خاطرات شمال حمید و سارا (۲)

سلامی دوباره
حمیدم ادامه خاطرات شمال رو براتون می نویسم . ممنون از لایک هاتون .
یادتون باشه قسمت قبل با سارا تو جنگل می رفتیم که دچار بارون شدیم و برای پیدا کردن سرپناه مجبور شدیم بریم تو ی آلاچیق که ی چادر هم کنارش برپا بود .
وقتی رسیدیم دیدیم سه تا پسر کنار آتیش نشستن و مشغول آماده کردن کباب هستن.
سلام کردیم و ازشون خواستیم کنار آتیش خودمون گرم کنیم .‌ پسرهای بامعرفت و خوش برخوردی بودن . علیرضا که بزرگتر بود حدود ۲۵ ساله به کامران گفت برو کاپشن منو بیار بنداز رو خانم کامران هم رفت با ی بارونی و کاپشن برگشت کاپشن داد خانم ، بارونی هم داد به من گفت خودتون رو گرم کنید . تشکر کردیم ولی سارا که لباس هاش حسابی خیس شده بود داشت می لرزید و گفت نمیتونم بپوشم اول باید خشک بشم . علیرضا گفت بچه ها بریم تو چادر خانم راحت باشه .
سه تای گوشتها و سیخ ها رو برداشتن بردن تو چادر ، من و سارا هم کنار آتیش موندیم تا خودمون خشک کنیم . سارا شالش رو در آورد کنار آتیش نشستیم که سعید کوچیک ترینشون بود (حدود ۱۶ سال) با ی حوله دستی اومد گفت خدمت شما تشکر کردیم و من حوله رو گرم کردم باهاش صورت و گردن و موهای سارا رو خشک کردم .‌با دیدن سارا که موهای مشکی و خوشگلش خیس شده بود گفتم خانومی خیلی خوشگل شدیا ! سارا لبخندی زد و گفت مگه بار اولته میبینش ؟ گفتم‌ تو این هوا و طبیعت و این وضعیت آره سارا گفت لرزم گرفته چیکار کنم گفتم نمیدونم اگر الان تو سوییت بودیم میگفتم برو زیر دوش آب گرم ولی اینجا چیکار میتونم برات بکنم . گفت نمیدونم کاش الان تو سوییت بودم یا لااقل ی پتو بود میخوابیدم . گفتم بدون بوس و بغل من که گرم نمیشی . خندید گفت مثل همیشه بیشعوری ولی واقعا بغلت ی چیز دیگه هس گفتم الان میرم ببینم اینجا چی دارن ؟
رفتم تو چادر دیدم بله هم چادر جادار و بزرگه هم اینکه به اندازه دو سه روز موندن امکانات با خودشون آوردن . گفتم بچه ها ی پتو میدید به من خانمم لرزش گرفته
علیرضا گفت آره ولی بیارش تو چادر ما میریم کنار آتیش کباب کنیم شما بیاید داخل .
رفتم سارا رو صدا زدم گفتم بیا داخل اینجا بهتره . سارا بلند شد و اومد طرف ما لباس خیسش که چسبیده بود به تنش سینه تپلش برجسته تر نشون میداد بدون روسری و موهای خیس با ساپورت و کفش اسپورتش واقعا اندامش رو سکسی تر از همیشه کرده بود داشتم با عشق و هوس نگاش میکردم که متوجه شدم علیرضا هم داره دید میزنه روش ولی پنهون میکرد کامران هم از تو چادر اومد بیرون ولی سعید داخل بود .
دست سارا رو گرفتم بردمش تو دیدم سعید از تو ساکش ی تیشرت و شلوارک درآورد بهش داد گفت فکر کنم لباس من اندازه اش باشه بپوشه اون لباس و بده بیرون بزارم خشک بشه ی تک پوش هم به من داد با ی شلوار راحتی فکر کنم مال کامران بود . سعید پسر تپل و سفید و تپلی بود و هیکلش هم اندازه سارا بود . سارا لباس و از سعید گرفت و گفت بیرون باش تا لباسم عوض کنم .‌ وقتی لباس خیسش رو در آورد گفتم خانم سوتینت هم خیسه درش بیار داشت سوتینش رو که در میاورد که شیطنتم گل کرد و از پشت گرفتمش سارا هی دستمو میکشید میگفت نکن بیشعور زشته میفهمن گفتم باشه ی بوس از گردنش گرفتم و گفتم زود باش پس الان سعید میاد . لباس که پوشید بهش گفتم واقعا هر لباسی بهت میادا خندید گفت حتی پسرونه گفتم آره ولی سعید هم خوش سلیقه هستا سارا گفت: آره هم خوش سلیقه هم خوشگل و تپل . گفتم شیطون نکنه خوشت اومده ازش گفت :حسودیت شد گفتم نه برا چی حسودی کنم تو که مال منی عاشق منم که هستی ی لب ازم گرفت گفت لباس بده سعید بیا گرمم کن دارم یخ میزنم .
لباس و سوتین و شلوار بردم بیرون آویزون کردم زیر آلاچیق علیرضا گفت کباب آماده شد بیا دو تا سیخ ببر ی کم حالتون جا بیاد . گفتم واقعا لطف میکنید پسرا امیدوارم بتونم جبران کنم رفتم تو چادر دیدم سارا حوله پیچیده دور سرش ی پتو انداخته زیر یکی هم روش و داره اون زیر میلرزه رفتم از پشت بغلش کردم گفتم الان گرمت میکنم … گفت بچه ها نیان تو گفتم نگران نباش حداقل تا ی ربع دیگه مشغول کبابن منم حسابی گرمت میکنم از پشت سینه هاش تو دست گرفتم و از گردنش ی بوس گرفتم گفتم از پشت بگیرمت بهتر گرم میشی یا از جلو . گفت فعلا که بدن خودتم سرده …

به شوخی گفتم میخوای پسر خوشگله رو صدا بزنم بیاد گرمت کنه گفت دیدی گفتم حسودی اون پسره اسم داره.‌ گفتم: خببب حالا سعید . میخوای من تو بغلت باشم اونم از پشت بهت بچسبه پتو هم که روته هم گرم میشی هم حال میکنی گفت آره لابد تو هم تحمل میکنی یکی دیگه منو بچسبه مشغول لاس زدن بودیم که دیدیم سعید از پشت چادر صدا میزنه رفتم گفت علیرضا میگه بیا رفتم پا آتیش علیرضا ی سیخ تعارف کرد گفت بیا هم خودت بخور هم برا خانومت ببر . مشغول خوردن که شدیم گفت خانمت گرم شد یا هنوز سردشه گفتم نه هنوز فعلا که خوابیده گفت مشروب میخوره گفتم آره گاهی وقتها تو مهمونی به کامران گفت بطری و پیک و ی سیخ هم ببر برا خانوم گفتم بده خودم ببرم گفت تو همینجا بشین پا آتیش خشک بشی خودت از اون بیشتر خیس شده بودی حواست نبود
گفتم باشه پس بده سعید ببره کامران که انگار بهش برخورده بود گفت چرا اونوقت ؟
با خنده گفتم آخه با سعید راحت تره هم کم سنه هم اینکه لباساشو پوشیده خودمونی تره خندید گفت باشه سعید برو از خانوم پذیرایی کن
سعید که رفت منم با علیرضا و کامران مشغول صحبت و خوردن کباب و مشروب شدیم . جاتون خالی تو جنگلای شمالی و نم نم بارون و مشروب و کباب حسابی حالمو جا اورد حسابی منو گرفته بود .
گفتم بچه ها من ی سر به سارا بزنم گفتن راحت باش رفتم تو دیدم سارای من پتو رو انداخته رو شونه اش و نشسته دست سارا رو لپ سعید بود که رفتم تو گفتم سارا جون خوبی گفت آره بهترم سعید هم پاشد که بره منم لپش کشیدم گفتم مرسی سعید جون لباس خانم که خشک شد بی زحمت بیارش سعید هم گفت چشم و رفت اومدم کنار سارا نشستم گفتم این سعید هم از یه دختر سره ها گفت توهم انگار خوشت اومد ازش گفتم آره دیدم حیفه ی لپش تو گرفته بودی گفتم منم بگیرم ببینم مظنه اش چنده
دوتا دستش انداخت تو گردنم ی لب گرفت گفت وحید جووون گفتم جونم گفت خوب که تو رو دارم کنارمی واقعا احساس آرامش دارم باهات منم ی بوس ازش گرفتم ناخودآگاه رفتم زیر پتو خوابوندمش تو بغلم و حسابی فشردمش گفتم سارا جوون با ناز و ادا گفت جون دلم گفتم تنت خوب گرم شدا گفت آره بعد از کباب و شرابی که سعید اورد خوردم گرم شدم گفتم سعید یا سعید جون گفت :حسوود من که همش به تو میگم جونم عزیزم گفتم آخه منم همین میگم تا حالا به کسی دیگه جونم نگفته بودی گفت الانم نگفتم برا تشکر گفتم سعید جان مرسی گفتم آره دیدم لپش هم کشیدی گفت دست بردار چته گفتم هیچی اتفاقا منم خوشم اومد از این پسره چقدر با ادبه ولی نمیدونم چرا با این اختلاف سنی با اینا میگرده سارا گفت اتفاقا منم ازش پرسیدم گفت هفته ای ی بار میایم خوشگذرونی ظاهرا پولش هم میدن تازه شستم خبردار شد شیطونا چه کیسی هم تور کرده بودن .
گفتم سارا جون بریم دیگه تا شب نشده بریم
گفت برو لباسم و بیار تا عوض کنم رفتم لباس هایش خشک شده بود آوردم تا عوض کن عليرضا گفت کجا ؟ گفتم بریم دیگه سویی گرفتیم گفت میل خودتونه ولی هنوز هوا بارونیه شب هم نزدیکه دوباره تو دردسر می افتد بمونید فردا برید. گفتم باید بریم شما زحمت بکشید ما رو با ماشین برسونید پایین گفت نمیشه آخه جاده خیلی لیزه سرازیری هم تنده سری تکون دادم و لباسهای سارا رو بردم بهش بدم به سارا گفتم بچه ها میگن بمونیم چکار کنیم گفت چمیدونم هر چی تو بگی سارا لباس سعید رو در اورد تاپ و مانتو خودش پوشید گفتم باشه بمونیم … ادامه دارد…

نوشته: حمید و سارا

ادامه…

بازدید 9,939

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

3 پاسخ به “خاطرات شمال حمید و سارا (۲)”

  1. اینکه اگر توی این شرایط باشی قطعا اونجا مجبوری خانمت و باهاشون مشارکت کنی شکی نیست البته اگه خودتون موافق باشین هیچ اشکالی هم نداره بهر حالتی که نگاه کنیم هم فال هست هم عشق و حال هست . بنظرم ما واسه خودمون خیلی سخت کردیم زندگی و اگر کسی که مشکلی نداشته باشه با چنین چیزی هیچ اشکال نداره هر دو حال کنند نه اینکه بعدش دچار مشکل بشن ، اگر از نظر چنین مسائلی باورهای خاص خودشون و دارند که هیچ ، اگر اتفاقی رخ بده زندگی خودشون و بدون شک خراب کردن اما چنانچه زن و شوهر راحت هستند هیچ منعی نداره که حال کنند و لذت ببرند اینها بستگی داره به خود افراد . اکثرا ما مردها خودمون بدمون نمیاد که گاهی لذت ببریم اما زن ها رو میگیم حق ندارند حال کنند ، خودم شخصا عقیده دارم اگر هر دو با چنین چیزی مشکل ندارند اشکالی نداره در سال‌های جوانی چنین حالی هم بکنند اما باید قشنگ نسبت به عواقب چنین چیزی اطلاع کافی داشته باشند چون بعدش نمیشه دیگه موضوع رو نادیده گرفت . برای همینه که تاکید می‌کنم بی گدار به آب نزنند وگرنه غرق می‌شوند. گدار به جاهای کم عمق رودخانه می‌گویند که منظور این هست اگر می‌خواهند از عرض رودخانه عبور کنند حتما باید در قسمت گدار این کارو کنند وگرنه دچار مشکل می‌شوند. اینجا هم یعنی ابتدا شرایط و خوب بسنجند و فقط با کمی شهوتی شدن تن به رابطه بدهند بعد دیگه زندگی و کلا تمام شده حساب کنند و جدا می‌شوند. یعنی این ها داستان هست اگر اینکاره نیستید امتحان نکنید . اینو میگم که بعضی ها لحظه ای دچار مستی شهوت نشوند هوس کنند زنشون و برای رابطه تشویق کنند بعد که به حال قبل برگشتن بگن بزنه جنده بودی از اول و الکی الکی زندگیشون و دچار مشکل نکنند .

  2. وحید کیه این وسط؟؟؟؟؟دوتا دستش انداخت تو گردنم ی لب گرفت گفت وحید جووون گفتم جونم گفت خوب که تو رو دارم

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید