مرجان و آقا سعید از همسایه های قدیمی ما بودن همیشه صحبت از پاکی و خوبی اینها تو محل بود اما تو مغازه مرجان همیشه به من خیره میشد و من نمیدونستم که این مدل نگاه کردنش عادی هست یا چی.
یکبار چون بینی شو عمل کرده بود خیلی کس شده بود نتونستم تحمل کنم به بهانه کمک تو جمع کردن جنس از روی ویترین دستام به دستاش مالوندم بیار هم دستش گرفتم که محکم دستش کشید .
مرجان بخواهم تعریف کنم قد متوسط بدن لاغر و کون گنده سینه های 75 پوست سفید سن حدود 50 ولی اگه نمیشناختم سنش 30 نشون میداد
داستان سکسی من و مرجان از اون روزی شروع شد که من از شق درد داشتم میمردم که بار کوکا کولا آمد و من نزدیک 100 بکس نوشابه رو برده بودم تو انبار و نصف دیگه مونده بود که ببرم . انبار مغازه ما یک درب کنار مغازه بود که انتهای راهرو به انبار و وسط راهرو پله میخورد و میرفت طبقه های بالا اون روز چون توی راهرو همجنس چیده بودم خیلی راحت نمیشد رفت و آمد کرد من که کلی بار برده بودم و حسابی بالا بودم (از لحاظ تستسترون) البته فکر این که چجوری میتونم مرجان بکنم هم بی تاثیر نبود که یک لحظه دیدم داره میاد که بره بالا منم کمی مکث کردم
در باز شد
به چشماش خیره شدم
سلام خوب هستین
سلام آرش جان
سرش انداخت پایین دوباره آورد بالا
تشریف میبرید بالا بفرمایید
ممنون
تا کمی آمد جلو من هم شروع به حرکت کردم کیرم بدجور سفت شده بود خودم کشیدم کنار پشت به جنسها و روبرو به سمت مرجان ولی راهرو خیلی تنگ شده بود آمد که رد بشه باز هم از قصد خودمو چسبوندم بهش یک لحظه متوقف شد نمیشد رد بشه فکر میکنم بزرگی کیر من هم حس کرده بود نگاهم کرد منم خیره شدم از اون نگاه های که تا نکنمت ولت نمیکنم نگاهش کج کرد گفتم بزار کمک کنم رد شی یعنی پشششششمام ریخته بود دستم گذاشتم روی کونش هیچی نمی گفت اول یکم هل دادم دیدم ساکت مونده یعنی پشششششمام انگشتم محکم میکشیدم وسط کونش یکمی هم با لپ کونش بازی کردم دیدم چشماش ریز شده
مرجان (تا حالا صداش نکرده بودم) اینجوری نمیشه گیر کردیم تو هم از جلو هل بده
چجوری صداش میلرزید یکمی عصبی بود و خیلی حشری
دستش گرفتم گذاشتم روی کیرم باز هم ساکت بود دست خودم گذاشتم روی کسش براش مالیدم هنوز توی چشماش ترس تعجب و شهوت موج میزد
دستم بردم دور کمرش صورتم بردم سمتش
👩❤️💋👨 لباشو خوردم یعنی پشششششمام باورم نمیشد حالا لب تو لب بودیم
بعدش شروع کردم به خوردن لاله گوش شو گردنش که دستشو گذاشت پشت سرم منو فشار داد به سمت سینه هاش یعنی پشششششمام شروع کردم به خوردن بالای لباس مجلسی قرمز رنگش بیرون زده بود عطر تنش منو مست خودش کرده بود اجازه گرفتم و زیپ لباسشو کشیدمو لباسش رو در آوردم دیدم یه ست آلبالویی نیمه توری پوشیده که واقعاً توپ زمینی سفید تنش هرکسی و محو خودش میکرد آروم آروم از بالا شروع کردم به خوردن بعد که سینه هاشو خوردم پایین اومدم و یه کوچولو شکم ای که داشت جذابیت شوهم که بیشتر کرده بود غرق بوسه کردم و بعد با زبونم به دور نافش کشیدم تو این حال و هوای عصر های پاییز فقط دوست داشتم ذره ذره تنشو حس کنم نه اینکه با حرف زدن تمرکزم رو به هم بریزم سرمو آوردم که بالا چشم تو چشم شدیم از چشمای خمارش اجازه گرفتم که برم پایین تر از زیر شکمش شروع کردم از روی شورت بوسه زدن و ریز گاز گرفتن که با دستاش منو فشار داد به وسط پاش یعنی پشششششمام شورتشو زدم کنار و حسابی اطراف کس شو لیسیدم این وسط تحریک زیادی مرجان سکوت اتاق با شکست و با آه و ناله از من خواهش کرد که بخورمش یعنی پشششششمام منم اول از زیرکوس شروع کردم زبونمو گذاشتم لیست محکم تا بالا کشیدم بعد چوچولشو گذاشتم تو دهنم و محکم براش مکیدم تو این حس و حال مرجان باچندتا ناله کشدار و یا لرزش خفیف ارضا شد و حسابی خیس کرد بعد گفت حالا نوبت توئه منو با دو دستش هول داد روی مبل یعنی پشششششمام تیشرت و شلوارم دراورد و شروع کرد اول از بوسه زدن به سر کیرم ذره ذره تمام شو کرد تو دهنش یعنی پشششششمام همین جوری ریتم شو آروم آروم شروع کرد و کمکم تندش کرد منم تو اون حس و حال رو هوا بودم که دیدم زیادی تحریک شدم و هر لحظه ممکن آبم بیاد اونو از خودم دورش کردم بعد بهم گفت می خوام ببینم پسر کوچولوی ما مرد شده یا نه به صورت داگی رفت رو مبل یعنی پشششششمام منم از اون صحنه زیبا دلم نیومد شورتشو در بیارم شدم و کنار یه چند باری کلاهک کیرمو وسط توپولی های لبه های کوسش بالا پایین کردم و آروم گذاشتم توش حقیقتاً برای زنی که سه بار زایمان کرده بود خیلی تنگ بود آروم آروم شروع کردم به جلو عقب کردن ناله های مرجان هم بلند شده بود همینجور که ریتم تند می کردم دیدم اوجه محکم زدم رو کونش که بیشتر تحریک شد ناله های اون ریزتر و تند تر شد و تلمبه زدنای منم تند تر انگار ذره ذره حس همدیگرو با وجود احساس می کردیم ناله های مرجان بلند شد منم تو همون اوج حالش داخلش ارضا شدم بعد که نگاه کردم دیدم حسابی آبش دوره کیرم کف کرده بود همونجوری آروم یه پتو کشیدم رو تو این عصر پاییزی تو بغل هم یه چند ساعتی خوابیدیم که وقتی بیدار شدم حس می کردم چند روز تو بغل هم خوابیدیم حسابی خسته شده بودیم ولی خوب خیلی برام عالی بود ی تجربه بی نظیر
دوستان لطفاً حمایت کنید تا ادامه داستانو بریم
نوشته: آرش
43 پاسخ به “مرجان خانم زن صاحب کار”
مغازه رو هم همسایه ها میچرخوندن تو این فاصله!!!
پششششششمااااامچه حمایتی کنیم؟پششششششمااااامپششششششمااااامپششششششمااااام
آغای یعنی پشمام، یکی دو تا کسشر دیگه تفت بدی کلا پشمات میریزه میشی آغا محمدخان قاجار،اونوقت بیا اینجا، فاعل و بکن زیاده که بی پشم دوس دارن
نویسنده تخمی کاری به داستانات ندارم اینقدر نگو پششششمامحالمون بهم میخوره جون عمه ات با داستانت نمیتونیم جق بزنیم
مادر جیندا داستان ننویس.ننه صیغه ای پدر پتیاره.مادربزرگ به خطا.خاله کیون قارچی عمه دوجنسه.کیلم تو پشمای بابات که هر داستانی مینویسی معلومه تو سادیسمی هستی
یعنی پشششمام
پشششششمام
کیرم تو اون مغز پر از پشکلتپشمای ننه ت رو بزن ، انقدر پشمام پشماش نکنبی ناموس
چقدر این زن ها زود پا میدن
وسط انبار نوشابه و راهرو یکدفعه مبل اومد و پتو ؟؟وند ساعت خوابیدین ؟ شوهر خرشم نیومد بگم پس چیکار میکنی؟
زنگ میزدین ۱۲۵و باز هم کیرم دهنت با پشمام
کیر تو پشمات
یعنی پشمام و کیر فیل تو کص ننت ینی پشمام و درد بی درمون یعنی پشمام و کل او نوشابه هی انبار تو کپنت پدر سگ تو با۳۲سال سن نمیدونی زبان نوشتار با گفتار فرق داره؟کصکش مگه جلومون نشستی زر میزنی که هی دوکلمه یبار اینومیگی؟جقیه عن
نویسنده کصخول کم داشتیم تو سایت حالا یه چه وقتی هست آقای پشمام بهشون اضافه شده ،می دونی به نظرم تو دورگه هستی آقات خرس بوده ننت انسان به خاطر همین هی میگی پشمام
بازتو اومدی هی اینجا دنبال پشمات میگردی فکر کنم موقع جق زدنتم هی تصویر ذهنی میگیری هی میگی پشمام🤣ننویس
ننتو سگ بگاد ، پششششماممجلوق ، پششششششمام
بابا تو گاییدی بکن تو رو با داستانا کس شعرت هی اسم عوض میکنی میای ی کس شعر مینویسی میری ننویس دیگه بشرفت…
کله کیری مگه اینجا سیرکه ک میای دلقک بازی د آخه بزنم نن…
پشممممماممممم جانخودت که کسخلی و باید بستری بشی امااااااز تو کسخلتر اونکه یدونه لایک بهت داده 😂👉
تقریبا بدترین خیال پردازی ممکن بود
باز این پسره دیوس با پشماش اومد که کسعر تحویل ملجوقا بده بیشعور
کیرم تو پشمات ،صاحبکارت نو انبار کونت چنان گائیده پشمات سیخ مونده کوسکش
میگم مگه نه داشتی تو انباری رد میشد چطوری همون حین سر از مبل و جا خواب درآوردی 😂😂😂
از همه عزیزان عذر میخوامیعنی ریدم تو پشششششششششمات
سامعلیک۲۸دیس لایک چراغش رو برات روشن کردم .ر فقا خوب حقت رو کف دستت گذاشتند اولا این کستان معلومه که تراوشات مغز یه بیمار مبتلا به خود ا رضایی هست عامو بیدارشو خواب دیدی مرجان پرید و توحموم لازم شدی .این انباری زیر پله ایی بود یا سوله بزرگ تا خرخره باکس نوشابه پر کردی و بزور مثلا مرجان تو خوابت رد میشده چطور اونجا مبل جا دادی این تناقض اول و این مرجان توی خواب شوهرش سقط شده بود که تو یه پورن موی بازی کردی و اونم نگفته این کارگرم کجا داره میده و خیلی باید بی غیرت باشه که مرجان خوابت و هزار تا بلا سرش بیاری و شوهرش نکرده باشدت تو بهترین حالت ممکن .کم بزن مخت گوزیده گیرو پاچ کرده .
دقیقا تا اونجا خوندم که نویسنده دیوث گفت یعنی پشمام و کل داستان رو حدس زدماین شل مغز سه تا داستان دیگه داره که یه خط درمیون این جمله شخصی رو گفته
از این به بعد اول داستانات یه یعنی پشششمام بنویس بدونیم برای توعه نخونیم
تا خوندم پشمام دیگه نخوندماینهمه واجبی و موبر بچه ها برات آورذنتو هنوز پشمات میریزهکیرم تو کله کچلت که دوس داری پشم داشته باشی ولی مث کون ملا تمیز تمیزی
چرند واقعی…پشمااااام
وسط انبار با لباس مجلسی
ادمین جان، این چرندیات رو میخونی و تایید میدی؟؟؟
به نظرم بعضی ها مثل این آقای پشمام حاضرن به هر قیمت حتی خوردن و شنیدن فحش ناموس مشهور بشنبنظرم وقتی حتی دیسلایک هم نگیره میفهمه داستان ننویسه بهتره
ریدم توی پشششششمات کونی حقی
اول که جا نبود یهو رفتین رو مبل کسشر بگو مجبوری مگه 😂😂😂
بابا تو خیلی کون پاره و هرزه ایاون سری انقدر فحش خوردیباز اومدییعنی پشمام یعنی پشمام میکنی!خوااارتو
نه بار نوشتی پشششششماماگه ده بار بود باز یه چیزی
اورش جووون خوب چاقال پشماتو بزن تا صاحب کارت با موچین دخثهنت رو سرویس نکنه راستی تو مغازه پتو میکشه روسرت میخوابید پس مغازه چی میشه جوجو
تو اولیست که بجای لیس نوشتی کیر منم بود یادمه لیسش زدی.کمتر بزن دو دستی . کور میشی بنده خدای جقی
خاندان تورو هم گاییدم.داستان نویسای تکراریه کیری با این داستانای عنننننن
آقای خارش خان تو لطف کن یه لیزر برو ک دیگه انقد پشمام نکنی، جالبه تو راه رو دونفر نمیتونن از کنار هم رد شن یهو مبل پیدا میشه ، پتو میکشن روشون,ارزش فهش دادن هم نداری حروم زاده
چندساعت خوابیدید ! پشممممامشوهرش نفهمید شاگرد مغازه و زنش چند ساعته مفقود شدن! پششششمممام!شوهرش دنبال شاگرد پفیوزش نگشت که ببینه چندساعت کجا گم و گور شده!!! پششششششمممامم!ای کیر تو مغز پششششممممکیت! پشمممماممممم
یعنی پششششششمااااام ب این کصشر
کس کش توهمی اینقدر که تو دم از پشمات زدی گوسفند بودی هم پشمات تمام شده بود عوضی