خاطرات کودکی علی

خب قبلا دوتا از داستان هام نوشتن انگار مشتری هم نداره
ولی ی حس عجیبی دارم دلم میخواد بنویسم داستانم الان ک مینویسم ۳۱ سالمه داخل پردیس زندگی میکنم
هنوزم گاهی ب سرم میزنه که با ی مرد سکس داشته باشم بیشتر تمایل به پسران کم سن هست
خب بگذریم بار ۳ که این اتفاق افتاد سکس هارد نبود در حد دست مالی لاپا بود البته قرار بود ب اونجاها بکشه اما حالا نمیدونم شانس آوردم یا از دستش دادم
تو همون خونه روستایی تو یکی از روستاهای دماوند بودیم که یکی از هم محله ای ها اومده بود ب پدرم سر بزنه برادرام مادرم. نبودن ما ۳ نفر بودیم اون زمان من هنوز ابتدایی نمی‌رفتم خوب داشتن صحبت میکردن منم ی گوشه گوش میدادم که پدرم خواست بره سر زمین ب کارش ادامه بده مهمون مون هنوز نشسته بود پدر رفت ب من گفت. لوازم رو خونه جمع کنم مهمونم وانمود کرد میخواد بره کمکم پدرم رفت منو اون تو خونه تنها بودیم (اون حتی اسمش نمیدونستم ی مرد ۴۰ ب بالا. بود حدودا )من اومدم لیوان هارو جمع کنم که دستش گذاشت رو کونم برد وسط پام با ی دست کل کونم گرفته بود بعد گفت بهم کون میدی منم ساده گفتم ن گفت چرا گفتم فلانی چند وقت پیش منو کرد خیلی درد داشت. خوشم نمیاد
بهم گفت اون سوراخی کردت. من لاپا میکنمت اصلا درد نداره با همین ی حرف اکی دادم شلوارم درآورد لای کونم مالوند لپ کونم باز کرد سوراخم نگاه انداخت تف کرد رو انگشتش مالوندبه کونم یکم میچلوندش کونمو بعد درازم کرد خوابید کنارم شلوارش داد پایین کیرش به کونم میمالوند کم کم اومد روم تف انداخت رو کونم با کیرش سر می‌داد لای پام روم دراز کشید شروع کرد عقب جلو کردن هی تف میزد قشنگ خیسی لای پام حس میکردم اون سر خوردن کیرش لای کونم دوست داشتم چشام بسته بودم لذت میبردم وقتی کیرش از اون لا میخورد به تخمام رویایی بود بعد آبش ریخت رو کون و کمرم ی دست مال آورد پاک کرد بد لباسمون پوشیدیم گفت دوست داشتی گفتم آره بهم گفت فردا بیا خونمون بهت ی جوجه بدم یکمم. حال کنیم قبول کردم بعد پاشد رفت منم فرداش اومدم برم ب یکی از دوستام گففتم اونم گفت منم میام باهم رفتیم که اونجا که اون مرده انتظارش نداشت بهم گفت امروز نمیشه برو فردا تنها بیا منم برگشتم رفیقم یکم از من بزرگتر بود گفت یک وقت تنها نری میگیره میکنمت راستش منم با توجه ب دردی که قبلا تجربه کرده بودم اصلا دلم نمیخواست تکرار بشه و دیگه نرفتم این هم گذشت این آخرین باری بود که کون دادم تا دوران راهنمایی که اونجا دوباره شروع شد پیشنهاد های سکس و دادنم البته خودمم ی کم دلم میخواست که کردن امتحان کنم

نوشته: علی

بازدید 6,030

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

9 پاسخ به “خاطرات کودکی علی”

  1. خودت قربانی یک مرد بچه باز بودی بعد ابتدا صحبتت مینویسی تمایلم به پسرهای کم سن هست .هر تمایلی قابل احترام نیست بچه هیچ درکی از گرایش و هویت جنسی خودش نداره .باید چوب تو کونتون بکنن تا یاد بگیرید سکس مرد بالغ با مرد بالغ هست نه بچه زیر سن قانونی میخواد دختر بچه باشه یا پسر بچه فرقی نداره

  2. بهتره تمایلت به بچه کم سن نباشه اصلا میدونی چه آسیبی به روح روان اون بچه وارد میشه احمق

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید