شاعری به نام صدف (۱)

اولین بار صدف رو تو یکی از انجمنهای شعرخوانی دیدم
شاعری که شعر سفید میگفت و مثل من تو انجمنها می آمد
صدف زنی میانسال ، سفید و خوشگل ، لبهای کوچک و پستانهای متوسط
اندامش بد نبود ، با موهای قرمز شرابی
از همون اول که دیدمش کیرم براش بلند شد ، عطری که زده بود هوس انگیز بود ، خیلی دوست داشتم همونجا بغلش میکردم و میبوسیدمش ولی نمیشد
اولین آشناییمون بود و نمیشد حرکتی زد
بعد جلسه اومدیم پایین و با هم بستنی خوردیم
صدف عاشق هندوستان و رقص هندی بود
چند تا کلیپ رقص هندی داشتم و با اشتیاق نگاه کرد
موقع خداحافظی یه اسنپ گرفت و رفت
ولی تونستم باهاش دست بدم و سریع گونه شو بوسیدم
با اینکه خودشو عقب کشید ولی من تونستم یه بوسه ازش بگیرم
صدف چند سالی بود که جدا شده بود و با دخترش زندگی میکرد
دخترش دکتر بود
همون شب کانالشو تو تلگرام دیدم پر بود از عکسهایش و رقصهای هندی که انجام میداد
ساعت ۱ شب بود دیدم انلاینه ، بهش پیام دادم و خودمو معرفی کردم
اولش خیلی شاکی بود که چرا بوسش کرده بودم ولی یواش یواش تونستم مخشو بزنم
صدف میگفت سمت سعادت آباد زندگی میکنه
البته مخ زدن صدف به این نبود که ببرم و بکنمش چون صدف میگفت بعد طلاق و جداییش از رابطه جنسی بدش میاد ( معلوم بود که یه جورایی داشت تنگ بازی در می آورد )
فقط بعضی مواقع با رعایت کردن براش حرفهای سکسی میزدم
تا اینکه ۶ ماه بعد سر چکهای بلامحلی که کشیده بودم و برای اینکه دستگیر و زندانی نشم به ترکیه فرار کردم
یکی دو روز بعد شروع کردم توی ترکیه گشت و گذار
ترکیه برام یه محل عجیبی بود آزادی پوشش بی حد و مرز زنان برام تازگی داشت حتی زنان محجبه و مسلمانشون هم در انتخاب پوشش آزاد بودند و آنهایی که مسلمان نبودند که دیگر هیچ
حتی پیرزنانشان ام تیپ میزدند اکثر زنها چاک پستانهایشان و حتی اگر دقت میکردی چاک کوصشان هم مشخص بود
چند وقتی بیکار بودم تا با راهنمایی یک سری از بچه های ایرانی تو یه هتل که اون هم صاحبش ایرانی بود کار گیر آوردم
کارم تو هتل نظافت اتاقها بود اکثر مشتریها فقط برای سکس به هتل ما مراجعه می کردند و بعد سکس و حتی خوردن مشروب شون هتل را ترک می کردند و ما برای نظافت به اتاقها می رفتیم
زیاد از داستان دور نشوم ، تو اینستا و تلگرام و واتس با بچه ها در ارتباط بودم مخصوصاً با صدف بهش گفتم که به ترکیه اومدم و بهش گفتم چند وقت بیاد ترکیه و اونم قبول کرد که برای یه سفر تفریحی بیاد ترکیه
یه ماهی گذشت تا اینکه صدف بهم گفت برای چند روز دیگه بلیط گرفته و داره میاد شماره و تاریخ پروازشو بهم گفت و قرار شد وقتی رسید برم فرودگاه دنبالش
توی هتل چندتا از بچه ها دوربینهای کوچک داشتند و بعضی مواقع تو اتاقها کار میذاشتند و سکس مشتریها رو میدیدند البته خیلی مراقب بودیم که یه وقت گیر نیوفتیم
یه اتاق آفتاب گیر برای صدف آماده کردم و منم چندتا دوربین تهیه کردم و تو چند تا از قسمتهای اتاق گذاشتممخصوصاً روبروی تخت و دستشویی و حمام
روزی که قرار بود صدف بیاد چند ساعتی مرخصی گرفتم و رفتم فرودگاه دنبالش و بعد چند ساعت دیدم صدف از گیت اومد بیرون
یه تیپ سفید زده بود تیشرت و کت سفید با یه دکلته سفید که زیرش چیزی نپوشیده بود و پاهای لختش نمایان بود از آرایش صورتش هم که نگم خلاصه یه تیپ جنده کش برای خودش زده بود
باهاش دست دادم و بغلش کردم
پستانهای کوچکش که به سینه هام خورد باعث شد که براش راست کنم
البته متوجه نشد که کیرم براش بلند شده
چمدونش رو برداشتم آوردمش هتل
و تو همون اتاقی بردمش که دوربین کار گذاشته بردم
قبل اینکه صدف بیاد اتاق سریع دوربینها رو روشن کردم و روی تبلتم ست کردم
صدف رو آوردم بالا و اتاق رو نشونش دادم
گوششو گرفتم و به وای فای هتل وصلش کردم
از اتاقش که بیرون آمدم سریع تبلتو رو باز کردم
صدف لباسهاشو در آورده بود و فقط یه شورت و کرست تنش بود
یه شورت بنفش با کرست سیاه
رفت سمت دستشویی با دیدن وان شروع کرد به پر کردن وان شورتشو در آورد و با دستشویی فرنگی کارشو کرد
دوباره تو اتاق اومد کرستشو باز کرد واقعاًبدن سفید و تمیزی داشت گوشیشو برداشت و اومد تو دستشویی و آب وان رو بست
رفت تو وان
وقتی نشست تو وان آخیشی گفت گوشیشو برداشت و گذاشت روی اسپیکر و شروع کرد با دخترش صحبت کردن ( درباره راحت رسیدن و منو و اینکه آب و هوا خوبه صحبت کرد )
صحبتش که تموم شد گوشیشو گذاشت بیرون وان پاهاشو بالا آورد و شروع کرد به مالیدن و بازی کردن با کوصش
کم کم آه و نالش در اومد بود آی آی کردناش باعث شده بود که منم راست کنم ، چند بار تصمیم گرفتم برم اتاقش ( قفل در اتاقهای هتل سیستم هوشمند داشت و درشون کارتی بود و برای ما نظافتچی ها کارتی تعبیه شده بود که در همه اتاقها باز شود )
اما دوست نداشتم اعتماد صدفو اینجوری بگیرم
چند دقیقه بعد صدف آروم شد انگار که ارضا شده بود همونجوری بیحال تو وان خوابش برد
ادامه دارد…

نوشته: ناشناس

بازدید 4,492

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

7 پاسخ به “شاعری به نام صدف (۱)”

  1. فقط اینکهخدمتکاری توی مهمانپذیر تهرانتو میدون راه آهن روراست گفتیباقیشکس شعر تو شب شعر بود 😂

  2. خیلی چرت بود. فکر میکنم که توی هتلهای ترکیه اگر دوربین بذاری و گیر بیوفتی، کاری باهات میکنند که به اعدام راضی باشی و شما به راحتی چندتا دوربین کار گذاشتی. بخصوص توی حمام که غیر ممکنه کسی نبینه. داستانت از سریالهای ترکی هم فراتر رفته و دقیقا مثل فیلمهای پورن شده. خر خودتی.

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید