بازی برد برد محسن و نادیا (۳ و پایانی)

سلام به خانوما و آقایون عاشق سکس و لذت و شهوت. امیدوارم خوندن داستانهای بکن تو و تماشای فیلمهای پورن خصوصا واسه زن و شوهرها منجر به تغییر دیدگاهشون و تغییر در سبک زندگی شون بشه یه تغییر خوب و رو به پیشرفت از زندگی های خشک و بی روح سنتی به زندگی های لذت محور روشنفکرانه و نهایتا خروج از زندگی های تلخی که بیشتر زنده ماندن تا زندگانی و توی اونا بیشتر از همه خانوما و کودکان آسیب میبینن و حق و حقوق اوناس که نادیده گرفته و پایمال میشه و ورود به زندگی های قشنگی که توش به نظر و سلیقه و خواست خانوما بیشتر احترام گذاشته میشه و اونا راحت تر به حقوق خودشون خصوصا حقوق جنسی شون دست پیدا میکنن.

و اما ادامه داستان

قرار شد واسه آمادگی ذهنی من و نادیا فردا شب آقا مسعود شوهر شهلا بیاد خونه ما و در حالیکه یه ساعت اول من و شهلا فقط تماشاچی هستیم جلو چشم من و زنش با نادیا سکس کنه تا ذهن و روحیه من واسه دیدن زنم زیر یه کیر دیگه آماده بشه و بعدشم دو نفری کس و کون نادیا را بگائیم تا هم نادیا به آرزو و رویاش یعنی گائیده شدن با دو تا کیر بصورت همزمان برسه و هم کس و کون دادن جلو چشم شوهرش واسش عادی بشه. بعدش دوباره رفتیم رو تخت و من تا ساعت سه ، هر چهار تا چاه عشق یعنی کس و کون نادیا و شهلا جون را تو پوزیشنهای مختلف جفتی و انفرادی گاییدم و بعد تا خود ظهر خوابیدیم. طرفای ظهر از گشنگی بیدار شدم و دیدم بین دو تا حوری بهشتی خوابیدم بدون اینکه بیدارشون کنم زنگ زدم از بیرون غذا سفارش دادم و رفتم دوش گرفتم و سفره را چیدم و رفتم و با بوس و انگولک ، دو تا شاه کس خانوم رو بیدارشون کردم و گفتم شهلا جون کاش زنگ میزدی آقا مسعودم واسه ناهار بیاد اینجا ولی اون گفت محسن جون دیشب نشنیدی پیام خوابیده بود و زنش زیر کیر مسعود بود این جور مواقع مسعود تا خود صبح تو کس و کون ساغر سوئیچ میکنه و فقط هوا که روشن میشه دیگه رضایت میده و حالام تا خود غروب مثل خرس می خوابد که بتونه امشب از خجالت نادیا جون در بیاد. بعدش پا شدنو با نادیا رفتن دوش بگیرن و همون موقع غذا هم رسید بعد از دوش گرفتن ، جفتشون رفتن تو اتاقو با لباس های فوق سکسی اومدن واسه ناهار بعد از خوردن‌ ناهار ، نادیا‌ که میدونست دیشب چشای هیز من فرصت نکرد که یه دل سیر اندام خوش تراش شهلا جونو دید بزنه گفت شهلا جون خیلی تو این لباسا شهوتناک شدی پاشو یه کم برقصیم تا این پسر کوچولوی من یه دل سیر هیزی کنه و شاه کس جدیدشو تو این لباسای سکسی دید بزنه منم یه بوس واسه نادیا فرستادم و پاشدم یه فلش موسیقی شاد بدون کلام مخصوص رقص و زدم به اسپیکر و گفتم شما شروع کنید به رقصیدن تا من و کیرم اول یه دل سیر از تماشای اندام زیبا و هیکل خوش تراش شما دو تا حوری بهشتی لذت ببریم بعدش منم میام وسط آخه میدونید هنوزم باورم نمیشه که به آرزوم رسیدم و هی به خودم میگم من و این همه خوشبختی محاله. بعد رقصیدن و مشروب خوردن شهلا جون واسه مسعود لوکیشن فرستاد و سر شب بود که اونم با یه دست گل خوشگل و یه جعبه شیرینی بزرگ از راه رسید و حدودای ساعت هشت شب بود که زنگ در خونه را زد چه تیپ باکلاسی زده بود توی اون کت شلوار با کراوات و ساعت و گردنبند و انگشتر و اون بوی ادکلن معرکش مثل دومادا شده بود و من که مرد هستم از تیپش کیف کردم چه برسه به نادیا و وقتی وارد خونه شد و با من و شهلا و نادیا روبوسی کرد نادیا نتونست این حس ذوق زدگی خودشو مخفی کنه و به مهلا جون گفت تبریک میگم بهت شهلا جون واقعا برازنده هم هستین و واقعا آقا مسعود یه جنتلمن واقعی به نظر میرسه و شهلا جونم که از این حرف نادیا کیف کرده بود گفت حالا از این به بعد که با خودش و رفتاراش آشنا شدی میفهمی که باطنش هم مثل ظاهرش جنتلمنه. مسعود گفت بابا بس کنید بنده دارم از خجالت مثل بستنی آب میشم و خوب نادیا جون بستنی شل شده هم که فایده نداره و نادیا هم کم نیاورد و با عشوه و خنده گفت شما نگران شل شدنش نباشین من خودم بلدم که چطوری سفت و شقش کنم و هممون زدیم زیر خنده خلاصه اون شب بزم مون رو با شراب شروع کردیم و با یه نیم ساعتی بزن و برقص ادامش دادیم و بعدش نشستیم دور هم. من رو کردم به مسعود و گفتم مسعود جان میبینم که شهلا جون تو رو در جریان جزئیات تشکیل این رابطه قرار داده واسه همینه که امشب حس دامادی بهت دست داده و کیر بدست اومدی کس و کون زن منو بگائی. قراره من و مژگانم بشینیم همینجا و خودمونو دعوت کنیم به دیدن یه سکس خفن زنده.
ازت میخوام یه ساعتی هر چه تجربه و هنر سکس داریو رو کنی و کاری کنی که نادیا جونم مشتری دائمی کیرت بشه اونم گفت با کمال میل و پاشد و دست نادیا رو گرفت و کشیدش سمت خودشو و با هم لب تو لب شدن بعد از یه پنج دقیقه نادیا جون با دلبری یکی یکی لباسای آقا مسعود و از تنش در آورد و وقتی شورت و شلوارش را باهم کشید پائین از دیدن یه کیر کلفت و سیاه و دراز چشاش گرد شد و با گفتن یه آخ جون بلند حمله ور شد به سمتش و اونو کرد تو دهنش. خلاصه سرتونو درد نیارم مسعود به ۷۲ روش سامورائی کس و کون زنمو جلوی چشای مست و خمار من و شهلا جون گائید و سه بار اونو ارضاش کرد بعد شهلاجون که تو این یه ساعت مثل من شهوت خودشو سرکوب کرده بود رو به من گفت خوب حالا وقتشه که پاشیو فانتزی زنتو عملی کنی و اینگونه شد که منم کیر بدست بهشون ملحق شدم و تا یک ساعتم من و مسعود نادیا رو تو پوزیشنهای مختلف تریسامی گائیدیم و بعد که نادیا در اثر خستگی از ادامه سکس انصراف داد شهلاجون جاشو بین من و مسعود گرفت و منم پا به پای مسعود تا خود صبح کس و کون زنشو گائیدیم و هر کدوممون بعد دو بار ارضا شدن ولو شدیم روی کاناپه و من دیگه نفهمیدم کی خوابم برد. هر سه تامون طرفای بعد از ظهر با صدای نادیا بیدار شدیم و دیدم نادیا چه میز ناهار اشرافی چیده پس هر سه تامون با هم رفتیم حموم دوشمون رو گرفتیم و زیر دوشم داشتیم با بمال بمال همدیگه کلی حال و حول می کردیم که شهلا جون گفت میدونم که هیچکدومتون گی نیستین ولی دوست دارم شما ها هم مثل ما خانوما که واستون ساک میزنیم کیر و خایه همدیگه رو ساک بزنین و نادیا رو صداش کرد و بهش گفت بیا حیفه که دیدن این صحنه رو از دست بدی منو مسعود یه‌ نگاهی‌ به‌ هم کردیم و دیدیم‌ نمیشه با درخواست شهلاجون مخالفت کنیم چون اونم دیشب با هیچکدوم از درخواستای ما مخالفت نکرد پس اول من زانو زدم جلوی مسعود و یه دو دقیقه ای واسش ساک زدم و تخماشو میمالیدم و وقتی کیرش کاملا شق شد نشستم لب وان و پاهامو از هم وا کردم یعنی حالا نوبت توئه اونم اومد زانو زد وسط پاهام و شومبول خفته منو کرد تو دهنشو و بعد از چند دقیقه ساک زدن ازش یه اژدهای هار و سرکش تحویل داد و در این حین شهلا و نادیا با‌مسخره بازی و شوخی و متلک پرونی حسابی بهمون خندیدن به شهلا جون گفتم آخه آزار داری حالا که گشنمونه از این هوسا میکنی حالا ما دو تا پسر حرف شنو این دو تا کیر شق و رقو چی کارشون کنیم شهلا کیر منو گرفت تو دستش و گفت نادیا بیا تو هم کیر مسعود رو بگیر تو دستت و بیا دنبال من و شروع کرد کیر منو کشیدن و راه افتاد به سمت بیرون حموم و رفتیم تا سر میز ناهار و گفت واسه تجربه اولتون بد نبود خدا رو چه دیدین شاید در ادامه رابطه ، کون همدیگه را هم کردین و همه زدیم زیر خنده. بعد ناهار یه کم با هم رقصیدیم و قرار شد نادیای من و مسعود برن تو اتاق رو تخت و من و زنشم همینجا تو هال و رو کاناپه ها بصورت اختصاصی و عروس دومادی سکس کنیم و بعد از یه ساعت ما هم بریم پیش اونا و یه سکس گروهی توپ با انواع پوزیشنهای سه نفره و چهار نفره اجرا کنیم. طرفای غروب که دیگه کیر ما و کس و کون اونا حسابی سابیده شد و هر کدوممون چندین بار ارضا شدیم رفتیم تو پذیرائی و یه عصرونه و چند تا پیک شراب خوردیمو و قرارمون را گذاشتیم واسه دو شنبه شب که ما توی خونه شهلا جون ، هم با پیام و ساغر آشنا بشیم هم اولین سکس گروهی شش نفرمون رو انجام بدیم وهم یه برنامه ثابت واسه تعویض همسرا بریزیم به طوری که هر خانومی چهار روز هفته را توی خونه خودش و مال شوهر خودش و پنجشنبه زیر یه کیر و جمعه هم زیر یه کیر دیگه غیر شوهرش باشه و دو شنبه ها هم بصورت نوبتی خونه همدیگه جمع بشیم واسه سکس گروهی البته این برنامه قبلی و ثابت اون دو تا زوج بوده و با ورود ما فقط یه تغییر کوچیک تو برنامه پنجشنبه و جمعه دادن چون قبلا هر یک از آقایون دو روز پنجشنبه و جمعه ، کس زوج مقابلش رو در اختیارش داشت که یا میبردش خونش یا با هم میرفتن مسافرت ولی از این پس پنجشنبه یه کس و جمعه هم یه کس دیگه بجز زن خودشو میبره و به این ترتیب همه زوجا هر هفته بصورت ضربدری و غیر تکراری دو تا کیر یا کس غیر از همسرشون را در اختیار دارن.
به یه چشم به هم زدن دو شنبه شب اومد و من و نادیا با هیجان و خوشحالی وصف ناشدنی و با یه دسته گل قشنگ زنگ خونه شهلا جونو زدیم و در که باز شد دیدیم غیر از شهلا و مسعود ، ساغر و پیامم اومدن دم در به استقبال ما و خدائیش هم پیام جنتلمنی بود واسه خودش و هم ساغر جون یه دافی بود شاه کس و من دوباره حس کردم که با کون افتادم توی حوض عسل اون شب بعد آشنائی و صرف شام و شراب تا صبح مشغول یه گروپ سکس مشتی شدیم هر دو تا سوراخ هر کدوم از ما خانوما بیشتر تایم سکس اونشب کیر توش بود و هر سوراخی هنوز خالی نشده با یه کیر دیگه پر میشد و این شد آغاز سکانس جدیدی از زندگی جنسی من و نادیا.
بالاخره صبح پنجشنبه رسید
_محسن جان دیگه صدات نمیکنما بیدار شو دیگه پاشو برو دوش بگیر پیام و شهلا نیم ساعت پیش زنگ زدن و گفتن توی راهن پیام ساغرو رسونده خونه مسعود و شهلا را داره میاره اینجا تا منو ببره تو دیگه حالاس که زنگ خونه رو بزنن. من که آمادم و به محض رسیدنشون با پیام میرم خودت میدونی و شهلا.
من یه شورت و سوتین بنفش با کفش پاشنه بلند همرنگ پوشیده بودم و در حالی که جلوی آینه آرایش میکردم از دیدن هیکل‌ سکسی خودم با اون سر و وضع کیف میکردم یه دفعه صدای زنگ آیفون واحد بلند شد و محسن با صدای زنگ از خواب پرید و دوید رفت سمت حموم منم همینجوری خرامان خرامان رفتم و درو باز کردم. پشت در پیام و شهلا بودن و البته دست پیام لای کون شهلا چشای جفتشون با دیدن اندام سکسی من گرد شد پیام گفت دمت گرم نادیا جون چی ساختی واسه من. شهلا گفت نادیا جون انتظار داشتم محسن بیاد دم در به استقبال من ولی انگار خبری ازش نیست. گفتم بخدا شرمنده یه ساعته دارم بیدارش میکنم ولی غرق خواب بود و همین الآن با صدای زنگ واحد از خواب پرید و رفت دوش بگیره بفرمایین تو. این آقا محسن تا فردا صبح در اختیار خودته.
رفتم که شال و مانتوم رو بپوشم و با پیام بزنیم بیرون که دیدم پیام کیرشو از تو شلوار در آورده و میگه با اجازه شهلا خانوم و منو همینجوری برم گردوند و ایستاده به سینه چسبوندم به آینه قدی که دم در ورودیه و یه کم شرتمو کشید پایین و کیر خودشو سوراخ کون منو تف زد و تا اومدم بفهمم چی به چیه کیر کلفت و درازشو تا دسته جا کرد توی کونم و شروع کرد به تلمبه زدن منم به شهلا گفتم تو رو خدا در واحد رو ببند تا آبرومون نرفته. داشتم آه و ناله میکردم که محسن حوله به دوش از تو حموم اومد بیرون و دید پیام همونجا دم در داره زنشو از کون میکنه سلام کرد و از شهلا معذرت خواهی کرد و رو به پیام گفت پیام جون زن من تا فردا صبح در اختیارته چرا حولی ؟ پیامم گفت خداییش با دیدن زنت نتونستم جلو کیرم را بگیرم حالام چند دقیقه دیگه میریم شما فعلا شهلا جونو دریاب محسنم اومد و دست انداخت چاک کون شهلا و در حالیکه ازش لب میگرفت و کونشو انگولک میکرد رفتن به سمت اتاق خواب و به پنج دقیقه نشد که صدای آه و ناله شهلا بلند شد.
به پیام گفتم دیگه بریم چون واسه رسیدن چنین روزی مدتهاست چشم انتظارم که با اطلاع و هماهنگی شوهرم برم خونه کیرای جدید و یکی دو روز در اختیارشون باشم

پایان

اقایون و خانومای حشری امیدوارم که این داستان تونسته باشه لذت و شهوت را توی رگهای شما جاری کرده باشه و همیشه حشری باشین

نوشته: آریامهر۲۰۲۶

بازدید 6,976

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

6 پاسخ به “بازی برد برد محسن و نادیا (۳ و پایانی)”

  1. خیلی خوب بود ولی گمونم زود تمومش کردی میتونست ادامه پیدا کنه و به درخواست نادیا و شهلا محسن ومسعود هم از خجالت کون هم در بیان

  2. ریدم تو داستانت که نمیشه فهمید کی به کیه…مهلا…شهلا…نادیا… مژگان…خودت فهمیدی چند نفر اومد تو داستانتو رفت…اثر جق زیادی زدن با تخیل زنهای مردم نتیجش میشه همین.

  3. انتقاد یا پیشنهاد دوستان در جهت بهبود قلم شماستاول ازت ممنونم بابت نگارش داستان یا خاطره فانتزی اما قسمت ساک زدن مردها برام جذاب نبودمیزان ارضا شدنتون در دو روز غیر قابل باورهاز قسمتهای سکسی خیلی گذرا رد شدیاز نظر من داستان سکسی مثل یه مسافرت تفریحی هست که طول سفر مهمتر از مقصد هست .هیجان داستان سکسی ، محصول مراحلی هست تا طی میشه تا به اون سکس مورد نظر برسی ، شما با کوتاه کردن مسیر و رسیدن به خود سکس هیجان داستانو کم کردی بخصوص که سکس سه زوج میتونه مهیج باشهدر کل ممنو بابت وقتی که گذاشتی

  4. تازه کون دادن مردا رو میخواستیم بشنویم که اخرشو باز تموم کردی لامصب

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید