سلام من فرزانه هستم 30 سالمه.اندام خوبی دارم .قدم 177 وزنم 71 و سایز سینه هام 80 هستش.باسنم گرد و بزرگه.کمرم باریک.بینی مو عمل کردم .در کل اندام خوشگلی دارم البته خودستایی نشه ولی واقعا راستشو میگم.همه بهم خیره میشن حتی بعضی وقتا زنهای فامیلا یا همکارا بهم به شوخی میگن عجب اندامی داری فرزانه.من و شوهرم با هم همکار بودیم و اونجا آشنا شدیم و ازدواج کردیم.فعلا به خاطر موقعیت شغلی بچه نخواستیم.یه مدت بعد ازدواج چن روزی مسافرت رفتیم دوتایی که واقعا خوش گذشت.تو مسافرت که شب دوم یه سکس داغ داشتیم میکردیم محسن بهم همش میگفت عزیزم میشه بگی چرا امشب بیشتر از همیشه داغ هستی چرا کوست خیلی آب انداخته .وسط سکسمون همش میگفت عزیزم دوست دارم باهم راحت صحبت کنیم حال کنیم اینجا مسافرت کسی ما را نمیشناسه راحت باش.یهو بهم گفت حالتو میدونم چرا خیلی حشری شدی با دیدن اون پسره خوشگل و خوشتیپ که امروز رفتیم مغازش .از طرز رفتارت و حرف زدنت و لحن صدات فهمیدم کوست براش آب انداخته.اولش طفره رفتم گفتم محسن جوووووونم فداتتتتتت شم خیالاتی شدی عزیزم بخورررر سینه هامو لیس بزن کوسمووو.اونم حسابی برام سنگ تموم گذاشت از لبام شروع کرد آروم میخورد و رسید به سینه هامو لیس زدن و نوازش میکرد و میرفت پایینتر زبونشو میکشید آروم از سوراخ کونم میآورد بالاتر میرسید به کوسم .داشتم دیوونه میشدم آه اوه میکردم .محسن هم همش میگفت عزیزم چقدر خوشمزه است چقدر داغه چقدر حال میده.منم یکی دوبار با خوردنش ارضا شدم .بعدش یکم اومد کارم سینه هامو میخورد و میمالید واقعا داشتم از حال میرفتم گفتم بسه دیگه طاقت ندارم بیا بکن دلم کیرررر میخاد .فقط قول بده آبت زود نیاد مدلهای مختلف بگایی منوووووو.اونم گفت نمیکنم عزیزم شرط داره.گفتم واااااا محسن برای کردن من شرط میذاری .اونم گفت نه عزیزم منظورم این بود که یه سوالی میپرسم راستشو بگو ببینم حدسم درست هستش یا نه.منم گفتم مثلا اگه راستشو بگم چه میشه.اونم گفت اگه جوابمو راستشو بگی منم قول میدم بعدش هر خواسته ای داشته باشی انجام بدم.بعدش قول دادیم بهم که راحت باشیم و صحبت کنیم و سر حرفمون بمونیم.ازم پرسید حدسم راجع به خوشم اومدن از اون پسره خیلی خوشگل و خوشتیپ که امروز رفتیم مغازش درست بوده یا نه.منم گفتم راستشو بگم ناراحت نمیشی. محسن گفت قول دادیم بهم نگران نباش عزیزم بگو.گفتم محسن راستشو بخوای آره واقعا عالیه با دیدنش کوسم آب انداخته بود.ازش خوشم اومد اما تو خیلی بیشتر لذت دادی تو این مدت بهم کم نذاشتی.محسن گفت جوووووون منم از پسره خوشم اومد دو سه سال از ما کوچکتر و جوانتره.فکر کنم مجرد هم هست.با دیدن اندام تو محو شده بود امروز.گفتم محسن تو غیرتی نشدی خوبه حالا بزنی اونو اونجا دعوا بشه.محسن گفت نه عزیزم دعوا چیه.روشنفکر هستم عزیزم.بهم گفت حالا چه خواسته ای از من داری.منم گفتم هیچی الان پاشو قمبل کنم برات بهم بذار که حالم خوبتر بشه.تا جایی که تونستم قمبل کردم و باسن بزرگم را دادم بالا محسن آروم آروم فرو کرد گفتم عزیزممممم حالا تندتر بزنننن جوووووون ااااهههههه اونم میکرد.خیلی لذتبخش بود چن بار دیگه ارضا شدم.محسن گفت حالا من دراز میکشم بیا پشت بمن بشین روش.رفتم بالا پایین میکردم اونم داشت باسنمو چنگ میزد.بعدش اومدم رو تخت پاهامو باز کرد داد هوا محکم میذاشت تو کوسم که احساس کردم دارم دوباره ارضا میشم گفتم محکمتر بذار اونم میکوبید داشتم جر میخوردم واقعا.محسن یهو کیرشو دراورد ریخت تو دستمال کاغذی.منم کوسمو پاک کردم که رو تخت نریزه.یه چن دقیقه کنار هم دراز کشیدیم بلند شدم برم حموم تا دوشو باز کردم محسن هم پرید تو حموم ایستاده بغلم کرد زیر دوش حموم از پشت منو گرفته بود کیر خوابیدش میمالید به باسنم دستاشم آورد جلو سینه هامو میمالید واقعا عالی بود.بازم کیرش داشت سیخ میشد لای باسنم بود دستاشو روی سینه هام زیر گوشم گفت میخام یه حال اساسی بهت بدم .گفتم عزیزم میخای چیکارم کنی نکنه کونم میخای بذاری دردم میاد.گفت نه سورپرایزت میخام بکنم .گفتم بگو ببینم چیه.گفت کارت شماره مغازه و شماره پسره رو ازش گرفتم.گفتم خب اینه سورپرایزت.یعنی چی.گفت فرزانه لطفاً چشماتو ببند برو تو حس هر چیزی ازت پرسیدم کامل بدون رودربایستی بگو.گفتم چشم عشقم.گفت ببین الان کیرم لای باسنته دستامو رسوندم به سینه هاتو برات میمالم زیر گوش تو هم حرفهای سکسی میزنم حالا حساب کن یکی دیگه هم اینجا بود از روبرو لباتو بخوره همزمان یا بشینه جلوت کوس نازت و کلوچه ای تو را لیس بزنه چه حالی میده به هر ۳ تامون.یکم شوکه شدم گفتم نکنه داره امتحانم میکنه گفتم نه .خودت بهم خوب حال میدی برام کافیه.اینقدر محسن اصرار کرد که گفتم خب اون صحنه مال فیلمهاست محسن گفت جدی میگم میخوام عملی انجامش بدیم خیلیا انجام میدن لذت میبرن هیجان انگیز و دیدنی میشه.منم گفتم خب حالا بازم وسط سکس یه چیزی میگی الان تو اوج لذت جنسی هستیم .رفتیم بیرون حموم خودمون را خشک کردیم یادش میره.رفتیم بیرون شام خوردیم آخر شب برگشتیم رفتیم دوتایی رو تخت از پشت دوباره بغلم کرد محسن من گفتم خسته ام بزار بخوابم.محسن گفت به پیشنهاد من فکر کردی.منم خودمو زدم به اون راه گفتم کدوم پیشنهاد محسن گفت همون سکس ۳ نفره.منم گفتم خب کس خاصی مد نظرته.اونم گفت آره واقعا.گفتم احتمالا مثلا بعد انجام دادن تو زندگیمون تاثیر منفی میذاره.محسن هم اینقدر برام با آب و تاب از این حرفا زد و قول داد که مشکل پیش نمیاد منم اوکی دادم به شرطی که آشنا نباشه و منم خوشم بیاد ازش.گفتم حالا یه سوال داشتم.حالا دوست داری نفر سوم زن باشه یا مرد.گفت صد در صد مرد.منم پرسیدم کیه گفت عزیزم همون پسره مغازه داره خوشتیپ.منم گفتم از کجا معلوم اون راضی بشه به این رابطه.محسن گفت تو اوکی بده اونو بسپار به خودم.منم گفتم اوکی ولی بازم تاکید میکنم پشیمون نشیا.اونم محکم بغلم کرد فشار میداد به خودش میگفت قول میدم خیلی حال میده هیجان انگیز میشه.بعدش خوابیدیم… اگه بخواهید ادامشو مینویسم که اینهایی که نوشتم کاملا واقعی بود و فقط اسامی عوض شده بود و نتونستم اسم شهری که مسافرت رفتیم بنویسم… ممنون از شما.فرزانه
نوشته: Farzaneh
16 پاسخ به “شوهرم بهم هدیه بزرگی داد (۱)”
منتظر ادامه اش هستیم
چون انسانها در اوایل پیدایش بصورت گروهی با هم زندگی می کردند و زوابط هم اشتراکی بوده یعنی بصورت گروهی یا چند مرد هم زمان با یک زن رابطه برقرار می کردن و بلعکس با شکل گرفتن تمدن ها تک همسری شکل گرفت اما در ضمیر ناخودآگاه انسانها باقی مانده تمایل به رابطه چند نفری و بصورت فانتزی در رختخواب خودشو نشان میده این هوس
حالا مثلا بگی انزلی یا رشت یا استارا یا امل و غیره چه تاثیری داره به نظرت واللا
پسر جان کوس یه طبل بود که قدیم موقع مردن فرمانده لشکر میزدندکُس درسته نه کوسده خط بنویس کس . سکس
عزیزم دعوا چیه من روشنفکر هستم 😄😂
زنتودادی یکی بکنه حالا چرامیگی روشنفکری احمق بیسواد
بنویسعزیزم ولی کاش عکس اندامتو میزاشتی ببینیم چط ری هست
باشه منتظرم ادامه اش را ببینیم چی قراره بشه .
چه حالی داد عالی ادامه بده
من حتی مطمئن نیستم تو یه زنی ، بعد انتظار داری داستانتو باور کنم
روشنفکریه شوهر کوسکشتو گاییدم. شوهرتم قطعا کونیه و از اون پسره خوشش اومده ، میخواسته بهش بده تو رو بهونه کرده.
عالیادامشو بگو خواستی مال منم ببین شاید نظرت گرفتآخه آدم رروشنفکریم
ای جانم فرزانه جان ادامه بده
دعوا چیه روشنفکر هستم:)))))))گراز این چه کصشری بود وسطش انداختی
👀
اخه کار به این سختی رو تو ایران میخوان بکنن بعدش هم خوشکل باشه هم ۲۰ سانت بعدش سه تا لیسانس هم داشته باشه…همش دروغه وقتی شهوت بزنه بالا پیر و جوان و زشت نداره .۰۹۱۲۸۳۸۱۳۴۸