مفقوده (طنز)

آقو داشتیم تو خیابون قصر و دشت شیراز راه میرفتیم دیدم یه بوگاتی جلو پام زد ترمز گفتم یا امام زاده بیژن سرمون رو گرفتن،دیدم پنجره اومد پاین یه دختر خوشگل پشتش پیدا شد گفت بیا بالا آشنا بشیم،گفتم برو خجالت بکش مگه خودت خواهر مادر نداری ، آقو خیابون همت رو همینطور پشت سرم میومد بوق بوق میکرد،گفتم پدرومه در. آوردم الان سوار میشم،خلاصه سوار شدمو یه ماچ خوشگلیم کرد و یه آهنگی از مرلین منسون گذاشت گفتم عامو ای چی چیه یه جنگ جنگ ساز میاد و از بالوی شیراز میاد بذار، یه نگاهیم کرد گفتم گوه خوردم ،گفت بریم یی حالی بکنیم،گفتم بریم، گفتم حالو اسمت چیه پری چهره گفت مریم،گفتم وووی بشمت

خلاصه رسیدم خونشون،عامو خونه نداشتن کاخ بود ، توالد فرنگیشونه میفرختن برابری میکرد با زندگی ما، خلاصه بغلمون کرد و یه لب توپی ازمون گرفت و شلوارمو در آورد و کیرمو گرفت تو دستش و یه کم مالید و منم مانتوشو در آوردم سینه هاش رو ماچ کردم و مکش زدم،گفت بریم رو تخت . آقو رفتیم لبه تخت خوابیدم یه ساک توپی زد و زبونش رو زیر کیرم تکون میداد ، گفت حالا نوبت توه ، فرتی از زیرش در اومدم و باهاشو از هم باز کردم تا میشد کسشو خوردم،بعد چندی گفت بکن توش کشتیم،منم گفتم خو عامو ،، کیرومه کردم توش یه اهی کشید منم تند تلمبه میزدم،هی کیرومه در میوردم هی میکردم توش دوباره ، بعد نیم ساعت لرزید و ارضاء شد بعد چند دقه منم ارضاء شدمو پهن شدم روش،بعد از ربع ساعت پاشدم لباسمو پوشیدم گفتم خوب ما رفع زحمت کنیم ، گفت. بیا تا برسونمت گفت کاکو ای چه حرفیه،آقو سوار ماشینو شدیم و در خونمون پیادم کرد ، یه کادویی داد گفت اینم یادگاری شب بیاد موندنیمون،گفتم عامو دست درد نکنه،گفت خواهچ،

آقو رفتم خونه کادو رو باز کردم دیدم یه جعبه توشه جعبهو رو باز کردم یکی دیگه توشه ، همین جوری رفتم جلو ، رسیدم به یه جعبه قد فندوق،گفتم تو روحت دادی دستمون،بازش کردم دیدم یه کاغذ توشه نوشته به جمع ایدزیا خوش اومدی،گفتم تو روح خودم ، الانم که اینو براتون مینویسم دو ماهه دکترا جوابم کردن،یه قبر خریدم توش خوابیدم،فقط اگه اومدین شیراز یه بوگاتی جلو پاتون ترمز کرد دیدین توش یه دختره،بهش بگین یه شرت سبز زیر تختت جامونده،او شرتو مال منه.

نوشته: امین

بازدید 12,238

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

9 پاسخ به “مفقوده (طنز)”

  1. اینو قبلا یجایی دیگه خونده بودمدرضمن کجاش طنز بود؟!این آقو آقو گفتنا که طنز حساب نمیشه زبونشون اینهنمره:از ۱۰نمره ۱

  2. هدفت چی بود؟ به قول یکی از دوستان محیط مجازی شده محل خالی کردن عقده ها.چه نونی قرض میدن به هم در داستانها.کلا خط اول به امام زاده رسیدم یبوست شدم و ادامه ندادم 😀

  3. :|من ای داستان رو زیاد شنیدممماین داداشمون طنزش کرده دمس جیز.یقول دوستمون فقط زبونشو عوض کرده ولی باید بگم با عوض کردن زبونش به طنز تبدیلش کرده

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید