سلام خدمت همه دوستان،
برام مهم نیست توهین کردن هاتون اما میگم این حقیقت رو شاید عبرتی بشه برا مردان متاهل.
من و خانمم هفت سال پیش ازدواج کردیم در اوج عاشقی و دوست داشتن اما از زمانی که پای دختر عموم به زندگیم باز شد زندگی ما خراب و در نهایت به جدایی کشید.
دختر عموم که دو سال پیش از همسرش جدا شده بود با پدر و مادرش زندگی میکرد در تهران، چند وقتی بود تلگرام باهام ارتباط داشتیم و از مشکلات زندگیش برام میگفت ، ما شهرستان هستیم ، یروز برای کاری اداری رفتم تهران و چون کارم تموم نشد مجبور شدم شب برم خونه عموم که ای کاش نمیرفتم، رفتم و بعد از ورود من دختر عموم که اسمش میزارم سحر دائم تلگرام برام پیام میفرستاد و ازم تعریف میکرد اما من نتونستم مجابش کنم پیام نده شک میکنن، گوشش بدهکار نبود،
شب بعد شام پیام هاش بوی سکس گرفته بود تا جایی که به سکس چت رسید، لعنتی تونست زهر خودش بریزه و من رو شهوتی کرد، موقع خواب و زمانی که عموم و خانمش خواب بودن به خواست سحر که بیا تو حمام فقط کیرت ببینم رفتیم تو حمام اما کار به سکس رسید، فردای اون روز بر گشتم شهرمون و پیام دادن های سحر بیشتر از قبل شده بود و دائم از سکسمون تعریف میکرد، باور کنید اون سکس یکی از افتضاح ترین سکس های عمرم بود چون با وجود عمو و زن عموم خیلی استرس داشتم و فقط خودم خالی کرده بودم، اما برای سحر که به گفته خودش دو سال سکس نداشته خیلی لذت بخش بوده،
یکی از شب هایی که تلگرام باهم چت میکردیم و اون احمق باز شهوتی شده بود شروع کرده بود به تعریف از سکس اونشب و من در حین چت کردن خوابم برده بود، خانمم که دیده من خوابم برده میاد گوشی میگیره که بزاره کنار متوجه چت کردن هامون شده و کل پیام ها رو میخونه ، صبح از خواب بلند شدم دیدم رو مبل نشسته و با لباس بیرون اماده بیرون رفتن بود، اما چشماش و حالش روز خوبی نداشت و معلوم بود حسابی گریه کرده، بدون هیچ حرفی صفحه چت رو بهم نشون داد، باور کنید دنیا رو سرم خراب شد و دوست داشتم زمین دهن باز کنه و من رو ببلعه،
خانمم رفت بدون هیچ حرفی، زندگی خوب ما برای کنترل نکردن چند دقیقه شهوت به باد رفت، دوستان داستان سکسی نبود اما نوشتم شاید برا دو نفر هم که شده تلنگر باشه، به عشقتون پای بند باشین که مثل الان من حسرت روزهای خوش رو نداشته باشین.
برام مهم نیست توهین کردن هاتون اما میگم این حقیقت رو شاید عبرتی بشه برا مردان متاهل.
من و خانمم هفت سال پیش ازدواج کردیم در اوج عاشقی و دوست داشتن اما از زمانی که پای دختر عموم به زندگیم باز شد زندگی ما خراب و در نهایت به جدایی کشید.
دختر عموم که دو سال پیش از همسرش جدا شده بود با پدر و مادرش زندگی میکرد در تهران، چند وقتی بود تلگرام باهام ارتباط داشتیم و از مشکلات زندگیش برام میگفت ، ما شهرستان هستیم ، یروز برای کاری اداری رفتم تهران و چون کارم تموم نشد مجبور شدم شب برم خونه عموم که ای کاش نمیرفتم، رفتم و بعد از ورود من دختر عموم که اسمش میزارم سحر دائم تلگرام برام پیام میفرستاد و ازم تعریف میکرد اما من نتونستم مجابش کنم پیام نده شک میکنن، گوشش بدهکار نبود،
شب بعد شام پیام هاش بوی سکس گرفته بود تا جایی که به سکس چت رسید، لعنتی تونست زهر خودش بریزه و من رو شهوتی کرد، موقع خواب و زمانی که عموم و خانمش خواب بودن به خواست سحر که بیا تو حمام فقط کیرت ببینم رفتیم تو حمام اما کار به سکس رسید، فردای اون روز بر گشتم شهرمون و پیام دادن های سحر بیشتر از قبل شده بود و دائم از سکسمون تعریف میکرد، باور کنید اون سکس یکی از افتضاح ترین سکس های عمرم بود چون با وجود عمو و زن عموم خیلی استرس داشتم و فقط خودم خالی کرده بودم، اما برای سحر که به گفته خودش دو سال سکس نداشته خیلی لذت بخش بوده،
یکی از شب هایی که تلگرام باهم چت میکردیم و اون احمق باز شهوتی شده بود شروع کرده بود به تعریف از سکس اونشب و من در حین چت کردن خوابم برده بود، خانمم که دیده من خوابم برده میاد گوشی میگیره که بزاره کنار متوجه چت کردن هامون شده و کل پیام ها رو میخونه ، صبح از خواب بلند شدم دیدم رو مبل نشسته و با لباس بیرون اماده بیرون رفتن بود، اما چشماش و حالش روز خوبی نداشت و معلوم بود حسابی گریه کرده، بدون هیچ حرفی صفحه چت رو بهم نشون داد، باور کنید دنیا رو سرم خراب شد و دوست داشتم زمین دهن باز کنه و من رو ببلعه،
خانمم رفت بدون هیچ حرفی، زندگی خوب ما برای کنترل نکردن چند دقیقه شهوت به باد رفت، دوستان داستان سکسی نبود اما نوشتم شاید برا دو نفر هم که شده تلنگر باشه، به عشقتون پای بند باشین که مثل الان من حسرت روزهای خوش رو نداشته باشین.
نوشته: سروش
32 پاسخ به “دردسر دخترعموی حشری”
دوست عزیز تو اگه خیلی عاشق زنت بودی طرف رو تو تلگرام بلاک میکردی قبل از تحریک شدن. اینا بهانست بهااااانه.
پیام اخلاقی داستاما حداقل داخل تیتر داستانت ، املا رو رعایت میکردیحرشی؟!ب هرحال مرد یکم داخل کنترل نفس و حشر ضعیفهدرکت میکنم
داستان یه کتک کاری حسابی کم داشت ولی بازم حقته
دختر عموی حرشی تو بکنم
نخوندمفقط عنوانش منو نابود کرد !حرشی
خیلی مختصر ولی بنظر واقعی میرسیدولی این که زنت با دیدن پیامات رفته و زندگیت به جدایی کشیده هضمش مشکلهقطعا هزار کثافتکاری و خیانت دیگه هم کردی
اندرز
اصل داستان :درد سر پسر عموی حبشیپسر عموت از حبشه میاد ،از قضا از تو خوشش میاد و کونت میذاره ،زنت میفهمه ،پسر عموت چه کیری داره ،تو را ول میکنه میره سراغ پسر عموی حبشی ات
خا
نمیدونم چرا یاد بلال حبشی افتادم…داستانت آموزنده بود ممنون
چقدر دردناکمرده دیگه تو تنهایییاش دنبال سرگرمی و سوژه واسه جقش میگردهبرو دنبال زنت بهش بگو گوه خوردیو گرنه تو میمونی و تنهاییا
وا حرشی چیه دیگه
ممنون که. گفتیتا الان فکر میکردم اگر خیانت کنیم طرف مقابل خیلی خوشش میادو اگر متوجه بشه خیلی خوشحال میشهو حتما بعد از اینکه خوشحال شد تمام پس انداز و طلاها و ارث و میراثش هم به نام میکنهوای که من تا اللن چقدر گمراه بودمتا الان فکر میکردم اگر یکی خواست کرم بریزه باید اینقدر ادامه بدم تا طرف رو بکنم و راهی به نام قطع ارتباط و بلاک هم وجود ندارهباز هم تشکر میکنم که من را از قید و بند جهالت رهانیدی
من فقط تیترو خوندم اوردوز کردم
سروش عزیز ، کاملآ درک ت میکنم … این اتفاق ممکنه برای هر کسی پیش بیاد .متآسفانه خانمها نسبت به ردپای هر زنی در شعاع ۱۰۰ کیلومتری شوهرشون تمام یگان های نظامی شون رو به حالت آماده باش در میارن و این از روی سهل انگاری و کم تجربگی و کم شانسی جنابعالی بود .امیدوارم این اتفاق هرگز برای کسی اتفاق نیوفته
خدا صبرت بده…پیشنهاد من اینه خیلی با ملایمت و خویشتن داری بری و از زنت معذرت خواهی کنی . وبهش بگی پاهات لعزیده و این خطا رو کردی نمیتونم اسمش رو خیانت کامل بگذارم چون دختر عموت مطعلقه بوده . و محتاج کیر وخیر سرش به پسر عموش اعتماد کرده ولی چون زنت در جریان هوسرانی های تو و دختر عموت نبوده میشه گفت اسمش نارو زدن به همراه زندگی اسمش رو گذاشتعزیزم همه چی توی زندگی . اون کص و کون نیست که توی زندگی تا چشمت بهش افتاد خودت رو ببازی .کص و کون ابزاری است برای آرامش دوتا دلداده و بهروریش هم برای دوتا عاشقه که به پای عشق هم دیگه تعهد دادن.کار تو خطا بوده به خاطر اینکه تو کص و کون زنت رو نادیده گرفتی شاید حرف من خنده دار باشه . اما زنت برداشتش الان حاضر همینه که من چه عیبی داشتم که شوهرم پایین تنه یه زن دیگه رو به پایین تنه من ترجیح داد…پاشو برو و خیلی آقا وار و جنتلمنانه . عذر خواهی کن و بگو خطای عقلی بوده و مخت گوزیده بود در آن شرایط وحشتناک تنهایی تو ودختر عمو ودر آن شور هیجان و هیاهوی تنهایی تو دختر عمو این کیر تو بود که فرمان آتش میداد…
موبو گرام برای همین خوبه مخفی میشه چت ها()
عخییی عسییسم
به کیرم کس کش نمیکردیالان زنتم پسر عموش میکنه صفا میکنهتوام بیا فعلا کیرمو بخور تا حوصله ات سر نره
این الان داستان سکسی بود یا چسناله؟ (dash)
زن من بود ، من دیگه صبح از خواب بیدار نمی شدم مطمئنا، خخخخخخ
اب ریخته شده
چرت میگی ! می دونی چرا ؟ چون اگر متعهد و عاشق بودی عمرا از این غلط ها نمی کردی ! با احترام به تمام زوج های عزیز ، اما افراد متاهلی که به دنبال تنوع هستنند – قطعا عاشق و متعهد نیستنند – یکشون هم خود من هم هستم
درس عبرتی است برای حفظ حریم خانواده
نکته خوبی بود
نمیدونم نظرات را میخونی یا نه ولی اگه نظرات را میخونی و اگه واقعا درسته بهتره خودت را گول نزنی عزیزم تو هر رابطه ای دو نفر نقش دارن فقط مشکل از دختر عموت نبوده خودت هم خوب میدونی که بهش گرایش داشتی. زنت هم دیگه رفته خوب یا بد آدم چیزی را که تف میکنه را دباره برنمبداره بخوره پس بیخیال زنت بشو و به حرف دلت گوش کن و برو دختر عموت را بگیر
باز خوبه کردی و بگا رفتی، یکی داستان گذاشته بود در حال کون دادن بگا رفته بود، اونو دیگه نمیشه جمعش کرد
پیام و نکات خوبی داشت. اما سعی کن برش گردونی
کیر بلال حبشی تو کون دختر عموی حرشیت
خخخ شبيه داستان بچه بسيجي ها بود ك واس عبرت بقيه ميذارن!!!
اره راست میگی خیلی سخته خدا نصیب هیچ کس نکنه
دوست عزیز تو اگه خیلی عاشق زنت بودی طرف رو تو تلگرام بلاک میکردی قبل از تحریک شدن. اینا بهانست بهااااانه.