خواهر نازنین من

سلام دوستان امیدوارم که این موضوعی که براتون مینویسم واستون اتفاق بیوفته و تو این موقعیت قرار بگیرید بعد نظر بدید
من نیما هستم ۱۹سالمه دوتا خواهر دارم یکی ۳۱ساله نازنین یعنی خواهر بزرگم و نگین خواهر کوچکتر که تازه داره ازدواج میکنه

من بچه اخر خوانواده هستم پدر مادر مذهبی دارم خیلی زیاد نه ولی اعتقاداتشون با خود من فرق میکنه خواهر بزرگم نازنین یخورده امروزی تره و خیلی راحته ماجرای ما از کار من شروع شد که دنبال کار میگشتم مدرسم تموم شده بود و دنبال یه کار بودم که خرج دانشگاه رو در بیارم نازنین ۱۱ساله که ازدواج کرده دومادمون بهم پیشنهاد داد که بیا پیش من باهم کار کنیم من هم قبول کردم چون کار خوبی بود زیاد ادامه نمیدم برگردیم به موضوع اصلی خونه خواهرم اینا با خونه ما ۲ساعت فاصله داشت من صبح با مترو میرفتم خونشون تا ساعت ۴ سر کار بودم و معمولا میومدم خونه خواهرم واسه ناهار و خوابیدن یه دو ماهی شد من اونجا کار میکردم خواهرم با من خیلی راحتن جفتشون مخصوصا نازنین که بدن سفید سفید داره قدش یخورده از من کوتاه تره خیلی کم معمولا بین دخترا قد بلند حساب میشه سینه های خیلی جا افتاده و تحریک کننده داره کونش هم زیاد بزرگ نیست اندازه خیلی نرمال رو به خوب داره که قشنگ میتونه هر کسی رو تحریک کنه من خودم خیلی تو سایت بکن تو داستان سکس خواهر برادر یا پدر دختر و مادر پسر دیده بودم ولی هیچوقت باور نمیکردم چون اصن فکر نمیکردم همچین چیزی امکان داره خلاصه ما از سرکار اومدیم خونه دامادمون سرکار بود و من اومدم خونه خواهرم تنها بود خونه خواهر زادمم رفته بود خونه همسایمون با دوستش بازی میکردن
من اومدم خونه خواهرم یه شلوارک قرمز پوشیده بود با یه تاپ سفیدی بدنش با ترکیب رنگ قرمز یعنی دل هرکسی رو میبرد
نشستیم یخورده صحبت کردیم ناهارو اورد خوردیم من خیلی ناخوداگاه کیرم راست شده بود هی از رو شلوار جا به جا میکردم دست خودم نبود ادم تحریک میشه هی چشم میوفتاد به سینه هاش و رون پاش داشتم دیوو نه میشدم کامل تو فکرم بود ناهارو خوردم و گفتم من میرم یه چرت بزنم دوساعت دیگه منو بیدار کن برم که دومادمون بیاد خونه گفت باشه اقا ما اومدیم تو اتاق خواب تو اتاق خواهرم اینا میخوابیدم اقا اومدم تو اتاق کلا خواهرم تو ذهنم بود توی حالت خوابیده دستم رو گذاشته بودم رو کیرم و بازی میکردم رو تخت خواهرم اینا بودم و خودمو جای دومادمون تصور میکردم و میگفتم چه گوشتی رو داره میکنه تو حال خودم بوم یهو دیدم در اتاق باز شد و خواهرم وارد شد با دیدن من چشاش چارتا شد سریع شلوارمو کشیدم بالا سرشو انداخت پایین و اومد دوتا لباس بزاره تو کمد سریع رفت هیچ حرفی رد و بدل نشد اقا نازنین رفت و من کیری استرس گرفته بودم گفتم ینی چی حالا چی میشه چیکار باید بکنم بعد یه ربع خواهرم دیدم داره در میزنه با صدای کمی لرزون گفتم بیا تو اومد موهاشو گوجه ایی بسته بود انقدر ناز شده بود که میخواستم همونجا بکنمش و چشم رو رو همچی ببندم اومد تو گفتش ببخشید که تو اون وضعیت اومدم تو باید در میزدم گفتم نه من واقعا معذرت میخوام نباید همچین کاری رو تو خونه شما و رو تختتون میکردم دست خودم نبود خیلی تحریک شدم گفتش داداشم اشکال نداره ما که غریبه نیستیم (با لحنه شوخی ) گفتم ولی نباید این کارو میکردم گفت حالا بگو ببینم چی شد که تحریک شدی سرخ سرخ شدم نمیتونستم بگم بخاطر تو گفت من خواهرتم باهام راحت باش یهو زنگ خونه خورد خواهر زادم اومد خونه گفت مامان میشه تبلتمو ببرم خونه عرفانینا خواهرم داد تبلتشو و رفت اومد دوباره پیشم یخورده با اعتماد به نفس شدم گفت داشتی میگفتی گفتم خبب چیزه ببین بد برداشت نکنا ولی راستش من وقتی تورو اینجوری میبینم دست خودم نیست تحریک میشم منم پسرم دیگه تو سنی هستم که نیاز دارم و واقعا بدن جذابی داری هرکسی جای من باشه تحریک میشه با نیش خند گفت سر سفره مشخص بود گفتمم بخداااا دست خودم نبود گفت اشکال نداره مگه تو دوس دختر نداری گفتم والا داشتم اما تنها کاری که میکردیم بوسیدن بود چیزای دیگه رو نمیذاشت گفت ینی تاحالا سکس نداشتی با خنده گفتم سکس که چرااا با رفیقامون چند بار رفتیم جنده کردیم ولی خب اون که حال نمیده اصن باورم نمیشد دارم با خواهرم راجب چی حرف میزنم تو فضا بودم گفتم جنده هایی که میکردیم بدنشون زیاد اونجوری که من دوس داشتم نبود گفت مگه چجوری دوس داری گفتم سفید بودنش خیلی واسم جذابه بخوام به طور کلی بگم مثل تو باشه دقیقا خیلییی پرووو شدیاا گفتم ازت یه خواهش بکنم انجام کیدی گفت تا چی باشه گفتم جون من بگو نه نمیگی بعد کلی التماس قبول کرد گفت بگو گفتم میشه سینه هاتو ببینم اینو که گفتم یهو چشاش و گشاد کرد و گفت میزنم تو صورتتاا گفتم نازنین توروخدا فقط همینو ازت میخوام الان هم شوهرت سر کاره هم بچه نیستش به یه مصیبتیک قبول کرد تاپشو در اورد من کیرم مثل سنگ شده بود از شهوت قشنگ معلوم بود از زیر شلوار گفتم سوتین رو هم درار گفتت چششمم عباس اقا دستور دیگه گفتم جون داداش گفت باشه واااای سوتیون باز شد دوتا میوه بهشتی لخت افتاد جلو صورتم یه بوی خاصی داشت شهوت کل فضا رو گرفت بی اختیار دستمو بردم سمتش یخورده مقاومت کرد ولی داشتم میمالیدم سینه هاشو دیگه یخورده مقاومت کم شد شروع کردم خوردن سینش ینی بهترین سینه ایی بود که دیده بودم حتی تو فیلما هم انقدر قشنگ نبودن تو همون حالت افتادم. روش با شهوت داشت میگفت الان یکی میاد گفتم نترس فقط خودمو خودتیم هیچکس نیست شروع کردم خوردن گردنش جوری میخوردم که انگار از گشنگی فرار کردم گردنش و خیس خیست کرده بود کیرم از رو شلوار راست. راست شده بود رو شیکمش بود گرمای بدنش شهوتم رو بیشتر کرده بود با یه نگاه اجازه مانند دستمو کردم تو شلوارش سر تکون داد که اوکیه دست قشنگ رو کصش بود کصش خیس خیس شده بود انگشت وسطم رو کرده بودم توش ودوتا بغلیش بالای کوصش رو میمالیدم تو همون حال گردنشو میخوردم دیدم دیگه نمیتوتم تحمل کنم گفتم پاشو نشست رو تخت با دست راستم هولش دادم کمرش چسبید با تشک تخت پاهاش اومد بالا شلوارک و شورت رو باهم از پاش در اوردم شلوار خودمو تا نصفه کشیدم پایین اول با صورت نردیک کصش شدم یه بوس کردم لبم خیس شده بود شروع کردم به خوردن کص سفید و خیسش بعد پنج دیقه پاشدم گفتم باید یکنم توش کیرمو گذاشتم بالا کصش از بالای خط کسش میکشیدم پایین میومد دم سوراخش یه فشار ریز میدادم در میاوردم انقدر زیر کیرمو کشیده بودم رو کصش که نار نین داشت چشاش سیاهی میرفت فقط با شهوت میگفت بکن توش دارم میمیرم کصش خیس خیس کیرم خیس خیس گذاشتم دم سوراخش با فشار از کمرم به هل دادم سرش راحت رفت تو یه جیغ رضایت بخش کشید تا ته نکرده بودم تو همونجمری اروم اروم داشتم تلمبه میزدم با دوتا دستم هم از زیر روناش گرفته بودم و دستم رو به سوراخ کون سفیدش نزدیک میکردم انقدر گرم بود داخل کصش که ابم با قدرت اومد کیرم تا ته تو کصش غرق بود قشنگ با بهترین حس و قدرت داخل کصش ارضا شدم کیرمو بیرون کشیدم اروم یخورده ابم از کصش داشت میزد بیرون خیلی زیاد اومد ابم خودم فکرشو نمیکردم تو همون حالت نفس نفس زنان افتادم روش گفت این بهترین سکسم تو کل عمرم بود گفت وحید هیچ وقت منو اینجوری ارضام نکره بود پاشدیم یه دوش گرفتیم همچی رو جم کرد گفتم ابمو چیکار کنیم گفت قرص باید بگیری برام گفتم اگه اوکی نشه چی گفت من شوهر دارم کسی شک نمیکنه داستان سکس ما هنوزم ادامه داره رابطمون خیلی بهتر شده اگه از این خوشتون بیاد ماجرا سفرمون رو هم تعریف میکنم
دوستان یه خواهشی شما که کامنت منفی میزارید اولا اینجا بکن تو و کسی که میاد اینجا داستانش رو میگه چون نه اسمی ازش هست نه چیزی اینجا میتونه فقط در موردش حرف بزنه بخاطر همینه واسه بعضی ها خیلی ناشناخته س
ممنون که خوندید

نوشته: نیما

بازدید 5,075

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

22 پاسخ به “خواهر نازنین من”

  1. نوش جون هر دوتاتون ، از هم لذت ببرید و شاد بمانید و مراقب هم دیگه باشید

  2. می دونی چرا داستان های خواهر و برادری که می خوندی باور نمی کردی چون تابو تو ایران نداریم ،داستان تو هم زاییده ذهن معیوبتِ

  3. نمیدونم چجوریه بهترین بکنا همینان، هر زنی رو میکنن میگه هیچوقت اینجوری ارضا نشده بودهبخواب بابا لحاف یخ کرد لاشگوشت دوزاری

  4. نوش جونت بکن، کُس رو باید کرد تو نکنی یکی دیگه میکنه. کس آبجی یه چیز دیگه است شاید منم یه روزی داستانمو نوشتم

  5. والا فقط میتونم بگم نوش جانت تو راضی آبجی راضی کس خار تا راضی ادامه بده و بکن موفق باشی

  6. تفاوت برادر و خواهر اینه:وقتی تازه وارد دوره بلوغ میشن برای برادر خواهرش اولین گزینه هست برای دید زدن و دستمالی کردناما برای خواهر برادرش آخرین گزینه هست

  7. دمت گرم رفیق. چند وقت بود که ی داستان اینجوری نخونده بودم همینجوری که میخوندم کم کم کیرم شق شد وقتی به خودم اومدم دیدم دارم کیرمو میمالم. خیلی واقعی بنظر میرسه.

  8. اگه واقعی بود، حلالت.اگه نه هم که آفرین به نیروی تخیلت.اونایی که هم فحش میدن به خاطر اینه که خودشون دوست دارن ولی موقعیتش پیدا نشده و حسودی می کنن.

  9. من داداشم روم کراش داره یوقتایی که تنهاییم میاد ماساژم میده البته بیشتر میمالونه تا ماساژننیدونم بهش بدم یا نه

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید