این داستان بر اساس واقعیته
الان ۲۹ سالمه لاغرم پوستم سفید و الان دیگه بدنم مو دار شده و ریش دارم .
یادمه ۸ سالم بود تابستون خونه عمم بودم شبها جای منو مینداختن کنار پسر عمم تو اتاق خواب که اونوقت ۱۸ سالش بود.
یه شب از خواب بیدار شدم متوجه شدم پسر عمم دستش تو شلوارمه و داره کونمو میماله
حس باحالی بود و همیشه بهم گفته بودن که پسر کونی بدرد نمیخوره و این کار بده همحس خوب داشتم هم حس عذاب وجدان ،
از ترسم چیزی نمیگفتم. فقط کونمو میمالید ، کیرشو میمالید به کونم و گاهی هم دستمو میذاشت روکیرش
حدودا یه ماه دیگه هم اونجا بودم و هر شب آرزو داشتم زودتر ساعتش برسه و اون کارو باهام کنه و کونمو بماله.
گذشت و دیگه نرفتم خونشون اما این حس همراهم موند.
چند سالی رابطه ای نداشتم از ترس آبرو و این چیزا .
کم کم با اینستا و تلگرام و پیج های دوستیابی گی آشنا شدم .
اونجا کامنت گذاشتم و به پیرمرد ۶۰ ساله برای شهرک ولیعصر بود باهم رفتیم تو انباری خونشون قرار بود که دوطرفه سافت باشیم ولی اونساک نمیزد ، فقط لاپایی کردمش و گفت نوبت منه براش ساک زدم اونم فقط انگشتم میکرد انقدر حرفه ای بود که از شدت حشر زیاد التماسش میکردم که منو بکنه و اون میگفت سوراخت تنگه و نمیشه . آخرش راضی شد
همینکه کیرشو کرد توم از درد زیاد بلند شدم و رفتم .
بعدش عذاب وجدان زیادی داشتم .
چند ماه گذشت و دوباره این حس اومد تو وجودم ،
دوباره گشتم این سری یه نفر رو پیدا کردم که قمی بود و تهران خونه اجاره کرده بود
قرار گذاشتیم و رفتیم خونش ۶۹ شدیم برای هم ساک بزنیم
چون اسپری زده بود به کیرش تو دهنم سر شد حس بدی داشتم و اونم وسط کار اومدم بیرون .
چند بار دیگه هم با چند نفر همچین رابطه نصف و نیمه ای داشتم .
بالاخره یه روز یه نفر پیدا کردم ۳۸ سالش بود .خونه مجردی داشت
بهش گفتم که نمیتونم رابطه کامل برقرار کنم و هر سری پشیمون میشم بهم گفت حرفهایم و بیا پیش خودم .
شب قرار گذاشتیم
قبلش هماهنگ کردم که اصلا چهرمو نمیخوام ببینی شاید اینطوری اون خجالت پ پشیمونی رو نداشته باشم .
لختم کرد براش ساک زدم و گفت قمبل کن
قمبل که کردم زبونش به سوراخم خورد تازه فهمیدم چه حالی میده
التماسش میکردم که بیشتر لیس بزنه
بهترین حس دنیا رو داشتم
همش لیس میزد و میگفت تو که اینهمه حس داری حیفه که حستو پنهون کنی ولی اونم همینکه کونمو لیس میزد و ابم میومد و وقتی میخواست بکنه از دردش پشیمون میشدم .
الان نمیدونم چیکار کنم دلم میخواد باز یکی بماله کونمو لیس بزنه و بکنه … راهنماییم کنید
الان ۲۹ سالمه لاغرم پوستم سفید و الان دیگه بدنم مو دار شده و ریش دارم .
یادمه ۸ سالم بود تابستون خونه عمم بودم شبها جای منو مینداختن کنار پسر عمم تو اتاق خواب که اونوقت ۱۸ سالش بود.
یه شب از خواب بیدار شدم متوجه شدم پسر عمم دستش تو شلوارمه و داره کونمو میماله
حس باحالی بود و همیشه بهم گفته بودن که پسر کونی بدرد نمیخوره و این کار بده همحس خوب داشتم هم حس عذاب وجدان ،
از ترسم چیزی نمیگفتم. فقط کونمو میمالید ، کیرشو میمالید به کونم و گاهی هم دستمو میذاشت روکیرش
حدودا یه ماه دیگه هم اونجا بودم و هر شب آرزو داشتم زودتر ساعتش برسه و اون کارو باهام کنه و کونمو بماله.
گذشت و دیگه نرفتم خونشون اما این حس همراهم موند.
چند سالی رابطه ای نداشتم از ترس آبرو و این چیزا .
کم کم با اینستا و تلگرام و پیج های دوستیابی گی آشنا شدم .
اونجا کامنت گذاشتم و به پیرمرد ۶۰ ساله برای شهرک ولیعصر بود باهم رفتیم تو انباری خونشون قرار بود که دوطرفه سافت باشیم ولی اونساک نمیزد ، فقط لاپایی کردمش و گفت نوبت منه براش ساک زدم اونم فقط انگشتم میکرد انقدر حرفه ای بود که از شدت حشر زیاد التماسش میکردم که منو بکنه و اون میگفت سوراخت تنگه و نمیشه . آخرش راضی شد
همینکه کیرشو کرد توم از درد زیاد بلند شدم و رفتم .
بعدش عذاب وجدان زیادی داشتم .
چند ماه گذشت و دوباره این حس اومد تو وجودم ،
دوباره گشتم این سری یه نفر رو پیدا کردم که قمی بود و تهران خونه اجاره کرده بود
قرار گذاشتیم و رفتیم خونش ۶۹ شدیم برای هم ساک بزنیم
چون اسپری زده بود به کیرش تو دهنم سر شد حس بدی داشتم و اونم وسط کار اومدم بیرون .
چند بار دیگه هم با چند نفر همچین رابطه نصف و نیمه ای داشتم .
بالاخره یه روز یه نفر پیدا کردم ۳۸ سالش بود .خونه مجردی داشت
بهش گفتم که نمیتونم رابطه کامل برقرار کنم و هر سری پشیمون میشم بهم گفت حرفهایم و بیا پیش خودم .
شب قرار گذاشتیم
قبلش هماهنگ کردم که اصلا چهرمو نمیخوام ببینی شاید اینطوری اون خجالت پ پشیمونی رو نداشته باشم .
لختم کرد براش ساک زدم و گفت قمبل کن
قمبل که کردم زبونش به سوراخم خورد تازه فهمیدم چه حالی میده
التماسش میکردم که بیشتر لیس بزنه
بهترین حس دنیا رو داشتم
همش لیس میزد و میگفت تو که اینهمه حس داری حیفه که حستو پنهون کنی ولی اونم همینکه کونمو لیس میزد و ابم میومد و وقتی میخواست بکنه از دردش پشیمون میشدم .
الان نمیدونم چیکار کنم دلم میخواد باز یکی بماله کونمو لیس بزنه و بکنه … راهنماییم کنید
نوشته: امیر
7 پاسخ به “گی های نصفه و نیمه”
گلم برای همچین مطلبی باید تایپیک بزنی نه داستان بنویسی داستان یا خاطره ی سکس جالبه یا فانتزی و تراوشات مغز های مریض اومدی اینجا کامنت بگیری که چجوری قانعت کنن بدی ؟ خو برو بده دیگ مگ دادن دلیل میخاد ؟ دیسلایک
خیلی دیگه اعضاى سایت یا خوانندگان داستانو گه گوری حساب کردی یک نوجوون آک با 65 ساله چه غلطی میکردی اونم 2طرفه یا بسیجی هستی یا از مرکز اموزش و پرورش کون وقران سعيد طوسی 🤣🤣🤣🤣🤣
با لذت تمام خودت رو بسپار دست منیا یه سن بالای حرفه ای تا با زیباترین حس دنیا آشنات کنهوقتی طعم دادن رو چشیدیخودت رو سرزنش میکنی که چرا اینهمه خودت رو دور نگه داشتی ازین موهبت
دوستان واقا کسی هست که بخدا پیرمرد بکنه چه کاریه خیلی وحشت ناکه که پیرمرد بکنی اقا پیرمد بکنه کسی رو میشه پدوفیل ولی یکی پیرمد بکنه نمیشه خیلی سخته نکنید از کارا
تو باید با کسی رابطه برقرار کنی که اول این مسعله درد تو براش مهم باشههواتو داشته باشه و نرم نرم بیاد جلو، حمله ور نشه یا وحشی بازی درنیارهو توهم باید کم کم عادت کنی به درد اولش، آخه ماهیچه قمبل دیر تر از ک.ص حالت میگیره و باز میشه، مال پسرا که از دخترا دیرتر، ولی اولش یکمی باید سختی بکشی تا بعد به اون حس باحاله برسی گلم ❤️ولی توروخدا هیچ وقتتتت خودتو نسپُر به آدم وحشی و بی خیال و دیوونه
برای یه گی واقعی بهترین حس بدون شک لیسیدن و بوسیدن و وارد کردن زبون داخل سوراخ هستش
چرا اینقدر داستانا کسشعر شده 🤌🤕