تالاب عشق

از اون پنجشنبه ای که شهروز حسش رو بهم گفت یکماه میگذشت، دی ماه بود از دانشکده بیرون زدم توی محوطه باد سردی میومد زیپ کاپشنمو تا بالا بستم حوصله خوابگاه رو نداشتم راه افتادم سمت چهارراه ولیعصر، کیف روی دوشم و دستام توی جیبم نم نم برف میبارید و من عمیقا داشتم به این فکر میکردم که خب الان باید با حس شهروز چکار کنم؟، اون روز من خیلی راحت قبول کردم چون خودمم این حس رو داشتم ولی الان با این همه شوق و اشتیاق شهروز مستاصل شده بودم، قرار نبود انقدر توی جمع خوابگاه حسمون رو بروز بدیم رفتم سمت کافه همیشگی پشت میز نشستم بردیا صاحب کافه پسر خوش قیافه و همیشه خندان که الان دیگه رفیق صمیمی شده بودیم و از طریق دوستای هم حسمون میشناختیم همدیگه رو اومد کنار میز…
بردیا: مخلص آقا سینا، چه خبرا راه گم کردی؟، چند وقته خبری ازت نیست
من: یه لبخند زدم و گفتم نوکرم، زیر سایه تم یکم مریض احوال بودم حس و حال هیچی رو نداشتم
بردیا: آره بچه ها گفتن، زنگ زدم در دسترس نبودی، چیزی شده؟ پکری
من: آره اگر وقتتو نمیگیرم بشین حرف بزنیم
بردیا: بزار برم دوتا دم نوش بیارم تو این هوا میچسبه، خب بگو چی شده؟
من: شهروز رو یادته؟
بردیا: آره خب چی شده؟
من: جدیدا خیلی تمایلات و حسش نسبت به من رو توی خوابگاه جلوی بچه ها نشون میده ومن اصلا دوست ندارم، همین چندروز پیش یکی از بچه ها برگشته میگه سینا جان داداش شهروز میخاره بخارونش دیگه، من دوست ندارم بخاطر حس امثال ما بقیه مسخره کنن
بردیا: میدونم چی میگی خب اونو مسخره کردن حتما خودش دوست داره، تورو که مسخره نکردن؟
من: خب همین من دوست ندارم خودشو کوچیک کنه، قبلا هم اینارو به تو گفتم یادته وقتی داشتی سکسای بی رویه انجام میدادی همون سری دوم که دیدمت باهم حرف زدیم، خوشبختانه تو گوش کردی
بردیا: میفهمم، خوب باهاش حرف بزن
من: گوش نمیده بابا
بردیا: من میدونم اون دردش چیه از ماه پیش که بهت گفته تا الان سکس نداشتین و اون میخواد اینطوری تو رو تو منگنه بزاره، همین الان زنگ بزن بگو بیاد اینجا
من: اوکی، گوشی رو برداشتم زنگ زدم
شهروز: سلااااام خوشگله خوبی؟
من: سلام چشم خوشگله، پاشو بیا کافه
شهروز: خبریه؟
من: آره بیا
نیم ساعت بعد در کافه باز شد و شهروز اومد داخل من و بردیا رو دید اومد سمت مون سلام علیک کرد و نشست بردیا براش یه دمنوش آورد
شهروز: چیزی شده؟
بردیا: نه ولی سینا یکم نگرانه؟
شهروز: یا خدا
من: نگران نشو چیزی نیست راجب حرکاتت تو خوابگاه و جلو بچه هاس چرا این کارا رو میکنی که اون مرتیکه مزلف بگه شهروز میخاره بخارونش؟
شهروز: بگه کون لقش کی اونو آدم حساب میکنه نترس کسی با این ریش و پشم من شک نمیکنه
من: تو مگه نمیگی با علیرضا سکس میکردی؟ اگر اون بخواد انتقام بگیره چیزی بگه چی؟
شهروز: علیرضا ههه، اون هیچی نمیگه انقدر که هول کیره، در ضمن میدونی چرا این کارو میکنم؟ چون یکماهه فهمیدیم حسمون چیه ولی دریغ از یه بوس فقط اون شب اول یکم عشق بازی کردیم یه جوری باید حالیت کنم یا نه؟
من: چه گوهی بخورم من؟ خب میگی با داییمو و دوستش حال نمیکنی کجا بریم ما؟ تو اتاق وسط بچه ها؟
شهروز: چه میدونم نمیایی بریم ساوه ام که همه اش آخر هفته پیش داییت و رفیقش خوشگذرانی میکنید
بردیا: شهروز مشکل تو همینه؟
شهروز: پس چی تو فکر میکنی من خوشم میاد این کارا رو کنم؟
بردیا: خب اینو به سینا میگفتی حلش میکرد
شهروز: چطور اونوقت؟
بردیا: دمنوش رو بخور من برم حاضر شم بریم؟
من: کجا؟
بردیا: خونه من؟
من: نه بردیا اوکی میکنم الان زنگ‌میزنم به داییم بره پیش رفیقش
شهروز: من نمیام اونجا
بردیا: خندید، سینا جان این با داریوش و بابک کج افتاده بیا بریم‌خونه ما شما دوتا برید تو اتاق منم میشینم تو پذیرایی
من: یه پدری از این درارم امروز تو داستانا بنویسن
بردیا: اوه اوه جالب شد پس پدر منم در میاد با سر و صدای شما
یک ساعت بعد خونه بردیا بودیم
شهروز رفت خودشو تمیز کرد و رفت تو اتاق من و بردیا رو کاناپه نشسته بودیم حرف میزدیم پاشدم برم بردیا لبمو بوسید گفت میدونم چقدر مهربونی ولی ادبش کن دلت نسوزه
رفتم تو اتاق درو بستم شهروز رو تو بغل گرفتم شروع کردم لباشو خوردن شهروزم همراهی میکرد دو به شک بودم که از همین اول خشونت رو بیارم تو کار یا نه که با حرف شهروز منفجر شدم که گفت:(سینا من آروم دوست ندارم)، در حالی که داشتم لباشو میخوردم گردنشو گرفتم فشار دادم از خودم جدا کردم یه سیلی بهش زدم و پرتش کردم رو تخت وایسادم جلوش، موهاشو مشت کردم تو دستم سرشو آوردم جلو چندتا چپ و راست سیلی توی گوشش زدم طوری که صورتش قرمز شد، دستمو گذاشتم رو فکش و فشار دادم دهنشو باز کردم تف کردم توی دهنش و کیرمو بدون هیچ رحمی محکم کردم داخل دهنش و با همون ضربه اول تا ته حلقش فرو کردم شهروز انتظار این خشونت رو ازم نداشت، اما نمیدونست تو بازه زمانی بدی که من از لحاظ روحی آشفته بودم بازی بدی رو تو خوابگاه با من شروع کرده بود و الان این من بودم که داشتم همه حرص و خشمم رو شهروز بیچاره خالی میکردم، کیرم ته حلقش بود و گلوشو با دست گرفته بودم فشار میدادم تا مرز خفگی میرفت ییرون میکشیدم و دوباره از نو شروع میکردم حالا دیگه نوبت کونش شده بود موهاشو تو دستم مشت کردم بلندش کردم گفتم تخم سگ حروم زاده داگ استایل وامیسی تکون بخوری اول و آخرتو جلو چشمات ردیف میکنم هرچی شد تکون نمیخوری، شهروز فقط گفت چشم ارباب چشم، من با شنیدن کلمه ارباب برای اولین بار از دهن یه مفعول به شدت حال کردم و همین باعث شد که‌کمربند شلوارمو درارم و قبل از اینکه شهروز رو بکنم تا میخورد با کمربند بزنم بعدش با لگد بهش زدم گفتم تخم سگ داگی شو شهروز گفت چشم ارباب، داگ استایل وایساد یکم لوبریکانت به کیرم زدم خیلی کم چون میخواستم شهروز اذیت بشه بعد کیرمو دم سوراخش گذاشتم و بدون مکث محکم تا ته دادم تو کونش شهروز از درد پرید جلو که دوباره سیبل مشت و لگدای من شد زیر دستم‌میگفت ارباب گوه خوردم ببخشید دیگه فرار نمیکنم‌و دوباره داگ استایل وایساد و من به همون روش اول باز کیرمو تا ته کردم تو اینبار با وجود درد زیادش صبر کرد و من از همون اول با شدت تو کونش تلنمبه میزدم تمام ملحفه تخت بردیا از خون و عرق و پیشآب پر شده بود که یهو شهروز شروع کرد به لرزیدن و سوراخ کونش تنگ شد و ارضا شد آبش ریخت روی تخت و بوی سکس تما فضا رو گرفت به لطف قرصی که بردیا بهم داد تایم سکس بالا رفت و من به مرز ارضا شدن رسیدم نمیتونستم‌خودمو کنترل کنم فقط با صدای بلند تو کون شهروز ارضا شدم کیرمو کشیدم بیرون شهروز بیحال افتاد من همون جوری درو باز کردم دیدم بردیا لخت در حالی که آبش پاشیده رو شکمش رو کاناپه اس منو دید خندید گفت حالشو جا آوردی؟
گفتم آره، پاشو یه آب قند بهش بده نمیره
بردیا آب قند رو برد تو اتاق به شهروز داد و اومد بیرون گفت آفرین از الان به بعد آدم میشه و میدونه صاحبش کیه و هر وقت صاحبش بگه میتونه بده
شهروز اومد بیرون اومد بغلم بوسم کرد و گفت این بهترین سکس عمرم بود…

نوشته: سینا۳۳

بازدید 4,565

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

2 پاسخ به “تالاب عشق”

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید