگاه اونا میکردم همش تو بغل هم بودن شده بودن یه زوج تازه به هم رسیده این سفر شده بود رسما ماه عسل مریم و کاظم منم شده بودم بکش مریم رسیدیم ویلا مریم انقد خسته شده بود از سکس و خستگی مسیر زود پرید تو حمام من و کاظمم داشتیم وسایل رو از ماشین خالی میکردیم تا نشستیم تو سالن ویلا کاظم سراق مریمو گرفت گفتم رفته دوش بگیره یهو گفت بدون من رفته گفتم اره دیگه خسته بود گفت کجاست حمام گفتم طبقه بالا رفت سمت بالا میدونستم میخواد باز مریمو بکنه بعد چند دقیقه رفتم بالا دیدم لباسهاش پشت در حمامه و صدای برخورد بدنشون میاد مریم بدجور ناله میکرد و کاظم رو ابرا بود از لذت راستش منم زود سیخ کردم و دست به کیر شدم کامل لخت شدم در زدم یهو کاظم تلمبه زدنو قطع کرد گفت چیه گفتم باز کن منم بیام تو میخوام ببینم جق بزنم گفت همون پشت در بزن جقتو و تلمبه زدنو شروع کرد گفتم اذیت نکن دیگه هم زمان که حرف میزدیم من جق میزدم اون تلمبه تو کس زنم با کلی التماس من در حالی که کیرش از کس مریم در نیاد دست کرد درو باز کرد ایستاده داشت میریمو میکرد از پشت کرده بود تو کسش مریمم سینش به دیوار حمام بود واقعا کیر عجیبی داشت هر پوزیشنی میخواست میتونست مریمو بکنه بخاطر سایز کیرش دیدن کلفتی کیرش لای کون مریم بهترین حس دنیا بود مریم نگاه من نمیکرد انگار روش نمیشد هنوز کاظم موهاشو گرفت سرشو چرخوند سمت من گفت نگاه شوهر کس کشت کن مریم تا نگاهم کرد از جق زدنم و خودم خجالت کشیدم کاظم داد زد کس کش جقتو بزن زن جنده منم با انگیزه بیشتری جق میزدم فقط فرق این سری این بود با مریم چشم تو چشم بودم خیلی زود واسه هر دومون شرایط عادی شد و داشتیم لذت میبردیم مریم انگار ارضا شده بود قبل اومدن من چون دیگه نای ایستادن نداشت بعد چند دقیقه زدن کاظم گفت داره آبم میاد مریم بهش گفت توم نریز تورو خدا دیگه گفت باید بخوریش میخوای نریزم توت مریم گفت تا حالا نخوردم چندشم میشه اینو گفت انگار کاظم بیشتر شاکی شد چندتا تلمبه محکم زد که جیغ مریم در اومد یهو کشید بیرون موهای مریمو گرفت نشوندش جلو خودش و کیرشو کرد تو دهنش مریم میخواست نخوره ولی بیشتر کیرش تو حلق مریم بود و پشت سر مریم به دیوار حمام بود که آبش پاشید تو حلق مریم و داد میزد کاظم مریمم میخورد آبشو منم با دیدن این صحنه آبم پاشید کف حمام از خجالتم اومدم بیرون برگشتم بعد چند ثانیه دیدم کاظم زیر دوش آبه مریمم از پشت بغلش کرده و میبوسه کمر و بازوهاشو راستش انقد ترسیدم که مریم عاشقش شده باشه که نگو و نپرس ولی کاری بود که خودم کرده بودم رفتم پایین بعد از چند دقیقه عروس و داماد با حوله اومدن پایین حوله خودمو دیدم دور کاظم ولی چیزی نگفتم رفتن تو اتاق خواب و مشغول خوشک کردن خودشون بودن و حرف میزدن درو بسته بودن اول که فقط صدای سشوار بود بعد چند دقیقه سکوت بود راستش فکر کردم باز داره مریمو میکنه رفتم پشت در دیدم آروم حرف میزنن مریم داشت میگفت من عاشقت شدم و میخوام زنت باشم و این حرفا کاظمم میگفت من شرایط ازدواج ندارم و الانم انگار زنمی نمیزارم اسی بهت دست بزنه خیالت راحت تو زن خودمی فقط تو شناسنامه اون کس کشی مریم میگفت دلم واسش میسوزه مرد خوبیه ولی خب من یکی مثل تورو میخوام کاظم گفت من که هستم کنارت و صدای لب گرفتنشون میومد حس بدی داشتم رفتم تو سالم نشستم به کاری که کردم فکر میکردم بعد چند دقیقه مریم با یه شورت لی خیلی کوتاه که من تا حالا ندیده بودم و یه تاپ بندی سفید اومد بیرون با یه آرایش لایت خیلی عادی برخورد میکرد کاظمم با رکابی و شلوارک بود منم رفتم لباس راحتی پوشیدم نزدیک ظهر بود گفتم بریم واسه نهار منقل رو آماده کنیم با کاظم رفتیم تو حیات ویلا دور کباب که بودیم گفتم کاظم من زنمو دوس دارم نمیخوام از دستش بدم گفت دوسش داشتی کس کشیش رو نمیکردی گفتم اینم از رو دوست داشتن بود گفت من که واسم این مدل دوس داشتن قفله الان مریمو دوس دارم نمیتونم ببینم تو که شوهرشی بهش دست بزنی حتی گفتم وقتی تو نیستی باهاش همه کار میکنم گفت تا من تو زندگیشم حق نداری گفتم باشه بابا غیرتی بعد نهار یکم استراحت کردیم گفتیم بریم دریا مریم میخواست بره یه لباس مناسب بپوشه کاظم گفت همینجور بیا ساحل که فاصله ای نداره تا ویلا گفتم دیونه ای مگه اومدی آنتالیا با شورت و تاپ بیاد میان میگیرنمون گفت من دوس دارم اینجور بیای تو آب همه نگاهت کنن گفتم تو که میگفتی غیرتی هستی رو مریم گفت الانم هستم ولی دوس دارم لخت باشه همه برن تو کف کسی که من میکنم بعدم گفت تو ساحل تو اصلا نزدیکمون نشو با فاصله باش گفتم باشه با اسرار من و مریم اجازه داد مریم ساپورت و تی شرت بپوشه بیاد دریا رفتیم یکم آب بازی کردیم کلا همش در حال مالیدن و لاس زدن با مریم بود کیرش بدجور از رو شورتکش دیده میشد حس میکردم هر لحظه ممکنه مریمو لب آب بکنه من از دور دیدم با کیر تابلو رفت سمت یکی از چادر های لب آب و با مسئول چادر ها حرف میزنه بعد چند دقیقه اومد دست مریمو گرفت رفت سمت چادر ها رفتم جلو گفتم چیکار میخوای بکنی نگاهم کرد گفت میخوام زنتو بکنم مشکلی داری گفتم اینجا اخه بریم ویلا گفت دوس دارم اینجا تو چادر بکنمش مریمم گفت کاظم تورو خدا بریم ویلا گفت حرف نباشه دقت کردم چندتا پسر جوون داشتن از تو آب نگاه ما میکردن و بدن مریم و خوشکلیش رفتن تو چادر منم همون اطراف بودم بعد چند دقیقه صدای تلمبه هاش کاملا شنیده میشد منم یه جورایی نگهبانی میدادم واسشون بعد سکس اومدن بیرون و رفتیم ویلا استراحت هر چند دقیقه یه بار متوجه حرف زدن کاظم در گوش مریم میشدم و همش مریم با خواهش میگفت نمیتونم بخدا و جر میخورم و این حرفا کاظمم میگفت من امشب باید انجامش بدم متوجه شدم میخواد از عقب مریمو بکنه هم میترسیدم مریم چیزیش بشه هم واسم جزاب بود کون دادنش چون به خودم که کیرم رسما نصف کاظم بود نمیداد میگفت درد داره و این حرفا من پریدم وسط حرفشون گفتم کاظم اگه مریم نخواد منم نمیزارم از عقب بکنیش گفت چه گوه خوریا احترام گذاشتم بهت دور برداشتی گفتم ما گفتیم باهامون باش لذت ببریم نه اذیت کنی یهو بلند شد گفت مشکل نداره من میرم همین امشب مریم پرید بغلش کرد گفت کجا میری شوخی میکنه اسی قشنگ معولم بود مریم ترسیده بپره کاظم از دستش گفتم باشه بابا مثل بچه ها قهر میکنی گفت امشب من فقط از عقب میخوام مشکل دارین من برم مریم گفت باشه هرچی تو بگی و نشوندش حس عجیبی بود اینکه خودم و زنم انقدر تشنه کیر کاظم بودیم هردومون انگار وابسته و عاشقش بودیم بعد یه فیلم دیدم و رفتیم واسه خواب کاظم گفت تو کلا نیا رو تخت همون پایین بخواب منم گفتم باشه یه پتو و بالشت گذاشتم پایین تخت رفتن تو تخت اونا بعد 5دقیقه کاظم شروع کرد لخت کردن مریم منم دیگه تحمل نداشنم نشستم و کیرمو درآوردم نور اتاق کم بود ولی وقتی دیدم مریم رو شکمه دوتا بالشت زیر شکمشه و کاظم سرشو کرده لای کونش دیگه جق زدن رو شروع کردم هر 3تامون کامل لخت بودیم بعد کاظم هی انگشت میکرد تو کون مریم اونم صداش در اومده بود بعد چند دقیقه نشست رو کون مریم کیر سیاه کاظم رو کون مثل برف زنم رویای بود فقط کسایی که کوکالد باشن میتونن لذتی که من بردمو درک کنن بهترین جق های عمرم بود اروم اروم شروع کرد فرو کردن کیرش تو کون مریم جوری درد داشت که تختو چنگ میزد و گاز میگرفت اونم خوابیده بود روش و اروم تلمبه میزد ولی کل کیرش تو مریم نمیرفت کاملا بین بدن هاشون فاصله بود در گوش مریم حرف میزد اورم و تلمبه میزد هر کاری میکرد کامل تو مریم نمیرفت بعد 10 دقیقه بلند شد از روش و لم داد به تاج تخت از مریم خواست ساک بزنه مریم گفت کثیفه نمیخورم موهاشو کشید کرد تو دهنش بعد یکم ساک نشوندش رو کیرش از کون داد توش اروم بالا پایین میشد مریم چهرش به من بود معولم بود بدجور درد داره تو نور کم دقت میکردم کامل میرفت توش مریم گریش گرفته بود و کاظم داشت کیف میکرد داد میزد کس کش داری نگاه میکنی زن جنده گفتم اره و جق میزدم گفت به زندگی جدیدت سلام کن کس کش بی ناموس با حرفاش آب من بازهم زودتر از بکن زنم اومد بعد از این سفر کاظم رسما شده بکن زنم و هر موقه مریم یا خودش بخواد با همن کاظم اسرار داره مریمو حامله کنه و ازش بچه داشته باشیم ولی راستش من و مریم میترسیم چون بچه ای که از اون باشه حتما سبزه میشه و تابلو میشه از من نیست.

نوشته: اسی

بازدید 3,314

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

12 پاسخ به “همسر زیبای من و مرد عرب (۲ و پایانی)”

  1. به نظرم اگر کسی از اینجور سکس خوشش میادو لذت میبره حداقل با کسی وارد رابطه بشن که طرفشون ارزشش رو داشته باشه حداقل و توهین نکنه حداقل کاظم داستان شما اگه واقعی باشه لیاقت همچین سکسی نداره دست اون نباید خر بدید چه برسه به زنت

  2. خاک هفت اقلیم تو سرت با این فلاکتت یارو شده رسما ارباب تو زنت هم برده جنسی

  3. اسی جون من جای کاظم بودم با تو خیلی بهتر رفتار میکردم و کاری میکردم خیلی بیشتر شهوتی بشی و از دیدن زنت لدت ببری

  4. ریدم دهنت با این افکار کثیف و مریضت ، خدا کنه که دروغ باشه وگرنه ریدی یه اسم مرد😡

  5. والا این دیگه از بی غیرتی رد شده نمی‌دونم اسمشو چی باید گذاشت فقط میگم وقتی آدم به این حد برسه یگه نهایت حروم‌زاده بودنشه خاک بر سرت حیف حروم‌زاده که باز به تو بگی

  6. واقعا منم دوست دارم زنم همچین بکنی داشته باشه.ولی اگر هم پیدا بشه خانومم قبول نمیکنه.لطفا راهنمایی کنید چطوری راضیش کنم برای ورود نفر سوم به زندگیمون

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید