این فکرا ازارم میداد تااین که بزرگ تر شدم سال سوم راهنمایی دیگه فکرش برام عادی شده بود و خونشون که میرفتیم فقط با حسرت بهش نگاه میکردم.روزها به یادش جق میزدم و خسته از این افکار پوچ ولی بعضی از حرکاتاش دلم و راضی میکرد که اگه تنها گیرش بیارم حله اونم هرروز که میگذشت خوشکل تر میشد تا این که دیگه از فکرم داشت خارج میشد. ی روز که تنها بودم ساعت تقریبا 2 گفتم برم خونه خاله اینا یکم از رویا اهنگ و اینا بگیرم.اصلا به فکر سکس نبودم.راه افتادم رسیدم دم درشون زنگ و زدم بدون این که از ایفون بپرسه کیه درو باز کرد منم از پله ها رفتم بالا خونشونم ویلایه تقریبا قدیمی در اصلی رو باز کردم گفتم یا الله که یهو رویا داد إإ حامد بالا نیا بعد سلام کرد فکر کرده بود مامانش اینا برگشتن منم سلام کردم و بعد این که فهمیدم از حموم اومده نشستم سر جام پرسیدم خاله اینا نیستن مگه گفت ن رفتن جایی بعد ده دقیقه لباس پوشید اومد پایین احوال و پرسی کردیم اینا دو هفته ای بود ندیده بودمش عذر خواهی کردم و گفتم اومدم برام اهنگ بریزی جدید نگرفتی گفت چرا الان میریم برات میریزم رفتیم بالا کامپیوتر و روشن کر ام پی فر فکستنیمو وصل کردم رو سیستم بالا نمیومد گفت بزار پشت وصل کنم برداشت و خم شد که وصل کنه ی دفه چشام برق زد وای از دیدن کونش روانی شدم اون موقع بود که به فکر تحقق ارزوی دوسالم افتادم وصل کرد و نشست بلاخره بالا اومد نشستم رو صندلی ی نیم ساعتی گذشت ی فکر احمقانه به سرم زد گفتم برام ی اب میاری تشنمه بلند شد که بره یهو سرپا از پشت بقلش کردم و لبام چسبوندم به گردنش قلبم داشت میومد تو دهنم برگشت حولم داد گفت این چ کاریه حامد که همون موقع به خواهش ومنت افتادم گفتم خیلی مدته یکی از ارزوهامی که گفت خجالت بکش تموم غرور و غیرت و زندگیم زیر سوال رفته بود.بلاخره دوباره خواهش کردم و گفت به ی شرط با تمام وجود گفتم هرچی باشه گفت فقط همین ی بار با شادی گفتم باشه و باتمام وجود بقلش کردم و نگاش کردم لباش و گرفتم که یهو ابم ریخت تو شرتم به احساس حقارت میکردم از شانس خوبم گفت قبل این که کیرتو در بیاری برو بشور تا برات ساک بزنم رفتم شستم شرتم خیس بود اومدم دوباره بقلش کردم دستمو بردم روکونش اون موقع دنیا واسه من بود رفت پایی کیرمو گذاشت دهنش کیرم زیاد بزر گ نبود تو دهنش جامیشد یکم ساک زدو رفتیم رو تخت از لبو زبونش شروع کردم تاپو سوتینشو در اورد براش میلیسیدم سینه های نازی داشت فقط از این میترسیدم خالم اینا نیان خلاصه رسیدم پایین شرتشو اوردم پایین وا ی کسش بلور بود با تمام عشق براش خوردم برگشت چهار دستو پا وایساد دستمو بردم جلو دهنش گفتم یکم تف بده ریخت تو دستم مالیدم به کیرم و سوراخش کیرمو گذاشتم توش اخ چقد گرم بود ولی تا نصفه میرفت تو رونش بزرگ بود و کیرم کوچیگ دوتا تلمبه زدم ابم ریخت تو کونش بهش نفهموندم و در اوردم گفتم کامل بخواب خوابید و کیرمو گذاشتمو کردم تو دیگه کیرم بی حس بود گردنشو میخوردمو دستم زیرش بود سینه هاشو میمالیدم درد زیادن احساس نمیکرد بلاخره بعد ده دیقه ابم داشت میومد ریختم رو کمرش کیرمو دوباره کردم تو دیگه هیچی نمیفهمیدم که بعد بلند شدیم خیل بوسش کردم خیلی تشکر که بعد خداحافظی کردیم و من رفتم دیگه از این کارا خبری نبود الانم داره ازدواج میکنه مرسی که خوندید
نوشته: حامد
19 پاسخ به “رویای دخترخاله”
برو بچه جون با رضايت نامه وليت بيا!؟از سوم دبستان تو فاز سكس بودي بعد چشت به كون دختر خالت كه ميفتاد ،مقيد ميشدي؟به چي به كون دختر خالت؟برو چوچولو اينجا برات خطر داره يه عده آدم كير بدست حشري اينجا هستن به سه سوت ميكننتا !!از ما امر به معروف بود…
راست میگه منم ی بار چسبیدم به الناز شاکردوست خواهش کردم که مانع نشه گفت به شرط اینکه همین ی بار باشه گفتم باشه بعد تو راه باز لوپزو دیدم و به اونم چسبیدم و اونم اجازه داد بعدشم سلنا و…ک… ننت
بله و باز يك بي ناموس دست به قلم شد اخه كير شتر هاي صحراي نوادا تو دهن ننت جقي پسرم اينجا جيزه نيا كونتو به باد ميدي ها منم نهي از منكر كردم
سلام بچه ها-آهاي دختراي شهواني كجاييد پس بخدا مردم از تنهايي يه دختر اينجا پيدا نميشه يكم باهم باشيم دخترا يا نياييد اين جور سايتها يا اگه ميايد مارو تو كف نزاريد از دخترا تورو خدا اگه امكانش واستون هست يكيتون يه پيام خصوصي بهم بده
کونی اینم شد داستان؟؟؟اینکه در حد یه خاطره دو دقیقه ای هم نیست…
۱۷ سال ؟؟؟ میرم حریم سلطان را نگاه کنم بعد میام کونت میزارم جوجه
کس مخ ننویس. جقیی کیر سدام تو کونه دوتاتون ننویساخه چونی یه باره راضی شد برات ساک بخوره. ؟؟؟؟؟؟؟و در اخر کس بیبیت کیرم لامیمیت
آخه ملجوقکیرم خوابید کسکشکیرم تو کس عمتآخه خودتو ننتو دختر خالتو باهم گاییدمننویسحرمت سایت رو نگه داردر آخر کیرم با کمال احترام تو اون ذهن جقیت
ای بابا از دست این کس شعر گفتنا
ههههههههههه کیر همه بچه های بکن تو تو کونت رویای دخترخالتو با رویا،دخترخالتو سگ گاییداگه فهمیدی چی گفنم؟
ها ها هاهاخااااااااااااااااک عالم بر سرت.
قربون مغزت که از سلولای خاکستریش منی میریزه ای جوان نامدار در کس شر و جق کیر خر نر نابالغ افریقایی یه جا تو کسه…لطفا جای خالی را پر کنید ،1;خودت2;مامانت3;عمتبا دادن پاسخ درست منتظر کیرهای جذاب ما باشید.
بابا توهم!
بهتر نبود بنویسی رویای یک جلقی؟
کس اول و اخرت با این داستان کیریت.البته ببخشیدا
هه هه ههآگه به این راحتی میشد کرد که الان برو بچ بکن تو همه کسارو جر داده بودن برو برا مامانت نه ولی برا همون دخترخالت این کسشرارو تعریف کناز قدیم گفتن کم بزن همیشه بزن ببین زیاد زدی کس شر میگی
برو حالشوببر
برو حالشو ببر دادا
کیرم با دوتا بچه هاش تو حلقت با این به اصطلاح داستان سکسیت. حتی یه نفرم ازت تعریف نکرد. نمینوشتی سنگینتر نبودی! میتونستی با این قوه ی تخیلت بری هالیوود.