یه روز تابستون توی خونه تنها بودم که کم کم داشتم حشری میشدم ،از جام بلند شدم و یه خیار از تو یخچال بر داشتم (اینو بگم که کونم خیلی گشاد شده بود از بس هویج و خیار میکردم توش) داشتم لیسش میزدم که با خودم گفتم یه زنگ به مهدی بزنم!خلاصه بهش زنگ زدم که بیا خونمون کسی نیستو اینا که بلاخره خودشو رسوند! من که واقعا دلم کیر میخواست و یکیو میخواستم منو بکنه.مهدی دراز کشد وو طبق عادتمون اول براش ساک زدم بعد چهار دستو پا شدم که کونم بزاره کونمو براش خیس کردم و چون کونم گشاد بود به اسونی میرفت یکم تلمبه کرد و یهو گفتمم مهدی برا اولین بار ابتو بریز تو کونم!مهدی هم خیلی دوس داشت اینکارو بکنه.بعد یکم تلمبه همه ی ابشو تو کونم ریخت و بعد اون دیگه من اونو نمیکردم فقط اون منو میکرد وخیلی هم راضی بودم!! الان سی چهار باره که داره هی ابشو تو کونم میریزه. فردا هم قراره بهش زنگ بزنم منو بکنه!!
نوشته: امیر علی
12 پاسخ به “مهدی مثل شوهرم”
ینی پشمای آلوده با گوه دور سوراخ کون تو دهنت
اصلا اگه مياين اينجا از كون دادنتون نگيد ما ناراحت ميشيم از صبح منتظريم ببينيم شما چطور كون ميديد
مال خودته اختیارشو داری بده ما که بخیل نیستیم غقط به همه بده
تو یه کونی هستی که یواش یواش داری مراحل ترقی طی میکنیاز مالیدن و لاپایی شروع کردی ، بعد کون دادی ، حالا هم که آبشونو میریزن توتبه نظرت پیشرفت بعدیت چیه کونی جقی!!!
فردا هم سي و پنجمين بار ميشه
خب. هم به گشادیت پی بردیم هم به چاقال بودنت.چاقال
حالا اگه پارتنرت بود ی حرفی!!! به همه میدادی!!!
فک کنم هنوزم 18 سالت نشده
عموجون بیشتر جق میزنی یا کون میدی
قبلا مردم از مردونگیشون میگفتن الان بعضیها از کون دادناشون???
سی وپنجمین سالگرد افتتاح و سیراب شدن کیون تشنه ات و طی کردن پله های ترقی با کیون پاره را خدمت شما تبریک وتهنیت عرض می نومایمکس خل جقی از ابتدایی اخه ؟!
سی وپنجمین سالگرد افتتاح و سیراب شدن کیون تشنه ات و طی کردن پله های ترقی یکی پس از دیگری با کیون پاره را خدمت شما تبریک وتهنیت عرض می نومایمکس خل جقی از ابتدایی اخه ؟!