سکس با عمه در انباری

سلام
من اشکان هستم الان ۳۴ سالمه این داستان برای ۱۰ سال پیش هستش و واقعی از خودم بگم یه پسر معمولی با قیافه معمولی و کیر ۱۷ سانت دوس دختر هم داشتم و اسم عمه من لیلا هستش ۴۴ سالشه بدن توپر باسن بزرگ سینه ۸۰ قد ۱۷۰ وزن ۸۰ واسه خودش میلفی هستش عمه من یکم ساده هستش من همیشه دنبال دید زدن بدن عمه بودم از وقتی فهمیدم کص کون چیه عمه هم در نبود شوهرش با شلوارک و تاپ جلوم می‌گشت با اینکه دو تا بچه داشت اونا کوچیک بودن خونه ما با خونه عمه زیاد راهی نبود یه روز زنگ زد خونمون گفتش اشکان میایی کمکم کنی میخوام انباری رو مرتب کنم کسی نیست منم رفتم وقتی رسیدم عمه تو پارکینگ بود که انباری رو مرتب کنه دیدم با یه چادر و زیرش شلوارک جذب و تاپ هستش کیرم سفت شد با دیدنش انباری خیلی شلوغ بود و همه چی بد چیده شده بود بهم گفت من وسیله میدم تو بگیر بزار بیرون انباری ۱ متر در ۳ متر بود فقط یه نفر میتونست بره داخل اون رفتش داخل و چادرش رو برداشت پشت به من وسیله میداد منم با دیدن کونش حسابی حشری شدم حتی خط شورتش قشنگ معلوم بود داشت یه چیزی رو بر می‌داشت یه یهو وسیله ها داشتن میریختن رو سرش داد زد منو صدا زد گفت بیا نگه دار منم دیدم عمه جلوم هست و راهی ندارم از پشت سرش اومدم بهش چسبیدم و نگه داشتم وقتی چسبیدم بهش کیرم راست شد باسنش خیلی نرم بود منم با شلوار اسلش بودم قشنگ کیرم لای خط باسنش بود و اونم فهمیده بود من راست کردم باسنش رو داد عقب تا بیشتر کیرمو حس کنه از جلوی من اومد بیرون منم انباری رو ریختم بیرون وقتی اومدم بیرون دیدم داره میخنده گفتم چیشده گفت به اونی که تو شلوارته میخندم دیدم کیرم خیلی تابلوئه گفت واسه عمت راست کردی گفتم هر کسی جای من بود خانم به اين خوشگلی و اندام سکسی جلوش بود راست میکرد گفت واقعا بدن من سکسیه گفتم آره دستمو گرفت منو برد تو انباری تنگ درو بست از شیشه در انباری نور میومد شروع کرد ازم لب گرفتن منم همکاری کردم دست انداختم سینه هاش رو چنگ میزدم از تاپ در آوردم گذاشتم دهنم خوردم اونم نفس نفس میزد با انگشتم کصشو از رو شلوارک میمالیدم خیس شده بود گفت زود باش کیرتو میخوام زانو زد جلوم شلوارمو کشید پایین کیرمو دید گفت جون کرد دهنش چقدر خوب ساک میزد داشت آبم میومد گفتم بسه برگردوندمش دستش رو دیوار بود قمبل کرد برام باورم نمیشه کص و کون سفید عمه رو میخواستم بکنم گفت زود باش الان یکی میاد منم بی معطلی کیرمو فرستادم تو کص عمه لیلا تنگ نبود ولی داغ بود شروع کردم تلمبه زدن اونم داشت ناله میکرد میگفت بکن بکن عمه جندت رو جر بده دیدم بدنش لرزید کصش داغ شد منم دیگه داشت آبم میومد تند تند تلمبه زدم گفتم عمه آبم داره میاد گفت بریز تو کصم لوله هامو بستم منم پهلوها رو گرفتم تا ته فشار دادم آبم خالی کردم تو کس عمم خیلی لذت بخش بود بعد انباری رو درست کردیم رفتم بعدا هر موقع جور میشد عمه بهم خبر میداد میرفتم برا سکس با پوزیشن های مختلف امیدوارم خوشتون اومده باشه
با تشکر

نوشته: اشکان

بازدید 14,052

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

10 پاسخ به “سکس با عمه در انباری”

  1. اینو تایپک میزدی دیگ.راحت عمت دستتو گرفتو بیا سکس کنیم اصلا محارم هستیم نیسیمچی بگمدوستان کاربران بکن تو از خجالتت در میان…منتظر فحش های رکیک باش😁

  2. فقط میتونم بگم کونکش جقی توهمی.هر چی فحش با ک شروع میشه نثارتهر چی فحش با کش تموم میشه نثارت

  3. هر کصتانی رو میبینی عمه لوله هاشو بستهاگه همه عمه ها لوله هاشونو بستن پس اینهمه پسر عمه دختر عمه رو من میزام

  4. خوب این چی بود بعد از خواب بیدار شدی دیدی دستت توی شورت مبارکه کصکش مغز پوک تو گائیدن. نکبت

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید