روزی که پسر بودنمو با تجاوز ازم گرفتن

سلام دوستان من اولین بارمه که داستانمو اینجا می‌نویسم و به اشتراک میزارم و امیدوارم درکم کنین و خوشتون بیاد من حسام هستم یه پسر 14 ساله ام با قد 165 که واقعا بدون اغراق خوشگلم و پوست سفید بدن لاغر و اصلا مویی تو بدنم ندارم همش کرکین ظریف ولی نسبت به بدنم کونه بزرگی نداشتم اما خوش فرم بود ولی قیافم واقعا مظلوم به شدت دخترونه حتا صدای دخترونه به خاطر همین تو مدرسه اذیتم میکنن اما زیاد هم زورشون بهم نمی‌رسید با جسه کوچیکم می‌تونستم از خودم یکم دفاع کنم بخاطر همین اصلا انگشتم نمیکنن بیشتر کتکم میزنن من تازه دو ساله با سکس و این چیزا آشنا شدم همین دوماه پیش بود تازه مدرسه ها باز شد منم عصر ها میرفتم گوشی فروشی لوکسی که تو شهرمون بود و صاحبش واقعا پول دار بود من اونجا گلس میزاشتم قیمت میدادم و جارو می‌کشیدم صاحب مغازه یه پیر مرد حدود 60 ساله که 2 تا دختر ازدواج کرده داشت با یه پسر عزیز دوردونش بود اسمش علی رضا بود که من به اسم علی می شناختمش 26 سالشه که واقعا پسره لوس بار نومد با اینکه تو خانواده با رفاه بالا زندگی میکرد و قلدر محل و شهر بود من باهاش سلام علیک داشتم به خاطر پدرش اون همیشه یه جوری منو نگاه میکرد بعضی موقع باهام شوخی میکرد ولی من ازش خوشم نمیومد و یه جورایی ازش میترسیدم.

بگذریم حدود دو ماه پیش داشتم پیاده از گوشی فروشی برمیگشتیم فاصله گوشی فروشی تا خونه 20 دقیقه پیاده روی بود داشتم راه میرفتم سمت خونه تو فکر بودم که با صدای بوق یکم جا خوردم علی بود پسر صاحب کارم سوار پژو پارس باش بود البته خودشم دویستو شیش داشت گفت میرسونمت گفتم نه ممنون خودم میرم دوباره آمد دنبالم گفت سوار شو ناز نکن گفتم نه مرسی که نگه داشت پیاده شد گفت مگه نمی‌گم سوال شو بقض کردم گفتم بابا خودم میرم از مچ دستم گرفت دره شاگردو باز کرد پرتم کرد تو ماشین سوار شد سرمو ناز کرد بهم لبخند زد ماشین بو عرق سگی میداد من زدم زیر گریه گفت چته بابا مگه چیکارت کردم اشکامو پاک کرد گفت کاریت ندارم الان میرسونمت بدت میاد این همه راهو یک دقیقه برسی من هم بخاطر زورگویی و اینکه دستم فشار داد گریه کردم و متوجه قصدش نبودم حرکت کرد دیدم داره یه جا دیگه می‌ره اولش چیزی نگفتم بعد گفتم داری اشتباه میری اینجا نیست گفت خودم میدونم خونتون کجایه دارم از یه جا دیگه می‌برمت تا زودتر برسیم منم یکم نرسیدم بعد دیدم نه از شهر خارج شد زدم زیره گریه یکم زدم تو سینش و تو دست و کتفش که هیچ کاری نکرد از شدت گریه و ترس نمی‌دونم بی هوش شدم یا خوابم برد بعدش دیگه یادم نمیاد یه بار دوباره چشمامو باز کردم دیدم یه دستش زیر رونمه یه دستش رو کمرم و بغلم کرده داره می‌بره تو خونه دوباره چشمامو بستم بعد دوباره به هوش آمدم دیدم روی مبل گذاشته منو خوابونده زیاد نای تقلا نداشتم آمد جلو لباشو گذاشت رو لبام آمد روم خوابید و لبامو میخورد من نیمه هوشیار بودم بعد دست به کونم زد بعد کی‌روش در اورد 18 سانتی حدودا میشد اندازه دقیقشو نمیدانم ولی واقعا بزرگ بود و کلفتیش هم معمولی بود آورد جلو صورتم من یکم تموم خوردم خواستم برم پایین از مبل که با لگد. دو بار زد تو شکمم و یک کشیده ای محکم زد تو گوشم که باز از درد به خودم پیچیدم و اشک از چشمام سرازیر شد کی‌رشو زد رو لبام فکم گرفت دهنمو باز کرد کی‌رشو گذاشت تو دهنم تو گلوم میبردش منم داشتم خفه میشدم ولی در نمی‌آورد اسم از چشمام میومد که در اورد نفس کشیدم سرفه کردم خواستم بالا بیارم دوباره 5 سانیه گذاشت تو حلقم و در اورد بعد تو دهنم تلمبه میزد و بعد دید که حالم بده و نمیتونم نفس بکشم کی‌رشو از تو دهنم در اورد باز به بوس آبدار زد رو لبام من هم حال خودمو نداشتم و نیمه هوشیار بودم آب آورد یکم داد خوردم یکم زد به صورتم فکر کردم ولم کرد که دیدم کامل لخت شد و آمد سمت شلوارم در اوردش رون و کونمو می‌بوسد و قربون صدقم می‌رفت می‌گفت چقدر شب ها تو حصرت موندم بلاخره بهت رسیدن و بدون مقدمه تف زد رو سوراخم و دوباره کی‌رشو بزور تا آخر گذاشت تو حلقم با خفه شدم بعد در اوردش که کیرش حسابی تفی شد سرشو یکم مالید بی مقدمه گذاشت توم آخه فکر کنم فکر میکرد من قبلنا کون دادم و الان درد ندارم که یهو درد شدیدی آمد تو بدنم نفسم قطع شد و شکمم تیر کشید احساس کردم یه چیز آبکی از کونم داره چکه می‌کنه بدون مقدمه تلمبه زدن وایی چقدر درد کشیدم واقعا حالم بد بود داشتم بی هوش میشدم دوباره کوبید تو گوشم البته وسط این کارا خیلی قربون صدقه آه ناله اینا میکرد بعد 5 دقیقه احساس داقی تو کونم کردم فهمیدم آبش آمد که کی‌رشو در اورد باز افتاد روم شروع کرد لب گرفتن ازم و خوردن لبام با ولع بعد یکدفعه وهشت زده شدم یکم خون رو فرش ریخته بود روی باسنم هم خون بود روی کیر علی هم خون بود خیلی ترسیدم منم برد تو حیات منم شست با آب سرد تازه فهمیدم تو باغیم بعد بردم داخل لباسامو تنم کرد فت خودت بلند شو نتونستم خیلی درد داشتم ولی باز بلند شدم یجوری راه میرفتم معلوم بود خیلی موقع راه رفتن درد داشتم گفت نمیخاد خودتو اذیت نکن بیا بشین گوشیمو بهم داد نگاه ساعت کردم ساعت 9 و نیم بود خیلی ترسیدم 10 تا تماس از دست رفته از مامانم داشتم زنگ مامانم زدم مامانم با لعنت بهم گفت کجایی منم گفتم امروز مشتری مهم آمد مغازه مجبور بودم بعد گفت دروغ میگی کجایی راستشو بگو که علی گوشی رو گرفت گفت راست میگه خاله پیش ماهه مامانم خیالش راحت شد علی گفت خودم میرسونمت ساعت 10 بعد قطع کرد گوشیو داد دستم باز بغلم کرد گفتم خودم میام گفت اسسسس منظورش این بود ساکت سوار ماشینم کرد و با سرعت زیاد 120 /140 حرکت کرد سمت شهر تو راه گفت این قضیه بین خودمونه من چیزی ازم‌ کم نمیشه آبروت می‌ره دلم برات میسوزه به کسی نگو من جواب نمیدادم بعد بردم دم مغازه برام کلی خوراکی خرید از پاستیل بگیر تا آب می ه و چیپس و این چیزا بهم داد گفتم نمیخام گفت بگیر گفتم گرفتم از منو رسوند خونه با اینکه دردم می اومد با راح رفتن عادی خیلی دردم شدید میشد ولی مجبورم جلو خانوادم عادی راه رفتم و رفتم اتاق تو اتاق خواهرم یه جوری نگاه کرد رفتم زیر پتو بی صدا گریه کردم به چت جی بی تی گفتم گفت به خانوادت بگو ولی من نگفتم فرداش نه رفتم مدرسه نه رفتم گوشی فروشی ولی پس فردا مجبورن رفتم که خدارو شکر علی فقط آمد کلید ماشینم گرفت منو نگاه کرد یکم سرشو انداخت پایین وقتی از مغازه زد بیرون من بقضم گرفت ولی گریه نکردم شب دوباره آمد بهم از بیرون اشاره کرد بیا من رومون گذاشتم اونور که دوباره نگاهش کردم یجورایی که انگار دستار میداد اشاره کرد بیا من رفتم گفت یه لحظه بشین تو ماشین کارت دارم گفتم نه تروخدا اذیتم نکن ولم کن گفت با تو بشین گفتم نه گفت بهت گفتم بشین بچه من نشستم اونم نشست تو ماشین دستمو گرفت گفت ببخشید بخدا اون روز قصد اذیت کردنت رو نداشتم ببخشید و دستمو می‌بوسد بغلم کرد گفتم ولم کن یکی میبینن گفت شیشه ها دودین گفتم من میرم دیگه گفت منم می‌بخشی برای اینکه ولم کنه گفتم آره آمد جلو روی گوشه لبم آروم یه بوسی زد گفت برو من اولش به فکر خودکشی بودم اما بعد منصرف شدم و حالا حالم بهتره من هنوز هم ماجرا داشتم اگر دوست داشتید تعریف میکنم ببخشید داستان طولانی شد

نوشته: بچه بدبخت ضعیف

بازدید 18,427

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

15 پاسخ به “روزی که پسر بودنمو با تجاوز ازم گرفتن”

  1. اگه میخوای ایشون کسی دیگه را اذیت نکنه ، برو به یه بزرگتر اینارو بگو و ازش کمک بخواه

  2. عجب!دلم سوخت خداییش، ولی اینو بدون کسی پسر بودنت رو نمیتونه ازت بگیره حتی اگه بهت تجاوز شده باشه.خودت رو سرزنش کن چون تقصیر تو نبوده

  3. کاش ازش شکایت میکردی کسکش بیناموس و اعدام میکردنش کسی که پدوفیل و مریضه باید از درخت آویزون بشه

  4. اگر واقعیت داشته باشه باید موضوع به کلدنتری محل گزارش میکردی تا اون شخص با دیگران این کار رو تکرار نکنه تو که با هوش مصنوعی اشنایی داری و خودت گفتی ازش راهنمایی گرفنی خوب دستورش انجام میدادی هیج ابرو ریزی هم. نداشت

  5. سلام عزیزم.به عنوان کسی که مثل تو بهش تجاوز شده،باید بگم برو به خانوادت یا کسی که بهش اعتماد داری بگو.بعدش با هم برید پزشکی قانونی و بعدش ازش شکایت کنید.با این کار آبروی تو و خانوادت نمیره و فقط روسیاهیش برای اون آدم میمونه.پسرونگیت هم کسی نمیتونه ازت بگیره و تو ی پسر خوبی.تازشم ۱۴ سالته و اصلا کو تا بلوغ و موی بدن.اصلا نگران نباش عزیزم.برو به یکی بگو و اون آدم رو به سزای عملش برسون.اگه دلت گرفت یا چیزی شد یا خواستی صحبت کنی میتونی بهم پیام بدی داخل تلگرام@Huhvdjji

  6. عزیزم خودتو ناراحت نکن به نود درصد پسرها تو سنین نوجوانی و جوونی تجاوز میشه بخصوص پسرای خوشگل و بی مو تازه این اولشه خودتو آماده کن احتمالا تا سی سالگی بهت تجاوز خواهند کرد تو دانشگاه تو پادگان و … به منم حدود ده بار تا حالا تجاوز کردن چه تکی چه گروهی تو همه جا خون اومدن هم طبیعیه نگران نباش فقط مواظب ایدز و اچ پی وی باش حتما دم دستت کاندوم و لوبریکانت داشته باش

  7. اسکل نشو بابا کونی میشیا ، شایدم یکمم اوب ورت داشته وگرنه نمیومدی اینجا بنویسی برو به یه بزرگتری کسی بگو و یکمم جنم داشته باش یا دیدی یجا اوضا خطریه فقط درو به حرفای این ساسانم گوش نده معلوم الحاله

  8. بدبخت اونایی که باورشون شده این نره‌غول کسخل که این کسشرا رو نوشته ۱۴ سالشه🤣تویی که این داستان رو نوشتی یک مریض جنسی پدوفیل هستی

  9. مارو بگو که تا حالا فکر می کردیم کِی روش سرمربی تیم ملی مون بوده !کله ام «داق» شد و در «حصرت» موندم از این حجم شعر ناز . «سانیه» ای از فکر شعر نازهایی که تلاوت کردی در نمیام ! واقعاً از خوندن داستانت «بقضم» گرفت و «وهشت» زده شدم . یعنی مادرتو …

  10. از اون محل برید شکایت کنی کل شهرتون می فهمند بچه خوشگلی دستگیر هم بشه اعدام هم بشه چند سال بعد یادشون میره همه توی دبیرستان و هنرستان و بعد پادگان بیشتر گاییده میشی برو باشگاه بوکس یا کیک بوکسینگ یا موی تای تمرین کن کسی جرات نداشته باشه دنبال کردن تو باشه

  11. بهش بگو من با پدرم ویا عمو یا دایی کسی که داری راحتم شکایت کردم نامه پزشک قانونی هم دارم فقط اقدام به جلب ت نکردم دست از پا خطا کن خودم بکشم ت بالای دار اگه‌‌چیزایی که گفتی راست باشه حکم اعدام بهش میدن

  12. درست مثل من بچه بدبخت ضعیف و یتیم نه سالگی حمالی کار کردم دو تا ده شب اوایل روزی دوهزار تومنبا این حال بورسیه شدم اما نشد برمناپدری لاشی که پیر لاشی که همیشه نتونستم کلا سه ماه تو سال مادرم بود ک اونم نشد یبار سر سفره غذا بخورم همیشه نگاهاش میبرد منو تو فکر این بابای منه که به همع عیدی میده من نه من کار میکنم اما پولام کجاست تا ک فهمیدم من اصلا مادرم تو بیمارسان منو ول کرد رفتن بعد چهل روز سر ی خواب اومدن تو پتو غریبه پیچوندنم اوردنماز شانس خوشگلم و سفید و بی مو نرم مثل پنبه ریز و نمکی کیوت کیوت همه میگن هنوز ۱۵یا ۱۶ سالم اما الان ۲۶شدمشهرمونم بده رفیقی ندارم ک با کسی ده سال رفیق شدم تازه برعکس ک اون کمک کنه من مغازه زدم با کلی بدبختی و بی کسیم و سنگ اندازیابدتر اینه که داداش خودم که تنها هم خونم بودرو من کراش بوداین نامرد منو وقتی که ۱۴سالم بود با حشریت داییم ک سربازی اومده بود داییممم که خداییش از اول من یجوری حس داشتم بهش داییم اومده بود من تنهام اغلب سال تابسون بود منو بوی حتی پاهاشم حشری میکردتو خواب بوی عرق و نامرد شورتشو گذاشه بود کنارم من خاب لخت لخت خسته خسته قرص خواب خورده یودم ک بخابمیهو دیدم یکی داره لای کونمو دست میگشه و بو کردن و قربون صدقه و ای جان تو دیگه زیر خواب منیتازه دوربینشم روشن کرده بودیهو نشست جوری که کیر و خایش با اون بوی سکسیش نمیدونم همیشه مثل دخترا بودممالید ب صورتم و گفت بخورکتک زد گفت راه بیا که فایده نداره کون پلمپت جر بخوره بد پاره میشیاخلاصه دوساعت من التماس اینم میکرد و سه بار کونم پر کرد انقدر پر شد که در اوردنی ننفهمیدم که من کونم مثل کص زن اب داره و حتی سیسیگاسم میشمخابمون رفت علی ما اومد و دید این صحنهبلند داد زد گفت خب داییی به به بچه خواهر یا دوست دختر یا کونی زیر خوابمن غریبمعلی کیرش قول دیده بودم قبلا قایمکی لاپام مالیده بود تو خواب مثلا منم خوابمیدونسم پرووودیگه منو تبدیل کردن ب جنده خودشون

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید