آرزو داشتم زنم را در حال سکس ببینم (۱)

سلام بر دوستان عزیز. اسامی اشخاص و اماکن عوض شده.
درود
از دوران راهنمایی با سایت بکن تو آشنا بودم و همیشه داستان های اون را می خوندم و خیلی از داستان بیغیرتی خوشم میومد و دلم می خواست این حس را تجربه کنم برای همین با دختر همسایه خودمون نازنین ازدواج کردم. نازنین اندام و تیپ فوق‌العاده سکسی و جذابی داشت و زیاد دیده و شنیده بودم که با پسرای محل رابطه داره و توی دوره عقد و نامزدی هم چند بار فهمیدم با یه پسر رابطه داره ولی بهش نگفتم.
بعد عروسی ازش خواستم لباسهای باز بپوشه و اون هم مانتو را کنار گذاشت و با ساپورت و تی شرت می‌رفت بیرون ولی وقتی از حس بیغیرتی بهش گفتم و ازش خواستم جلوم سکس کنه قبول نکرد و فکر کرد میخوام امتحانش کنم.
یه روز عصر که ۲ ساعت زودتر از همیشه برمی گشتم خونه یک کوچه قبل از خونه دیدم نازی داخل ماشین یک پسر هم سن خودم نشسته و دارن حرف میزنند. پشت یه درخت مخفیانه ازش فیلم داشتم می گرفتم که نازی یه لب به پسره داد و پیاده شد و رفت طرف خونه. منم با فاصله پشت سر نازی راه افتادم و نیم ساعت بعدش رفتم خونه. وقتی رسیدم خونه نازی رفته بود حموم. رفتم روی تخت و شروع کردم به دیدن فیلم لب دادن نازی که حسابی برام لذت داشت و بعدش رفتم بکن تو تا داستان بخونم .
وقتی نازی از حموم اومد بیرون از وسایلم که گذاشته بودم روی اپن متوجه اومدن من شده بود و اومد داخل اتاق و احوالپرسی کرد و رفت سر کمد لباس. ازش خواستم خودش را خشک کنه و لخت بیاد کنارم دراز بکشه.
وقتی اومد کنارم بغلش کردم و شروع به مالیدن و زدن حرف های بی غیرتی کردم و گفتم چرا جلوم با دوست پسرت سکس نمی کنی که انکار می کرد دوست پسر داشتن را که بعد کلی مالیدن و خوردن سینه هاشو رفتم سر گوشیم و فیلم را براش گذاشتم.
بعد دیدن فیلم خیلی ترسیده بود و با صدای لرزون پرسید حالا میخوای چیکار کنی؟ شروع به ناز و نوازش کردم و وقتی آروم شد دوباره حرف های بیغیرتی زدم و گفتم اگه می خواستم کاری کنم همون موقع می کردم و شروع به مالیدن سینه و کوسش کردم تا حشری بشه. وقتی که حسابی رفت توی حس ازش خواستم از سکس های بعد ازدواج با من تعریف کنه ، اونم که دیگه باور کرده بود که نمی خواهم امتحان یا اذیتش کنم بهم راحت تعریف کرد و گفت امروز با مهران رفته بوده باغ و سکس کرده باهاش و بعدش کلی از مهران تعریف کرد و گفت فردا زود بیا تا بریم شهربازی تا بگم مهران هم بیاد و با یک نقشه با هم دوست بشید و باهم رفت و آمد داشته باشیم بعدش به مهران زنگ زد و گفت فردا با منصور قراره بریم شهربازی و تو هم بیا تا به یه بهونه باهاش دوست بشی و بتونی بیایی خونه ما و بعدش جلوش سکس را آزاد کنیم. همین طور که نازی داشت با مهران حرف میزد منم از پشت باهاش سکس کردم.
فردا اضافه کاری نموندم و زود اومدم خونه. توی راه به نازی زنگ زدم و گفتم دارم میام. وقتی رسیدم نازی داشت آرایش میکرد و خودم رفتم دوش گرفتم و اومدم لباس پوشیدم و منتظر نازی نشستم تا اونم اومد و گفت بریم. نگاه کردم دیدم خیلی خوب بود ولی دلم میخواست بازم سکسی تر باشه برای همین ازش خواستم بدون شورت بیاد و زیر ساپورت شورت نپوشه.

نوشته: ناشناس

بازدید 18,786

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

12 پاسخ به “آرزو داشتم زنم را در حال سکس ببینم (۱)”

  1. کیرم تو آرزوهاتبسه دیگه خارکصه ها همش بیغیرتی بیغیرتیچی تو آب و نون شماها میریزن که اینقد پست میشید

  2. قبل اینکه میخاستید از در بیاید بیرون یه نگاهی توی سایت بکن تو می انداختی… کس کش جقی مشنگ

  3. داستانت ساده و جذابه . از این سبک تعریف کردن و روایت کردن ماجرا خوشم میاد . دمت گرم .

  4. واقعا تریسام لذت داره مخصوصا وقتی شوهره داره نگاه می‌کنه و همزمان با گاییدن زنش جلوت جق میزنه

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید