میخوام براتون توضیح بدم که چطور از یک جوان معمولی به یک کاک ساکر (به قول انگلیسی ها) تبدیل شدم، یعنی مردجوانی که از خوردن و مکیدن آلت تناسلی مردان و پسران دیگه لذت جنسی بسیار زیادی می برده و عاشق این کاره و لذتی که در خوردن و مکیدن و لیسیدن آلت تناسلی مردان دیگه می بره خیلی خیلی بیشتر هست از لذتی که از گائیدن کوس و کون همسرش می بره.
ماجرا از بعد از ازدواج من شروع شد. خلاصه اش کنم که سر شما رو درد نیارم راستش من از خوابیدن با همسرم خیلی لذت جنسی نمی بردم و چون در گائیدن همسرم مهارتی نداشتم اون بیچاره هم لذت جنسی براش هیچ معنایی نداشت. تا این که یک روز در اینترنت فیلم عجیبی دیدم. شوهری مشغول آرایش همسرش و انتخاب لباس مناسب و سکسی برای او بود. بعد با تعجب دیدم که شوهر همه این تلاش ها رو برای خوشامد مرد غریبه ی دیگری انجام میده و اون چه منو بیشتر شوکه کرد این بود که بعد از ملاقات مرد غریبه طولی نکشید که مهمان تازه وارد با زن صاحب خانه جلوی چشم شوهر وارد روابط عاشقانه شدند و کار به اونجا کشید که جلوی شوهری که از کوس دادن زنش خیلی ذوق می کرد اون زن پتیاره و مهمان جدید و خوشتیپ شروع کردند به انجام گایش های جور و واجور تا این که مردک اسپرم هاش رو در کوس و کون خانوم صاحب خانه خالی کرد و شوهر بیغیرت با اشتهای زیاد مشغول خوردن اون اسپرم ها شد. من حسابی شوکه شده بودم و خیلی از تماشای این صحنه ها منزجر و دلم می خواست لپتاپ رو بزنم همون جا خورد کنم. چند روزی در این حالت ها بودم تا این که یک شب در خواب صحنه هایی شبیه به همون فیلم رو دیدم با این تفاوت که اون پتیاره خانوم که به مرد غریبه کوس می داد همسر خودم بود و شوهرش یعنی من نقش همون جاکش رو در فیلم بازی می کردم و در خواب حسابی از بگا رفتن زنم کیف می کردم و وقتی بیدار شدم دیدم حسابی خودم رو خراب کردم و آبم آمده. از اون لحظه دیگه حس بی غیرتی از وجودم بیرون نرفت.
اصل داستان رو باید به طور کامل یک وقت دیگه تعریف کنم اما الان سرتون رو درد نیارم همین قدر بگم که بالاخره موضوع رو با همسرم در میون گذاشتم و او اولش خیلی جا خورد و تعجب کرد اما بعد از مدتی رضایت داد چون اعتراف کرد که یکی از همکار های او در شرکتی که کار می کرد شدیدا به او علاقمند شده و مرتب به او پیشنهاد های بی شرمانه ای میکنه و همسر من هم که تا اون روز از سکس بهره ای نگرفته بود از اون مرد و پیشنهاد های اغوا کننده اش خوشش آمده و قرار شد یک روز آقایی که اسمش جمالی بود رو بیاره خونه ما که با من آشنا بشه و اگر من رضایت دادم و آقای جمالی رو پسند کردم اون وقت اون ها وارد ورابط سکسی بشن و من هم به آرزوم برسم.
قضیه دقیقا به همین ترتیب پیش رفت اما مشکل اینجا بود من گاهی بعد از عشق بازی بسیار حشری کننده اونها و پس از چندین و چند بار خود ارضایی خودم دچار نوعی حس پشیمونی میشدم و از خودم و از این بیغیرت شدنم بدم می آمد و لج بازی میکردم و اعصاب همسرم رو خورد می کردم. تا این که همسرم راهی به نظرش رسید. او یک بار منو مجبور کرد که آلت آقای جمالی رو بلیسم و بخورم. راستش اشتباه خودم بود چون خودم دچار چنین میلی شده بودم و یک شب این احساسم رو به همسرم اعتراف کردم و اون پتیاره خانوم هم فورن به نظرش رسید که از این نقطه ضعف من به نفع خودش و روابط خائنانه اش با جمالی کوس کش استفاده کنه. من در نهایت با اکراه قبول کردم اما همین که شروع به خوردن و لیسیدن آلت آقای جمالی شدم نمیدونم چه حس و حالی در من بیدار شد که انگار من یک دختر جنده بیشتر نبودم. آنقدر در ساک زدن کیر جمالی پیش رفتم و لذت بردم که اون آلت زیبا و بزرگش در نهایت در صورت و دهن من شوهر بیغیرت خالی شد غافل از این که همسرم یواشکی مشغول فیلم گرفتن از من هست. حالا دیگه همسرم مدرکی در دست داشت که منو به قول معروف در مشتش داشت و هیچ غلطی نمی تونستم بکنم. اما من از ساک زدن کیر خوش بو وخوش حالت جمالی خیلی خوشم آمده بود و دلم میخواست این کار رو ادامه بدم. چند ماه به همین منوال گذشت تا این که یک روز دیدم همسرم لباس زنونه تن من کرده و از من یک جنده مردونه ساخته که شرح اون بماند برای داستانی دیگه.
نوشته: نویسنده خجالتی
13 پاسخ به “چگونه به یک کاک ساکر تبدیل شدم”
جالب بودکاشکی یکی مثل تو برام پیدا بشه
خدا در و تخته رو باهم جور میکنه هم تو و هم زنت هردو جنده و لاشی بودین که نصیب هم شدین، امیدوارم از پله های جندگی زندگیتون روز به روز بالا تر برید، یه بچه هم بیارید که نوجوون شد کمک دستت باشه تخمای آقای جمالی رو باهات لیس بزنه
کاک ساکر نیازمندیم
لطفا دیگه ننویس
همینجوریشم زن و شوهرا دارن ب همدیگه خیانت میکنند دارین بی غیرتی رو هم بینشون عادی سازی میکنید متاسفم برا ادمین ک این داستان هارو میزاره
عزبرم عالیهتو به آرزوت رسیدیمن عاشق مردهایی مثل تو هستمبه راهت ادامه بده و از زندگی لذت ببرمنتطرم
کوسکش این چه طرز نوشتنه مگه نامه اداری مینویسی
اون پتیاره و رفتارهای خائنانش!؟ تو خیلی مادر خوبی داری
کاش برای ساک یه کیر جوون بود
از بی غیرتیش خوشم نیومدولی عاشق ساک زدنم
دوستان این داستان در تاپیک من هم هست. از بقیه تاپیک های من دیدن کنید. من نویسنده خجالتی هستم که با همین نام کاربری در سایت بکن تو داستان های خودم رو امضا می کنم چون اصولش هم همینه.
خودت با رضایت خودت رفتی زنتو به یه مرد دیگه سپردی، بعد میگی روابط خائنانه؟ اصلا معنی خیانتو نمی دونی چیه چون داستانت خالی بندانه بود😂
اوووف چه لذتی تجربه کردددیدلم خواست